Asterix and Cleopatra (Astérix et Cléopâtre)

Asterix and Cleopatra (Astérix et Cléopâtre)

Astérix et Cléopâtre

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Asterix and Cleopatra (1968)
A Commentary by Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tags

other
Published on: 2024-07-01
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در حدود دو هزار سال پيش ... در زمان کلئوپاترا، ملکه مصر

: مصريان اينجوري صحبت ميكردند

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

. درك اين زبان تا اندازه اي مشكل بود

پس واسه همين اين فيلم كه مي بينيد به ... انگليسي دوبله شده و به فارسي زيرنويس شده

.. با توجه به اين موضوع كه تكنيك دوبله در آن زمان هنوز كامل نشده بوده ..

... ممكنه متوجه بشيد كه جنبش لب ها هميشه با كلماتي كه ...

. صحبت ميشه ، هماهنگ نيست ...

.. و حالا پس از اين مقدمه جالب و آموزنده

، و حالا ميخواهيم از مردم مصر بگيم.. ... كساني كه از سوي خداوند بزرگ نازل شده اند

... و همه چيز را با افتخار ساخته اند ... خب ، اين رسوائيه ، شرم آوره

پوچه ، مسخره است و يك چيز ... ساده احمقانه است و چيز ديگه اي هم نيست

! كه به اين گفته اضافه كنم كه اين اصطبل بدنامه ، اوه قيصر...

اما شما واقعا بايد با اين حقيقت .روبرو بشيد كه مصر رو به انحطاط است

! مردم من اهرام را ساختند ، برج ارواح و معابد ، ابليكس

. خيلي وقت پيشتر از اونكه بتونم چيزي به آن اضافه كنم - ! كافيه -

من كلئوپاترا ، ثابت ميكنم كه مردم من ... رو به انحطاط نيستند ! ظرف فقط سه ماه

.من يك كاخ باشكوه براي تو ميسازم ، اينجا در اسكندريه

. پس بسيار خوب ... اگه تو شرط را ببري من اعتراف ميكنم

. كه مردم مصر هنوز قدرتمند هستند ...

دختر خوشگليه ولي دماغش به سادگي .بند بند منو ميلرزونه ، البته دماغ خوشگلي هم داره

ادفوس ! من به اينجا احضارت كردم ، چون ... تو بهترين معمار اسکندريه هستي

زياد پيش نمياد كه بگن ساختمانهاي تو فرو ميريزه

اين چيزها جك هاي خنده داري براي كسانيه كه اونجا زندگي نميكنند

. خوب ببين ، راستش چيزي كه من ميخوام بسازي يك هرمه

... سكوت ! تو سه ماه وقت داري ، تا يك كاخ باشكوه

. براي ژوليوس سزار در اسکندريه بسازي ...

چي سه ماه ؟ - ... اگر موفق بشي ، من سرتا پايت را با طلا ميپوشانم -

! و اگه نشي ، ميندازمت پيش تمساح ها ، برو ...

.سه ماه ! من به كسي احتياج دارم تا با كمك جادو به من كمك كنه

، يك جادوگر ، اوه گرفتم ! من آدمهاي زيادي ميشناسم

داشتم تمرينش ميدادم تا بتونه سنگها را حمل كنه - در اين ميان يك گراز چطوره ؟ -

كجا ميتونم كاهن گتافيكس را پيدا كنم ؟ - . بالاي اون درخت ، زير داروش -

! گتافيكس

! چه غافلگيري دلپذيري

. ملاقات با دوست قديميم ، ادفوث . اون يك معمار اهل اسكندريه است

خب ، به من سه ماه وقت داده شده ... تا براي قيصر يك قصر بسازم ، و

. اگه اينكارو نكنم ، كلئوپاترا منو جلوي تمساح ها ميندازه ..

كروكوديل ها واسه خوردن خوب هستند، آستريكس ؟ - ! ساكت باش -

، و اگه تو به من كمك نكني . هيچوقت نميتونم اينكارو تموم كنم

، حالا لازم نيست گريه كني ، ادفوث . من باهات برميگردم به مصر

خودت تنهائي ؟ منظورت اينه ؟

ما يك سفر دريائي طولاني با دوگماتيكس در پيش داريم - ! شما كه نميخواهيد تنهاش بگذاريد -

چرا نه آقاي آستريكس ؟ - ... چون اون خيلي براي چنين سفري -

كوچيكه آقاي اوبليكس ... . پس برو و چمدونت را ببند

، اوه البته ، فقط يك چيز ديگه دارم تا پرش كنم . هيچكس به من گوش نميده

دوستان من ، بهترين شانسها را براي شما . آرزو ميكنم و اميدوارم كه هرگز آسمان بر روي سرتان سقوط نكند

حال ميخواهم يك آهنگ براي وداع بخوانم

! اوه نه

!فلسطيني

. اون صداي سرفه من بود ، واق واق نميتونم الان پارس كنم ؟

.بسيارخوب احمق ، بذار دوگماتيكس از كيسه بياد بيرون

. لنگر را بندازيد پائين ، كيسه ها را بندازيد بالا - بادبانها را باز كنيد -

... در مصر ما مجبور به مواجهه با مشكلات زيادي

از جمله خطر ملاقات با دزدان دريائي بوديم ...

ما كه مراقب دزدهاي دريائي هستيم ، نيستيم ؟ - . اوه البته -

! كشتي به سمت راست

!دزدان دريايي! دزدان دريايي

! يوهووو ، يوهووو ، صبر كنيد ما هم بيائيم ، يوهووو

دقيقا سمت راستت ، عصبي نشو ، ما ... بعد ميريم سراغشون ، ما گلوشون

،رو ميبريم ،ما روده هاشون را درمياريم اونها رو پرت ميكنيم ، همشون رو غرق ميكنيم

مثل روش هميشگيمون ، صبر ميكنيم تا .اشهدشون را بخونن و بعد ميفرستيمشون روي تخته

! بفرستينشون روي تخته - گفتي ما رو بفرستي روي تخته ؟ -

. من همينجا كنارتم

. اميدوارم منتظر نمونده باشي

. اين منصفانه نيست

گفتي ما رو بفرستي روي تخته ؟

گفتي ما رو بفرستي روي تخته ؟

. اوبليكس ، يالا

. يالا بريم - ... باشه آستريكس ، اما آخه هنوز يك -

! دزددريائي اون بالا مونده ... - ! نه نه -

گفتي ما رو بفرستي روي تخته ؟- ! مثل روش هميشگي پسر -

و يک شب خوب پس از يک آرامش طولاني ... سفر، ناگسستني از حادثه بيشتر

. كشتي تقريبا به پايان اين سفر صلح آميز ميرسه ...

اون نور چيه توي افق ؟

اون برج فرعونه ، اون كشتيها را ... به سمت بندر راهنمائي ميكنه

. ما فردا در اسكندريه خواهيم بود

يك برج براي هدايت كشتيها ؟ . اين مصريها ديوونه اند

! حمام كلئوپاترا - ! حمام ملکه کلئوپاترا -

! حمام ملکه کلئوپاترا

! صابون كلئوپاترا را بياريد - ! صابون كلئوپاترا را بياريد -

! صابون كلئوپاترا را بياريد

! شير كلئوپاترا را بياريد - ! شير كلئوپاترا را بياريد -

! شير كلئوپاترا را بياريد -

اوه ملکه من، اين دوستان من از ... گل هستند ، يک جادوگر قدرتمند و

دو جنگجوي شجاع ، اونها به اينجا ... . اومدند تا در اين وظيفه به من كمك كنند

. بهتره راه بيفتيد ، شما وقت زيادي نداريد

، اگه موفق بشي ، به همتون طلا ميدم . و اگه نشيد جلوي كروكوديلها ميندازمتون

و در ضمن بهت هشدار ميدم که رقيبت آردفوس ... از اينکه تو را انتخاب کردم , خشنود نيست

و به اينکه تو داري قصر را ميسازي , حسادت ... ميکنه . اگه ميخواي بدوني به چي فکر ميکنم

... اون دوست داره ببينه باد از درون بدنت ميگذره ... - . يک کروکوديل -

! درسته , حالا برو

. اون بدخلقه , اما دماغ قشنگي داره - . بله خيلي خوشگله -

. حالا ميبرمتون به خانه خودم

. من اونجا کار ميکنم . اونجا را هم خودم طراحي کردم

. و اون يکي ديگه از کارهاي منه

. اون يکي هم کار من بود

. و اين خانه منه - . بايد حدس ميزدم -

. اين در مسدود شده , بخاطر رطوبته - . من يک دستي ميرسونم -

! نه اوبليکس

اوه سرش غر نزن , چوبش هنوز خشک نشده بود

. به خانه من خوش آمديد

. از اينطرف لطفا

. بيا اوبليکس

. و اين جائيه که من کار ميکنم

.ارباب , مهندس آردفوس درخواست کرده اند باشما ملاقات کنند

. رقيب من , داخل را نشونش بده - ... مستقيم ميرم سر اصل مطلب -

. بيا قصر سزار را با هم بسازيم ... اگه موفق بشيم , طلاها را بين خودمون تقسيم ميکنيم

.. اگه نشيم , ميتوني خودت تنهائي خوراک کروکوديل ها بشي , بعد از همه

.لازم نيست هيچي به دو نفر بدي , وقتي يکنفر کارشو خوب انجام ميده

.قبول نميکنم , تو آدم بي رحم , دو رو و خيال بافي هستي

! حالا از خونه ام برو بيرون - ... تو واسه اين شرمنده ميشي , فقط صبر کن -

! تا بعدا پيش کروکوديلها ببينمت ..

. من ميبرمتون به محل ساختمون سازي - ... بله , اديفوس اينکارو بکن , اين بايد -

. جالب باشه که ببينيم کجا کار ميکني ...

! داگماتيکس

اونها برده هستند ؟ - . اوه نه ، اونها كارگرهاي مجاني هستند -

. اين مصريها ديوانه اند

.الان وقت ناهاره ، بيائيد و نقشه هاي قصر را ببينيد

چرا اون دو تا متوقف نميشن ؟ - . اونها دارند اضافه كاري ميكنند -

. نقشه ها اينجاست ، من اونها را طراحي كردم - . سبكت را تشخيص ميدم -

.آدمهاي خوب ، اجازه نديد اون معمار ادفوث پست از شما بهره برداري كنه

شما خيلي ميخوريد و خيلي كم بهتون !حقوق داده ميشه ، همين الان كار كردن را متوقف كنيد

.عليه اين استثماركننده يك کاري بكنيد ، اون رو با فريبش تنها بگذاريد

! اعتصاب كنيد ، برگرديد خونه

استاد ، كارگرها ميگن ديگه كار نميكنند

. يكنفر اونها را برعليه من شورونده - اما كي ؟ -

بله ، كي ؟ - . آردفوس ، البته كه رقيبت -

اين همه نگراني ، منو مريض ميكنه ، وقتي ! كروكوديلها منو بگيرند ، من واسشون خوشمزه نيستم

. تو مشتاقي واسشون يك وعده خوب غذائي بسازي - البته ، اونها تمساحهاي مقدس هستند

، از همه اينها گذشته ، اونها ديوانه اند ! اين معمارها

. بريم ببينيم چه خبره

.ما تحت اين شرايط كار نميكنيم ، كار خيلي سخته

! درسته

. اونها نميخوان برن سركارشون

. كار خيلي سخته

آستريكس يك آتش خوب زير اون ديگ درست كن

.نه ، مال تو نيست ، تو وقتي كوچك بودي افتادي توي ديگ معجون

.آستريكس يك نمايش كوچك واسم اجرا كن

. اون شبيه يك طلسم كار ميكنه - ... البته ، آدمهات را همراهش كن -

. قسمت كوچكي از اين معجون ، اين شعبده را انجام ميده ...

! نه

! نه

! نه

! نه - اون چطور شناخت منو مديريت كرد ؟ -

! من بايد سريع كاري انجام بدم ، Crewcut

بله ، اوه آردفوس ارباب من - ... من ميدونم كه ادفوث انتظار داره سنگها -

، از جنوب رود نيل بيان ... اون سنگها هيچوقت به اينجا نميرسند

اينم از طلا ، اگه از پس اين كار بر بياي كريكات مال توئه

.به جرف شما گوش ميكنم و از شما اطاعت ميكنم و آردفوس سرور من ميباشد

.اين طلاها رو بگير و مطمئن شو كه اون سنگها هيچوقت به مقصد نميرسند

. توسط ازيريس انجام شد . پرتشون كنيد توي دريا

. هيچ سنگي باقي نمونده - . اينكار آردفوثه -

، بدون سنگ ، قصري در كار نيست ! بدون قصر ، كروكوديلها

. آروم باش ، ما واست سنگ گير مياريم

.نگران نباش ، ما با آخرين سرعتي كه بتونيم برش ميگردونيم

.اميدوارم ، اما فقط يكماه تا تاريخ اتمام قصر ، زمان داريم

.اونها هيچوقت از اين سفر زنده برنميگردند ، من روي تو حساب ميكنم

. اوه ارباب ، اونها هرگز نميرسند

. آهسته ميره ، خيلي آهسته

.همه اون كشتيها را برگردون و همشون را با طناب بهم ببند

اين چيزيه كه من دوست دارم ، كمي ورزش

بايد به اون پسر بگم ، نميتونه منو غافلگير كنه

. اينجا هيچ آبجو يا گرازي نيست - . تو بايد هرچيزي جلوت ميگذارم بخوري -

! آبجو براي آستريكس

! گراز و آبجو براي اوبليكس

! استخوان براي داگماتيكس

، اينجا را ببينيد ، من يك كوهان دارم ! من يك شترباربرم ، نه يك شتر عادي

! صادقانه از شما مي خواهم

.فردا بايد بريم و ابوالهول و اهرام را ببينيم ، اونها ارزش ديدن را دارند

در موردش چي فكر ميكني ؟

! داگماتيكس ، داگماتيكس بيا اينجا ! بيا اينجا داگماتيكس

!داگماتيكس ، تو ولش ميكني داگماتيكس

بايد از اون بالا ديد ،عالي داشته باشه

. داگماتيكس ، تو همينجا منتظر بمون

!اوبليكس ! اوه عزيزم! اوه عزيزم! اوه عزيزم-

. بهتره از اينجا بريم ، يالا

، در بالاي اون اهرام . بيست قرن ، به تو نگاه ميكنند

. بايد اون بالا ديد عالي داشته باشه - . اوبليكس تو همينجا ميموني -

.اوه اهرام ، در هرروزي يك سنگ سربرافراشته به من بده - نميتوني ميله هاي سنگي را فراموش كني ؟ -

. باورم نميشه اونها به من اجازه ملاقات دادند - ... بله ، البته ، البته ، من يك راهنما هستم-

.و ميتونم شما گردشگران خارجي نجيب را براي ديدار به داخل اهرام ببرم..

. در اينصورت با افتخار ميپذيريم

. به دنبال راهنما

، اينجا واسه يك سگ كوچك ناز چيزي نداره ... همينجا منتظرم بمون ، داگماتيكس

و اگه بچه خوبي باشي ، يك استخون خوب هم گيرت مياد

. اين اهرام ، كاملا جذاب هستند

، غريبه هاي نجيب ، آسمان نيمه تاريك بمن گفت ... بدون من شما هرگز نميتونيد از اين هزارتو

. زنده خارج بشيد ...

.همراه من بيائيد اينجا ، اين اتاق هيروگليف هاي باشكوهي داره

. شما غريبه هاي نجيب هرگز از اينجا خارج نميشيد

. اين اتاق قبر شما خواهد شد

. اين کنده کاري هاي قديمي بسيار جالب هستند - ... بله ، اما اولين دل نگراني ما ، پيدا كردن -

. راه خروجمون از اينجاست ...

هيچ كدوم از اين چيزها نميتونه در يك هرم سنگي اتفاق بيفته

... همه چيز در نظر گرفته شده ، اوبليكس براي اولين بار ، قصد دارم

. كمي از معجون جادوئي بهت بدم ...

!واقعا ؟ من قراره از معجون جادوئي بخورم ! لالالا

. چه خوب شد كه به درون اين هرم امدم - . اوبليكس ، اول شما -

More Farsi Persian subtitles for Asterix and Cleopatra (Astérix et Cléopâtre)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left