The first 169 lines.
هواي خيلي خوبيه
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
بنوشيد
تو آماده اي ؟
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
مي خواهي يه کم استراحت کني ؟ من خوبم
بيا بريم بيرون هواي تازه بخوريم
عقب نشيني کنيد
گوانگ تاک تو يه احمقي
من يه زندگي عالي داشتم فقط بخاطر تو ،خيلي ممنون
خيلي ممنون
منم مي خواهم از تو تشکر کنم
تيراندازي کنيد
گوانگ تاک تو يه احمقي
تو فکر مي کني من خوشحالم که تو اينطوري هستي ؟
بخاطر گا اوک تو همه چيز رو از دست دادي
ولي من هرگز اين کار رو نکردم
حتعي براي زني که تمام عشق من بود
من از چيزي دست نکشيدم حتي براي يک بار
خفه شو
چيزي نگو
من حالا مي تونم با خيال راحت برم پيش گا اوک
پس تو مي خواهي بميري ؟
من مي خواهم تو برگردي
مثل قبلا بشي
...گا اوک
....گا اوک
دلم برات تنگ شده
تو اونو به زودي مي بيني
! استاد
! دونگ سو
تو اونو ديدي ؟
! استاد
لطفا چيزي نگو ،لطفا صحبت نکن
من از تو مي خواهم ،که اونو ببيني
بله
دونگ سو ،اونو مغلوب کن
مي خواهم از من بهتر باشي
نه تنها بهترين شمشيرزن چوسان
تو بايد بهترين شمشيرزن دنيا بشي
استاد ،استاد
پدر
! پدر
! پدر
! جو،جين جو
متاسفم ،جين جو
....دوست دارم
....دخترم
! استاد
! پدر
! استاد
! پدر
! پدر
! استاد
پدر
استاد
به تو نگفتم برو تير اندازها رو برگردون؟
من خسته شدم بس که پيغام رسوندم ولي ديگه خيلي دير
ارباب آسمان صورت تو رو ديد ؟
من فکر نکنم اونو منو ديده باشه ...ولي
ولي ارباب انسان منو ديد
چي ارباب آسمان رو اينجا کشونده؟
اون کيه ؟
من پرسيدم اون کي بود
من اينو شروع کردم
نه
من بودم
اون سرطان معده داشت
تو چي گفتي ؟
گرچه من خيال داشتم اونو بکشم ولي بعد از اينکه شنيدم سرطان معده داره
من دستور دادم کاندارها رو برگردونن
...نه
من گفتم نبايد اين احمقي اين اطراف باشه
بخاطر گذشته اي که داشتيم ،مي زارم زنده بموني
ولي در اينده مسيرما از هم جدا ميشه
اين راه بهتره
دکتر خبر کنيد
پدر
من بايد زودتر پدر صدات مي کردم
من شجاعت اش رو نداشتم
من مي ترسيدم ،من از تو مي ترسيدم
من نمي دونستم چي بايد بگم
متاسفم
پدر متاسفم
! جين جو
تو خوبي ؟
متاسفم پدر
به تو هم ميگن مرد ،از همچين چيزي مي ترسي ؟
تو کمي صدمه ديدي
دفعه بعد ما بايد با نيروي بيشتري با اون مبارزه کنيم
ارباب انسان رو پيدا کنيد
اون کمک مي کنه که ارباب آسمان رو بکشيم
قربان ....بايد کجا دنبال اش بگردم ؟
بايد خودم برم دنبالش بگردم ؟
اونا از شمشيرزن مقدس خيلي متنفرن شايد اونا بخواهن به جسد اسيب بزنن
حواست به محل نگهداري مرده ها باشه
بله قربان
دونگ سو
بيا تو
يه چيزي رو تو بايد ببيني
اگه در مبارزه با چئون من جونم رو از دست دادم
تو بايد زخم هاي منو به دونگ سو نشون بدي
ايشش ،درباره چي صحبت مي کني داداش ؟ بس کن
تو بايد به حرف من گوش کني ،سا مو
اينو ببين
داري به من ميگي لباس هاش رو در بيارم و زخم هاش رو ببينم ؟
من نمي تونم اين کار رو بکنم
چطور مي تونم جرات کنم بدن استاد رو لمس کنم ؟
اون اينو ازت مي خواهد
اين کار رو بکن
همين حالا
من نمي تونم
من نيم تونم اين کار رو بکنم مهم نيست چي بشه
دونگ سو
اونو ببين ؟
استاد
استاد لطفا صحبت نکن لطفا صحبت نکن
من از تو مي خواهم ،که اونو ببيني
دونگ سو،اونو مغلوب کن
دونگ سو ،تو بايد از من بهتر بشي
نه تنها بهترين شمشيرزن چوسان
تو بايد بهترين شمشيرزن دنيا بشي
لطفا ،منو ببخشيد
سعي کنيد مراسم يادبود خوبي براي شمشيرزن مقدس بگيريد
بله،پدر بزرگ
يه ستاره بزرگ سقوط کرده
بايد اونطور که شايسته اش باهاش رفتار کنيد
بله ،عاليجناب
شمشيرزن مقدس مرده منم اينو شنيدم
من شنيدم اون با يه تير کشته شده
اون شاگرد خوبي رو بعد از خودش به جا گذاشته ،بک دونگ سو هر چند که اين ناراحت کننده است ،اون اصلا متاسف نيست
وزير هونگ
شمشيرزن مقدس که انقدرازش متنفر بوديد ،مرده
چرا اينقدر ناراحتي ؟
مادر مرده ،ولي هنوز بچه هاش زنده هستن
تو داري درباره بک دونگ سو صحبت مي کني؟
شهرت بک دونگ سو اخيرا همه جا پر شده
من شنيدم شمشيرزن مقدس مرده
بهترين شمشيرزن ؟ اين واقعا درسته؟
بله ،همه جنگجويان اينجا جمع شدن به سختي ميشه همه رو با هم ديد
سرانجام شمشيرزن مقدس هم رفت اون بالاخره مرد
من بايد خودم اونو مي کشتم
خداحافظ شمشيرزن مقدس
اون واقعا مرده
تو گفتي مي خواهي ارباب آسمان رو بکشي ؟
دور انديشي شما چيز خوبيه به قول يکي از خردمندان چيني
اگه شما نقشه خوبي کشيديد بهتره ما هم در اون سهيم باشيم
بيا در اينباره صحبت کنيم
من واقعا مي خواهم اونو بکشم
چئون يه دختر داره
برو ،برو پيش گا اوک
در کوه ها ،در درياها
برو به دور دست ها
خداحافظ داداش خداحافظ
مي خواهي اينو ياد بگيري ؟
دونگ سو
مي خواهم ياد بگيرم
اگه تو بهترين شمشيرزن چوسان هستي ،بايد تمام هنرهاي رزمي رو ياد بگيري
تو مي توني به رويايي که من نتونستم بهش دست پيدا کنم برسي
تو از من بهتري ،تو مي توني اين کار رو بکني ؟
من سعي مي کنم
اين شاگرد از شما بهتره ميشه و هنرهاي رزمي چوسان رو تکميل مي کنه
چئون ...اين بار نوبت توئه
هر دوي شما مثل پسرم هستيد
نمي ري اونجا يه نگاهي بندازي
اونا نمي تونن در همچين روزي جلوي تو رو بگيرن
من نمي تونم اونجا برم ،نمي تونم بخاطر اتفاق
کسي مثل پدر بود ،مرده اين خيلي مهم
مخصوصا براي دونگ سو
No comments yet. Be the first to leave one.