The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
از وقتي يک پسر بچه بودم تمام چيزهايي که
در اين شهر مي شناختم
و هر جنبنده اي که اين دور و بر راه مي رفت
هيچوقت به مدت طولاني در يک جا نمي موند
من توي خيابونها بزرگ شدم
اينجا جايي بود که من پدرمو ملاقات کردم
خوب .. من اينطوري صداش مي کردم
ما را به اطراف شهر پرت کرده بودند
.. يک روز صبح که از خواب بيدار شدم
.. اون رفته بود
و مي دونستم که ديگه هيچوقت برنميگرده
من هيچوقت مادرم را نشناختم
اينو فهميدم که قبل از اينکه حتي به دنيا بيام منو فروخته بود
اصلا از دستش ناراحت نيستم و سرزنشش نميکنم
از اين چيزها هميشه اتفاق ميفته
وقتي طوفان وسط زمستان بياد
همه ميگن خيلي زمان وحشتناکيه
همه بخاطر جونشون ميرند خارج از شهر
بعد يک روز فرصتي براي فروختن روحم پيدا کردم
و سريع قاپيدمش
دنبال کردن يک مرد در آخرين راهپيمايي خودش بر روي زمين
دانستن اينکه آخرين عملش
توي دستهاي تو خواهد بود
بعضي وقتها از خواب بيدار مي شدم و تعجب مي کردم که اونها چي ديدند
در آخرين دقايق زندگيشون
قبل از اينکه برش داريم
برگرد
روي زانوهات
.. يک زندگي ارزش چيزي که قبلا بوده را نداره
ولي براي کنار اومدن باهاش کافيه
..مادر
..اگر دوباره ببينمت
منو يادت مياد ؟
ميفهمي که چشمهاي خودت هستند که دارند بهت نگاه مي کنند ؟
هنوز به من فکر ميکني ؟
تو بودي ؟
تو بودي ؟
راز تو اينه ؟
من پروانه ها و
باران را مي بينم
خاطراتي از دوران کودکيم
يک خاطره يا يک رويا
از گذشته من سوسو ميزنه
من دستمو دراز ميکنم تا لمسش کنم
اما در نور محو ميشه
خوش آمديد . از اين طرف آقا
اونها ميتونند منو ببينند ؟
398,
اسمت چيه ؟
اسمم آوريله
اهل جنوب ويتنامم
اونجا فقط يک روستاست
هيچ پولي اونجا نيست
.. ولي خيلي ساکته
و هنوز هم ميتوني اونجا ماه را در شب ببيني
من دوست دارم آواز بخونم
دوست دارم اسکيت روي يخ کنم
اما خيلي وقته اين کارها را نکردم
... نه
من دوست پسر ندارم
اسم تو چيه ؟
جک
روز درازيه جک ؟
راستش نه
چکار ميکني ؟
ساخت و ساز
توي ساخت و ساز کار ميکنم
جک ! تو خانواده داري ؟
من يک پدر دارم ..اما
راستش هيچوقت نمي بينمش
چرا نمي بيني ؟
وقتي بچه بودم ترکم کرد
يک بار دنبالش رفتم
ولي براي ديدنش مزاحمش نشدم
درک ميکنم
وقتي اولين بار رسيدم اينجا
تنها چيزي که مي خواستم اين بود که برم خونه
اما حالا حس ميکنم
اونجا هيچي براي من وجود نداره
خانواده ات چي ؟
اصلا درباره خانواده ام صحبت نمي کنم
منظورت چيه ؟
باور کن
چيو باور کنم ؟
متاسفم .. من بايد برم
خداحافظ
تو در دوردستها دنبالش مي گردي
به هر حال ميخوره به صورتت
بايد بترسم ؟
اين ديگه چه جادوييه ؟
نه .. تو مجبور نيستي اين کارو بکني
جک ؟
تو منو يادت مياد
من هيچوقت هيچ صدايي را فراموش نمي کنم
آوريل
اين اسم واقعيته ؟
معلومه که نه
هيچکس از اسم واقعيش استفاده نمي کنه
تو غذا خوردي ؟
دوست داري با من غذا بخوري ؟
کي ؟
امشب
نيمه شب
نصف شب کارم تموم ميشه
چطور تو رو بشناسم ؟
من همون کسيم که به تو نگاه ميکنم
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم و کتاب در کانال تلگرامي ما @SUBFORU
دستتو نشونم بده
خط ..
عشق تو خيلي کوتاهه
نمي دونستم همچين چيزي دارم
همه يکي دارند
فقط هيچوقت براشون فايده اي نداره
يک زندگي طولاني
بدون عشق
جک ! ميدوني عشق چيه ؟
خيلي وقت پيش ها از اين داستانها شنيدم
کدوم داستانها ؟
بيشتر داستانهاي غمگين
تو ؟
فکر کردم اين کارو کردم
ديگه نه
اين دستها واقعا چکار کردند ؟
کارهايي که نبايد فراموش کنم
کارهايي که بايد بخاطرشون افسوس بخورم
اما تو اين کارو نمي کني
شايد يک روز
يا شايد ديگه خيلي دير شده
تو به چنين چيزي اعتقاد داري ؟
اون کي بود ؟
.. يک صدا
فکر مي کردم ميتونم بهش اعتماد کنم
چند بار اذيتت کرده ؟
کمتر از اون چيزي که خودش دلش مي خواست
واقعيتش چيه ؟
گفتنش سخت تر از گرفتنشه
واقعيت چي هست يا نيست
اونها دارند تبديل به ما مي شوند ؟
يا ما داريم تبديل به ماشين ميشيم ؟
اين چيه ؟
قلب هم داره ؟
روح ؟
بايد اين کارو بکنم ؟
اونها گفتند قراره ماشين ها جايگزين ما بشند
ولي خريدن روحتون ارزونتر از
يک تراشه کوانتومي در مياد
کد شرکت مال يک شرکت بيوتکنولوژيه
صنايع ماسوکا
بزرگترين اهداکننده خصوصي براي دولته
سيستمش بالاترين درجه را داره
غيرممکنه هک بشه
دانشمند ارشدش دکتر جي برگمن
پارسال ناپديد شد
اون متخصص تمديد زندگيه
اون بهترين امتياز تويه
اگر هنوز زنده باشه
...درد دارم
دقيقا اينجا
نفس کشيدنم سخت شده
نميتونم هواي کافي بگيرم
نه
دکتر برگمن ؟
در اون گوشه .. بين نور
نزديکتر از چيزيه که فکرشو ميکني
خودتو ببين
حسرت خونهايي که ريختي
منتظر حقيقت براي رسيدن
خودت ميدوني اونجا بوده
تو کي هستي ؟
اينو از کجا آوردي ؟
يک چيزي دنبالم مي کرد
تو چند سالته ؟
و چقدر ميتونم بهت اعتماد کنم ؟
اين همون چيزي بود که فکرشو مي کردم
الو
جک ؟
منم
چيزي خوردي ؟
نه
ميخواي با من غذا بخوري ؟
امروز اصلا حس انگليسي صحبت کردن ندارم
جک
من بايد برم سر کار
ميشه امشب ببينمت ؟
ازت ميخوام امشب توي خونه ام بموني
چي ميخواي ؟
تو برادرمو کشتي
روي زانوها
اين چيه ؟
نيمفاليس آنتيوپا
عزاداري پروانه شنل پوش
اونها در زندگي معموليشون 30 بار زندگي مي کنند
اما زندگيشون نيمه روشنه
بيشترش توي خواب نيمه زمستاني مي گذره
تو چرا از شرکت رفتي
بشين
... آره
No comments yet. Be the first to leave one.