The first 200 lines.
قهرمان محله = قسمت 11=
پسر تراکت پخش کن؟- بله-
کمتر از 4 ساعت اينا رو پخشش کن
براي وقت بيشتري که بذاري پولي بهت نميديم
باشه فهميدم- آه-
اگه اونا رو جايي دور بندازي خيلي سريع متوجه ميشيم
اما اينجا براي يه مربي جاي خالي نداريد؟
من يه مربي حرفه ايه سطح دو هستم
هي، فکر کردي پُست به اين مهمي خالي ميمونه؟
اما اگه چيزي پيش اومد خبرم کن
خصوصاً در مورد آدم ورزيده و ورزشکاري مثل ِچوي چان گي
خانوما ظاهرشو خيلي مي پسندن
ممنونم، ممنونم
لطفاً يه نگاه بندازيد، ممنون
...چان گي
تو تراکت پخش ميکني؟- نمي بيني؟-
فکر ميکنم وانمود کردن به سايه بودن برات سودي نداشته
شنيدم که تو ايستگاه پليس براي عدالت فرياد ميزدي
اما تو زندگي واقعي خيلي بيچاره اي؟
چيه اين بيچارگيه؟ همه براي زندگيشون سخت تلاش ميکنن
در مقايسه با آدمايي که پول مردمُ ميدزدن تا برج سازي کنن
ما خيلي پاکتر و قابل ِ احترام تريم
اون نسبت به تو، وکيل سو، پاک تر و قابل احترامتر مياد؟
به راهتون ادامه بديد به راهتون ادامه بديد
تو باهاش صميمي بودي؟
نه- همديگه رو ميشناسيد؟-
نه- پس اینجا چیکار میکنی؟-
چرا نميتوني هيچي بگي؟
اينجا کجاست و براي چي اينجا اومدي؟
رئيس
يه موضوعي هست که
بهت نگفتم
چي؟
فرمانده
رستوران سوشي که قرباني اداره ش میکرد یه هفته پيش بسته شده
و از اون موقع ديده نشده
فرمانده - چيه؟-
من- يالا حرف بزن-
کسي که اين دفترُ
اجاره کرده و استفاده ميکرده
من بودم
کارايي اينجا انجام ميشد
در واقع- در واقع چی؟-
يه کارايي مثل ِ شرکت ِ کارآگاه خصوصي
دقيقاً اينجا چه غلطي ميکردي؟
نميخواد خيلي نگران باشيد
من صورت ِ مظنونين رو ديدم
چي داري ميگي؟
ديدم دو تا مرد از اينجا فرار ميکردن
من اونا رو ميشناسم ميتونيم بريم و دستگيرشون کنيم
واستا، واستا، واستا، واستا يه لحظه واستا
پس ...اين آدمايي که شناختيشون برای این دفتر کار ميکردن؟
بعد يه آدمُ کشتن و فرار کردن؟
اما سرراهشون اتفاقي با تو برخورد داشتن؟
رئيس اينجا، همون مکان ِ
آماده شيد
!درُ باز کنيد! پليس
درُ باز کنيد- پليس-
پليس، درُ باز کنيد- اينجا چه خبره؟-
دستم، دستم يه لحظه صبر کنيد، يه لحظه
اينجا چيکار ميکنيد؟
داريم بهشون آموزش ميديم کاملاً هم قانونيه
مستاجرهاي قبلي.... کجا رفتن؟
من دو هفته ست اينجا اومدم
مستاجراي قبليُ هم نميشناسم
اوه، تائه هو، چرا از اون دفتر بيرون اومدي؟
اونا رو دچار سوتفاهم کردي؟
چي داري ميگي؟
اينجا فقط يه مکان براي انبار تجهيزاتمون ِ
چون ما وسايل ارتباطي زيادي داريم
و کرايه هم بالا بود
ما وسايلُ فرستاديم دفتر مرکزي و اينجا رو اجاره داديم
با عقل جور در مياد؟
غير از اين خانوم، دوتا مرد ِ ديگه هم بودن که تو اين اتاق باهاشون کار ميکردي
دو تا مرد؟
اونا کجا هستن؟
ما براي بازي اينجا نيومديم مسئله ي يه قتل در ميونه
و ميدونم که تو به همشون دستور دادي
تو؟ پس قراره اينجوري ادامه بدي؟
جانگ اين- بله-
تا حالا اتاق 866 بودي؟
نه
ديدي تائه هو؟ ما براي چي بايد دو تا مرد استخدام کنيم؟
تنها کاری که ما باید انجام بدیم پشتیبانی از مامورای سازمان ِ
ميدونم کار تو فريب ِمردم ِاما بهتره به شيوه ي مدرن انجامش بدي، باشه؟
دارم ميگم خودم با همين چشمهام اونا رو ديدم
بازم اينجوري رفتار ميکني؟
پس... من بايد اين دو تا آقاي نامرئيُ براي قتل بازجويي کنم؟
اگه ميخواي بهونه بياري حداقل چيزي بگو که با عقل جور در بياد
يا اسمشون رو بده يا عکسي يا هر مدرک ديگه اي ازشون بهمون بده
هي، بريد دنبالش
نگهبان
چرا تو اين ساختمون دوربين امنيتي وجود نداره؟
ميتوني فيلماي دوربيناي آسانسور رو نشونم بدي؟
اون دوربين همش خراب ميشد و ما درستش ميکرديم
براي همينم بي خيالش شديم
اما شک دارم ممکنه يکي عمداً خرابش ميکرده
جداً؟
هي، چرا من هر جا ميرم دنبالم ميايي؟
ميترسي فرار کنم؟
منظورت چيه؟ وقتي کار ِاشتباهي انجام ندادي، چرا بايد فرار کني؟
اوه، خدا
جون گي مون؟
کسي که صاحب رستوران ِ سوشي بود؟
ميشناختيش؟
پس همون مقتوليه که ايم تائه هو در موردش حرف ميزد
قرباني رو چطور ميشناختي؟
پارک سان هو- اوه، آره-
اون همکار من بود، مثل ِ برادراي خوني همديگه بوديم
از اون لحظه که همکار هم شديم هميشه با هم کار ميکرديم
ازش خواستم براي من يه کاري انجام بده
سابقه ي ايم تائه هو رو بررسي کنه
تو گزارشات و سابقه ي ايم تائه هو رو بررسي کردي؟
اين مورد قتلُ خود ِ ايم تائه هو گزارش نکرده؟
مطمئنم هيچ اثر انگشتي رو توي صحنه ي جُرم پيدا نکرديد
تو به اينکه ايم تائه هو، قاتل باشه مظنوني؟
سري قبل تو چان گي رو مجبور کردي شهادت دروغ بده
حالا هم اين دفعه ميخواي يه افسر پليس رو قاتل معرفي کني
اون دفعه ميخواستم، رابطه ي دوستيش با باک شي يون لو بره
ميخواستم بدونم بعد از دستورات من بازم طرف باک شي يون ميمونه يا نه؟
ميخواستم همينُ بفهمم
شما ميفهميد این چي ميگه؟
اون دفعه، چوي چان گي، طرف ِ باک شي يون رو گرفت
اين يعني اونا از نظر احساسي به هم نزديکن
باک شي يون و چوي چان گي با هم هستن و رئيسشونم ايم تائه هو
اگه حرفامُ باور نداريد بريم تا حقيقتُ بهتون نشون بدم
بعد از اينکه قتل ها شروع شدن تو هيچ کاري نکردي
هيچ کاري هم نميکني
....مدير هوانگ منُ نجات داد
زندگي الان ِ من
مديون ِ مدير هوانگ ِ
اون هيچ وقت نبايد تنهايي اقدام ميکرد
احتمالاً بخاطر اينکه با پارک سان هو کار ميکرده خودشو خيلي زياد درگير کرده
ميدونست با چه جور آدمي سرو کار داره
همه در مورد شرکت انديشه ي يونگ مون و پارک سان هو فکر اشتباهي داشتن
ميگن که اين شرکت بعنوان يه شرکت پيمانکار کاملاً قانوني با سازمان همکاري ميکنه
اما در حقيقت اونا يه گروه هستن که مخفيانه طبق يه سري دستورات اقدام ميکنن
کي ميتونه اونا رو استخدام کرده باشه؟
کي ميتونه بهشون دستور داده باشه ما رو تحت نظر بگيرن؟
خيلي دقيق بهش فکر کنيد
کسي که سه سال پيش تو ماموريت ماکائو دخالت داشته
همينطورم درگير قتل سو جان سوک و مدير هوانگ بوده
حس نميکني اين اواخر يه آدم دائماً دور و برت ميگرده؟
فرمانده جانگ سو هيوک؟
اما الان اون مسئول يه عده بازنشسته ست
اما فکر ميکني اين تمام کاريه که اون انجام ميده؟
فرمانده جانگ
فقط روي خاطرات مدير هوانگ تمرکز کرده
در مورد خاطرات تلاش ميکرده
فکر نميکني ميخواسته حواستُ از کار ِ اصلي که انجام ميداده پرت کنه؟
فکر ميکني تو
واقعاً فرمانده جانگ سو هيوکُ همونجور که هست ميشناسي؟
فرمانده جانگ سو هيوک
هر قدمي که پارک سان هو بر ميداره رو کنترل ميکنه
ميگن که کارآگاه ايم ممکنه متهم به قتل بشه
چون اين اتفاق تو دفتر انديشه ي چان گي افتاده
هي، اما اون يه افسر پليس ِ
اما اون بيرون آدمايي لحظه شماري ميکنن که قتل ها رو گردن پليسها بندازن
کيا؟
پارک سان هو از شرکت انديشه ي يونگ مون
همون مرد با عينک عجيب که همش ميگفت چان گي
اما اون که خودشُ الکی وارد موضوع نمیکنه
انگاري يکي که قراره به قتل متهم شه با من صميمي هستش
اما کاملاً واضح آدم بد اين وسط کيه
نبايد اينجا بشينم و دست رو دست بذارم
درسته
اما تو بايد تمام ارتباط ِ خودتو با اون مرد قطع کني
مهم نيست، اون آدم کسي نيست که بشه باهاش درافتاد
نود و نه درصد وجودم با حرفات موافقه
اما اون يه درصد باقي مونده با من سر جنگ داره
دائم به خودم ميگم که بايد چيکار کنم
هيونگ، چرا يدفعه وانمود میکني سايه هستي؟
از کجا مياي؟
من بدهي ِکارت اعتباريمُ تسويه کردم- اوه... واي-
بايد حداقل چند ميليون ووني باشه
از کجا اين پولُ گير آوردي؟
ميدوني که من الان براي شرکت ِ انديشه ي يونگ مون کار ميکنم
تو تازه شروع کردي
دزدي کردي؟- نه دزدي نکردم-
هيونگ، تو يه چيزيُ از من مخفي ميکني، مگه نه؟
لباستُ در بيار اينم جز ِ مدارک ِ
چطور اين مدرک ِ؟ من بخاطر نجات اون زخمي شدم؟
....حروم
سلام رئيس
يه تماس از رئيس ايستگاه پليس سانگ جان دريافت کردم
وکيل جو ايون جانگ که گمشده بود رو يادتونه؟
بله، آخرين فردي ِکه سو جان سوک قبل ِ مرگش ديده بود
حالا جسدش کشف شده
همين؟
اما يه چيزي ... تو جيبهاي شلوارش بود
کارت تجاري ِايم تائه هو
تا زماني که دستور بياد حق نداري ساختمونُ ترک کني
با دقت گوش کنيد
اگه اين خبر که مامور فعال ما يه قاتل سرياليه پخش بشه
تمام کشور بهم ميريزه
رئيس، چي داريد ميگيد؟
منظورتون از قاتل ِ سريالي چيه؟
بيشتر مراقب باشيد تا خبري به گزارشگرا نرسه
فهميديد؟- بدون هيچ تحقيقي-
چطور ميتونيد منُ اينجوري محکوم کنيد؟
No comments yet. Be the first to leave one.