The first 200 lines.
قسمت دوم
جون سانگ؟
چيه؟
جون سانگ؟
تو خودِ جون سانگي. مگه نه؟
خودِ خودتي؟ درسته؟
چطور اين اتفاق افتاد؟
من حتي يه لحظه ام فراموشت نکردم
آخه چجوري اين اتفاق افتاد؟
خواب که نمي بينم؟ نه؟
خيلي دلت برام تنگ شده بود؟
چرا هيچي نگفتي؟
چرا تظاهر کردي منو نمي شناسي؟
!از دلتنگيت داشتم مي مردم
ولي من چلين رو دارم
ولي تو من رو دوست داشتي
منو دوست نداشتي؟
من رو يادت رفته؟
اصلا منو يادت نمياد؟
نه
يوجين،اينجوري خيلي ساده نيست؟
داستان اينجوري تموم ميشه؟
ولي مي دوني چيه؟
از همه داستانهايي که تاحالا شنيدم مسخره تره
جون سانگ؟
تمومش کنيم ديگه. اصلا جالب نيست
تو هم به اندازه کافي اشک ريختي
زمانبنديت عالي بود. مست مي کني
بعد به من مي گي که چقدر شبيه عشق اولت هستم
ديگه چي قراره به من نشون بدي؟
لي مين يونگ؟
بله. لي مين يونگ
اصلا فکرشم نمي کردم
!يه همچين کاري با دوست پسر دوستت بکني
چي گفتي؟
چيه؟ نااميد شدي؟
ادامه بديم؟
خب اگه تو اصرار داري منم مخالفتي ندارم
چي کار کنيم؟ ادامه بديم؟
مگه خودت همينو نمي خواستي؟
مي دونستم ديگه نمي توني برگردي
نمي توني برگردي پيش من
ديگه دلم مي خواد فراموشت کنم
وقتي بهت فکر مي کنم
ديگه طاقتم از بين مي ره
سعي کردم فراموشت کنم
ولي نمي تونم
آقاي مدير. زمان جلسه است
پاشو. بريم
باشه
ارشد
صدات که اينجوري ميشه من نگران مي شم
چيه؟
من چجور آدمي هستم؟
مي خوام ببينم بقيه راجع به من چي فکر مي کنند
من آدمي هستم که به کاراي مردم زيادي توجه مي کنم؟
آره؟
نه. نيستي
تو اصلا به آدما توجه نمي کني
تو فقط به آجر و سيمان و بتون و اينا فکر مي کني
چيه؟ يه چهره جديد؟ هان؟
الان جلب يه نفر ديگه به جز چلين شدي؟
نه. جَلبِش نشدم
نه؟ پس چي؟
فقط يه کم نااميد شدم
نا اميد؟ يعني جدي تر از اين حرفاست
وقتي نااميد مي شي يعني توجهت بهش جلب شده ديگه
کيه؟ کيه؟
بريم
سلام
سلام
سلام
سلام. زود اومديد
حالتون خوبه؟
بله، شما خوبيد؟
واو..چجوري يه نفر که ديشب نمي تونست راه بره الان سرحال اينجاست؟
اوه. اين که چيزي نيست
چونگ يوجين کجاست؟
ديشب خيلي نوشيده بود؟
خب، شروع کنيم
چونگ يوجين از پولاريس هنوز نيومده
دير ميشه. ما شروع مي کنيم
معذرت مي خواهم که از همه خواستم صبح زود اينجا باشند
قراره که فردا
بريم به پيست اسکي
براي همين لازمه که
براي آخرين بار همه چيز رو چک کنيم
ببخشيد براي دير کردنم
بله.سلام
خب. ادامه مي ديم
فکر نمي کنم چيزي رو جا انداخته باشيم
ولي بهتره همه چيز رو امروز چک کنيم
يک بررسي نهايي براي هر بخشي هم انجام مي شه
يوجين. ادامه بديد
اونجا مي بينمت
بريم
خسته نباشيد
چونگ يوجين
من با شما کار دارم
بله
من بيرون منتظرم
هنوز اينجاييد؟
بله
يوجين چي؟
با مدير صحبت مي کنند
آهان
مديرکيم
ديشب، بعد از اينکه من رو رسوندين خونه برگشتيد به بار؟
نه. با تاکسي برگشتم خونه
چطور؟ چيزي جا گذاشتيد؟
واقعا؟
بله
پس ما آقاي لي و يوجين رو تنها گذاشتيم
راست مي گي
چرا؟
الان هم با هم تنها هستند؟
ديشب؟
من ديشب اشتباه کردم
من چون مست بودم،شما رو با يه نفر ديگه اشتباه گرفتم
مطمئني؟
مطمئني که اشتباه مي کردي؟
منظورت چيه؟
....همون موقع که من رو با يکي ديگه اشتباه مي گرفتي
به نظرت ميومد که خيلي هشيار باشي
اصلا انگار نه انگار که اونقدر نوشيده بودي
يعني داري مي گي
خودم رو به مستي زده بودم؟
خودت بهتر مي دوني
چرا بايد يه همچين کاري کنم؟
منظورت اينه که
مي خواستم تو رو اغوا کنم؟
چرا حرف غيرمنطقي مي زني ولش کن
من به خاطر اين صدات نکردم
منو نگاه کن
اميدوارم اين مسئله تو کارمون تداخلي ايجاد نکنه
به من نگاه کن
من يه همچين آدمي نيستم
من نامزد دارم
چطور مي تونم با دوستم چلين يه همچين کاري کنم؟
دقيقا
من مي خواستم همينو بدونم
چيه؟ دوباره ياد کسي افتادي؟
معذرت مي خوام
نمي ذارم توي کارم تداخل کنه
و اميدوارم
به جز مسائل کاري باهم رودررو نشيم
من برگشتم
اومدي؟
خيلي سرد نيست؟
چرا خيلي سرده
بيا شام بخوريم
آره. باشه
خوبه
واي. چه بوي خوبي
خوب شده. نه؟
بخور
هي، بيشتر بخور
هي. امروز عجيب مي زني
چرا انقدر حالت خوبه؟
انقدر بدون من خوش مي گذره که
تو انقدر خوشحالي فردا داري ميري؟
دقيقا
نامرد
ببينم؟
دوست پسر چلين هم مياد؟
براي همين انقدر خوشحالي؟
هي, نگفتم بهت خطرناکه؟
تو که فکر نمي کني اون جون سانگه؟
جون سانگ
از اينکه تنهايي غذا بخوره متنفر بود
براي همين هميشه بيرون غذا مي خورد
به خاطر همين هروقت آشپزي مي کنم
يادش مي افتم
اين رو نمي دونستي. مگه نه؟
نمي دونم چي بگم
خيلي سعي کردم فراموشش کنم
فکر کنم از بس به مخم فشار آوردم
از بس يادآوريش برام دردناک بود
ديوونه شدم
چه حماقتي کردم
يکي ديگه رو به جاش اشتباه گرفتم از اين به بعد
تا مي تونم راجع به جون سانگ صحبت مي کنم
انقدر ادامه ميدم
تا کاملا از ذهنم پاک بشه
تو به درد دل من گوش مي دي.نه؟
نامرديه من با سنگ يوک راجع به
جون سانگ صحبت کنم
دوستم
مي تونم راجع به جون سانگ با تو صحبت کنم. نه؟
مرسي رفيق
سرد شد، بخوريم ديگه
سنگ يوک
بيام تو؟
مي تونم بيام تو؟
چي شده؟
کادو
هميشه مي خواستم بيام اتاقت رو ببينم
خيلي بهتر از اونيه که فکر مي کردم
اينا زيرپوشه اينا دستکشه
کيسه اب گرم
No comments yet. Be the first to leave one.