Release info

아는 와이프 Familiar Wife E15 180919 OpusSub
A Commentary by Mahboobe1994
Mahboobe1994 | ترجمه و زیرنویس: محبوبه》》Telegram》》@OpusSub

Tags

other
Published on: 2018-11-17
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ميدونم خيلي بي حيام

ميدونم کار درستي نيست

ميدونم نبايد اين کارُ بکنم

اوجين

ولي ديگه نميتونم جلوشُ بگيرم

هيچي نميدونم

نه وجدان ميشناسم نه احساس گناه

فقط از يه چيز مطمئنم

...اين که تو رو

خيلي خيلي دوست دارم، اوجين

من خوشبختت ميکنم

قول ميدم سر اين قول بمونم

«قسمت پانزدهم» زوج

عروس و داماد وارد ميشن

به افتخارشون يه کف مرتب

!چه ناز شدي - !خوشگل شدين -

ماه شدي

لطفا رو به مهمونا نگاه کنيد

عروس و داماد با هم وارد شدن

و حالا سوگند ازدواج ـشونُ ياد ميکنن

بفرماييد

دامادمون خيلي استرس داره

سوگند ازدواج ما

يک

،من، چا جو اون، براي همسرم، او سَنگ شيک همچون درختي خواهم بود

.که همسرم در کنارش به آرامش برسد

دو

...من، او سَنگ شيک تا هميشه

...به کلام همسرم، چا جو اون

.توجه خواهم کرد

حتي در لحظاتي که عشق ...ناممکن به نظر ميرسد

ببخشيد

معذرت ميخوام انگار خيلي احساساتي شده، مگه نه؟

من دوست دامادم

ما دوستاش هم خيلي وقتا

به خاطر اين احساساتي بودنش به مشکل برخورديم

،به اميد اين که عروس و داماد زندگي شاد پر تلاش و خوشي در کنار هم داشته باشن

يه کف مرتب لطفاً

خوشبخت بشين

خسته نباشي. خسته نباشي - هي -

ديگه تموم شد

امروز واقعاً ماه شدي، جو اون

خيلي، واقعاً، از ته دل

مبارکه

ممنون تو امروزم خوشگلي

تبريک ميگم - ممنون -

ديگه گريه هات تموم شد؟ مگه دارن ميفروشنت؟

تو مردي مثلاً

صورت مامانمُ ميديدم نميتونستم جلو اشکامُ بگيرم

آره. امروز تا ميتوني گريه کن از فردا فقط بخند

و تا ميتوني خواهرمُ بخندون، باشه؟

باشه. ممنون جوهيوک

...من واقعا به تو

خيلي مديونم

چي گفتي؟ - باز گريه ـش گرفت -

من خيلي بهت مديونم

هنوز داري گريه ميکني؟

گريه بسه با عروس برين با مهمونا عکس بگيرين

آره، گريه نکن بايد بريم با مهمونا عکس بگيريم

اين قراره بابا بشه

انگار يه بچه ميخواد يه بچه‌ي ديگه رو بزرگ کنه

امروز صورتت بد جوري برق ميزنه ها

گفتم که بايد با هم قرار بذارين - بفرما -

چيه؟ گريه کنم؟

خجالتيه

به هرحال، مبارکه پسر

خيلي به هم مياين - ممنون معاون -

اون دوتام خيلي به هم ميان

اوجين - هوم؟ -

بريم به مامان و بابام سلام کنيم؟ - الان؟ -

الان؟ - موفق باشيد -

من هنوز آماده نيستم .خيلي گرمه. وقت ميخوام

.صبر کن. صبر کن

مامان، بابا

سلام - سلام -

ايشون همون خانومي ان که باهاشون قرار ميذارم

مامان و بابام

از ديدنتون خوشحالم

پس درست بود ...من و بابات از اون موقع

من هي بهش ميگم دوست دخترشه هي اين مادرت ميگه نه

ممنون - بله؟ -

خيلي ممنون

که جوهيوک ما رو نجات دادي

نه من بايد از شما تشکر کنم که اونُ به دنيا آورديد

واي چه خوشگلم حرف ميزنه

ممنون

جوهيوک

هوم - بيا بريم عکس بگيريم -

ميريم عکس بگيريم - باشه -

بعداً ميبينمتون - باشه -

.خيلي خوشگله. واي خدا

آماده اي؟ - يه لحظه -

بدو بيا

بدو

نزديکتر نزديکتر

لبخند آماده

يک، دو، سه

اين جوري بي مزه ـس نميشه بپريم؟

بپريم؟ - پريدن عاليه -

گفتم سه بپريم. يک، دو، سه

!بپريم

فکر کنم دير پريديم - يه بار ديگه؟ -

يک، دو، سه - يک، دو، سه -

!بپريم

دي دينگ

اين ديگه چيه؟ - بذار بقيه رو هم ببينيم -

بامزه شده

به نظر من اين از همه ـش بهتره

جونگهو هم وقتي ميپره عکسش بد ميشه

فکر کنم آقا سَنگ شيک تو همه‌ي عکسا خنده دار باشه

بس که چشماش پف داشت

آره. هر چي کار زشت که بود کرد

من ديدم شما و معاون يون رفتين يه گوشه گريه کردين

اول جونگهو گريه کرد

من فقط چند تا دونه اشک ريختم همه ـش همين

همه ـش چند تا؟ بايد از خودت خجالت بکشي

آقا سَنگ شيک و جو اون امروز خيلي خوشحال بودن

به نظر من ازدواج انتخاب ترسناکيه

،يه زن و يه مرد غريبه با هم آشنا ميشن

،همديگه رو درک ميکنن ،با هم به توافق ميرسن

و با هم زندگي ميکنن

حتما با هم به کلي مشکلات و مسائل برميخورن

ولي انگار انقدر عاشق همديگه ان ...و به هم اعتماد دارن

که ميتونن از پس هر مشکلي که براشون پيش بياد، بربيان

درسته

جو اون از من دست و دلباز تره

از بچگي همين طوري بود

سنگ شيک هم دل خيلي مهربوني داره

اونا قسمت همديگه بودن

حتي اگه قسمت همديگه هم نباشيم ميتونيم کاري کنيم قسمت هم بشيم

آره. بايد کاري کنيم قسمت هم بشيم

من همه کار ميکنم

چطوري بهت اعتماد کنم؟

يه بار ولم کردي، دوباره هم ميکني

فکر کردم ديگه قرار نيست درباره ـش حرف بزنيم، پس چي شد؟

نميتونم درباره ـش حرف نزنم مگه الکيه؟

چرا؟ حالا که يادت اومده ميخواي دوباره عوضش کني؟

امروز 30 آگوسته

ميخواي يه 500 وُني ديگه بهت بدم؟

ميخواي؟

ماه چه نوري داره

دروغگو

کو ماه؟

هي

فکر کنم احمق شدي

ديگه خل و چل بازي درنيار

درنميارم

دو تان

آره، واقعا دو تان

ديگه واقعا دلت نميخواد برگردي به اون روز؟

يا يه روز ديگه؟

نه، دلم نميخواد

ديگه به گذشته نگاه نميکنم

فقط ميخوام به جلو نگاه کنم

با تو

بايدم همين کارُ بکني

بايد آينده ـمونُ با دستاي خودمون بسازيم

اوکي

فعلا بدون توقف قرار ميذاريم

قبول! بايد باهام خيلي مهربون باشي

وگرنه خيلي در حقم بي انصافي کردي

چون خاطره ها خيلي عزيز و با ارزشن

مامان، من ميرم سر کار شب ميبينمت

سلام سو اوجين

کِي اومدي؟ بايد بهم زنگ ميزدي

خيلي وقت نيست يه 20، 30، 40، 50 دقيقه اي ميشه

صبحانه که نخوردي؟

نه. چيه؟

تُست - آره -

بدو بدو

بفرما - ميخوام بخورمش -

تُست صبحانه لنگه نداره به‌به چه خوشمزه ـس

بيا، تو هم بخور

از دست تو سو اوجين همه ـش آدمُ سر کار ميذاري

...راستي، کِي بايد به همکارامون بگيم که

با هم قرار ميذاريم؟

هوم؟ بايد بگيم

بيا امروز بگيم - امروز؟ -

بگيم

.من نميتونم. تو بگو

و مدير بيون - بله؟ -

وام صنايع هه جونگ به کجا رسيد؟

تشريفات اداري ـش تموم شد

معاون کيم هوان هم قراره بعداً بره کارخونه

من؟ - بله -

تو هم ديگه کم کم بايد ياد بگيري

تا کِي ميخواي فقط کاراي اداري رو انجام بدي

خب پس، چيز ديگه‌اي براي اعلام کردن نيست؟

نه - مام چيزي نداريم -

...خيلي خب پس بياين همگي

رئيس

حالا که همه جمعن من ميخواستم يه چيزي بگم

...يه کم خصوصيه ولي - ببخشيد -

اول من ميگم

من درباره‌ي اتفاقي که آخر هفته‌ي پيش افتاد فکر کردم

...اون اتفاقي که سر شام افتاد

همه ـش تقصير من بود

چي؟ - من قبول دارم فضولي کردم -

من چون ميخواستم شما دوتا رو به هم برسونم اون کارُ کردم

ولي با اين که نيتم خير بود .نبايد معذبت ميکردم. اشتباه کردم

More Farsi Persian subtitles for Familiar Wife

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left