The Twisted Tale of Amanda Knox

The Twisted Tale of Amanda Knox

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Twisted Tale Of Amanda Knox S01E03 720p WEB H264-JFF
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 The Twisted Tale of Amanda Knox 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-06
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

نه!

یه چیزی تو آماندا بود که مِرِدیث رو راحت نمی‌ذاشت.

اون کلی مرد میاورد خونه.

پاتریک.

اون... اون پاتریک بود!

خواهش می‌کنم، من اشتباه کردم!

رسیدم ایتالیا، عزیزم. چرا گوشیتو برنمی‌داری؟

دختر آمریکاییه، دختر بریتانیایی رو کشت.

آره، اعتراف کرد.

خیلی بامزه میشه.

I'm talking about my earring.

- باحال به نظر میاد؟ - اوه...

بیشتر بگیرم؟ مثل لورا، اینجوری، بالا گوش؟

آخه اون کلاً یه تیپ دخترای خفن اروپایی داره.

واقعاً به من میاد؟

یا این یکی چی؟ این چیه؟

Mm, yeah,

مطمئنم رافائل عاشقش میشه.

آره، فکر می‌کنی به من بیاد؟

آره، خیلی سکسیه.

من همینجا می‌خوامش.

باشه.

باشه.

راستش فکر می‌کنم جاکومو از یه سوراخ کوچیک تو بینی خوشش میاد...

...on you.

Are you guys spending Halloween together?

اِم، فکر کنم سوفی داره یه چیزی رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

می‌خوای با من کاری بکنی؟ می‌تونیم بریم "لِ شیک" یا یه همچین جایی.

آره. اِم، اون... آره، ممکنه باحال باشه.

- اِم، ببینیم چی میشه. - باشه، خوبه.

خوبه.

- اوه. - اوه، یکم خیسه.

این مثل یه مرکز حفاظت از شاهدانه؟

نه... هیچ‌کس بهم نگفت...

آآآه.

باشه.

باشه.

باشه.

باشه.

اِم...

اِم، من... من... من واقعاً باید با مامانم حرف بزنم، خواهش می‌کنم.

اوه، نه...

من... من وکیل ندارم.

مثلاً، یه شاهد برای یه چیزی. ولی من... من که یه تکذیبیه فرستادم.

- نه، نه، نه، نه، نه، نه. - پلیس چیزی گفت؟

چی؟ منظورتون چیه؟

- چی؟ نه، نه! - بله.

- بله. - نه، نه، اصلاً... درست نیست.

- یعنی اونا... - بله.

یعنی اونا اینجوری فکر می‌کنن؟ نه، نه، این درست نیست... این حقیقت نداره.

اوه...

- باشه؟ - چی شده؟

من اینجا اومدم دخترم رو ببینم، آماندا ماری ناکس.

من نمی‌تونم... حرفتون رو بفهمم.

نومه، اسمم... اسمم. باشه، پس چی دارین میگید؟

شما میگید... اِ، چون من آوردم...

واسه همینه که...

من و دخترم فامیلامون فرق می‌کنه.

من، ملاس. اون، ناکس.

من و پدرش، خب، ما طلا... طلاق گرفتیم وقتی...

چی؟ این قراره دردسر بشه؟ من...

قراره ببینمش، درسته؟

- مامان. - هوم؟

وقتشه.

Dad.

واقعاً متاسفم.

متاسفم، من... نه، هنوز نمی‌تونم.

هنوز نه. هنوز نه.

بفرمایید.

اوم. خوبه. بعدش چی؟

ببخشید!

Plea-- Excuse me.

میشه کمکم کنید، لطفاً؟

لطفاً، من باید... من باید با مادرم حرف بزنم.

نه... نه، ممنون.

من آتئیست هستم. اِ، مذهبی نیستم. لطفاً.

Last year, I went camping in the woods

با دوست پسرم، دی‌جی.

ما با پروتئین بارها دوام آوردیم.

ما با همین کم ساختیم و تو کوچکترین چیزها هم زیبایی پیدا کردیم.

من باید اینجا هم همین کار رو بکنم.

اوه. ممنون.

اِه؟

هان؟

اِ...

اوه.

I'm-- please.

اوم...

متاسفم، متاسفم.

من فقط مامانم رو می‌خوام.

سلام!

- وای مامان! - بیا اینجا.

سلام! - آه عزیزم، می‌دونم.

می‌دونم، ترسناکه.

می‌دونم. - حالت خوبه؟

سلام.

خدای من. - دارن با اشاره می‌گن بشینیم.

- چی؟ ما باید بشینیم؟ - آره، آره، آره.

باید بشینیم، بیا.

- چند روزه سراغتو می‌گرفتم و می‌پرسیدم... - می‌دونم.

- ...برای چند روزه. - می‌دونم، می‌دونم. چطور...

- اینجا خوب باهات رفتار می‌کنن؟ - یعنی، نگهبان‌های زن خوبن.

پلیس‌ها بودن که بدرفتاری می‌کردن. واسه همین گفتم

اون همه حرفا رو در مورد پاتریک، چون...

چون اونا... اونا با رافائل بودن،

داشتن ازش بازجویی می‌کردن، و... و نمی‌دونم چرا،

اما اون... اون حرفاشو عوض کرد.

آره، پس اونا هم داشتن ازش بازجویی می‌کردن،

و... و اون گفت که تو نبودی

- با اون تو... تو آپارتمانش. - آره، آره، اون گفت

- اون شب با هم نبودیم. - چرا...

و بعد، پلیس‌ها برگشتن پیش من، و گفتن، "ما می‌دونیم که داری دروغ می‌گی.

"تو دروغگویی. اگه بهمون نگی، سی سال می‌فرستیمت زندان.

می‌دونیم تو خونه بودی. می‌دونیم یه نفر رو دیدی."

باشه، پس... پس بعدش چی شد؟ تو... تو گفتی... گفتی پاتریک؟

آره، آره، من کلاً بهم ریختم،

و من... من نصف حرفاشون رو نمی‌فهمیدم.

و اونا منو وادار کردن، مثلاً، تصور کنم که داشتم اون رو می‌دیدم.

- چی؟ اونا وادار کردن تصور کنی... - و در موردش حس وحشتناکی دارم

چون الان اون تو زندان گیر افتاده، و همش تقصیر منه،

- و نمی‌خواستم این اتفاق بیفته. - باشه، باشه، باشه. باشه.

تو... تو اونجا نبودی؟

نه.

و تو نمی‌دونی کی مرِدیت رو کشت؟

نه مامان، هیچ سرنخی ندارم. هیچ سرنخی ندارم.

- پاتریک هیچ ربطی بهش نداشت؟ - نه، اون هیچ ربطی بهش نداشت.

- و رافائل؟ - نه، ما تمام شب با هم بودیم.

مواد می‌کشیدین. مواد می‌کشیدین؟

مامان، ما یه سیگار حشیش کشیدیم.

- ما ماری‌جوانا کشیدیم. - باشه، باشه، باشه، باشه.

- آه، اشکالی نداره. - و بعد اون به پلیس در موردش دروغ گفت،

و من نمی‌تونم بفهمم چرا رافائل باید این کارو می‌کرد.

- احتمالاً اونا اون رو هم زدن. - اونا... اونا تو رو زدن؟

- اونا تو رو زدن؟! - اشکالی نداره. اشکالی نداره. من خوبم.

فقط لعنت به اون پلیس‌ها. چرندیاته.

به نظر میاد عصبانیم. عصبی نیستم، فقط کلافه‌ام چون...

چون می‌دونم اونا فقط داشتن سعی می‌کردن کارشون رو انجام بدن،

I haven't spoken English to anybody

- توی مثلاً پنج روز. - آه، باشه، باشه.

ببین، ما این قضیه رو روشن می‌کنیم.

- باشه. - باشه؟ و ما قراره تو رو از اینجا دربیاریمت.

- باشه. - برات وکیل گرفتم.

اونا خیلی جدی پیگیرن. اونا-- اونا میگن یه--

یه جلسه رسیدگی هست ظرف-- ظرف چند روز آینده.

- که منو از اینجا دربیارن؟ - آره. خب، برای--

اونجا تصمیم میگیرن که آیا بازداشتت ق-قانونی بوده یا نه.

- ولی نیست. نیست. - باشه، وکیلای-- وکیلای تو--

وکیلای تو فکر میکنن بخاطر اعترافاتت،

بازداشتت تایید میشه.

- باشه، ولی-- ولی ببین-- - این یعنی چی-- این یعنی چی؟

- این یعنی چی؟ - گوش کن، او-- اونا--

خبر خوب اینه که اونا به حبس خانگی خوشبینن، باشه؟

پس هممون زیر یه سقف با هم خواهیم بود.

سفارت این ویلای بزرگ رو برامون گرفته.

آماندا، لطفا.

وقتی از اینجا بیرون بیام، پلیس یه عذرخواهی گنده به من بدهکاره.

آره.

Like, all this evidence

چیزایی که علیه من دارن، دروغه.

And they're gonna--

چون انگار باهام بازی کردید و زندگیمو داغون کردید.

مثلا، من...

Really. And press is gonna be sorry, too.

Wait, what is the press saying?

خب، دارن خانواده رو توی خونه اذیت میکنن، دوستات رو هم بازجویی میکنن.

They're talking to my friends now?

Why?

- چی؟ - چی؟

- الان؟ چی؟ - نه، نه، نه.

آه، ببین، پدرت تا جایی که میتونه زود میاد اینجا.

- باشه. - باشه، کریس هم تو راهه.

و، اوه... اوه، خب، نصف چیزایی که برات آوردم رو مصادره کردن.

- برات یه پالتوی گرم آوردم، و پفکی-- - کی دوباره میبینمت؟

نمیدونم. باشه؟ نمیدونم.

م...

باشه، اشکالی نداره.

آره.

و من-- من خوش شانسم.

خیلی خوش شانسم. به رافائل گفتم، اگه اون نبود،

اگه-- اگه اون شب تو خونه اون نبودم، من-- من الان ممکن بود مرده باشم.

تو زنده‌ای. تو زنده‌ای.

این نگهبانا. خدایا.

سر اینکه فامیلیم با تو فرق داره دارن بهم گیر میدن.

- چی؟ - حتی نمیخواستن بذارن ببینمت.

این مسخره‌ست... انگار می‌گه: «من دوباره ازدواج کردم. بیخیال شو!»

باشه. باشه مامان، ا-- اینو-- این چیزیه که باید بگی، باشه؟

باید بگی...

نه آماندا، ا-- این زیادی طولانیه.

... è mia figlia."

Amanda Knox...

... è mia figlia.

خیلی خوبه. خیلی خوبه مامان.

The Twisted Tale of Amanda Knox subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left