The first 178 lines.
قبلاً در "استپ آپ"
24 ساعت وقت داری وگرنه
به کل این معامله لعنتی پایان میدم.
همون چرت و پرتای همیشگی.
باشه، هنوزم میتونیم درستش کنیم.
جایگاهت توی بی.ام.تی اگه بتونیم ریگو رو بیاریم.
لعنتی، 'لِت، بیا دیگه.
اگه اون این بلیطها رو نفروشه،
کارمون تمومه.
پس میخوای ریگو رو بیاری؟
الان دارم به تهیهکنندههام پیام میدم.
نمیتونم وانمود کنم که خوبم،
که تو همه اینا رو بدون من به دست آوردی.
سلام. من اَنجلم.
یه دقیقه میخواستی از شدت شوق با هم زندگی کنی،
و بعد یهو این دختره از ناکجاآباد پیدا میشه،
و تو باهاش میری زندگی کنی.
اون پسره از کافه، میشناسیش؟
اون یه فروشنده مواد مخدره. دختر، مشکوکه.
این کارو نکن.
بعد از اجرای تو، وایدا داشت فکر میکرد
شاید یکم به سِیج محبت نشون بدی.
واقعاً میخوای تاج و تخت رو بگیری؟
اینطوری با من رفتار میکنی، عوضی؟
بهت گفتم این اتفاقای مسخره اینجا همیشه میافته.
آروم باش!
اوه، لعنتی!
سِیج اُدُم تو این خراب شدهست؟
هی، چه خبر؟
هی. یو، طرفدار پروپاقرصتم، رفیق.
ببین رفیق، اگه یه روزی "هایپ من" خواستی، عزیزم، من هستم.
دارم باهات شوخی میکنم، مرد. فقط آروم باش.
خیلی وقته دنبالت میکنم.
یو، من از مدرسه خبر دارم.
از شرکت تولیدی لعنتیت خبر دارم
که داری راهاندازی میکنی.
از اون "واین بار" لعنتیت هم خبر دارم.
آقا، همه اینا.
هی، یو، یو، یو، و میدونی که
من با آهنگای سِیج اُدُم که تو پسزمینه پخش میشد،
چند تا دختر رو تور کردم، درسته؟
البته نه اینجا.
ولی میدونی چی میگم دیگه، رفیق، بیا دیگه.
از آشناییت خوشبختم، رفیق.
آره. در واقع، منم قبلاً
یه کم رقص و رپ و این جور چیزا هم کار میکردم، آره.
ولی، میدونی، تو یه سری دردسر افتادم.
آره، گفتن من "اون کار" رو "اونجا" کردم.
که کاملاً دروغه.
ولی اونا گفتن "فلان فلان فلان".
کلیک-کلیک. حالا من اینجام.
هرچی.
ببین، فقط خواستم بدونی،
من اینجا رو قبضه کردم، پس هرچی که نیاز داری،
منظورم قهوه، ادرار تمیز (برای آزمایش)،
نودل، دستمال مرطوب بچه،
چیزی نیست.
ممنون، ولی نه، ممنون رفیق. من خوبم.
باشه، باشه، رفیق. یو، هیچکس بهت باج نمیده، لوتی.
یو، همونطور که گفتم، من خوبم!
باشه، و منم استخدام نمیکنم، پس موفق باشی.
موفق چی؟
همونطور که گفتم، رفیق، اگه چیزی خواستی، به رفیقت خبر بده.
اسمم مَجیکه.
باشه، باشه، باشه.
خب، اه، باید با این و اون بترکونم؟
یا اون با این؟
قطعاً این با اون
این با اون. خب. صد در صد. یعنی...
یا میتونم حسابی پدرشو دربیارم و بزنمش
با این با اون، و...
لعنتی، آه. با اینا
اوه، باید این عوضیها رو پاره کنی
اوه پسر، قراره اینا رو بترکونم، داداش
اوه لعنتی، سیج رو نابود میکنم. متوجهی؟
آره بابا، آره.
لعنتی. اه، رفیق.
هی، هنوز باورم نمیشه اینطوری غافلگیرمون کرد
اشتباه از من بود، داداش
ولی اصلاً نگرانش نباش، رفیق
هرکسی یه وقتایی شانس میاره، میفهمی چی میگم؟
هنوزم بخاطر تو و ایست اونو لت و پار میکردم
میدونی که ایست از اون حرومزاده متنفر بود
اگه ایست نبود، اصلاً سیجی هم در کار نبود
و همش داره پشت سرش حرف مفت میزنه
سیج به درک، باشه؟
ببین، یه چندتا زخم و کبودی که چیزی نیست
جز یه هزینه کم، وقتی که... کار و کاسبی سکه است
متوجهی؟
این رو از کجات درآوردی؟
همین رو دارم بهت میگم
هی، مرد، آروم باش. اینو ببین
این چیه؟ هوم.
اون چیزی که اونجاست، یه قرارداد انتشاره
اثبات اینکه نه تنها تو تلویزیون ملی سیج رو شخم زدم
رفیقت بابتش پول میگیره
راست میگی؟ بله قربان.
این چجوری کار میکنه؟ خب، در اصل...
این فقط یه قرارداد برای ضبطه
و آهنگسازی و اینجور چرت و پرتا، میدونی چی میگم؟
یعنی هیچوقت پولی در کار نیست
مگه اینکه یه قرارداد باشه
خب، لعنتی، پس مال من کو؟
خب، تو که تو نوشتن شعر و این چیزا کمک کردی
میدونی چی میگم؟ ولی من اجراش کردم
میدونی چی میگم؟ واسه همین من اسممو گذاشتم روش
چون، خب، همه فکر میکنن بداهه بوده
چقدر عجیب به نظر میرسید اگه مردم میدونستن
که یه بداهه رو که اجرا کردم، خودم ننوشتم؟
منظورم رو میفهمی؟
واسه همین من اسممو روش گذاشتم و قضیه رو راحت کردم
قراره پول بگیریم و بعدشم جشن بگیریم
اصلاً نگران نباش
آه.
تو خوب بلدی اوضاع رو جالب کنی، نه؟
این چیزی نیست که الان بهش احتیاج دارم، کروز
چیزی که نیاز ندارم. اوه. اوه، ببخشید
میخوای از نیاز حرف بزنیم؟ باشه، بیا حرف بزنیم
تا چهار روز دیگه، یه جلسه مقدماتی داری
تا مشخص بشه که آیا پای محاکمه میری یا نه
بخاطر قتل
نامزدت، رقصندههات، طرفدارهات
و البته، وکیل لعنتیات
لازم داشتن که تو بهترین رفتارتو داشته باشی
ولی تو فکر کردی ایده خوبیه
نه تنها شرایط حبس خانگیتو نقض کنی
بلکه اتهام ضرب و شتم رو هم به این گندکاری اضافه کنی
و حالا، حالا میخوای راجع به نیازهای خودت حرف بزنی؟
آروم باش
تو نمیفهمی
سیج، میفهمم. تو بیگناهی
و میفهمم چرا اینقدر لعنتی عصبانی هستی
ولی باید خودتو جمع و جور کنی
و دیگه بدترین دشمن خودت نباشی
متوجه شدم
کاملاً اجباریه
که عصبانیتت رو کنترل کنی
اگه اون بیرون کنترلت رو از دست بدی یه چیزه
اگه اینجا عصبانیتت رو از دست بدی
اون کار تمومت میکنه
هی
حالت خوبه؟
فقط دارم سعی میکنم خودمو جمع و جور کنم
این پرونده هنوز هم قابل برده
حالا، همش بستگی به این داره که سیج خودش رو جمع و جور کنه
یعنی تو هم باید خودتو جمع و جور کنی
چون اگه تو این کارو نکنی، خب، اونم قطعاً نمیکنه
باشه. فهمیدم. و یه چیز دیگه
باید حق الوکاله منو بدی
کروز، قسم میخورم داریم پیگیریش میکنیم، باشه؟
فقط اینه که... پول تو این تور گیر کرده
ولی وقتی ریگو شروع به درآمدزایی کنه، میتونم...
این داستانِ کمبود نقدینگی رو برای یکی دیگه تعریف کن
باشه. کار مجانی تو کار من نیست
ناامیدمون نکن
هی، پول منو بده
ریگو، پس آهنگت داره تو صدر جدول استریم میشه
بعد از اون اجرای دیوونهوار BMT
یعنی، اسمت حسابی پیچیده
همه جا
چه حسی داری که الان اینقدر رو بورسی؟
خب، میدونی که فقط یه بار میتونی این کارو بکنی
فقط یک بار برای اولین بار
آه، آره. صد در صد. صد در صد.
آره، حس خوبی داره. میفهمی چی میگم؟
بالاخره زحمتها جواب داد.
یعنی من دارم تو یه برنامه با "دا برَت" اجرا میکنم.
یعنی معلومه دارم یه کاری رو درست انجام میدم.
من میگم تو داری خیلی کارا رو درست انجام میدی.
و اون زمین زدن "سِیج" هم که تو یادها میمونه، هووو!
تو کدوم گوری بودی؟
تقریباً یه دقیقه دیگه باید برم.
ببخشید. میدونی چیه؟
لباس اشتباهی پوشیده بودم. مجبورم کردن عوض کنم.
هر چقدر تونستم سریع اومدم.
باشه. چطوری؟ "لِت"، عالیِ عالی.
من به خاطر یه گندی که به خدا انجام ندادم، تو زندانم.
تو چی داری میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.