The first 30 lines.
!اسرافیل بی پایان
کمانِ ناگُیا
.حق با توئه. اون این داخله
.ولی میتونم کنترلش کنم
.اوا، شینوئا. خیلی وقت میشه ندیدمت
چه خبرا؟
.کنترل رو بیخیال، دارم قشنگ میبینمش
.من تسخیر نشدم
!خیلی هم شدی! به علاوه، اون کامل تو رو تحت کنترل داره
!مثل یه روح بهت چسبیده
.. من تسخیر نـ
.اوه، گورِن، داشت یادم میرفت
،امشب میخوام "کاری" درست کنم میتونی سر راهت یکم پیاز از سوپرمارکت بخری؟
..من.. تسخیر
!پیاز
..پـ پس به این میگن قدرت دنده ی نفرین
!صبر کن ببینم، نه، ینی اون یه کدبانوئه؟
.حرفمو باور کن
.باشه. بهت میگم چرا گذاشتم تو و بقیه زنده بمونید
.و چرا به اسرافیل پایانی نیاز دارم
.چی؟ شرمنده، نگرفتم چی شد
..گفتم که
.اممم، ببخشیدا
"میشنوم چی میگیا، ولی فقط داری میگی "پیس، پیس، پیس
میتونی دقیق بهم بگی کهـ ..؟
میدونی که یوئیچیرو در واقع یه ********** ئه؟
.اوا
.واقعاً که
چه خبره اینجا؟
.اون یه آزمایش ساده واسه مشخص کردن وفاداریت بود
No comments yet. Be the first to leave one.