The Diplomat

The Diplomat (राजनयिक)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Diplomat 2025 1080p WEBRip x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
A Commentary by iSegaro
Translated with artificial intelligence

Tags

other
Published on: 2025-05-11
Downloads: 90
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫نگاه کن اینجا. خشاب رو وارد کن...‬

‫اینجوری بارگذاریش کن...‬

‫ای کوتوله!‬

‫بذارید تمرینش کنه.‬

‫درود.‬

‫بزن بریم.‬

‫کلبهوشن جادهاو یک شبکه تروریستی را در پاکستان اداره می‌کرد.‬

‫او افسر با درجه فرماندهی در نیروی دریایی هند و هنوز در خدمت بود.‬

‫و در سال ۲۰۰۳...‬

‫امیدوارم این سفر ارزشش را داشته باشد.‬

‫او کاری خواهد کرد که ارزشش را برای ما داشته باشد.‬

‫می‌دونی باید چیکار کنی.‬

‫بازرسی امنیتی‬

‫کی باز میشه؟‬

‫امروز جمعه است. ممکنه اصلا باز نشه.‬

‫اونجا منتظر بمون.‬

‫اوزما.‬

‫اوزما!‬

‫بله؟‬

‫کار باید امروز انجام شود.‬

‫برادر...‬

‫بیا بریم یه سیگار بکشیم.‬

‫حتما.‬

‫بیا دیگه.‬

‫کمک کن.‬

‫من یک شهروند هندی هستم.‬

‫لطفا اجازه دهید وارد شوم.‬

‫ما نمی توانیم اجازه دهیم وارد شوید، خانم. لطفا هدف خود را بیان کنید...‬

‫اجازه بدهید داخل شوم. من یک شهروند هندی هستم.‬

‫لطفا اجازه دهید داخل شوم. من در دردسر هستم.‬

‫چند مرد به زور من را در بونر بازداشت کرده اند.‬

‫لطفا اجازه دهید وارد شوم.‬

‫صبر کنید... صبر کنید.‬

‫لطفا آرام باشید. چه می گویید؟‬

‫چند مرد به زور من را در بونر بازداشت کرده اند.‬

‫آنها اطراف هستند. لطفا سریعتر اجازه دهید وارد شوم.‬

‫آقا، اگر شما به من کمک نکنید، یک هندی، پس چه کسی کمک خواهد کرد؟‬

‫آقا، لطفا.‬

‫لطفا.‬

‫لطفا، آقا.‬

‫دروازه شماره شش.‬

‫دروازه شماره شش.‬

‫کمک! کمک!‬

‫- کمک! - آقای تیواری.‬

‫- این طرف، آقا. - کمک!‬

‫- کمک! - چی...‬

‫- کمک! - شما کی هستید؟‬

‫- کمک! - شما کی هستید؟‬

‫- کمک! - چطور وارد شدید؟‬

‫- چه کسی به شما اجازه ورود داد؟ در را باز کنید! - کمک!‬

‫- بندازیدش بیرون. - در رو باز نکنید!‬

‫در رو باز نکنید! اونها بیرون هستند!‬

‫کامل بگردونش. الان!‬

‫- مراقب باش، سیرت. - چیزی همراهم نیست.‬

‫- چیزی همراهم نیست. - درست بگردونش.‬

‫- چیزی نیست... - کی گذاشت بیاد تو؟‬

‫- بندازیدش بیرون! - تیواری آقا! تیواری آقا!‬

‫- آقا، من… - این چیه…‬

‫نمیتونم برم بیرون.‬

‫- خانم. - من شهروند هند هستم.‬

‫- لطفا کمکم کنید. - خانم، لطفا. میدونم.‬

‫- خانم، لطفا. - بیرون نمیرم.‬

‫- منو میکشن. - کسی نمیخواد بیرونت کنه.‬

‫اگه منو بفرستید بیرون، رگمو میزنم!‬

‫- نه، نه، خانم. لطفا. - شاید بمب داشته باشه!‬

‫- نجاتم بدید! - یه لحظه صبر کن. لطفا.‬

‫ممکنه یه بمب به کمربندش بسته باشه!‬

‫- اگه منفجرش کنه… - چیزی همراهم نیست!‬

‫تکه تکه میشیم!‬

‫- کی میدونه جای دیگه چی... - حتماً تو دروازه چکش کردن.‬

‫بله.‬

‫خانم، لطفا آروم باشید.‬

‫الان داخل هستید. اینجا در امانید، باشه؟‬

‫- لطفا منو بیرون نفرستید. - ما نمیخوایم به شما آسیب برسونیم.‬

‫اون آدما منو میکشن.‬

‫- لطفاً. میشه پاسپورتتونو ببینم؟ - خواهش می‌کنم منو بیرون نفرستید.‬

‫خانم، خواهش می‌کنم. ما سعی می‌کنیم هر مشکلی که دارید رو حل کنیم.‬

‫ما فقط داریم سعی می‌کنیم بهتون کمک کنیم.‬

‫پاسپورت.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫در رو باز نکنید. اونا منو می‌کشن.‬

‫درست چک کن.‬

‫به آقای جی پی اطلاع میدم.‬

‫اسمت چیه؟‬

‫- اوزما. - اوزما چی؟‬

‫اوزما احمد.‬

‫مشکل چیه؟‬

‫آقا، من نمی‌تونم برم بیرون.‬

‫اگه نمی‌تونید منو اینجا نگه دارید،‬

‫لطفاً منو از در اصلی بفرستید بیرون.‬

‫پس تا هر دو در رو نبینید نمیرید.‬

‫شما قبلاً یکی از درها رو از پشت دیدید.‬

‫آقا، خواهش می‌کنم کمکم کنید.‬

‫رسیدن به سفارت هند برای من آسون نبود.‬

‫اگه کمکم نکنید، شاید دیگه هیچ‌وقت نتونم برگردم اینجا.‬

‫قطعاً زنده نه.‬

‫خواهش می‌کنم، آقا.‬

‫نظر بهیشما پیتا مها چیه؟‬

‫معتبره.‬

‫این یک مورد معتبره.‬

‫گیل صاحب، این حرف یک پدر است، یا یک کهنه سرباز؟‬

‫این نظر حرفه‌ای من است به عنوان رئیس دفتر.‬

‫اما... یک مشکل هنوز باقی است.‬

‫به نظر من، قربان، باید اجازه دهیم او برود.‬

‫حضور او در سفارت خطرناک است...‬

‫اجازه بدهید حرفش را تمام کند.‬

‫اگر او با کسی با ملیت دیگر ازدواج کرده بود‬

‫تحت شرایط یکسان، این اصلا پرونده نبود.‬

‫او با اولین پرواز به دهلی می‌رفت.‬

‫زاویه پاکستانی تفاوت را ایجاد می‌کند.‬

‫قلبم مثل همیشه با مغزم در تضاد است.‬

‫- بررسی کردید؟ - بله، قربان.‬

‫قسمت قابل خواندن با ماشین پاسپورت درست است.‬

‫و جزئیات او مطابقت دارد، از جمله بیومتریک او.‬

‫این یک دولت امنیتی است.‬

‫شما در این کشور در معرض دید هستید.‬

‫پس، هیچ رازی نداشته باشید. در غیر این صورت، شانس با شما نخواهد بود.‬

‫از زمان ورودتان در کجای پاکستان اقامت داشتید؟‬

‫بونر.‬

‫بونر؟‬

‫خیبر پختونخوا.‬

‫- ‌KPK؟‌ - بله.‬

‫حتی پاکستانی‌های عادی هم از پرسه زدن در آن منطقه وحشت دارند.‬

‫چطور سر از آنجا درآوردید؟‬

‫من اصلاً نمی‌دانستم چنین جایی وجود دارد‬

‫وقتی که در هند بودم.‬

‫چطور ویزا رو به این راحتی گرفتی؟‬

‫- قربان، طاهر... - طاهر؟‬

‫مردی که منو متقاعد کرد به پاکستان بیام.‬

‫اون منو مجبور کرد باهاش ازدواج کنم.‬

‫مجبور کرد؟‬

‫و حالا به راحتی تو رو آورده به سفارت هند؟‬

‫تصورش رو هم نمیتونی بکنی چه کارها که مجبور شدم انجام بدم.‬

‫من اینجا هستم که به داستانت گوش کنم.‬

‫چطور ویزا گرفتی؟‬

‫چطور یه دختر مجرد تو سن تو تونست این کارو بکنه؟‬

‫اون بهم توضیح داد چطور درخواست بدم.‬

‫من توی پاکستان فامیل داشتم.‬

‫اون بهم گفت بنویسم "دیدار خانواده" زیر قسمت هدف.‬

‫من ویزا رو خیلی زود گرفتم.‬

‫و به جای اینکه بری پیش فامیلات...‬

‫مستقیم رفتی بونر.‬

‫غیر ممکنه!‬

‫تو کشوری که نمیشه با یه ویزا از یه شهر به یه شهر دیگه رفت،‬

‫تو چطوری تا اینجا اومدی؟‬

‫نمیدونم قربان.‬

‫ولی اینجوری اتفاق افتاد.‬

‫بعد از عبور از واگه، من مستقیماً سر از بونر درآوردم.‬

‫هیچ گزارشی به پلیس ندادی؟‬

‫بلند بگو. بله یا نه. ثبت میشه!‬

‫هیچکدام.‬

‫برگه مهاجرتت کجاست؟‬

‫من یکی ندارم.‬

‫برگه مهاجرت هم نداری؟‬

‫کسی همچین مدرکی از من نخواست.‬

‫چه اتفاقی افتاده، آقا؟‬

‫تبریک میگم.‬

‫شما یه شهروند هندی منحصربه‌فرد هستید که توی پاکستان نشستید‬

‫بدون گزارش به پلیس یا برگه مهاجرت.‬

‫یا اینکه فوق‌العاده خوش‌شانس هستید...‬

‫یا اینکه یه متقلب تمام‌عیارید.‬

‫تو چی هستی؟‬

‫دارم حقیقت رو بهتون میگم، آقا.‬

‫من به بونر اومدم.‬

‫من رو محدود کردن. بهم حمله کردن.‬

‫مجبورم کردن.‬

‫این حقیقته، آقا.‬

‫لطفا کمکم کنید.‬

‫این پاکستانه.‬

‫ما به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنیم.‬

‫نشونه‌ها رو نشون بده.‬

‫نشونه‌ها رو نشون بده!‬

‫آقا، من بابت این موضوع خیلی متاسفم...‬

‫آقا.‬

‫به او توسط شوهرش تعرض شده.‬

‫- آسیب یا نشانه های آسیب؟ - هر دو.‬

‫نشانه های آسیب را می توان جعل کرد.‬

‫از کجا می دانید کار شوهرش بوده؟‬

‫جناب، با عرض معذرت، تشخیص این در شبه قاره آسان است.‬

‫خب، در هر کجای دنیا،‬

‫یک زن به راحتی می تواند تشخیص دهد‬

‫که آیا زن دیگری خشونت خانگی را تجربه کرده است یا نه.‬

‫لازم نیست عصبانی شوی و اسلحه فمینیستی را به سمت من نشانه بگیری.‬

‫من باید حقایق را بررسی کنم، فقط داشتم دوباره چک می کردم.‬

‫می‌دانم، قربان.‬

‫او مورد تجاوز جنسی نیز قرار گرفته است.‬

‫جای گاز گرفتن.‬

‫آسیب های قدیمی به اندام خصوصی.‬

‫ببخشید.‬

‫صفیه.‬

‫بقیه جزئیات را از آقای جی پی بگیرید.‬

‫باشه.‬

‫بله، فراز.‬

‫- سلام. - نصیحت شما چیه، مالک صاحب؟‬

‫این یک روایت جعلی است، قربان.‬

‫‌RA&W‌ کسی را در بالیوود داشت که این داستان را سرهم بندی کرد.‬

‫یک دختر هندی در بونر فرود می آید...‬

‫بدون اطلاع ما.‬

‫هیچ گزارش پلیسی.‬

‫هیچ برگه مهاجرتی.‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left