The first 137 lines.
Pouya
آیوفیلم تقدیم میکند
قبر خانواده کوناتو
که اینطور
لیست حامیان هیوما سان
• ناگی
• کاگامی
• سوزوری
• هائوری
• کوشیگه
سومین روزه که اینجاس...
دارن باهامون درگیر میشن
اون خائنای کیری ناگاتسوکی
دارن نیروهاشونو تقویت میکنن؟ یجورایی میخوان سرکوب کنن
فکر کردن میتونن به ما زور بگن، هه
هیتاکی...
درمورد نیروهای جدیدشون حرف میزنی؟
چیزی جز شایعه نیست
هنوز نیست، همون ادعا هم به اندازه کافی زیاده
پس یجورایی تسوکوموگامی خایمالی انسانارو میکنه
چیزی رو انجام میدن که اونا میگن، شکار ما...
چه حسی بهتر از گاییدن اون بچه کونیا
پس برو که رفتیم...
شکار ناگاتسوکی
ارواح شرور
:مترجم
Pouya
آیوفیلم تقدیم میکند
لبریز
شنیدم که دیروز کاگامی رو نجات دادی
داشت از خوشحالی میمرد که اونجوری بغلش کردی
ممنون که کمک کردی
اون نمیتونست قبول کنه که من بمیرم
از این رو منطقیه که خوشحال بشه
اوه، بخواطر همینه؟
بگو...
درمورد امروز... میدونی. محدودیت زمانی
خب یذره بی انصافانه باهات رفتار کردم
پس...
بنظرم بی انصافانه رفتار نکردی
باهاش کنار اومدم
نمیخوام که الان برگردم
حتما.
خب ، پس...
واقعا نمیدونم چی بگم...
تلاشتو بکن
میکنم
امروز کلاس داری؟
اره.
کلاسای تابستونی و اینا همشون
هی، بیا ببینم
همچی برمیگرده به یو
اینجوری فکر میکنی؟
هائوری و کوشیگه میکردن هیچوقت باهاشون مخالفت نکردم
پس یو قراره مشکل بزرگی باشه
و رفتار روز اول هیوما قشنگ برای عصبی کردن یو ساخته شده بود
و اون الان یه بی احساس تو یروز خوبه
هیوما ام قشنگ پاشو گذاشت رو دم شیر
و وقتی به بوتان میرسه، یو چان اینجوری میشه
درسته
بهرحال...
بیایین سریع کارو تموم کنیم بریم ببینیم دارن چیکار میکنن
برا جلب رضایتش به یه کودتا بزرگ نیاز داره
البته، از دید یه شخصیت خوب
اونا بدترین زوج دنیا نیستن
اونا ممکنه به چیزی بربخورن که برینه به همچی
دیر کردی
الان کارمو تموم کردم
اونا هنوز زندهن؟
اره. فقط بستمشون
بعد، یبار تسخیرشون میکنم
پروکسی
تسخیر
پروکسی
و الان دیگه تمومه
به کمکت نیازی ندارم.
هرچن اگه کمک هم بکنی
من نظرم راجبت عوض نمیشه
میفهمم
همچین انتظاری رو داشتم
درسته. من ازت متنفرم...
کوناتو هیوما.
همینجوری که چشمات با بغض داره مارو نگا میکنه...
اونجوری که خودتو قانع میکنی، پر نفرت...
و بیشتر از همهشون
و همونجوری که به معشوقهم آسیب زدی
تو دو راه داری تا رضایت منو بگیری
یکیش اینه که بیخیال رضایت من بشی
اون یکی دیگش...
همینجا شکستم بده
و به زور رضایتمو بگیر
به عبارتی " ممکنه درست شه"
دومی ساده تر و قاطعانه تر بنظر میاد
میخوای اینجوری بدستش بیاری؟
انرژی ارواح. اونا نزدیکن
اونا مطمئنا .... ناگاتسوکی
ناگی، اون..
اره.
یو اجازه میده که کاملا حواسش پرت شه
اگ واقعا از کنترل خارج بشه ممکنه هیوما دچار مشکل شه
دیگه گشت زدن تمومه
اون...
سنجاق سر...
فقط فرار نکن
هرجور ک شده، بجنگ
بدون اینکه به چیز دیگه ای فکر کنی تسوکوموگامی نحس رو بزن
این راهی نبود که قبلا همیشه دربر میگرفتی؟
منو آوردن به اینجا که نظرمو راجب این تغییر بدم
تغییر بدی؟
ولی من روز اول هیچ نشونه ای از اینکه بخوای نظرتو عوض کنی ندیدم
بی رحمی تو خود واقعیتو نشون میده دشمنی با هرچی که دورته...
چرا به همه نمیگی
درهرصورت نمیخوای بجنگی نه؟
کوناتو زوهی بهم گفت که فقط نگات کنم
من دوروزه که باهاتم
درواقع، دارم درک میکنم
شما خیلی فرق میکنین
احساس میکنم جنگیدن باهات زوده تا وقتی که بفهمم چخبره
فقط وقتمو تلف کردم
تو این دو روزی که نوه تون اومده من مراقبش بودم
و فکر میکنم که با خیال راحت میتونه اینجا بمونه
البته، اگه بتونه با چالش امروز کنار بیاد
ولی واقعا مطمئنید این چیزیه که میخواید؟
منظورت چیه؟
کنار اومدن و قبول کردن منظورمه..
ممکنه که برای هردوشون لازم باشه
ولی یچیزی هست
بار شیطانی اون
خبیث تر ازون چیزیه که اولش بنظر میاد
با رفتن نوه هام اون خیلی خشمگین شد
ولی امیدوارم که شما مراقبش باشین
هائوری سان
چیزی نیست که براش انجام نداده باشم کوناتو زوهی
خب؟ الان چی؟
اگه نمیخوای به زور بجنگی، تسلیم میشی و میری؟
نصف روز باقی مونده
وقت خوبیه بهم ملحق شی
No comments yet. Be the first to leave one.