The first 200 lines.
سلام، من چاکم اینها چند نکتهان که شاید لازم باشه بدونین
صبر کن، صبر کن ویوین ولکاف میخواد منو بکشه؟
ظاهراً افتاده دنبال مردی که پدرش رو از پا درآورده
خبر بد؛ الی داره روی کامپیوتر بابات کار میکنه
بابام داشت راهی پیدا میکرد...
...تا دانش رو بدون یاد گرفتن وارد مغز کنه
وقتی الی حواسش نیست، هارد کامپیوتر رو با یه هارد خالی عوض کن
مامان، خوبم، میدونی؟
ام... نصف شب رو کامل میخوابه
و دوون هم اون شبیهساز شیردهی رو داره...
...پس من خوبم
میدونی عاشق نگهداری از نوهام هستم، ولی من یه جاسوس آموزشدیدهام
چه خبره؟
نمیخواستم تا وقتی به نتیجهٔ قطعی نرسیدم چیزی بگم، ولی...
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
اون کامپیوتر قدیمی پدرته؟
آره زیر صندلی ماستنگش پیداش کردم
چند روز پیش به یه کشف بزرگ رسیدم...
...و بعد هزاران صفحه پیدا کردم که تا حالا ندیده بودم؛ همه با برچسب «ایکس»
چقدرش رو خوندی؟
خیلی کم ولی توش اشارههایی هست...
...به تو و بابا و این مأمور ایکس چیزی دربارهش میدونی؟
نه اتفاقاً دربارهش با برادرت حرف زدی؟
نه نمیخوام چاک درگیر شه
معلومه که این به زندگی جاسوسی بابا مربوطه
این رو ببین
این پروژهٔ اینترسکت؟ دانلود اطلاعات توی مغز انسان
این چیزها شگفتانگیزه
هیچوقت چیزی دربارهش نشنیده بودم
فکر میکنی بابا اینترسکت رو روی این مأمور ایکس اجرا کرده؟
واقعاً نمیدونم، عزیزم نمیدونم
باشه میرم شیشهٔ کلارا رو بهش بدم
برمیگردم
استیون، چهکار کردی؟
اِدارد، نمیذاری بچههات یه گرگ مخوف نگه دارن
فکر خیلی بدیه
- آمادهای بریم؟ - هوم؟ آره
هر وقت فرصت کردی اینها رو امضا میکنی؟ فقط مدارک آمادهسازی عروسیه
هوم
«شوهر احتمالی، همسر احتمالی
الزامآور قانونی، قرارداد پیش از...»
- قرارداد پیش از ازدواج؟ - روی صفحههای امضا برچسب گذاشتم
فقط امضا و تاریخ بزن
یادم رفت دوش بگیرم
- برو تو؛ با مورگان میآم - صبح دوش نگرفتی؟
فقط بدنم رو شستم، موهام رو نه حالا حس میکنم کثیف و بدبو و اروپاییام
باشه، باشه... ام
- اونجا میبینمت - عالیه
قرارداد پیش از ازدواج؟
خدای من، فکر کردم اوضاع خیلی خوب پیش میره
خوب بود هست
فقط داره احتیاط میکنه نصف ازدواجها به شکست میرسه
خب...
...خوبه که ازدواج خودت اینقدر خوب پیش میره
خیلی خندهدار بود ولی میدونی چیه؟ جواب میده
پس تو چی؟ یواشکی پول خرج میکنی؟
بدهی قمار داری که من خبر ندارم؟
معلومه که نه؛ منو میشناسی نمیدونم چرا چنین کاری کرده
یه چیزی گارد دخترت رو بالا برده، باشه؟
حقایق رو پیدا کن
- لقمههای کوچیکتر، لطفاً - زنذلیلبازی درنیار
بارتاوسکی، همهچیز رو بیش از حد تحلیل میکنی
هر موضوعی رو انقدر میجَوی تا بمیره خستهکنندهست
فقط با نشستن اینجا خسته شدم
وای، واقعاً این کار رو میکنم؟
جاسوسها راز دارن اگه میخوای رابطهات با واکر رو جدیتر کنی...
...باید این رو بفهمی مدارک رو امضا کن؛ خونسرد باش
آره، چاک خونسرد باش
خونسرد
راستش برای من قلمرو تازهایه خونسرد
نصیحت خوبی بود
قبل از اینکه تا آخر عمر آسیب روحی ببینم از اینجا میرم
نامه رسید
ممنون قربان
مال من مال من
آدرس برگشت الکسه
شبیه دعوتنامهست
- نه؛ فکر کنم نامهٔ عاشقانهست - دعوتنامهست
چیه، گرایمز؟ بریز بیرون
دعوتنامهٔ فارغالتحصیلی الکسه
گوش کن، خیلی دلش میخواست دعوتت کنه، باشه؟
ولی از نظر فنی، حداقل توی چشم مادرش، تو هنوز یهجورایی...
خب، بیشترش مردهای
نمیتونه دعوتت کنه
احمقانه بود فکر کنم میتونه
وظیفه صدامون میکنه
تیم، همونطور که میدونین، بمبهایی که در کَسل کار گذاشته شدن...
...قطعات و طراحی ولکاف رو داشتن
لنگلی ویوین ولکاف رو مسئول اصلی اعلام کرده
- دستور قتلش رو صادر کردن - قطعات ولکاف؟ چی؟
- دو نفر مردن، بارتاوسکی - ولی ممکنه کار یه نیروی خودسر...
...توی سازمان ولکاف باشه - گوش کنین، من با ویوین وقت گذروندم
قاتل خونسردی نیست
فقط یه فرصت بدین قانعش کنم خودش رو تحویل بده
- برای ما کار کرده؛ بهش بدهکاریم - هیچ بدهیای نداریم
سازش میکنم با ویوین قرار بذار
کیسی، یه تیم تکتیرانداز آماده کن
اگه خصمانه رفتار کرد، بزنش
دریافت شد
هرچقدر هم به این زن باور داری، یادت باشه هنوز یه ولکافه
نذار اعصابت رو خرد کنه فقط داره کیسیبازی درمیآره
حتماً نه، مشکلی نیست
میدونم صبح یهو اون مدارک رو گذاشتم جلوت
پس... ام، حدس میزنم میخوای دربارهش حرف بزنی؟
نه
قرارداد پیش از ازدواج امضا، مهر و تحویل شد
پس بهتره تجهیزات رو برداریم، هان؟
در موقعیتم یه حرکت اشتباه کنه، شلیک میکنم
گوش کن چاک، قرارداد پیش از ازدواج یعنی ازدواجمون قراره تموم شه
خب ببین، تو جاسوسی و جاسوسها رازهایی دارن که باید ازشون محافظت کنن؛ خونسرد
نه من چیزی رو از تو پنهان نمیکنم
- فقط... ام، یه مسئلهٔ خانوادگیه - گرفتم؛ تموم
آره خونسرد
حواستون جمع دارن میآن
باشه
وسط ناکجاآباد اومدم چرا؟
بمبهای ولکاف در کَسل کار گذاشته شدن
دو نفر مردن و سیا تو رو مسئول میدونه
من هرگز چنین کاری نمیکنم من تاجر زنم؛ دارم سعی میکنم صنایع ولکاف رو...
...به یه کسبوکار قانونی تبدیل کنم
فهرست تمام عوامل بازار سیاه رو تحویل دادم...
...همهٔ نیروها رو پاکسازی کردم حتی یه چیزی هم براتون آوردم
از زرادخونهٔ سلاحهای پدرم
- چیه؟ - نمیدونم
گوش کن، نمیخوام هیچ ارتباطی با دنیای پدرم داشته باشم به من اعتماد داری؟
- تکتیرانداز! بخوابین زمین! - کیسی، شلیک نکن؛ شلیک نکن
کار ما نیست نمیدونم کیه؛ موقعیت تیراندازها رو پیدا نمیکنم
تکتیرانداز؟ این یه تلهست؟
چی؟ نه، نه، نه صبر کن، صبر کن! ویوین، صبر کن!
- کار ما نیست - برو، برو، برو
آخ! بهت اعتماد کردم! چطور تونستی این کار رو باهام بکنی؟
- آخ! - ویوین!
نتونستیم منبع شلیک رو پیدا کنیم کار ما نبود
- سلاحی که ویوین آورد چی؟ - توی اینترسکت نیست...
...و نمیفهمیم چهکار میکنه - چیزی رو ثابت نمیکنه؛ دستور قتل پابرجاست
باشه، صبر کنین اگه راست گفته باشه چی...
...و واقعاً یه سلاح مرگبار باشه؟ برای لغو دستور قتلش کافی نیست؟
و دقیقاً کی قراره این اطلاعات رو بهمون بده؟
فقط یه نفر میتونه بهمون بگه
متأسفانه همون آدم خطرناکترین مرد دنیاست
درسته
توی صف غذاخوری جلوی ویلیام زدم
اعتراف میکنم...
...مشکل احساس حقبهجانبی دارم
باید جبران کنم
عذر میخوام
احساست رو بررسی کن
حس میکنم...
حس میکنم...
...بهترم
حس میکنم...
زندانی ۹۲۰۵، ملاقاتکننده داری
حس میکنم قراره کمی خوش بگذره
- اول از همه، ما بهت اعتماد نداریم - درک میکنم
از خودم شرمندهام
برای دخترت ویوین دستور ترور صادر شده
میتونی کمک کنی لغو شه
همهاش تقصیر منه
پدر غایبی بودم
این نقش آدم خوبه چیه؟
چارلز، سارا، وقت زیادی داشتم دربارهٔ زندگیم فکر کنم
دیگه برام مهم نیست دنیا چطور میتونه به من خدمت کنه
برام مهمه من چطور میتونم به همنوعم خدمت کنم
حتماً، عالیه خب اگه اینطوره...
...اگه این سلاح رو شناسایی کنیم، میتونیم برای لغو دستور قتل دخترت کمک کنیم
اون «نورسمن»ه
یه ردیاب دیاِناِیه
با یه نمونهٔ کوچیک، یه هدف یا یه خانواده از اهداف...
...توی جمعیت شناسایی میشن و فوراً میمیرن
دو قطعهٔ دیگه هم داره
کجان؟
این اطلاعات باارزشه
حالا شد همون ولکاف حیلهگر و بازیدهندهای که میشناسم
شرط رشد معنوی...
...عذرخواهی از تمام آدمهاییه که بهشون آسیب زدم
جبران کردن
مهمترینشون دخترمه
پنج دقیقه منو با ویوین تنها بذارین...
...قطعههای دیگه رو براتون پیدا میکنم
فهمیدم از زندان آزادت کنیم تا فرار کنی؟
ببخشید، گولش رو نمیخورم
سلام، بابا
ام... خیلی ببخشید
مامان دعوتنامهها رو بهجای بایمور به آدرس جدید مورگان فرستاده
مشکلی نیست
بعد از مراسم برای شام مامان رو میبینم
ولی بهش گفتم بین شام و مهمونی با دوستهام نوشیدنی میخورم
- بهش دروغ گفتی - پس میتونم بیام ببینمت...
...و ویدئوی مراسم رو نشونت بدم و...
- مزاحمت میشه؛ واقعاً... - میخوام بخشی از این روز باشی
- فقط بگو کجا؛ میآم - عالیه
- آه... اوه، ام، باشه - اوه
پس... باهات تماس میگیرم
عالیه
دریافت شد
- سلام - بعداً میبینمت
- باشه - اوخ
حالا که ولکاف «نورسمن» رو شناسایی کرده...
...لنگلی فعلاً تعقیب ویوین رو در اولویت دوم گذاشته
No comments yet. Be the first to leave one.