The first 200 lines.
در آماده سازي چو سيوک دوستان پابرهنه بيرون مي روند
ترک شهر دلتنگ کننده امروز ميزبان چه کسي خواهد بود؟
نقشه غذاي خانگي براي دوستان پابرهنه
ميزبان ما کسيه که داره ميره برامون غذا بپزه ، اون هست....
اون اولين دختر شهر سرماست.
اون ستاره ي فيلم هاي مورد علاقه ما بود.
- براي همه مرداني از هو دونگ و سن من - همه مردان اونو در دلشون داشتن
شيم هايه جي!
اون سلطان بازار تبليغات است
بازيگر پيشرو در نود
تو هنوز مي توني بشنويش؟
اون رفت تا به کبوتر رو به جاي جوجه طبخ کنه؟
ما مي خوايم ببينم که اون چطور آشپزي مي کنه.
- اين يه خونه ست؟ - يه ماشين داره مياد!
- اون هيون جونگه؟ - هيون جونگ اينجاست
اين ماشين از کجا اومد؟
- هيون جونگ تاخير داره - اون معمولا تاخير نداره
هيون جونگ! تو هميشه تاخير داري
سلام!
سلام!
پشتيبان
سلام!سلام!
اينجا چيکار مي کني؟
- اين يک نمايش متفاوته؟ - به جاي کي فکر کردي من بودم؟
- ما فکر کرديم تو هيون جونگي - واقعا؟
هيون جونگ کجاست؟
اين اشتباهه ! اين اشتباهه!
تو يک سورپرايز ويژه اي
چرا ممکنه به اون دو نياز داشته باشيم؟
من اين عصبي بودني که در کار نشون ميدم نبوده ام
صورتت قرمزه!
من تمام قسمت هاي غذاخوري رو براي اين نمايش ساخته بودم
اما الان اينجايي!
وقتي که نمايش رو مي ديدم فکر مي کردم 'که اونها باهام به زودي تماس مي گيرند'
هو دونگ در موضوع خوردن بزرگترين رقيبه
يک سد بزرگ!
من عصبي ام!
- اين عجيبه - من هرگز مثل اون اونها رو باهم نديده بودم
من هرگز فکر نمي کردم که اون بزرگتره
اما اون نسبت به هو دونگ بزرگتره!
اون بلندتره . و وقتي که جانگ جون ها اينجا رسيد....
اون داره به من غر مي زنه
جانگ جون ها در مقابل کانگ هو دونگ
اون 12 تا ميگو پرش رو تو يک دقيقه خورد
- هيچ کس شماره شيم هايه جين رو نمي دونه؟ - من انجام ميدم
بيا صداش کنيم!
- بايد نزديک باشي؟ - سلام؟
- هاي جين! - سلام!
ما نزديک دروازت هستيم اما نمي دونيم که چطور داخل بيايم
- فقط بياين داخل - تو نيازه که ما رو داخل دعوت کني
- خوبه ، من بيرون مي بينمت - خوبه
اون قصد نداره بياد بيرون تا به ما برسه
تو فقط دروازه رو باز کن؟
- اون نيروي برتره - اون فقط باز کرد؟
اون قفل نبود
اون داره مياد!
تو چرا در جاي من داري يه صحنه مي سازي؟
- سلام! - سلام.
ممنونيم به خاطر دعوتمون از ديدنت خوشحالم.
دليل اينکه امروز دعوتمون کردي چي بود؟
من مي خواستم با يک غذا جونگ شين ، هو دونگ ، جون ها و ساير کوچکترها رو مهمون کنم
اما هرگز درموردتون به عنوان يه آشپز عالي فکر نکرده بوديم
من نمي خوام مراقبت کنم اگه تو بخوري يا نه
تو اولين کسي هستي که اينو گفتي
- اگه خوب نبود نخور - ميزبان مثل اون وجود داره
بياين داخل
- خونه رو ببين - پس اين خونه شيم هايه جينه!
سراسر زيبائيه
شگفت انگيزه!
اينجا يه قايقه
اين خونه شبيه خونه هايي که ستاره هاي هاليوودي توش زندگي مي کنند
اون مثل يه رصدخونه به نظر ميرسه
- اونا همه دارايي هاي تو هستن؟ - بله.
من مي تونم اينجا يه سالن ورزش ببينم
- چي؟ - تو يه سالن ورزش خصوصي داري؟
- واو. - باورنکردنيه.
- پس اين ... - داخليه...
- اين شبيه دفتر يک مربيه - واقعا خوبه.
اين همواره سالن ورزشي با بهترين منظره ست
فقط منظره ...
تو درحال نگه کردن به رودخانه روي تردميل مي دوي
- کار کردن بيرون اينجا بايد زيبا باشه - کي هستي؟
مامان اونا کين؟ چرا تو جاي مني؟
- تو پسر اين خانواده اي؟ - بله.
من براي سالهاست که اينجا زندگي مي کنم
- بس کنيد صحبت رو - من سرايدار جديدم
من هرگز اينو قبلا نديدم
- اين چيه؟ - سوار کاري.
- اسب سواري. - اسب سواري؟
- من مي تونم امتحانش کنم؟ - حتما.
من هرگز اينو قبلا نديدم
مي تونم سرعتم رو زياد کنم آسيبي بهت نرسه.
توقف!
چرا سرت رو مثل يک پرنده تکون ميدي؟
تو مي توني امتحانش کني
تو نبايد هدف رو پايين مي ذاشتي
تو بايد با ريتم اسب بري
وقتي اون سريع ميشه ، سپس تو بايد بلند شي
تو بايد با قدرت پات بايستي
- يا اينکه قصد داره تا هدفت رو بزنه - تو شبيه بيانسه به نظر مي رسي
همشون از دست رفته نيست
من فکر مي کنم من مي خوام از دست بدمش
ما رويدادهاي خانوادگي زيادي داريم
- پارتي خونه؟ - پارتي مردم.
ما جشن تولد داريم و جشن هاي ديگه اينجاست با مهمونا
اين اولين جا براي مهمون هاست
اين طرف شمالي رودخانه ست.
- اون چيه؟ - يه کوره.
يه تنور بيرون چيکار مي کنه؟
- ما اينجا سيب زميني هاي شيرين مي پزيم - چه چيز بيشتري وجود داره؟
- اين يه استخر شناست - استخر شنا؟
- چيه؟ - بدون آب
اين بهترين جائه تا به منظره نگاه کنيم
من هر دو طرف رو مي بينم
منظره اينجا واقعا شگفت انگيزه
اين يه جاي مهمه
اين يه خونه زيبا و آب و هواي خوبه.
- چي گفتي؟ - آب و هواي خوب.
من فکر مي کنم اون زبان چيني بود
چي شده ( آيا ) تقصير با همه ست؟
اين همون چيزيه که من بيشتر مي خوام
اون توي خونه يه همچين جاي بزرگ باربيکيو داره
جي وو ، ميدوني اين درسته ؟ تو براي اين از هيزم استفاده کردي
- هندي! - اين بهترين قسمت اردوست.
اين يک تنور مجلله
اين براي درست کردن سوپ جوجه مرغ يا سوپ استخوان خوبه
- من هيزم استفاده کردم - با هيزم
- تو مي توني گوشت خوک رو اينجا بخار پز کني - بخار پز کردن گوشت خوک!
اين يه بار مخصوص مشروبات الکلي براي ابجو هست
اون اينجا يه بار مخصوص آبجو داره
- واو واقعا؟ - اين کاره ؟
اون خارج شد!
تو مي توني فورا يه آبجوي مخصوص بگيري
تو فقط بايد استشمامش کني
- واقعا؟ - مراقب باش
- اون فعاليت در فضاي باز رو کمي بيشتر دوست داره - غذاي ژاپني.
ما هنوز حتي داخل خونه رو نديديم ما فقط اينجا رو نگاه کرديم
ما مي تونيم تمام کار رو اينجا فيلم برداري کنيم
اونها هم رو در بيرون خونه ملاقات مي کنن سپس چيزي اينجا به وقوع مي پيونده
ما بايد وارد مجموعه شيم؟
اين فيلم برداري در فضاي بازه
اين مجموعه ي فضاي باز مائه
- اين هست... - اون يک ملخه.
يه ملخ.
- من اينجا يه وزغ دارم - يه وزغ؟
من نمي دونم اين الان کجا درسته اون مخفيه
به کفش ها نگاه کن
اون شبيه يک کفش فروشيه درست اينجاست
هنر پيشه هاي زن معمولا کفش ها رو دوست دارن
واو.
اين باز شدنه فکه
- اون به نظر شبيه يه خونه ست - اون بيشتر داخله.
اين يه مجموعه داخل مردانه
من کفش واسه مردا تموم شد
اون شبيه يک مغازه اجاره ايه.
اون به نظر شبيه يه کاخه
- اين اتاق خانوادگيه؟ - بله، اينجا جائيه که ما غذا مي خوريم
منظره اينجا شگفت انگيزه
- اين واقعا شگفت انگيزه - بله.
تو بعد از هفت سال زندگي در اين مکان دچار مريضي نشدي؟
چطور هيچ وقت تو اين خونه پير نميشي
اون هواي تازه ست و گرداگرد
اون هرگز پير نشده
من هميشه با آلارم ساعت بيدار مي شم اما اينجا با صداي پرنده ها از خواب بيدار مي شم
من واقعا دوستش دارم
اين عکس عروسيه
اون با بهترين هنرپيشه زن در کره ازدواج کرد ، شيم هايه جين
و هنوز اون دستاشو تو جيبش نگه داشته
- اين به معنيه اعتماده - منظورت اينکه مغروره
اينو ببين.
- اين رو شوهرش براش کشيده - واقعا؟
بياين در صورتي که بتونيم دوست داشته باشيم شيم هايه جين.
نه اين توسط يک هنرمند کشيده نشده بود
- چه معامله اي؟ - چرا داري يه چيزايي مي سازي؟
تو به خاطر جون ها عصبي هستي؟
اون امروز عجيب بازي کرد
تو سعي مي کني زياد حرف بزني پس تو بايد گرسنه باشي؟
مردم نمي تونن شيم هايه جين رو با آشپزي عالي شرح بدن
تو درست ميگي
- تو آشپزي رو دوست داري؟ - نمي تونم.
من انجامش نميدم چون دوستش دارم من فقط انجامش ميدم چون انجام ميدم
من ازدواج کردم . من به عنوان يک خانم وظايفي دارم
تو به خانوادت غذا ميدي
من نمي تونم انجام بدم چونکه دوستش دارم
به خاطر اينکه تلاش مي کردم من تنها علاقه مند شدم
تو اولين ظرف رو که براي همسرت درست کردي رو به ياد مياري؟
- اون سوپ خمير لوبيا بود - اولين بشقاب بود؟
- اون اولين باري بود که آشپزي کردم - تو به خاطر کارت مشغول بودي
بيشتر مردها حتي اگه وحشتناک هم باشه مي خورن
اون فقط يه قاشق داد که اونم پرت کرد اون طرف
من فکر کردم اون عصبي شده؟
من فکر مي کنم " چطور مي تونه اينو انجام بده ؟ چطور مي تونه خيلي جسور باشه ؟
اما اون گفت که واقعا بد بود
- اون اولين باري که تو آشپزي کردي - پس تو مي دونستي چه خيالي دارم؟
ما برات صداي بوق رو خارج مي کنيم من ديدم که داري اداشو در مياري
اون اداشو درآورد اون خطرناک بود!
من شنيدم تو سريع مي پزي
شوهرم نمي تونه گشنه بمونه
پس من آشپزي سريع رو ياد گرفتم
براي اولين بار اون گفت " تو همه اين راه رو براي گرفتن برنج از مزرعه ميري؟"
No comments yet. Be the first to leave one.