The first 58 lines.
خیلی خب ، اینم از این
! خیلی تنها ـه
! خیلی خزه
! خاک تو سرم
بجنب السا ، فقط برای آنا ـه تو میتونی
! وا بده بابا خیلی هم خوبه
فقط می خواستم بی نظیر باشه
! حالا که حرفش اومد ، اینو ببین
کرسیتف ، مطمئنی می تونی تنهایی از پس اینا بر بیای؟
صد در صد
چون که نمی خوام مراسم به فنا بره
مگه قراره چی بشه؟ همه چی ردیفه
اولاف ؟! داری چیکار می کنی؟
! به جان مادرم اگه کیک بخورم
... اولاف - ! چون کیکش یخه بستنی ایه -
کیک برای آنا ـه - ! آره برای انا -
! وقتشه - ! وقتشه ، وقت چیه؟ -
! ... خیلی خب
مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟ - آره بابا -
تا قبل اینکه آماده نشدیم نذار کسی بفهمه - حتما -
و به چیزی هم دست نزن - بابا من که ایستادم اینجا -
من شایدم اینطرفا یکم دور دور کنم - ! چشمت به کیک باشه -
فکر می کنه تو دست و پا چلفتی ای -
خب ، قشنگ معلومه که اون اشتباه می کنه
!چیه؟ چیزی نشد که - نمیتونم بخونمش ... یا هجیش کنم -
! آنا - ها؟ -
... تولدت
مبارک ..
! امروز تولدته
مبارکم باشه
... تولدمه - ! پاشو -
امروز تولدمه؟ - ... امروز خیلی خوش می گذره چون -
هیچوقت قبلا یه جشن تولد واقعی نداشتی
جز اینکه تولدت رو پشت درهای بسته من می گذروندی
چون خیلی وقته که برات جشن تولد نگرفتم
و میشه بهترین تولدت ... اگه
السا ، فکر کنم سرما خوردی
... من سرما نخوردم، به علاوه
اصلا سرما نمیخورم
بی نظیر شدی - دنبال نخ رو بگیر -
صبرکن ، چی؟
برنامه بزرگی برات چیدم امروز میخوام غافلگیرت کنم
هیچی و هیچی نمی تونه جلومونو بگیره
هفته هاست که رو قدرتم کار کردم تا این برنامه رو برات بچینم
حتی کرستف و سیون رو بردم حمام
اگه یکی بخواد منو به گذشته برگردونه
دوست دارم ببینم چیکار میتونه بکنه - ! تابستون شده -
اومدم که برنامه جشن تولد رو ردیف کنم
و بهت خورشید و ماه و آسمان رو بدم
! داداش کوچولو هام
امروز رو بهترین روز عمرت می کنم - ! ساندویچ -
اگه این آخرین کاری باشه که انجام میدم امروز رو برات بهترین می کنم
با وجود اتفاقاتی که واسمون افتاده بود
امروز رو برات .... بهترین می کنم
! داره بدتر میشه - - خوبم -
... سوپرایز ، سوپرایز ، این یکی مخصوص
داری کم کم منو نگران می کنی
فکر کنم بهتره بری خونه یکم استراحت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.