The first 200 lines.
سلام بورلي
گفتم، سلام بورلي
شنيدم
خيلي خب، ناماسته، گنداخلاق!
تو زيادي خوبي باني پلانکت
و زيادي خوش تيپ
اوه پسر، اوه پسر، اوه پسر
چي شده؟
يه پيام از وايولت گرفتم داره مياد اينجا
نگفته چرا داره مياد؟
نه، فقط: دارم ميام، بايد حرف بزنيم
اوه، خيلي ترسناک شد پسرا و دخترا!
به نظرت با گرگوري به هم زده؟
يا اونه، يا دوباره حامله است
يا باهاش به هم زده و حامله است
دوباره
از اين حالت متنفرم
صبر کن، شايد داريم بيخود واکنش نشون ميديم
شايد داره مياد اينجا تا
چندتا خبر خوب به مادرش بده
اگه نميخواي قضيه رو جدي بگيري فقط ساکت باش!
خب، سورپرايز خوبي بوده
تا الان
چي باعث شد بياي؟
يه جورايي برام سخته که بگم..
خدا، به دنيا آوردن تو کمتر از اين طول کشيد! چي شده؟
آروم باش، چيز بدي نيست
پس براي چي اينجايي؟
خيلي خب
ميدونم که اخيرا دختر خوبي نبودم
مراقب باش، ممکنه تله باشه
هيچوقت زنگ نزدم
خبري ازتون نگرفتم که چطورين
خب، شيرينم، در دفاع ازت
به نظرم دليلش اينه که تو از من خوشت نمياد
و ايرادي هم نداره
چرا، ايراد داره
من با گرگوري درباره همه چيز حرف زدم
چيزايي که بين ماست
و اون تشويقم کرد که بيام سراغتون
ببينم شايد بتونيم رابطمون رو دوباره بسازيم
اوه
فکرشم نميکردم
تو فکرشو ميکردي؟
نه نميکردم
به هرحال من واقعا ازين ايده خوشم اومد
چون نميخوام رابطم با شما جوري باشه
که رابطه شما با مامانبزرگه
هي، ميدوني، مادرت و من واقعا خيلي
خوب... - هيسسسس -
ادامه بده عزيزم
همين
فقط ميخواستم بگم که دوستت دارم
و اميدوارم بتونيم وقت بيشتري با همديگه بگذرونيم
اوه وايولت
اين بهترين خبريه که ميتونستي برام بياري
فکر ميکرد حامله اي!
معني هيسسسس رو نميدوني؟
عاليه کريستي
اين مزيت اصلي پاک بودنه
خانواده ميتونه بهبود پيدا کنه
آره،بالاخره داره اتفاق ميافته
بهترين قسمتشو بهش بگو
اوه، بعد از سالها درخواست و سيخونک،
دخترم توي فيسبوک منو به عنوان دوست تاييد کرده
بينظيره
البته، الان من ميدونم که دخترم يه برگ ماريجوانا
روي باسنش تتو کرده، ولي باز..هورا
اوه پسر
بياين بريم يه جاي ديگه
قضيه اونا چيه؟
کي ميدونه؟ جنده ها ديوونه ان!
اون زنيه که توي ساختمونمون، مادرم ازش دارو دزديده
دارو نبودن
آرام بخش گربه بودن
چطور اين دارو نيست؟
من مجبور شدم 7 تاشو بخورم تا يه کم اثر کنه
دليلش اينه که تو 3 کيلو نيستي
باشه
داريم از نکته اصلي منحرف ميشيم
فکر کنم ازش عذرخواهي نکردي اونجوري که راجع بهش حرف زده بوديم؟
درست فکر کردي مارجري
منتظر چي هستي؟
صادقانه؟ منتظر روزي که بدن خفه شده و مرده اش رو پيدا کنم
توي وان حمومش
باني اگه ميخواي پاک بموني
و بدون خجالت، گناه و عذاب وجدان توي اين جهان زندگي کني
بايد مسئوليت کارهات رو بپذيري
چيه؟
ببخشيد، فقط.. برام سخته که تصور کنم تو..
ببخشيد
خيلي خوش ميگذره
نميتونم آخرين باري که من و تو رفتيم خريد رو به خاطر بيارم
من يادمه، نه سالم بود
همه لباساي مدرسه ام برام کوچيک شده بود
براي همين تو چندتا تيشرت و شلوار جين دزديدي
و توي کوله پشتيم قايم کردي
اوه، آره، حتما
ميدوني، اون کوله رو هم دزديده بودم
نه
بچم يه کوله هلوکيتي ميخواست
بچم يه کوله هلوکيتي گرفت
اوه خداي من
ميدونم، متاسفم
نه نباش
بالاخره دارم ميفهمم که داشتي بهترين کاري که ميتونستي
براي مراقبت از من ميکردي
ممنون عزيزم
اميدوارم بدوني که من..
اون مادر دزد، معتاد، مجردي که بودم، ديگه نيستم
نگران نباش،با هم خوبيم
واقعا ميگي؟
آره
بيا بغلم
دوباره؟
قول ميدم اين آخرين باريه که امروز گريه ميکنم
خوبه، چون کمکت رو نياز دارم که به کارت اعتباري گرگوري
يه صدمه اي بزنيم!
حتما
خوبه که بهت براي خريد لباس پول ميده
آره طرف 22 سال از من بزرگتره
براي همه چي بهم پول ميده
در واقع بايد بده
اوه، موافقي؟
اي - اي؟ -
اي
آره، حق با توئه.اي
اوه، اين بانمکه
فوق بانمک
اينو ببين
اووه
منم عاشقشم
اي نه؟
اصلا نه
اه، حالا مجبورم تصميم بگيرم کدومش
نه مجبور نيستي من اين يکيو ميکنم تو کيفم
مامان
شوخي ميکنم
ميدوني نظرت چيه تو اونو بخري
من اينو ميخرم، بعد با هم استفاده ميکنيم؟
واو..انگار بهترين دوستاي هميم
هميشه و تا ابد
اوه هنوز زنده است
چقدر طول کشيد تا اونو درست کني
بيست و چهار واحد توي اين ساختمونه بورلي
منم يه نفرم
مدير ساختمون قديميمون همه چيز رو عالي درست ميکرد
آره، بعدش رفت پشت سطل هاي آشغال و
مغزشو ريخت بيرون!
حداقل ميدونست سطل آشغال ها کجان
درستش کردم!
خب اين بار اوله
ما بايد فضاي بينمونو درست کنيم
اوه، آره؟ - آره -
خيلي خب، گوش ميدم
چي شده،
آرام بخش گربه زبونتو گرفته؟
خيلي خب
بيا همه مشکلاتمونو رو کنيم
من ازت خوشم نمياد
تو از من خوشت نمياد
ادامه بده
همين
هي
هي!
زياد شد. من نيستم
وايسا، وايسا، وايسا
بايد اينو بهت بگم
چي؟
الان ميفهمم
همه قلب شکستن ها همه کشمکش ها
يه دليلي داره
تا بهم اجازه بده بهترين
روزي که يه مادر ميتونه بخواد رو داشته باشم
و يه تاپ تازه گرفتم
ايول کريستي، ايول
چيزي زدي؟
زندگي
دخترم دوستم داره
اون ديگه چجوريه؟
اوه آره
تو نميدوني
ما رفتيم خريد، پديکور کرديم
بعد با دوستاش قهوه خورديم
اينو داشته باش: وايولت از اينکه با من باشه خجالت نميکشيد
در واقع افتخار ميکرد
به چي؟
ميدونم!
منم همين فکرو کردم
ولي معلوم شد که
اخراجي دبيرستان، الکلي رو به بهبود،
استريپر شکست خورده بودن با دوتا بچه
از دوتا پدر بازنده بچه سال، باعث ميشه من مامان باحالي باشم
بهشون گفتي چطور مواد رو توي باسنت قاچاق ميکردي
به داخل کشور؟
مگه نيل دايموند يادش رفت کارولاين شيرين رو بخونه؟
بهترم شد
وايولت ما رو براي شام دعوت کرد
با خودش و گرگوري براي اين يکشنبه
نميتونم صبر کنم
No comments yet. Be the first to leave one.