The Endgame

The Endgame

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Endgame Season ONE COMPLETE 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
A Commentary by AmirAli_Mahmoudi
من ترجمه نکردم؛ فقط جمع‌آوری کردم که تنبلای گرامی راحت‌تر و یک‌جا دانلود کنن :)

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Published on: 2022-06-15
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫می‌خوام داستان کوتاهی ‫برات تعریف کنم.

‫- می‌خوام یه متل تعریف کنم. ‫-

‫داستان دخترکیه ‫که پدرش رو خیلی دوست داشت.

‫پدرش قهرمانش بود.

‫خودش هم شاهدخت پدرش بود.

‫آسمان‌شکنه.

‫یکی از گونه‌های کبوتر چاهیه.

‫احسنت!

‫ولی می‌خوام داستان ‫روزی رو که بزرگ شد...

‫برات تعریف کنم.

‫متلش با باقی متل‌ها فرق می‌کنه.

‫داریم می‌رسیم نیویورک. ‫محموله رو بپاین.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

‫تبلیغ کسب و کارتون می‌تونه اینجا باشه! ‫کانال من در تلگرام: realKiarashNg@

‫بهترین کانال موسیقی تلگرام: ‫RealGMusic@

‫سلام خانم فدوروا،

‫بنده دادستان کل ایالات متحده، ‫رید دابلین، هستم.

‫ایشون رئیس «اف‌بی‌آی»، ‫روخلیو رئال، هستن.

‫ایشون هم وزیر امنیت میهن، ‫جون برادبری، هستن.

‫امروز آوردیمتون اینجا...

‫من رو ربودین و آوردین اینجا.

‫بازداشتتون کردیم و آوردیم اینجا.

‫که راجع به صد و پنج اتهام فدرال ‫خودتون و تشکیلاتتون...

‫به نام «اسکازکا اومیوتوی ساورنا» صحبت کنیم.

‫قانون نظارت بر صادرات سلاح رو ‫زیر پا گذاشتین.

‫واسه دشمنان قطعی ایالات متحده ‫سلاح فراهم کردین.

‫- قوانین حق تکثیر رو نقض کردین. ‫- من صرفا دنبال کسب و کارم.

‫جناب عالی مزدور تشریف دارین.

‫یه ارتش مزدور دارین. ‫بشینین.

‫تا الان نشسته بودم.

‫هنوز اتهامی علیهتون ثبت نشده.

‫با خودمون گفتیم احتمالا ‫به توافق رسیدن...

‫به نفع همگیمون باشه.

‫در ازاش چی می‌خواین؟

‫نظرتون چیه که آشناهاتون ‫تو آنگولا رو لو بدین؟

‫فعلا همون‌ها رو می‌خوایم. ‫اسامی شناسنامه و مستعارشون رو می‌خوایم.

‫خب، اگه قبول نکنم چی می‌شه؟

‫در اون صورت خودتون با این لباس مجلسیتون...

‫تشریف می‌برین سلول انفرادی فوق امنیتی ‫و تا گندیدن مغزتون همون‌جا می‌مونین.

‫خوب مقاومت کردین، ‫ولی کسی خبر نداره الان اینجایین،

‫ما هم که کلی وقت داریم.

‫بنویسین دیگه.

‫جیکت درنیاد.

‫کیه؟

‫سلام رئیس، همین الان ‫شش تفنگدار...

‫به «بانک کامرس» نیویورک حمله کردن...

‫و گفتن پیغامشون رو ‫شخصا به اطلاعتون برسونیم.

‫عکس پیغامشون رو براتون ایمیل کردم.

‫خودت پیغامشون رو بگو دیگه دوک.

‫«رئیس رئال، ‫به ملکه تعظیم کنین.»

‫این دیگه چه حرفیه؟

‫این از کجا اومد تو جیب من؟

‫یکی از بانک‌های جنوب منهتن رو...

‫به دست گرفته.

‫این پیغام از طرف خودته خانم؟

‫ملکه کیه؟

‫امروز که به شب برسه، ‫یکیتون از کار بیکار می‌شه،

‫بعدش یکی دیگه‌تون بیکار می‌شه،

‫بعدش هم اون یکی بیکار می‌شه.

‫با بد کسی در افتادین.

‫دخترک داستانمون ‫تو دنیای به شدت بی‌رحمی...

‫بزرگ شده بود.

‫ولی پدرش همیشه ازش محافظت می‌کرد.

‫اون یکیه فرار کرده.

‫واسه پدرش حکم یه گنجینه رو داشت.

‫کل کارهاشون رو با همدیگه می‌کردن؛

‫خیلی صمیمی بودن.

‫آفرین دختر.

‫کل مأمورهای امنیتی من مال «اف‌بی‌آی»ـن.

‫یکی از مأموران خودت جاسازش کرده بوده.

‫مأموره رو پیدا می‌کنیم.

‫واسه خودش اهرم فشار جور کرده.

‫جای تعجبی نداره.

‫ولی سوال اینجاست ‫که هدفش چیه؟

‫شماره هفت بیاد.

‫سلام عزیز دلم.

‫سلام.

‫چه خبر؟

‫حرف بزن دیگه.

‫چند وقته که همدم منی؟

‫از وقتی تو «پی‌اس 15» ‫تاب‌بازی کرده بودیم همدمتم.

‫باید بدونی من هیچ‌وقت کاری نمی‌کنم ‫که موجب ضربه دیدنت بشه.

‫و ازت می‌خوام متوجه باشی ‫که این کار...

‫به نفع خودته.

‫داره زهره ترکم می‌کنی‌ها.

‫طلاق بگیریم؟

‫نه.

‫به صلاحمونه.

‫ما که گفته بودیم تا اتمام حبست طاقت میاریم.

‫گفته بودیم بعد از یه سال ‫شرایط رو مجددا ارزیابی می‌کنیم.

‫کار من دیگه تمومه.

‫مأمور فدرالی که پول مواد ‫به جیب زده باشه،

‫ده سال حبسش رو کامل می‌کشه.

‫خودت که خوب می‌دونی.

‫یعنی همین‌جوری بدون...

‫صحبت با من تصمیم گرفتی؟

‫با یه شرکت حقوقی که دستمزدشون...

‫ساعتی هزار دلاره صحبت کردی؟

‫نمی‌دونم چطوری تونستی ‫چنین کاری بکنی.

‫به صلاحمونه.

‫نه‌خیر.

‫اوون!

‫کل یگان‌ها به گوش باشین، یه مورد کد 91 ‫تو خیابون بائری، پلاک 130 پیش اومده.

‫موفق باشی مأمور ترنر.

‫مرسی.

‫موفق می‌شم.

‫... تو خیابون گرند مستقر می‌شیم.

‫- یگان اضطراری پلیس اونجا بشه. ‫- چشم قربان.

‫صبح به خیر.

‫جوخه متخصص بانک نیومده؟ ‫بچه‌های بخش سرقت چی؟

‫دارن میان.

‫گروه ضربتمون هم مشغول محله‌پویی‌ان...

‫که ببینن فیلمی ازشون ثبت شده یا نه.

‫دارن مرکز فرماندهی رو اون طرف علم می‌کنن.

‫انفجار کجا بوده؟

‫تو زیر شیروانیشون منفجر شده بوده.

‫راحت می‌شد واردش شد. ‫الان که خرد و خاکشیر شده.

‫حسگر شکستگی بانک...

‫بعد از افتادن لوستر فعال شد ‫و بانک رو مسدود کرد.

‫- ماشین فرارشون پیدا نشده؟ ‫- داریم دنبالش می‌گردیم.

‫فعلا چیزی دستگیرمون نشده.

‫شش تا تفنگدار بودن. ‫راه خروج خاصی هم که ندارن.

‫چهارشنبه چنین کاری کردن؟

‫پولشون رو چندشنبه‌ها میارن؟

‫یکی از نگهبانان بانک گفته ‫پولشون رو جمعه‌ها میارن.

‫یعنی الان سی هزار دلار بیشتر ‫تو بانکشون نیست.

‫بابت نفری پنج هزار دلار ‫این‌قدر حساب‌شده وارد شدن؟

‫گمون نکنم هیچ‌کدومشون ‫در حد اینشتین باهوش باشن.

‫می‌خوان صندوق‌های امانات رو خالی کنن؟

‫می‌تونیم از مقر فرماندهیمون بررسی کنیم.

‫این‌قدر سعی نکن من رو از اینجا ببری آنتونی.

‫رئیس داره میاد،

‫شما دو تا هم که با همدیگه ‫خوش‌رفتار نیستین.

‫ضمنا، حس می‌کنم امروز صبح ‫به مقدار عصبی هستی.

‫خلاصه که شاید اگه جلوی چشمش نباشیم،

‫مثلا دم مقر فرماندهی باشیم،

‫بتونیم تنشتون رو کاهش بدیم.

‫اگه جلوی چشمم نباشه، ‫می‌تونیم کاهش بدیم.

‫شما دو تا برین.

‫از پاسگاه پیگیری کنین.

‫ای خدا، داری با عصبانیت رانندگی می‌کنی‌ها.

‫خودم می‌دونم باید دهنم رو ببندم...

‫و ازت کار یاد بگیرم،

‫ولی چیزی جز...

‫ول کردن زودهنگام صحنه‌های جرم یاد نگرفتم.

‫اوون درخواست طلاق داده.

‫می‌دونی چیه؟

‫- خوبه. ‫- آنتونی.

‫شروع نکن.

‫منظورم اینه که شاید این‌طوری ‫فرصت پیدا کنی فراموشش کنی.

‫ما از پنج سالگی همدم همدیگه بودیم.

‫ضمنا، خودش می‌دونه...

‫اگه مزدوج بمونین، ‫مسئولین اصلا...

‫باور نمی‌کنن خودت دست نداشتی.

‫- مسئولین برن بمیرن بابا. ‫- ولی نمی‌میرن که!

‫ولی خودت بدبخت می‌شی.

‫این‌قدر درجه‌ات رو ‫پایین میارن که در نهایت...

‫اولین ناظر زن سیاه‌پوست بخش جنایی...

‫اداره پلیس نیویورک رو...

‫می‌فرستن تو زیرزمین...

‫که جای گیره‌های کاغذ رو ‫به ملت نشون بده.

‫فیلم دوربین «بانک کامرس» ‫نیویورک وصل شد.

‫تردستی بامزه‌ای بود،

‫ولی عین ماهی‌هایی که رو اسکله ‫بالا و پایین می‌پرن عمل کردی.

‫یکی از مثل‌هاییه که از بچگی یادم مونده.

‫یعنی با چوب کوتاه به ببر سیخونک نزن.

‫بانکه محاصره شده.

‫افرادت خارج نمی‌شن.

‫تو رو هم با گروگان‌هاشون معاوضه نمی‌کنیم.

‫شیرین‌کاریت بی‌ثمر بود.

‫خب، ببینیم با بعدی حال می‌کنین یا نه.

‫ببینین، چه پرداخت خودکار ‫مشکل پیدا کرده بوده باشه،

‫چه خودتون پرداخت نکرده بوده باشین، ‫کاری از دست ما برنمیاد.

‫- به خاطر یه قسط خراب شد؟ ‫- متأسفانه همین‌طوره.

‫بفرمایین.

‫سلام مامان.

‫ده.

‫نه.

‫هشت.

‫هفت.

‫شش.

‫پنج.

‫چهار.

‫سه.

‫دو.

‫یک.

‫همگی بخوابین رو زمین!

‫من مأمور روراستی‌ام.

‫مگه اسم اوون رو ‫از اون تراکنش حذف کردم؟

‫نه‌خیر. به یه ساعت نکشید ‫که رفتم پیش مافوقم...

More Farsi Persian subtitles for The Endgame

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left