Kakegurui XX

Kakegurui XX

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kakegurui - S02E11
A Commentary by talismannight

Tags

other
Published on: 2019-03-24
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫حق با من بود.

‫کس دیگه‌ای تو کلاس ‫دعوت‌نامه نگرفته.

‫به‌نظر فقط ماییم.

‫که این‌طور.

‫یعنی فرستنده کیه؟

‫در هر صورت...

‫تو چی‌کار می‌کنی، یومکو؟

‫معلومه، شرکت می‌کنم.

‫حدس می‌زدم.

‫شاید بهتر باشه تا قبل اینکه ‫بفهمیم فرستنده کیه، صبر کنیم.

‫واقعاً؟

‫برا من فقط مهم اینه که ‫قمار هیجان‌انگیزی خواهد بود یا نه.

‫با این حال، اگه ندونی حریفت کیه،

‫ممکنه آخرش دوباره مسموم بشی ‫یا یه همچین چیزی.

‫اون یکی از خاطره‌های ارزشمندمه.

‫آه، آره!

‫سائوتومه چی؟

‫آره، من هم یکی گرفتم.

‫نکنه جریان دوباره ‫زیر سر معاون رئیسه؟

‫نه.

‫مطمئناً نیست.

‫ها؟

‫خب، کسی که این رویداد رو ترتیب داده

‫به احتمال زیاد یه نفر ‫از خاندان موموبامیه.

‫این قابل قبول‌ترین توضیحه.

‫الان وسط انتخاباتیم ‫و رأی‌ها هم آروم تغییر می‌کنن.

‫اون‌ها هم حتماً دارن کم‌کم ‫دست و پاشون رو گم می‌کنن.

‫خب، تو چی‌کار می‌کنی؟

‫اِ... من؟

‫یومکو حتماً برا رفتن ‫سر از پا نمی‌شناسه.

‫رئیس، مقدمات مزایده آماده‌س.

‫باشه!

‫به بانی رویداد خبر بده.

‫چشم!

‫چه غافل‌گیری غیرمنتظره‌ای.

‫اصلاً فکر نمی‌کردم ‫یه همچین اتفاقی بیفته.

‫مترجمان: ‫A.R.B & AhmadG

‫چیزی نیست، سوزویی-سان.

‫وقتی رفتیم تو ‫می‌فهمیم حریف‌مون کیه.

‫چ-چی‌کار می‌کنی؟

‫ساکت باش. ‫دارم می‌پامش.

‫نیشینوتوئین-سان،

‫ایکیشیما؟

‫شما‌ها هم دعوت شدین؟

‫نه فقط ما... کل شورای ‫دانش‌آموزی هم دعوت شده بودن.

‫اما،

‫ظاهراً فقط ما‌ تصمیم گرفتیم بیایم.

‫بعد اینکه تو روز اول انتخابات باختی، ‫انتخاب بهتری هم نداشتی.

‫وضعیت خودت هم همین‌طوره!

‫تازه من فقط به‌خاطر حقۀ ‫غیرمنصفانۀ اینبامی میو باختم.

‫با این وضعیت، جایگاهم تو شورای دانش‌آموزی ‫تنها چیزی نیست که در خطره.

‫آیندۀ کلوب فرهنگ سنتی هم هست.

‫چی‌کار—

‫سوزویی! چه‌جوری باید ‫با یومکو آشتی کنم؟

‫ها؟!

‫با این شرایط یومکو هیچ‌وقت ‫دوباره باهام بازی نمی‌کنه.

‫یه کاری بکن!

‫وقتی یه‌دفعه‌ای همچین چیزی می‌گین...

‫سوزویی-سان؟

‫از اون موقع دارین ‫با کی صحبت می‌کنین؟

‫چی؟

‫اِم... ایکیشیما—

‫من کسی رو نمی‌بینم.

‫یو-یومکو، اون روز—

‫بیاین بریم، سوزویی-سان.

‫هی، خواهش می‌کنم، یومکو. لطفاً...

‫ببخش دیگه، یومکو!

‫ماری-سان!

‫خبری از بغل نیست.

‫چه سالن نمایش باشکوهی.

‫معاون رئیس؟

‫پس شما هم شرکت می‌کنین.

‫نیشینوتوئین-سان...

‫بابت بازی اون روز ممنون.

‫بدون رأی می‌تونین ‫تو مزایده شرکت کنین؟

‫نیازی نیست نگران باشین.

‫از اعضای کلوب فرهنگ سنتی رأی بردم.

‫گفتی "بردن"، ها؟

‫که این‌طور.

‫ایکیشیما هم حتماً ‫همین‌طوری رأی جمع کرده.

‫عجب!

‫باتسوبامی-سان؟

‫شرکت‌کننده‌گان گرامی، از حضورتون ‫تو "مزایدۀ صد رأیی" متشکرم.

‫متأسفانه، ظاهراً تمام افرادی که دعوت شده بودن ‫نتونستن خودشون رو به رویداد برسونن.

‫افرادی الان اینجا جمع شدن

‫اون‌هایی‌ان که با ترس ‫هیچ میونه‌ای ندارن.

‫در مزایدۀ امروز، من، ‫باتسوبامی ری،

‫به‌عنوان متصدی مزایده ‫خدمت حضورتون خواهم بود.

‫پس این یعنی واقعاً کسی که این جریان رو ترتیب داده ‫یکی از اعضای خاندان موموبامیه؟

‫خب، اجازه بدین ناظر امروزمون رو ‫خدمت‌تون معرفی کنم.

‫ناظر امروزتون منم.

‫اسمم یاماتو ایناهو هستش.

‫باز هم تویی؟

‫بیاین امروز هم بازی خوبی ‫داشته باشیم، یاماتو-سان.

‫من هم همین رو می‌خوام.

‫خب اول، قوانین "مزایدۀ صد رأیی" ‫رو توضیح می‌دم.

‫وایستا.

‫اوه؟

‫چیزی شده، سائوتومه-سان؟

‫اگه اینجا پای صدها رأی وسطه، ‫یعنی اینکه یکی باید داشته باشدشون.

‫اون شخص کیه؟

‫اصلاً این رأی‌ها وجود دارن؟

‫حامی این رویداد ‫باید ناشناس باقی بمونه.

‫با این حال...

‫رأی‌ها بدون شک وجود دارن.

‫کسی که تو این مدت‌زمان کم می‌تونه ‫این‌همه رأی رو جمع کرده باشه،

‫به‌غیر از رئیس شورا، ‫فقط یه نفره می‌تونه باشه.

‫این حامی‌ای که می‌گی ‫توتوبامی ترانوئه، نه؟

‫ناشناس باقی‌موندن حامی ‫از شروط این قماره.

‫اگه با شرایط موافقت کنین،

‫حتی اگه هویت حامی آشکار نشه، ‫قمار معتبر خواهد بود.

‫درست نیست؟

‫بله. دقیقاً همین‌طوره ‫که شما می‌گین.

‫فهمیدم. دیگه بسه.

‫ازتون ممنونم.

‫خب، اجازه بدین برگردم سراغ ‫توضیح قوانین "مزایدۀ صد رأیی".

‫اول متصدی مزایده دسته‌های ‫صد رأیی رو برای مزایده قرار می‌دن.

‫شما هم از رأی‌هاتون برای ‫پیشنهاد دادن استفاده می‌کنین.

‫کسی که بیشترین پیشنهاد رو بده، ‫اون دستۀ صد رأیی رو می‌بره.

‫اما تمام رأیی‌هایی که پیشنهاد می‌شن ‫در اختیار متصدی مزایده قرار می‌گیرن،

‫و بهتون برنمی‌گرده.

‫پ-پس اگه دسته رو نبری، ‫هرچی براش پیشنهاد دادی رو می‌بازی؟

‫هر شرکت‌کننده از ترمینال شخصی خودش ‫برای ثبت پیشنهاد استفاده می‌کنه.

‫برخلاف مزایده‌های معمولی، ‫نمی‌شه فهمید کی، چه پیشنهادی می‌ده.

‫به‌علاوه، هر شرکت‌کننده می‌تونه ‫در هر زمانی از مزایده کناره‌گیری کنه.

‫اگه کناره‌گیری کنین، ‫مشارکت‌تون همون‌جا به پایان می‌رسه.

‫توضیح قوانین به پایان رسید.

‫در این صورت، مزایدۀ صد رأیی

‫از این لحظه آغاز می‌شه.

‫خب، شرکت‌کننده‌گان عزیز،

‫پیشنهاد دادن برای ‫اولین دسته رو آغار کنید.

‫با یک رأی شروع می‌کنیم.

‫انگار دارن همین‌طوری ‫بهم رأی مجانی می‌دن.

‫شد10 رأی.

‫چی؟ همین اول ده رأی؟

‫اما من فقط 13 رأی دارم...

‫پیشنهاد بیشتری هم داریم؟

‫معلومه که نداریم.

‫با قوانین حاکم، هر تعداد رأیی که ‫شرط ببندی از تعدادی که می‌بری کم می‌شه.

‫به زبون دیگه، هرچی افراد ‫بیشتر با همدیگه رقابت کنن،

‫حامی هم رأی بیشتری به‌دست میاره.

‫پس فقط یه احمق تمام عیار—

‫شد 20 رأی! ‫خب، نفر دیگه‌ای هم هست؟

‫چی؟! کی اون پیشنهاد رو داد؟

‫آروم باش، ماری-سان.

‫قمار وقتی یه‌طرفه باشه ‫حوصله‌سربر می‌شه.

‫فقط تویی که همچین فکری می‌کنی.

‫من که نگفتم اون پیشنهاد ‫کار من بود.

‫این‌قدر ازخودراضی نباش!

‫شد 30 رأی!

‫هی!

‫دقیقاً همین‌طوره که ‫یومکو می‌گه.

‫این‌همه راه تا اینجا اومدیم.

‫چه فایده اگه قمار نکنیم؟

‫اگه یومکو رو سردماغ بیارم،

‫می‌تونم عصبانیتش رو بخوابونم!

‫همه‌شون یه مشت احمقن.

‫لعنتی. دیگه همچین کار‌های احمقانه‌ای نکنین!

‫شد 80 رأی! پیشنهاد دیگه‌ای هست؟

‫پس به 80 رأی فروخته شد.

‫الان دیگه فهمیدین، نه؟

‫من بودم که اولین ‫و آخرین پیشنهاد رو دادم.

‫پس یعنی، حامی بااینکه ‫صد رأی از دست داده،

‫130 رأی دیگه ‫از پیشنهاد‌هامون گرفته.

‫اون‌ها می‌خوان ما بین خودمون بجنگیم.

‫سائوتومه؟

‫چیه؟

‫حرف تو اینه که نباید ‫با هم رقابت کنیم.

‫اما چطوره بذاریم هرنفر ‫نوبتی یه بار ببره؟

‫اون‌جوری نمی‌شه، سوزویی-سان.

‫این یه مزایده‌س.

‫تبانی شرکت‌کننده‌ها ‫تضمینی برای باخت حامیه.

‫اون‌جوری به عنوان امین این رأی‌ها، ‫چاره‌ای جز کنار کشیدن نخواهم داشت.

‫برای برنده شدن ‫باید رقابت کنین.

‫د-درست می‌گین. معذرت می‌خوام.

‫خب، بیاین پیشنهاد دادن ‫برای دستۀ دوم رو شروع کنیم.

‫با یک رأی شروع می‌کنیم.

‫شد 10 رأی.

‫اون ده رأی پیشنهاد من بود.

‫هرکسی پیشنهادی بده ‫حریفش من خواهم بود.

‫من کم نمیارم. وقتی پیشنهاد می‌دین ‫این رو در نظر داشته باشین.

‫یه پیشنهاد 20 رأیی داریم.

‫اصلاً گوش می‌دین چی می‌گم؟

‫خودت چی؟

‫ما اومدیم اینجا قمار کنیم.

‫نه، یومکو؟

‫زنیکۀ چشم‌بنددار...

‫چی شده، ماری-سان؟

‫ها؟

‫من که نمی‌دونم ‫با کی دارین صحبت می‌کنین.

‫پیشنهاد فعلی 20 رأیه.

‫پیشنهاد دیگه‌ای داریم؟

‫خب، اگه یومکو فعلاً نخواد خودش رو قاطی کنه، ‫این دور خوب پیش می‌ره.

‫شد 30 رأی!

‫کسی دیگه‌ای هست؟

‫40 رأی.

‫یه پیشنهاد 40 رأیی داریم!

‫کسی دیگه‌ای هست؟

‫چی؟

‫ها؟

More Farsi Persian subtitles for Kakegurui XX

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left