The first 200 lines.
ایکابد
اینجا در امان هستیم
کاترینا
اینجا چیه؟- وقتی واسه توضیح دادن وجود نداره-
تو به یه منظور بزرگ متهم شدی
آره ، میدونم برای متوقف کردن چهار اسب سوار
فتح ، جنگ ، قحطی و مرگ ایکابد
یکی از اون سرها مال کسیِه که تو ادعا میکنی تو میدان جنگ بوده
اما اون الان برگشته برای جمع کردن بقیه
اونا باهم میخوان آخرالزمان رو به پا کنن
میتونه ارتش خطرناک خودشو قبل از
اومدن اون چهار اسب سوار وارد کنه
اولین روح تاریکی با ماه خونین پدیدار میشه
اون یکی از ماست
یکی از کیا؟
تو باید قبل از اینکه اون دوباره شروع به کشتن بکنه متوقفش کنی
کاترینا؟
کاترینا؟
صبح بخیر آقا
من بلافاصله با ستوان میلز صحبت کنم
من نمیتونم بهت اجازه بدم از این اتاق بری بیرون
شما شاهد ما در یه پرونده درحال بررسی هستین
خب ، من میترسم نتونم صبر کنم
ستوان میلز خیلی زود میاد اینجا آقا
مسئله بیشتر از ایناس
درباره قتل کلانتر کرینه
.که همه چیز بصورت مبهم مونده
این یه راه واسه پیدا کردن راه حل واسشه
راه دیگه اینه که میگن با تبر کشته شده
بوسیله یه مرد بدون سر
اما اینا منو دیوونه فرض میکنن
تو میگی ، نه من
فقط حرفای من نیست آقا
دو نفر از افسرای دیگه هم موقع ثبت اونجا بودن
اونا تکذیب میکنن این حرفا رو
چی؟
منظورت چیه اونا تکذیب میکنن؟
دو مرد با یه ضارب ناشناس درگیر شدن
اونا شاید این محدوده رو خوب نمیشناختن
اما اونا اگه یه کم باهوش باشن
میدونن به افسر تحقیقات چی بگن
اونا ترسیدن
تو لعنتی راست میگی اونا ترسیدن کل شهر ترسیدن
در مورد بروکس چی؟- در مورد اون چی؟-
اون کمتر از 5 دقیقه تو یه سلول بوده
به هر حال یه نفر این بیرونه
همراهم بیا
دو دقیقه بعد افسر وظیفه در رو میبنده
نه
نه؟
این اتفاق نمیوفته
یه دقیقه بهمون وقت بدید ، لطفا
آقا ، اون چیزی که همزاه اون بوده تو سلوله
داریم واقعا حرف میزنیم؟
من تنها کسی نیستم که اونو دیدم
من فکر میکنم به آقای کرین اشاره میکنید
مسافر زمان ما
آفا ، شما تو اتاق یازجویی هستین
شما اون چیزی که اتفاق افتاده رو دیدین
اون دستگاه دروغ سنج رو حتی بدون یه دروغ پشت سر گذاشته
که این سابقه نداشته
ما اون آزمایش رو برای ارزیابی بیشتر به مرکز فرستادیم
پزشکا میگن این مرد از یه اختلال روانی به اسم
انتقال هدف" رنج میبره"
اون ممکنه بر این باور باشه که یه سرباز فراری
در دوران جنگه
که همسرش یه جادوگر بوده
که اونو طلسم کرده و اون الان بیدار شده
"دو قرن بعد تو "اسلیپی هالو
جزئیات ، شخصیت همش شدیدا درحال خاص شدنه
و کاملا غیر ممکنه که بدونیم چرا؟
چون مغز اون تو فریب دادن خیلی خوب کار میکنه
پس تو فکر میکنی هر دومون دیوونه ایم؟
ممکنه
ببین ، من نمیتونم توضیح بدم که اینجا چه خبره
هنوز نمیتونم
اما در نبود چاره تو این کرین
شاید تنها انتخاب من باشید
من نمیخوام تو مراسم تشییع جنازه شرکت کنم معذرت میخوام
من برای تامین منابع برخی از منابعمون به آلبانی میرم
وقتی من رفتم بهت یه مختصات جغرافیایی میدم
اما من بهت هشدار میدم ستوان
منو دستپاچه نکن
این غیر قابل قبوله
من زندانی رو اینجا نگه نمیدارم
و صبح شما هم بخیر ممنون مایک
مایک
اگه جرمی مورد توجه من نیست پس چرا هنوز تحت بازداشتم؟
خب این یه قانونه
به عنوان یه مرد آزاد هر قانونی ازم دوره
اوکی ، یکم واسه صب زوده
بر حسب قانون اساسی من یه نون باگت دارم
من نون باگت نمیخوام
.گوش بده ستوان
من دیشب از کاترینا یه هشدار دریافت کردم
کاترینا. همسرت اینجاست؟
نه ، تو خواب دیدمش اون بهم بهم یه چیزی رو نشون داد
واسه حال حاضر
اسب سوار رو دیدم که از بین رفته
خب بر این فرض یکم راحت میشیم
به جز اینو هم گفت که
"اولین روح تاریکی منتظر ورود به این جهانه"
مممــ ، خوبه
این دلیله توه؟ همسر مرده ات تو خواب
اینو بهت گفت؟
کسی دلیلی برای شک به حرفام بهت داده
من دلیلی برای شک ندارم از وقتی تو رو دیدم بهت شک دارم
و به خودم
و الان بهم میگی که یه چیز دیگه درحال اومدنه
اما تو نمیدونی چه چیزی چه کسی و برای چی میاد
بعد از این همه چیزی که دیدیم تو هنوز هم به این چیزا باور نداری
من سعی میکنم دیوونه نشم یادآوری کردن وظیفه من نیست
من طی یه ساعت گذشته ازت
مقابل مافوقم دفاع کردم پس
منو یه دیوونه فرض نکن باشه؟
من به اندازه کافی تو عمرم خاطره داشتم
بزن بریم
اعتقاد داشتم دلیلی واسه دیوونه نبودنه ستوان
من هیچ اشتیاقی ندارم که شما حرفام رو قبول کنید
...اما هشدار کاترینا واقعی بود
...و ما خیلی زود باید اونو پیدا کنیم
پس به نظر میرسه که شیطان یه خونه جدید پیدا کرده
"تو "اسلیپی هالو
چه اتفاقی داره واسه من میوفته؟
اون چیه؟
نه ، نه
کی آزاد شده؟
ترجمه از جواد احمدپور و هادی حسین زاد تیم ترجمه نایت مووی
خب اگه من این کارو کردم بهم اجازه بده ببینم چیه
...وقتی واسه اولین بار کاترینا رو دیدی
.اون منو زیاد دوست نداشت
چون؟
این بحث بمونه واسه یه روز دیگه
درسته؟
این غذا قیمتش 4.95 دلاره؟
خدا جون
همراه با 41 سنت مالیات بر ارزش افزوده؟
نه ، نه سعی نکن بحث رو عوض کنی
یه جوری عاشق هم شدین باهم ازدواج کردین
اما تو این مدت تو نفهمیدی که
همسرت یه جادوگر باشه؟
درسته- چطور اینو فهمیدی؟-
وقتی منو کاترینا باهم آشنا شدیم ...یه جادوگر رو محاکمه میکردن
هرچند تو خیلی نادر بود
از هر هزار زن یه نفر
پس من انتخاب کردم که اینو باور کنم
کاترینا برای محافظت از من وخودش حقیقت رو حفظ کرد
،و همونطور که ما اومدیم تا بیاموزیم سرنوشت کل کشور
توسط کسایی که ما میشناسیم آسیب قابل توجهی میبینه
اون از انقلاب آمریکا
محافظت کرد
میفهمم صدات وقتی بلند بلند حرف میزنی
منحصر به فرده
نه ، اون چیزی که آدم رو دیوونه میکنه ده درصد مالیات بر ارزشه افزوده غذاهاست
باورت میشه جنگ و انقلاب
از کمتر از دو درصد شروع شد؟
مردم چرا به خیابونا نمیریزن و آشوب به پا نمیکنن؟
ما باید یه کاری انجام بدیم
اینجا کاری هست که باید انجام بدیم
کاری واجبتر از رسیدن حساب جادوگرا نداریم
یا پدران موسس
یا خشم مالیاتی
مگر اینکه میخوای درخواست پناهندگی بفرستی
منظورت رو فهمیدم
باید یه هویت جدید واست پیدا کنیم
من مطمئنم که میتونم تو پیدا کردنش کمک کنم
اگه شرایطش رو نداری ازت درخواست نمیکنم
اگه میخوای فرار کنی ازت چیزی نمیخوام
خدا جون
افسر داون
خدا جون
افسر داون
چی میخوای بهم بگی ، کاترینا؟
لطفا بهم کمک کن تا بفهمم
اولین روح تاریکی پدیدار میشه
همراه با ماه خونین اون یکی از ماست
یکی از کیا؟
کرین؟
"اون یکی از ماست"
کسایی که دقیقا منظورشن
درباره چی حرف میزنی؟
اون به یه جادوگر اشاره کرد
اون منو فرستاده تا بهتون تو پیدا کردن کسایی که دنبالشونین کمک کنم
و بهت یه پیغام بدم
"خاکستر مقدس برای قیامت مقرر شده"
...به بدن خودتون نگاه کنید"
"و شما باید بدن خودتون رو اصلاح کنید
سلام
افسر ، من نمیتونم باور کنم من سریع میرفتم
اسمتون لطفا؟
حالتون خوبه آقا؟
بله
چه بلایی سر گردنتون اومده؟
توضیح دادنش سخته
من به اسم کاملتون احتیاج دارم
"جرمی استیون فورث"
...جرمی
،هر چقدر که جاده طول داشته باشه اون دور نیست
میخوام که شما اینو بدونید این شخصی نیست
!نه
No comments yet. Be the first to leave one.