The first 200 lines.
لطفا پيغام نذاريد
سلام، کجا داري ميري داشتم ميومدم ببينمت
متاسفم بايد برم ديدن کول
واصتا، چرا؟ مگه داداشت چش شده؟
هيچي فقط ميخوام برم ببينمش
نيمخواي ازم بپرسي؟
چي رو بپرسم؟
اينکه بازي پوکرم به کجا کشيد
خب ازونجايي که لباست تنت نيست
حدس ميزنم خيلي خوب پيش نرفته
آره فقط براي اينکه کسي که اونو ازم برد، زودتر رفت
واسه همين شانس پس گرفتنش رو نداشتم
ولي حدود يک ساعت پيش جريان رو به نفع خودم برگردوندم و
بيشتر از 200 دلار برنده شدم
پس پولم رو جور کردي
بايد اجاره عقب افتادمو بدم
من بايد برم
سلام
سلام الي
چي کار ميکني؟
سارا ميخواد ديگه ماشينش رو اينجا پارک کنه واسه همين
همه اين وسايل بايد ازينجا برن
رزومه خودتو واسه اون شرکت طراحي که گفته بودي فرستادي؟
اونا عمرا کسي رو زير ديپلم ثبتنام نميکنن
تا وقتي امتحان نکردي از کجا مطمئني؟
يه نفر از
تگزاس بهم زنگ زد
بابا بود؟
نميدونم، به پيغامش گوش نکردم
ترسيدم گوش بدم
ميخواي من گوش کنم؟
فکر ميکني چي ميخواد؟
مشروب يا پول براي گرفتن مشروب
يا پول که بتونه از زندون دربياد و بره مشروب بخره
آره، ولي فکر ميکني شايد اون
پاکش کن، الي
تا جايي که به من مربوط ميشه ما پدر و مادري داريم
که جفتشون کاملا مردن
فقط هيچکس تا حالا اونطرف نبوده که بابا رو خاک کنه
من فکر ميکنم بايد به چيزي که خواسته بگه گوش بديم
بذار يه چيزي نشونت بدم
امروز صبح پيداش کردم
اين سفر آخرين چيزيه که من از دور هم بودن کل خانواده يادم مياد
به جز بابا کي رو بايد بخاطرش مقصر بدونيم؟
اين يه پيغام براي اليه
من نامادريت، آماندا هستم
فکر کردم شايد بخواي بياي تگزاس
پدرت سکته کرده
فکر نکنم خيلي دووم بياره
خلاصه فکر کردم شايد بخواي بدوني
پول ميخواد، آره؟
هيچ راهي نيست؟
متاسفم ولي اين پرواز کاملا رزرو شده
آره ولي اين يعني چي؟
..يعني تمام صندليهاي هواپيما
..معنيش رو خودم ميدونم
منظورم اينه من واقعا بايد به اين پرواز برسم
حال پدرم خوب نيست
..اگه راهي هست که
يه پرواز ديگه داريم که 3:30 بلند ميشه
..نه، لطفا، من
من بايد سوار اين يکي بشم - ..فکر نميکنم -
ميشه چک کنيد شايد کسي لحظات آخر رزرو خودش رو کنسل کرده باشه
لطفا؟
متاسفم ولي بهترين کاري که از دستم برمياد همون پرواز ساعت 3:30 هست
..ولي بايد يه راهي
..من
الو؟ - الي، اون فوت کرد -
کي چي؟ کي فوت کرد؟
متاسفم ولي بابات رو از دست دادي اون دو دقيقه پيش فوت کرد
سلام، چه عجب
سلام
واستا، الي تويي مگه نه؟ - آره -
چه خوب شد وگرنه به جرم همنجنسگرا بودن دستگيرم ميکردن
مگه براي اين دستگير ميکنن؟
شوخي کردم بابا همه وسايلت همونه؟
خب پس بيا ديگه بايد عجله کنيم
فکر نميکردم اينقدر دير کني
...ميدونم، يه مشکلي بود که - رانندگي ميکني؟ -
فکر کنم
گمونم وقتي منتظرت بودم يه کم زيادي مشروب زدم
خودت بايد رانندگي کني
بفرماييد
يه لحظه واستا
قبل ازينکه سوار بشي ميخوام يه چيزي نشونت بدم
نور اينجا چطوره؟ خوب ميتوني ببيني؟
چي رو؟
خب، نظرت چيه؟
..درباره
خب، اينا کتهاي باباته
آخه من خودم قهوهاي رو دوست دارم ولي بقيه آبي رو ترجيح ميدن
شايد بتونيم براش يه چيز جديد بخريم
مثلا مشکي
آخه چه کاريه پول حروم کنيم؟
ميشه کاملا باهات روراست باشم؟
باشه
واقعا نميدونم بابات دلش ميخواست خاک بشه يا نه
خب پس چي ميخواست؟
آخه هميشه ميگفت همينطوري بچپونيمش زير کاناپه
ولي گاهي ميگفت دلش ميخواد خاکستر بشه
آره
ميدونم که ميدوني بابات زيادي شوخي ميکرد
ولي قبلا به تو و داداشت گفته بود چي ميخواد؟
فکر نکنم هيچوقت در مورد مرگش حرف زده باشيم
شوخيت گرفته؟ اون همش در موردش حرف ميزد
بيا، بپر بالا
پرواز داداشت چه ساعتيه؟
کول نمياد - نمياد؟ -
فکر نميکردم کاملا اينطوري باشه
يه جورايي هست ديگه
خب، از کدوم طرف بايد برم؟
ماماني
تامي بگير باز بخواب، زود ميرسيم خونه
اون نومه، تامي
اون تمام اين مدت توي ماشين بوده؟
نميتونستم بيارمش توي مشروبفروشي فرودگاه که، ميتونستم؟
من گشنمه، ماماني
باشه، يه چيزي ميدم بخوري تو ازينجا که اومدي بيرون
اولين پيچ دست راست بعدشم برو بيفت توي جاده
الو؟ - سلام، منم -
سفر چطور بود؟
..يه کم
خوبي؟
بابا چيز بدي بهت گفته؟
نه، بابا مرده
واقعا؟
توي فرودگاه که بودم اين زنه
آماندا بهم زنگ زد گفت
متوجه نميشم، پس يعني تو هنوز توي فرودگاهي؟
نه، تصميم گرفتم بازم بيام تگزاس
چي؟
بايد برم، بعدا بهت زنگ ميزنم
بيا سوار شو
چرا تا فردا صبر نکردين؟
نتونستم خب
فکر کردم شايد بخواي قبل ازينکه بابات رو
ببرن مردهشورخونه، ببينيش
نميخوام بي ادب باشم ولي فکر کنم بتونم براي ديدنش منتظر بمونم
خب ببين ميتونم کاملا باهات روراست باشم؟
باشه
اساسا من و بابات اصلا با هم ازدواج نکرديم
چون من هنوز توي عقد يه حرومزاده هستم
که نزديک هوستون زندگي ميکنه - متوجه نميشم -
بايد يه نفر باشه که فرمها رو بصورت رسمي امضا کنه
که من بتونم جسدش رو تحويل بگيرم
يکي از اعضاي خانواده - متوجه شدم -
ميدونستم تو مياي
نميخواستم پدر و مادرش اين کار رو بکنن
کي؟
الي؟
بله
حدس ميزدم خودت باشي، به بابات رفتي
تسليت ميگم
ممنون
اين چيه؟
پدرت خواسته بود اگه اومدي اينو بدم بهت
آماندا، اون ويلچر رو از کجا برداشتي؟
اونا که اسباببازي نيستن
نه ميدونم سوزان، آخه اين بچه خيلي سنگينه
کارت اينجا تموم شد؟
اينجا زندگي ميکني؟
آره، هيچجا خونه آدم نميشه
يه آپارتمان پايين خيابون داشتيم
ولي بابات دوست داشت گيتار بگيره دستش ميمون بازي دربياره
اينجا بخاطر گاراژ بيشتر به دردش ميخورد
خونه پسرمه
واقعا ميگم، فقط واسه تامي و خودش خيلي بزرگ بود
هنوز گيتار ميساخت؟
ميستخت، قديميا رو تعمير ميکرد
آره، بيشتر روزا روشون کار ميکرد
فکر نکنم هيچوقت تعداد زياديشون رو تموم کرده باشه
ولي عاشق کار کردن روشون بود
خب ديگه عزيزم پاشو بريم تو
بذار ببينيم
خب اونم پسرم
جک، اين اليه
دختر مارک
عجب آدميه
تو اصلا نگران هيچي نباشا
من خودم پسرت رو ميبرم تو جاش
اون خيلي کار ميکنه واسه همين وقتي اعصاب نداره خيلي بهش سخت نميگرفتيم
الان برميگردم
اينجايي؟
باورم نميشه
آره خب
واسه بابات بود
نه، ولي اون وقتي ما بچه بوديم اين غراضه رو داشت
ما توي اين هيولا بدترين سفرها رو توي جاده داشتيم
و هيچوقتم درستش نکرد
جک براي من درستش کرد
ولي من ترسيدم وسط جاده بريزه به هم
گيتارا رو براي کي ميساخت؟
آدماي مختلف، اينطرف اونطرف
اگه تمومشون ميکرد سالي چنداشون رو ميفروخت
هيچوقت چيز ديگهاي هم ساخته بود؟ ...ويولن يا
ويولن؟ نه، فکر نکنم
الي گوش کن، فکر کردم شايد بتوني
واسه اعلاميه مرگ بابات بهم کمک کني
راستش من واسه موندن نيومدم
شايد با اولين پرواز فردا صبح برگردم
No comments yet. Be the first to leave one.