The first 200 lines.
این صدای ضبط شده ثابت میکنه که توجارف با بازار مواد مخدر در ارتباطه
باید اشتباهی شده باشه. همش این تو بود
میدونم که توی گروه یه خائن وجود داره
صداتو دارم. کجا همدیگه رو ببینیم؟
شماره موبایل خبرچین رو پیدا کردم
.اوضاع داره بیریخت میشه باید فرار کنم. باهام میای؟
خونهی همهی بچهها رو بگرد
از همشون باید تست دروغ گرفته بشه
این دستبندِ سانیـه
برای پلیس کار میکنی؟ - نه -
نه - نه -
نه - آره -
داره دروغ میگه
نه
به زنها علاقه داری؟
عاشق شخص خاصی هستی؟
نه - دروغ میگه -
باید با یه خبرچین ملاقات کنی
نامه داری
وزارت امور داخلی
بخاطر دریافت رشوه بازداشتی
فکر کردی من خرم؟ اگه آره، پس یه مشکل داریم
بعد از «چاودار» نوبت «جارو»ئـه
نگو که پلیسی
داشتی به چی فکر میکردی؟
کِـی؟ - وقتی داشتیم عشقبازی میکردیم -
وقتی اینجوری حرف میزنی عجیب به نظر میرسه
:باید بگم وقتی داشتیم همدیگه رو میگاییدیم"؟"
...نمیدونم، ولی
،وقتی کسی که دوسش داری رو میکنی از این اصطلاح استفاده میشه
تا حالا منو دوست داشتی؟
آره. همیشه دوسِت داشتم
...و ببین چی گیرم اومده فقط درد
ببخشید که میخواستم اونجوری برم
دست خودم نبود - رم شهر قشنگیه. درک میکنم -
برای ماه عسل میریم اونجا
چی؟ - در مورد ازدواج حرف میزنم -
...خب، نمیدونم... الان فقط - پس کِـی؟ -
.بین این همه آدم تو رو انتخاب کردم میخوای التماست کنم؟
...باشه، باهات ازدواج میکنم، ولی
وقتی میخوای شرط بذاری خوشکل میشی
.کاری هست که باید انجام بدم. همینجا بمون نذار دنبالت بگردم
حالا دیگه ماشین اونو میرونی؟ - فقط محض احتیاطـه -
.میبینم که دارین به همدیگه نزدیک میشین - اینطور که فکر میکنی نیست -
میتونم از رفتارت اینو بفهمم - بدون من نمیتونی «جارو» رو بگیری -
قبل از اینکه بهش جواب مثبت بدی میگیرمش - قبلاً قبول کردم -
چی؟ - باعث میشه راحتتر تصمیم بگیری -
تو دیوونهای
و تو یه مفتخوری
.نباید قبول میکردی تو هم متهم میشی
سکس با پلیس محکومیت رو کاهش میده - همه چی رو باهم قاطی کردی -
برعکس، من به فکر خودمم - میخوای بهت بگم -
،وقتی اون تو بانکـه چقدر برام مهمـی؟
این بخشی از مأموریتِـت نیست؟
.تو بخشی از مأموریت من نیستی نمیخوام چیزی بینـمون عوض بشه
.از مردای پولدار امروزی خوشم نمیاد پولـشون بیشتر از عقلـشونـه
دقیقاً برعکسِ تو
من کهنه کارم. ریسک نمیکنم - بخاطر همین بهت پیشنهاد دادم که -
.سرمایهگذاری کنی چیزی رو از دست نمیدی
تو تنها بانکدارِ شخصیِ من هستی که به هر قرون از پولم اهمیت میده
راجبش فکر میکنم
خیلخب. یه معامله میخوام
،بهت کمک میکنم «جارو» رو بگیری ولی بعدش میخوام ناپدید بشم
منو ببر به این مغازه
میخوام به حلقهها یه نگاهی بندازی
اندفه خبرای خوب دارم - خبرچین «جارو» رو گرفتین -
پس مشکلی برای ادامهی مأموریت نیست - همیشه یه مشکل هست -
نمیفهمم
این چیه؟ - ،وقتی مأموریتم تموم شه -
.میخوام در امان باشم میخوام تو "ریـو" یه زندگی جدید شروع کنم
میتونم ترتیبش رو بدم - منظورم خودم و «سانی» بود -
سانی
دوسدختر «توجارف»؟ نگو که باهاش ریختی رو هم
.اون میدونه من پلیسم پیامی که فرستادی رو دید
واقعاً باهاش خوابیدی؟ - این مهم نیست -
اون همه چی رو خراب میکنه - اون میخواد بهمون کمک کنه -
.به مزخرفات گوش نمیدم باید یه مدت ازش دوری کنی
سانی میخواد علیه جارو شهادت بده
چرا باید این کارو کنه؟ !آهان، معذرت میخوام! چون اون عاشقتـه
کجا میری؟ - یه فکری دارم -
بیا اینجا. یه راهی پیدا میکنیم
بعد از محاکمه، 2 تا بلیط برا شروع یه زندگی تازه تو "ریـو" میخوام
انگار که اصن اینجا متولد نشدیم
"فصل 1 . قسمت 10"
.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh
.باید برادر ونزی رو ببینم تنها راهحل همینه
شرایطِـت رو بهش تحمیل کن
از مذاکره با وحشیها متنفرم - من انجامش میدم -
یه مکانِ خوب پیدا کن - البته -
.اون دنبال انتقامه باید مراقب باشیم
من که جدیداً با بادیگارد میرم دستشویی
میتونی توی شهر بازی قرار بذاری
...اونجا کلی بچهست، بنابراین - اونجا نمیتونه کاری کنه -
همین کارو میکنیم
پـپـف هستم
بنیشف» از امنیت ملی؟» میشناسمت. چی شده؟
.آره، در مورد اون شرکت شنیدم چطور مگه؟
.قبلاً در مورد پاداش بحث کردیم دیگه لازم نیست صحبت کنیم
مگه «شرلوک هولمز» دنبال پاداش بود؟ - اون یه شخصیت افسانهایـه -
،یکم ادب داشته باش یه هفته میفرستمت مرخصی
پـپـف، چه خبر؟
میخوام تنها ببینمت - برید -
بنیشف» از امنیت ملی باهام تماس گرفت»
اونا چی میخوان؟ - یه قرار ملاقات -
Z.W.U در مورد شرکت - !عجب -
.در مورد حراست اشتباه کردیم - ولی اونا بازجویی رو متوقف کردن -
.دقیقاً میخوام بفهمم چه خبره
.خوبه. چیز زیادی بهشون نگو اونا فقط میخوان خودی نشون بدن
بهشون باج نمیدیم
پسر، میشه ماریجوانا بکشیم؟ - جنس جدید عالیـه -
.امیدوارم همینطور که میگی باشه دفعهی قبل سرفه اَمونم رو بریده بود
یه پک میزنی؟ - نمیکشم -
به رقصیدنـت کمک میکنه - شاید «سیمونا» بخواد یه پک بزنه -
سیمونا» نمیخواد»
.عجب اشتهایی دارم مثل خوک ماریجوانا میکشم
اونا کیان؟
،بهمون سخت گذشته اگه میشه یه سیگار بهمون بدید
برید گمشید
.پلیس جنایی همه کارت شناساییـشون رو نشون بدن
!وایسا
جیبت رو خالی کن - کیف پولم تو ساکمـه -
دلت نمیخواد که خودم برات خالیش کنم
این چیه؟ - اینا مصنوعی هستن -
،برای 6 گرم از این حداقل 8 سال میری آب خنک
!نه، لطفاً - من 17 سالمه و آب سیاه دارم -
گمش کردم - ولی اونی که به آب سیاه مبتلاست رو داریم -
کارت شناساییِ اون 2 تا خانم جوان رو بررسی کن
مشکل چیه «بنیشف»؟ - چرا باید مشکلی باشه؟ -
پس چرا گفتی بیام؟
مشروب میخوری؟ - نه، مرسی. بیا صحبت کنیم -
خیل خب
Z.W.U دربارهی شرکتِ بلغاری-آلمانیِ چی میدونی؟
به غیر از پولشویی «توجارف» تو اون شرکت؟
:بیا اینجوری پیش بریم تو حرف میزنی، من گوش میدم
رو شروع کردیم Z.W.U تحقیق در مورد - آره، اینو که همه میدونن -
چند تا اسم جالب پیدا کردیم - چه اسمی؟ -
.نزدیکَـن Z.W.U اسم شرکتایی که به S.U.N.N.Y مثل
که یه شرکت برون مرزی توی "لیختناشتاین"ـه
SUNNY منتظر یه سورپرایز بزرگتر بودم
ما کارـمون رو انجام دادیم - توجارف» اینو میدونه؟» -
به زودی میفهمه
رد یه دیپلمات رو گرفتیم
«هر ماه مبالغ زیادی رو برای «توجارف به "لیختناشتاین" میبره
،"اول میره "زوریخ "بعد با ماشین میره "لیختناشتاین
و بعد کیف پول رو توی دفتر یه وکیل میذاره
ـه S.U.N.N.Y اونجا نمایندگیِ محلیِ
داره جالب میشه. خب دیگه؟ - خب... دیگه هیچی -
پول میفرسته Z.W.U به شرکت S.U.N.N.Y شرکت - همون شرکتی که -
زمین و خونههای شیک میخره و سابقهش مثل کون نوزاد تمیزه
«این یعنی که تو یه مشکل داری، «بنیشف
تنهایی؟ - !دیوونه شدی؟ -
ببخشید - منو سرزنش نکن -
اگه یکی تعقیبت میکرد چی؟
(اون کجاست؟ (جارو
،با شُرکاـش یه جلسهی مهم داشت رفت اونجا
خب - ...«ببین «مارتین -
...میخوام مطمئن بشم که واقعاً باهام میمونی
فردا قراره «جارو» برای شام بره پیش «بوریس ژالف»، همون سیاستمدار
اونا باهم کار میکنن ...و چون منم باید سر میز شام حاضر باشم
B.Z
مارتین؟ - بله -
میتونم صداشون رو ضبط کنم - !تو؟ امکان نداره -
چرا؟
.من زن «جارو» هستم هیشکی بهم مشکوک نمیشه
نمیخوام پای تو رو به این ماجرا بکشم
،از لحاظ تئوری ــه S.U.U.N.Y و Z.W.U جارو» پشتِ»
و در واقعیت؟
در واقعیت نمیتونیم با شواهد غیر رسمی متهمِـش کنیم
پس میخوای ما باهات همکاری کنیم؟ - راه دیگهای نیست -
میدونی «توجارف» چقدر ثروتمنده؟ - تا حالا حساب نکردم -
درآمد سالانهش از تجارت غیرقانونی تقریباً بیشتر از 100 میلیونـه
از من چی میخوای؟ - یه کوچولو کمک -
S.U.U.N.Y اگه ثابت کنیم که داراییهای شرکت ،از راه غیر قانونی بدست اومده
مقاماتِ "لیختناشتاین" اسرار بانکیـش رو افشا میکنن
میخوای ثابتـش کنم - چیز زیادی از «توجارف» نمیدونیم -
؟Z.W.U پس چرا دوباره نمیری سراغ - میشه با همدیگه کار کنیم؟ -
اگه قرار باشه تخمای «جارو» رو برای امنیت ملی بچینم تا افتخارش نصیب اونا بشه، جوابم منفیـه
این یه تعبیر اشتباهـه - تعبیرِ توئـه -
:مال من اینه تو هرچی از «جارو» میدونی رو بهم میگی
و من دستگیرش میکنم
...این یه جلسهی غیر رسمی بود، بنابراین
فراموشـش میکنیم - از نظر من اشکالی نداره -
بهترین پیشنهادت همین بود
میلن» کیه؟» - دوسپسرم -
!وقتی گشتنِـش، ماریجوانا پیدا کردن
.زیاد نگران نباش تو اون باغ همه سیگار میکشن
تو هم کشیدی؟ - نه، «میلن» هم نکشید -
فقط برای سرگرمی داد به دوستش
چی شده؟
چرا گریه میکنی؟
اگه کسی اذیتـت کرده برم دندوناشو بریزم تو دهنش
دوسپسرش بخاطر داشتنِ ماریجوانا دستگیر شده
زیاد داشت یا برای مصرف شخصی بود؟ - مصرف شخصی -
یه پک قبل از خواب؟ - باید یه کاری میکردم -
!همیشه اون باید تاوان پس بده - !بیچاره -
،نگران نباش. اونا 2 سال حبس براش میبرن ولی سر 1 روز میاد بیرون
فقط منتظرش بمون - اون نمیره زندان -
.جای خوبی برای مرد شدنـه یا حتی زن شدن
به همسلولیـش بستگی داره - !نترسونش -
بهش گوش نده
No comments yet. Be the first to leave one.