The first 200 lines.
...آنچه در "سيلم" گذشت
!جادوگـــر
هيچ زني توي "سيلم" تا حالا همچين قدرتي نداشته
"حتي "مري سيبلي
خانم اين خونه مالِ منه
ما يه جادوگر رو پيدا کرديم
چه مدت از حضور شفابخش شما در شهر ميتونيم استفاده کنيم؟
تا زماني که آخرين هرزهي جادوگر شيطان در "سيلم" مُرده باشه
داروي "پتروس" بيشتر از يه روز دووم نمياره
،و بعدش آقاي "سيبلي" بهوش مياد ،سالمِ سالمه و مشتاقه
تا همه چي رو به "اينکريس" بگه
يکي رو انتخاب کن
بنوش
بنوش و... لذت ببر
فقط موجودات فاني هستن که نسبت به مشروبات الکلي ساخته انسان، آسيب پذير ميشن
،بعنوان يه آدم، تو کثيف هستي
اما جادوگر نيستي
...حالا ميتونيد بريد هم تو هم روحِ سُست تو
!وقتشه بيدار شي، خانم خوب
:بگذاريد ديگر نگويند « خداوند بايد همه کار را انجام دهد »
و اينگونه خود را تشويق کنند
که در بي دقتي و غلفت از خدا و روح هاي خود
!و رستگاري، سَر کنند
شيطان، گرهي کور وحشتناکي از جادوگران ،را در اين کشور ايجاد کرده
،و با کمک جادوگران
اين گره را به طرز وحشتناکي گسترده است
اوه، کودکان، کودکان، بترسيد
و شب هنگام، بدون دعا به رختخواب هايتان نرويد
مبادا که شيطان هم بستر شما گردد
صبح بخير، جناب کشيش
"خانم "سيبلي
بنشينيد
واقعاً هيچ کلمهاي نيست
،که بتونه تشکر بي حد و اندازهي من رو
بخاطر مراقبت شما از همسرم، توصيف کنه
وقتي به اين فکر ميکنم که ...ممکن بود چي پيش بياد اگه
البته؟
دقيقاً چي پيش ميومد؟
ببخشيد؟ - ...خب -
مگه اون دختره، پيشخدمت شما، نيومده بود که اون رو به بيمارستان ببره؟
بله
بله، اين شما بودين ،که اون رو فرستادين تا نجاتش بده
مگه نه؟
به محض اينکه خبر تصادف رو شنيدم
ولي با اينحال گيج شده بودم
بگيد ببينم، چرا "جورج" به اين سرعت و با اين عجله و مخفيانه از اينجا خارج شده بود؟
اون معمولاً به "بوستون" ميره
...بيماريِ اون - اون مريض نيست -
اون طلسم شده - نه -
اين غيرممکنه
...بهش فکر کنين
چرا "جورج" از اين بيماريِ مرموز که هيچ توضيحي
،براش وجود نداره، داره رنج ميکشه
و دکترا هم نتونستن يه تشخيص درست
براي دليلش پيدا کنن؟
...بله، ولي - بله -
،تو اينجور موارد
جواب معمولاً ساده ترين جوابِ ممکنه
جورج" مريض نيست"
اون تحت تأثير تاريک ترين ...وسيلهي شيطان قرار گرفته
طلسم يه جادوگر
و اينکه کاملاً بنظر مياد که طلسم کننده در نزديک ترين فاصله به منزل اون ساکن بوده
نه
شايد هم توي خودِ اتاق هاي تقديس شده منزل شما
بگيد
چيو بگم؟
اتهامي که به من ميزنين
داره رو زبونتون ميچرخه
خب، بهتون اطمينان ميدم که دارين اشتباه ميکنين
پس ميخوام که همسرم رو سريعاً به خونه بيارم
"من اينطور فکر نميکنم، خانم "سيبلي
دارين اين حق رو ازم ميگيرين؟
،بايد اين حق رو ازتون بگيرم
تا زماني که طلسم کنندهي اون رو پيدا کنيم
هوم؟
،پس ازتون ميخوام، يعني اصرار دارم
که يه نفر به آقاي "سيبلي" برسه
يه کسي که به بيماري و وضعيتش آشنا باشه
...اون مرد جوان چطوره
هموني که داشت ميبُردش به "بوستون"، هان؟
آيزاک"؟" - آره -
آيزاک" خوبه"
هنوز خوابه؟
تحت مراقبت نگهبانان
،"اوه، و "مري
خيالت راحت باشه
،آقاي "لمب"، صاحب بار بهم گفت که اون هر لظه ممکنه بهوش بياد
"کاتن"
"کاتن"
هيچ فرقي بين من و اين مُرده ها نيست
غير از يه قلبي که هنوز داره ميتپه
و درونِ پوسته ايه که ديگه هيچ روحي توش نيست
اوه، پسر
صبح بخير، کشيش
...دوست دارم بدونم
چي باعث ميشه دوباره شما رو سرپا کنه؟
چرا ميخواي بلند شم؟
...متأسفانه من
،خيلي زود شما رو قضاوت کردم "کشيش "متر
الان، زمانيه که من ،دارم کودکيم رو پشت سر ميذارم
دارم کم کم ميفهمم، که تو هر شرايطي
ما بالاخره بچه هاي پدرمون هستيم
و ما ديگه نميتونيم اينو کنترل کنيم که اونا کي باشن
يا اينکه چطور ميخوان ما رو بار بيارن
تا بتونيم از نظر اونا، ما دليل تابيدن خورشيد روزانه باشيم
بخاطر دوست دخترتون متأسفم
ممنون
ميتونيم تا خونه شما رو همراهي کنيم؟
بيا
،وقتي که حالش بهتر شد، فرمانده
ميتونم يه درخواستي ازتون بکنم؟
حتماً
« "من اينطور فکر نميکنم، خانم "سيبلي »
انگار که اون سقراطِ و منم مثل دانش آموزش جلوش زانو زدم
بذار بُکُشمش، خواهش ميکنم
نه
،بذار اين بار رو از رو شونه هات بردارم
مثل کارهاي ديگهاي که کردم - اينکريس متر" رو" -
تمام دنيا ميشناسن، چه دنياي جديد چه قديم
از ناپديد شدن يا کُشته شدنش آسون نميگذرن
مرگ اونو هيچکس به گردن نميگيره
ولي مطمئناً شوهر خوبي هم براي شما نيست
همينجا رو داري اشتباه ميکني، دختر
اين حقيقي ترين آزمايش ما براي جنگيدن با شرايطي مثل اينه
"خانم "سيبلي
جناب کشيش
"مرسي"
سلام
ميخواستم اگه امکان داره چند کلمه
خصوصي با دخترم صحبت کنم
اينطور فکر نميکنم، جناب کشيش
...من - آيزاک" رو برام پيدا کن" -
همين الان
...من، آم
من از اين لطفي که شما در حق بچهي من انجام دادين واقعاً ممونم
،ولي اگه بخوام ببينمش بنظرتون اين يه حق پدرانه نيست؟
شما دقيقاً براي چي ميخوايد اونو ببينيد، کشيش؟
شايد ميخواين يه جن گيري ديگه انجام بدين؟
،شايد روزهاتون خيلي کسل کننده ميگذره
و کمبود يه بچه رو احساس ميکنين که بخواين بزنيدش يا شکنجهش کنين
و يا اينکه شب هاتون، بدون دختري که بخواين ملاقاتش کنين، خيلي تنها ميگذره؟
...من هيچوقت نميخوام - مرسي" مال منه"
يه بار ديگه برگردين اينجا، اونوقت اين اتهامات رو افشا ميکنم
ارباب "سيبلي" چي شد؟ بهوش اومد؟
بزرگان، ديگه بيشتر از اين منتظر نميمونن
اونا ميخوان امروز تو رو ببينن
بهوش اومده؟
هر لحظه ممکنه بهوش بياد
يه اتفاق غيرمنتظره بود، خانم
،يه تيکه چوب وسط راه بود
...و بعدش يهو ديدم که چپ کرديم
"ايرادي نداره، "آيزاک
ميدونم که نهايت تلاشت رو کردي
،کشيش همين الان من رو احظار کرده
خدا ميدونه واسه چي، ولي ميترسم ...هر ثانيه اي که اون منتظر بمونه
ميخواد ازت درخواست کنه مراقب آقاي "سيبلي" باشي
جدي؟ - ،با اصرار من -
چونکه اون درخواست من رو
براي اينکه شوهرم رو بيارم خونه و بيشتر مراقبش باشم، رد کرد
رد کرد؟
سيلم" عين يه قرقره ميمونه که" نخ اش داره بخاطر توهماتِ
اينکريس متر" از کنترل خارج ميشه"
يه آرامبخش... براي درد و براي خواب
،آيزاک"، ازت خواهش ميکنم"
،که توي اين مسألهي خصوصي و مهم
کارِ من رو، جايي که نيستم برام انجام بدي
...اوه، آم
سريعاً از اين بهش بده و خواب نگهش دار
جورج" نبايد بخاطر سوءِظن الکيِ"
متر" پدر، زجر بکشه"
او... اون زجر نميکشه
..."و "آيزاک
بين خودمون بمونه
"مثل تمام رازهايِ ديگهي "سيلم
بين خودمون ميمونه
ميدوني، پسرجون؟
داستانِ تو توي کل اين سرزمين پيچيده
آيزاک" زناکار"
نه، نه، نه. سرت رو بخاطر شرمندگي تکون نده
سرت رو بالا کن. سرت رو بگير بالا
سرت رو بالا کن، بالا کن
داستانِ "آيزاک" زناکار
يه داستان مقدسّه
بعنوان يه نمونهي زنده توسط "پيوريتان" ها
براي نشون دادن زشتيهاي هوس و شهوت، استفاده ميشه
...نه، نه. گناهِ تو و زجري که ميکشي
تبديل به يه نعمتِ مقدّس و بزرگ شده
...براي، پسرم
تو دست پروردگار رو حس کردي
اون تو رو لمس کرد
از طريق تو داره کارهاش رو ميکنه
اون تو رو انتخاب کرده
نه
چند نفر هستن که ميتونن بگن برگزيده شده توسط خدا هستن؟
برگزيده شده براي چي؟
پسرم، تا حالا دنيايي فراتر از "سيلم" رو تصور کردي؟
هوم؟ - ...من -
،سرت رو بيار بالا، سرت رو بگير بالا
بگير بالا، بگيرش بالا
من اينجا زندگي خوبي دارم، قربان
No comments yet. Be the first to leave one.