Release info

The Equator Man E15-HANrel Forum KoreanDream in srt
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهــــره

Tags

other
Published on: 2012-10-01
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پدر من توسط پدر تو کشته شده ؟

پانزده سال پيش شخصي که پدر منو کشته بود

پدر تو بود ، درست مي گم ؟

سئون يو . چه اتفاقي واست افتاده ؟ چه مشکلي برات پيش اومده لعنتي ؟

اگه جين نبوده ، حتما بايد پدر تو بوده باشه

همين الان بس کن . داري بيشتر از اون چيزي که بايد جلو مي ري

اون گفت که پدرمو اون روز توي ويلا ديده

! اين چرندياتو بس کن

قضيه که تو روش دادخواست دادي به طور خيلي منصفانه مراقب حتي کوچکترين سوء ظن ها هم هست ؟

اگه پرونده رو در جريان پيکرد قانوني قرار بديم به اين معني نيس که جين بي گناهه ؟

آقاي کيم ما همه تلاشمونو به کار ميگيريم

تو هيچ وقت در مورد من احساس تاسف نمي کني

در مورد چي من بايد احساس تاسف کنم ؟

چرا من بايد برات متاسف باشم ؟

تو لعنتي کي هستي که اين چيزارو به من بگي ؟

هيچ وقت حتي به من دستم نزن

سئون يو

تو هنوز خونه نرفتي ؟

مريضي ؟

خوبم . تو بايد برگردي

باشه ، من فردا دوباره مي بينمت

خانم همينگ وي

مي توني براي يه بارم که شده دستمو بگيري ؟

من اين که تو مجبوري تمومه اين چيزا رو خودت تنهايي تحمل کني رو دوست ندارم

تنهايي تحمل نمي کنم . نگران نباش

اون نامه ... اونا گفتن که نود درصد دست خط شبيه هه . کي بوده ؟

تو نمي شناسيش بعدا بهت ميگم

بعدا از نظر تو کي اه ؟ گفتم که نمي خوام تنهاي تنها بموني

فقط چند روز ديگه صبر کن من بايد چند تا کارمند درست و حسابي پيدا کنم

من ديگه مي رم . فردا دوباره مي بينمت

من خيلي خيلي خوشحالم که مي تونم دوباره ببينمت

من حتي فکرشم نمي کردم که تو يه روزي نامه اي رو که برات نوشته بودمو بخوبي . واقعا متاسفم

من به خاطر اون نامه منتظر نموندم

من فقط همه چيزو در مورد تو فراموش کردم

من هر روز و هر روز به تو فکر مي کردم

اما من بدون اينکه حتي بهت فکر کنم زندگي مي کردم

هيچ وقت تو زندگي ام اين اتفاق دوباره تکرار نشد که بتونم يکي رو بخ خوبي تو ببينم

اگرم تو يکي ديگه رو مي ديدي چي مي شد ؟ الان با اون مي بودي ؟

يکي مثله تو پيدا کردنش واقعا خيلي سخته

من مي رم خونه

سلام ، منم سئون يو

هي سئون يو ، من برات ميوه آوردم ممنونم

فردا براي ناهار وقت داري ؟

بله که وقت دارم

پس فردا براي ناهار بيا دفتر من فردا مي بينمت

هاه ! من همون کسي ام که هميشه طرف تو ام کجا داري منو مي بري لعنتي ، واسه چي ؟

پدر ، برو و يه کم بخواب

هيچ نيازي نيست که برام صبحانه آماده کني

تو بايد صبحتو با خوردن صبحانه شروع کني فقط يه لقمه بخور

سلام ؟ بله . من لي يانگ بائه هستم

هان ؟ بله ؟ فهميدم

کي بود ؟

اونا گفتن که من بايد به عنوان شاهد باهاشون برم

اگه من اونجا خطايي ازم سر بزنه چي ؟

عصباني و نگران نباش تو فقط نياز داري که با من يکم تمرين کني

اوه بله . من تو رو دارم اصلا نگرانم نيستم

بيا با هم امشب تمرين کنيم

حتي اگه بينايي چشمات با عمل جراحي برگشته باشه هم بازم بايد خيلي خيلي مراقب باشي

اگه دوباره ضربه بخوري يا کار شديد انجام بدي اوضاع هر روز بدتر و بدتر مي شه

من بعضي موقعها سردردهاي طولاني دارم

چشمات مي تونه با اين سردردها هرروز بدتر از قبلش بشه بعلاوه امکان داره که همه اين سردردها از چشماتم باشن

من دوباره کور نمي شم ، ميشم ؟

اين اتفاق قرار نيست بيوفته

تو فقط به خاطر پدرته که همش استرس داري ، اينا همش از استرسه

من بعضي موقع ها کابوس نابينا شدنو مي بينم

من چشماي تو بودم

حالا طرف تو ام اين اتفاق هيچ وقت قرار نيست بيوفته

آيا اين آدمها همون آدمهايي ان که براي جين نو سيک کار مي کردن ؟

بايد من به همه اکانتاشون نگاه کنم ؟

اونا مي تونستن از جين نو سيک پول گرفته باشن

از من مي خواي که درخواست حکم بدم ؟

ما هنوز بررسي هامونو به طور رسمي انجام نداديم

ما به نويسنده تبديل شده بوديم

چرا اون بايد براي جواب هاي اشتباه پول بده ؟

من هنوزم به اين موضوع مشکوکم

اگه تو همچنان به کارات ادامه بدي ، اونا اونا طي يه تحقيقات ناعادلانه ازت شکايت مي کنن

سال گذشته رو يادت نمي ياد ؟

معاون رئيس و حتي بخش رياست هم به خاطر گروه تو تا جهنم پيش رفتن

تمومش کن ديگه

ما هممون به خاطر تو تا جهنم رفتيم

گفتم که تمومش کن ديگه

من فقط دارم مي گم که اين دفعه بيشتر مراقب باش

لطفا همه تلاشتو اين بار روي اينکه جين نو سيکو يه قاتل کني ، نزار

اين چيه ؟

... جمهوري کره

اين يه دعوتنامه براي رخداد هاس

واو ، تو حالا انقد بزرگ شدي ، بزرگ شدي مگه نه ؟ تو حتي براي رخدادهاي ملي هم دعوتنامه مي فرستي

چيزي نيس . تو هم مي توني همچين کاري انجام بدي

نه تنها در حين انتخابات بلکه به صورت معمولم من بايد از حقم به عنوان يه شهروند برخوردار بشم

سئون يو تو واقعا خيلي باحالو خونسردي

من واقعا خوشحالم که تو رو خوشحال مي بينم

ما با هم دوست بوديم ، مگه نه ؟

... تو حتي اينم به من گفتي که

"حتي وقتي که تو داري دعا و عبادت مي کني بالاخره قراره بهش پاسخ داده بشه

و تنها چيزي که نياز داري اينکه که يکم صبور باشي"

! من بهت گفتم من يه مرد بزرگ بودم اگه تو بهم نگاه مي کردي

فکر مي کنم حالا ديگه وقتشه که عبادت ها و دعاهاي من به حقيقت بدل بشه

به خاطر همينه که اسمش معجزه اس

من حتي نامه اي رو که براي فرستاده بودي رو پيدا کردم

کدوم نامه ؟

تو هم داري پير مي شي ها

اين چيه ؟

تو اينو فرستادي براي من

داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

من مي دونستم وقتي که داشتي براي من مراسم شمني ( مذهبي ) برپا مي کردي

که تو يه چيزايي مي دوني

تمومش کن

تو ديدي ؟

يا در مورد اين موضوع از کسي چيزي شنيدي

چند وقته که راجع به اين قضيه چيزي مي دوني ؟

داري در مورد چي صحبت مي کني لعنتي ؟

من نبودم من نبودم

چرا اينو برام فرستادي ؟

آقاي کيم . من دلم مي خواست که محل کمپو چک کنم حالا که يه مدتي هست که محلو چک نکرديم

بيا بعدا بريم

سئون يو ... تو همين الانم تاس خودتو انداختي

هيچ چيزي که فکر کردن خالي بدست نمي ياد

اون درست مي گه

تو خيلي بيش از حد داري به خودت استرس وارد مي کني و به خاطر همينم هست که داري مشکل بينايي پيدا مي کني

سو مي ، بيا با هم مشروب بخوريم

کجا رفت ؟

سو مي کجا رفت ؟

زندگي يعني تنهايي . بيا با هم مشروب بخوريم

من بادوم زميني و ماهي که تو دوست داشتي رو گرفتم

کجا رفت ؟

خوشحالم که دوباره مي بينمت

آقاي جين . من مي خواستم که اين دو نفرو به شما معرفي کنم

من واقعا ديدن آدم هاي جديدو دوست دارم مخصوصا اگه تو هر زمينه اي به تو ارتباطم داشته باشن

آقاي کيم ! بيايد اينجا

آقا از ديدن دوباره شما خوشحالم اوضاع شما چطور بوده ؟

آقاي کيم . من دارم همه تلاشمو مي کني که با کمپاني حمل و نقل ادغام بشيم . به خاطر همين در آينده به کمک شما خيلي نياز دارم

پدرت تو اين مدت چي کار مي کرد ؟

پدرمن پانزده سال پيش فوت کرد

شنيدم که مون تائه جو پدر واقعي و ژنتيکي ته

فکر مي کنم که اين شايعه ها به خاطر اين به وجود اومده که من دارم کارهايي رو که اون از قبل گذاشته ، انجام مي دم

تو مون تائه جو رو مي شناسي ؟

البته که مي شناسمش اون تو صنايع معدن يه آدم خارق العاده و افسانه اي بود

يه افسانه ؟ تو همين الان گفتي که اون يه آدم افسانه اي بود؟

اگه مون تائه جو رو ديدي خواهش مي کنم بهش بگو که واقعا دوست دارم دوباره ببينمش

تو مي توني بهش شماره تماس يا آدرسمو بدي

کي مي خواي به دفتر دي اي بري ؟

من هنوز هيچ تماسي دريافت نکردم

مي دونم که جانگ ايل داره تمومه تلاششو مي کنه تا مسئله رو کش بده

به خاطر اينکه مدت رسيدگي به اين پرونده به زودي تموم مي شه

جانگ ايل هيچ وقت اين کارو نمي کنه

فکر مي کنم که تو پانزده سال پيش سرمايه گذاري خارق العاده اي انجام دادي

آقاي کيم مشکلي يا اتفاقي برات افتاده ؟

پانزده سال پيش من يه تاجر بودم که داشتم همه تلاشمو مي کردم که از اين کمپاني سود بدست بيارم

چرا من بايد يه آدمو مي کشتم ؟

براي دليلايي که اصلا به تجارت ربطي نداشت

تو بايد نويسنده رمان مي شدي

يا اين مسائلو توي بيمارستان چک مي کردي

شنيدم که به يه مناقصه عمومي براي يه معدن الماس وارد مي شي

فکر نمي کنم که اينجا خيلي بي ارزه

من تائيديه استخراجشو گرفتم

من يه عالمه الماس برات ميارم

هيچ جايي اين همه ذخيره نداره

تو بايد با من مشاوره مي کردي

خوشحال نمي شدي اگه من از اين تجارت مي اومدم بيرون ؟

من فقط مي خواستم که اين موضوع رو بفهمم

اگه تو با مرگ پدرم ارتباط داشتي

تو به زودي به اندازه کافي مي فهمي

داري چي کار مي کني ؟ من از آدمايي که به استوديو من دست مي زنن متنفرم . اينو مي دوني ، مگه نه ؟

چرا اينو نقاشي کردي ؟

بهم بگو چي رو نقاشي کردي

اينها همه از تصورات خودمن

چرا بايد يه همچين چيزي رو تصور کني ؟

حتي اگرم تصور مي کردي تو اين همه در موردش نقاشي نمي کشيدي

اون بود که سئون يو رو کور کرد

تو ديدي ، مگه نه ؟

نه

تو مي خواستي اونو با اين نقاشي ها اينطوري نگه داري

اينا رو کشيدي که تهديدش کني ، مگه نه ؟

! گفتم که نه

براي اون نه

مي دونم که يه پدر خيلي پست بودم و حتي نتوستم برات يه کمک باشم . اما هنوزم پدرشم

من نمي تونم هيچ کاري براش انجام بدم اما مي تونم حداقل اونو از تو دور نگه دارم

! مطلقا اون نه

من هر وقت که بخوام مي تونم نقاشي کنم پاتو از اين قضيه بکش بيرون

چه اتفاقي برات افتاده ؟

! اون نه تو به خاطر من يه زندگي پر از بدبختي رو تجربه کردي

تو مي توني مثله همه آدمها يه زندگي خوب داشته باشي اما چرا ؟

بيا اينو به دفتر دي اي ببريم

هم من و هم تو به سئون يو مديونيم

من خيلي براي جانگ ايل احساس تاسف مي کنم

اين احساس بهم دست مي ده که انگار دارم به خودم نگاه مي کنم

تو ديوونه شدي

همون قدر که ازش متنفرم به همون اندازه هم براش احساس تاسف مي کنم

تو هنوزم دوستش داري ؟

من دوسش دارم

اما نمي تونم هيچ وقت داشته باشمش

به خاطر همينه که مي خوام نابودش کنم ، طوري نابودش کنم که ديگه هرگز کس ديگه اي هم نتونه داشته باشتش

... اما

اين کار اصلا آسون نيست

اگه بازم مي خواي که روي اين قضيه پافشاري کني

به سئون يو مي گم

من به سئون يو تمومه چيزايي رو که اون شب ديده بودم رو مي گم

بعدش چه اتفاقي مي افته ؟ تو فکر مي کني که سئون يو هيچ کاري نمي کنه ؟

اينطوري يه حمومه خون راه مي افته دادگاه منو احضار مي کنه

باشه برو جلو . برو

The Equator Man (적도의 남자 / Jeogdoui Namja) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Equator Man (적도의 남자 / Jeogdoui Namja)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left