The first 200 lines.
حق با من بود.
کس دیگهای تو کلاس دعوتنامه نگرفته.
بهنظر فقط ماییم.
که اینطور.
یعنی فرستنده کیه؟
در هر صورت...
تو چیکار میکنی، یومکو؟
معلومه، شرکت میکنم.
حدس میزدم.
شاید بهتر باشه تا قبل اینکه بفهمیم فرستنده کیه، صبر کنیم.
واقعاً؟
برا من فقط مهم اینه که قمار هیجانانگیزی خواهد بود یا نه.
با این حال، اگه ندونی حریفت کیه،
ممکنه آخرش دوباره مسموم بشی یا یه همچین چیزی.
اون یکی از خاطرههای ارزشمندمه.
آه، آره!
سائوتومه چی؟
آره، من هم یکی گرفتم.
نکنه جریان دوباره زیر سر معاون رئیسه؟
نه.
مطمئناً نیست.
ها؟
خب، کسی که این رویداد رو ترتیب داده
به احتمال زیاد یه نفر از خاندان موموبامیه.
این قابل قبولترین توضیحه.
الان وسط انتخاباتیم و رأیها هم آروم تغییر میکنن.
اونها هم حتماً دارن کمکم دست و پاشون رو گم میکنن.
خب، تو چیکار میکنی؟
اِ... من؟
یومکو حتماً برا رفتن سر از پا نمیشناسه.
رئیس، مقدمات مزایده آمادهس.
باشه!
به بانی رویداد خبر بده.
چشم!
چه غافلگیری غیرمنتظرهای.
اصلاً فکر نمیکردم یه همچین اتفاقی بیفته.
مترجمان: A.R.B & AhmadG
چیزی نیست، سوزویی-سان.
وقتی رفتیم تو میفهمیم حریفمون کیه.
چ-چیکار میکنی؟
ساکت باش. دارم میپامش.
نیشینوتوئین-سان،
ایکیشیما؟
شماها هم دعوت شدین؟
نه فقط ما... کل شورای دانشآموزی هم دعوت شده بودن.
اما،
ظاهراً فقط ما تصمیم گرفتیم بیایم.
بعد اینکه تو روز اول انتخابات باختی، انتخاب بهتری هم نداشتی.
وضعیت خودت هم همینطوره!
تازه من فقط بهخاطر حقۀ غیرمنصفانۀ اینبامی میو باختم.
با این وضعیت، جایگاهم تو شورای دانشآموزی تنها چیزی نیست که در خطره.
آیندۀ کلوب فرهنگ سنتی هم هست.
چیکار—
سوزویی! چهجوری باید با یومکو آشتی کنم؟
ها؟!
با این شرایط یومکو هیچوقت دوباره باهام بازی نمیکنه.
یه کاری بکن!
وقتی یهدفعهای همچین چیزی میگین...
سوزویی-سان؟
از اون موقع دارین با کی صحبت میکنین؟
چی؟
اِم... ایکیشیما—
من کسی رو نمیبینم.
یو-یومکو، اون روز—
بیاین بریم، سوزویی-سان.
هی، خواهش میکنم، یومکو. لطفاً...
ببخش دیگه، یومکو!
ماری-سان!
خبری از بغل نیست.
چه سالن نمایش باشکوهی.
معاون رئیس؟
پس شما هم شرکت میکنین.
نیشینوتوئین-سان...
بابت بازی اون روز ممنون.
بدون رأی میتونین تو مزایده شرکت کنین؟
نیازی نیست نگران باشین.
از اعضای کلوب فرهنگ سنتی رأی بردم.
گفتی "بردن"، ها؟
که اینطور.
ایکیشیما هم حتماً همینطوری رأی جمع کرده.
عجب!
باتسوبامی-سان؟
شرکتکنندهگان گرامی، از حضورتون تو "مزایدۀ صد رأیی" متشکرم.
متأسفانه، ظاهراً تمام افرادی که دعوت شده بودن نتونستن خودشون رو به رویداد برسونن.
افرادی الان اینجا جمع شدن
اونهاییان که با ترس هیچ میونهای ندارن.
در مزایدۀ امروز، من، باتسوبامی ری،
بهعنوان متصدی مزایده خدمت حضورتون خواهم بود.
پس این یعنی واقعاً کسی که این جریان رو ترتیب داده یکی از اعضای خاندان موموبامیه؟
خب، اجازه بدین ناظر امروزمون رو خدمتتون معرفی کنم.
ناظر امروزتون منم.
اسمم یاماتو ایناهو هستش.
باز هم تویی؟
بیاین امروز هم بازی خوبی داشته باشیم، یاماتو-سان.
من هم همین رو میخوام.
خب اول، قوانین "مزایدۀ صد رأیی" رو توضیح میدم.
وایستا.
اوه؟
چیزی شده، سائوتومه-سان؟
اگه اینجا پای صدها رأی وسطه، یعنی اینکه یکی باید داشته باشدشون.
اون شخص کیه؟
اصلاً این رأیها وجود دارن؟
حامی این رویداد باید ناشناس باقی بمونه.
با این حال...
رأیها بدون شک وجود دارن.
کسی که تو این مدتزمان کم میتونه اینهمه رأی رو جمع کرده باشه،
بهغیر از رئیس شورا، فقط یه نفره میتونه باشه.
این حامیای که میگی توتوبامی ترانوئه، نه؟
ناشناس باقیموندن حامی از شروط این قماره.
اگه با شرایط موافقت کنین،
حتی اگه هویت حامی آشکار نشه، قمار معتبر خواهد بود.
درست نیست؟
بله. دقیقاً همینطوره که شما میگین.
فهمیدم. دیگه بسه.
ازتون ممنونم.
خب، اجازه بدین برگردم سراغ توضیح قوانین "مزایدۀ صد رأیی".
اول متصدی مزایده دستههای صد رأیی رو برای مزایده قرار میدن.
شما هم از رأیهاتون برای پیشنهاد دادن استفاده میکنین.
کسی که بیشترین پیشنهاد رو بده، اون دستۀ صد رأیی رو میبره.
اما تمام رأییهایی که پیشنهاد میشن در اختیار متصدی مزایده قرار میگیرن،
و بهتون برنمیگرده.
پ-پس اگه دسته رو نبری، هرچی براش پیشنهاد دادی رو میبازی؟
هر شرکتکننده از ترمینال شخصی خودش برای ثبت پیشنهاد استفاده میکنه.
برخلاف مزایدههای معمولی، نمیشه فهمید کی، چه پیشنهادی میده.
بهعلاوه، هر شرکتکننده میتونه در هر زمانی از مزایده کنارهگیری کنه.
اگه کنارهگیری کنین، مشارکتتون همونجا به پایان میرسه.
توضیح قوانین به پایان رسید.
در این صورت، مزایدۀ صد رأیی
از این لحظه آغاز میشه.
خب، شرکتکنندهگان عزیز،
پیشنهاد دادن برای اولین دسته رو آغار کنید.
با یک رأی شروع میکنیم.
انگار دارن همینطوری بهم رأی مجانی میدن.
شد10 رأی.
چی؟ همین اول ده رأی؟
اما من فقط 13 رأی دارم...
پیشنهاد بیشتری هم داریم؟
معلومه که نداریم.
با قوانین حاکم، هر تعداد رأیی که شرط ببندی از تعدادی که میبری کم میشه.
به زبون دیگه، هرچی افراد بیشتر با همدیگه رقابت کنن،
حامی هم رأی بیشتری بهدست میاره.
پس فقط یه احمق تمام عیار—
شد 20 رأی! خب، نفر دیگهای هم هست؟
چی؟! کی اون پیشنهاد رو داد؟
آروم باش، ماری-سان.
قمار وقتی یهطرفه باشه حوصلهسربر میشه.
فقط تویی که همچین فکری میکنی.
من که نگفتم اون پیشنهاد کار من بود.
اینقدر ازخودراضی نباش!
شد 30 رأی!
هی!
دقیقاً همینطوره که یومکو میگه.
اینهمه راه تا اینجا اومدیم.
چه فایده اگه قمار نکنیم؟
اگه یومکو رو سردماغ بیارم،
میتونم عصبانیتش رو بخوابونم!
همهشون یه مشت احمقن.
لعنتی. دیگه همچین کارهای احمقانهای نکنین!
شد 80 رأی! پیشنهاد دیگهای هست؟
پس به 80 رأی فروخته شد.
الان دیگه فهمیدین، نه؟
من بودم که اولین و آخرین پیشنهاد رو دادم.
پس یعنی، حامی بااینکه صد رأی از دست داده،
130 رأی دیگه از پیشنهادهامون گرفته.
اونها میخوان ما بین خودمون بجنگیم.
سائوتومه؟
چیه؟
حرف تو اینه که نباید با هم رقابت کنیم.
اما چطوره بذاریم هرنفر نوبتی یه بار ببره؟
اونجوری نمیشه، سوزویی-سان.
این یه مزایدهس.
تبانی شرکتکنندهها تضمینی برای باخت حامیه.
اونجوری به عنوان امین این رأیها، چارهای جز کنار کشیدن نخواهم داشت.
برای برنده شدن باید رقابت کنین.
د-درست میگین. معذرت میخوام.
خب، بیاین پیشنهاد دادن برای دستۀ دوم رو شروع کنیم.
با یک رأی شروع میکنیم.
شد 10 رأی.
اون ده رأی پیشنهاد من بود.
هرکسی پیشنهادی بده حریفش من خواهم بود.
من کم نمیارم. وقتی پیشنهاد میدین این رو در نظر داشته باشین.
یه پیشنهاد 20 رأیی داریم.
اصلاً گوش میدین چی میگم؟
خودت چی؟
ما اومدیم اینجا قمار کنیم.
نه، یومکو؟
زنیکۀ چشمبنددار...
چی شده، ماری-سان؟
ها؟
من که نمیدونم با کی دارین صحبت میکنین.
پیشنهاد فعلی 20 رأیه.
پیشنهاد دیگهای داریم؟
خب، اگه یومکو فعلاً نخواد خودش رو قاطی کنه، این دور خوب پیش میره.
شد 30 رأی!
کسی دیگهای هست؟
40 رأی.
یه پیشنهاد 40 رأیی داریم!
کسی دیگهای هست؟
چی؟
ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.