Joan

Joan

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Joan S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-10-02
Downloads: 118
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫شرایط چطوریه؟

‫حرف نداره. خونه یه جای خیلی ‫دورافتاده‌س

‫- قطعا یه استابز واقعیه؟ ‫- آره. هزاران تا ارزش داره

‫از سر راهم برو کنار!

‫برو کنار وگرنه مغزتو می‌ترکونم!

‫باید منو راه بدی، بویزی

‫مردها در تمام زندگیم ‫بهم زور گفتن و توهین کردن

‫دیگه تحملش نمی‌کنم

‫هنوزم منتظرم یه مددکار اجتماعی بیاد دیدنم

‫خیلی دوست دارم زودتر ‫دختر کوچولومو پس بگیرم

‫- چی می‌خوای، جوآن؟ ‫- یه زندگی عادی

‫- می‌تونی بازی کنی؟ ‫- وقتی تو کنارم باشی، هر چیزی ممکنه

‫یه الماس ۱۸ قیراطی چهار برگ می‌خوام ‫با حلقه‌ی تقلبی زیرش

‫عاشق همه اینایی، نه؟

‫لباس شیک پوشیدن، وانمود کردن

‫نمی‌تونم اون حلقه خوشگل ‫رو از ذهنم دور کنم

‫یه جواهر خیلی خاصه

‫یه لحظه فکر کردم واقعا ‫هیولای چشم سبزی

‫ولی ازش خوشت میاد؟

‫آره، خوشم میاد. به نظرم خیلی خوبه

‫باهام ازدواج می‌کنی؟

‫آره. بله!

‫بله. به افتخارشون!

‫باید یه چیزی بهت بگم

‫چی؟

‫خونواده اشبری ازمون خواستن ‫می‌تونن کلی رو به فرزندی بگیرن یا نه

‫فعلا یه درخواسته

‫تو مادرشی...

‫و هیچکس بدون فرآیند مناسب ‫کاری انجام نمیده

‫همیشه سعی می‌کنیم بچه‌ها رو ‫پیش مادرشون نگه داریم

‫واقعا خیلی مهمه که کلی...

‫به یه محیط ثابت و آروم برگرده

‫و الان متقاعد نشدیم می‌تونی ‫چنین محیطی رو فراهم کنی

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫زود باش دیگه، بریم ‫اون حلقه درخشان رو برات بگیریم

‫صبح‌بخیر

‫بفرمایین. حلقه نامزدی بی‌نقص

‫- خوبه. ‫- خیلی قشنگه

‫عاشقشم

‫فکر می‌کنی کلی خوشش میاد؟

‫باورم نمیشه که چند ‫ساعت دیگه میاد اینجا

‫منم باورم نمیشه این همه ‫بابتش پول دادم

‫قرار نیست حلقه نامزدی ‫خودمو کش برم، مگه نه؟

‫چهار هزار تا، جوآن؟

‫بدشانسی میاره که ازدواج رو ‫با چیزای دزدی شروع کنی

‫ولی اشکالی نداره پولش ‫از ۶۵ هزار تایی اومده باشه...

‫که تو از فروش حلقه دزدی به جیب زدی؟

‫آره؟

‫یعنی میگی ارزشش رو ندارم؟

‫چون هر دو می‌دونیم دارم

‫دوستش دارم

‫خوبی، بویزی؟

‫چی کار برات بکنم؟

‫بازرس هریس

‫در مورد دزدی یه اثر ‫هنری در ساسکس چیزی شنیدی؟

‫هیچی نشنیدم

‫یه نقاشی جورج استابز دزدیده شده ‫و اسلحه هم در کار بوده

‫جدی؟ اشکالی نداره یه نگاهی ‫به داخل بندازیم؟

‫به گمونم هیچ زمزمه‌ای نشنیدی؟

‫من؟ چرا باید چیزی شنیده باشم؟

‫- اونا حتما یه چیزی می‌دونن، بویزی. ‫- کارشون همینه

‫تمام عتیقه‌فروشی‌های محله رو می‌گردن

‫آره، ولی تا کی می‌خوان طولش بدن؟

‫- خب، اگه کلی زود برگرده چی؟ ‫- بس کن

‫چیزی نمیشه

‫حواست باشه وقتی میری بیرون ‫در رو پشت سرت ببندی

‫باید از شر اون نقاشی خلاص بشیم

‫- دارم روش کار می کنم ‫- کار کردن رو بیخیال شو

‫الان که نمی‌تونیم بفروشیمش؟ ‫بندازش توی رودخونه بره

‫نمی‌تونم وقتی پلیس داره مثل ‫سگ بو می‌کشه برای سرپرستی کلی بجنگم

‫- هیچی پیدا نکردن ‫- آره، ولی اگه پیدا کنن...

‫ارتباط مستقیمی بین ما و ‫سرقت وجود داره

‫میشه آروم باشی؟ مثل همیشه ‫رفتار می‌کنیم و شرایط عادی میشه

‫- داری جدی میگی؟ ‫- چه پیشنهادی میدی، جوآن؟

‫راه مستقیم رو بریم

‫چی؟

‫از الان به بعد اینجا رو ‫کاملا قانونی بچرخونیم

‫یه عتیقه‌فروشی توی دنیا پیدا نمی‌کنی ‫که کاملا قانونی کار کنه

‫آره، ولی مددکار اجتماعی باید ‫فکر کنه یه زوج عادی هستیم

‫- ولی نیستیم، مگه نه؟ ‫- جدی میگم، بویزی

‫خب، پس دیگه خبری از الماس و خز نیست؟

‫- و تمام روز چی کار می‌کنی؟ ‫- توی فروشگاه کار می‌کنم

‫خاموشش کن. وقتی برگرده ‫حسابی ازش بازجویی می‌کنن

‫فقط یه بچه‌س

‫خب، احمق که نیست، ‫الان بهت اینو میگم

‫سلام!

‫سلام، کل. بیا تو، بیا تو

‫سلام، عزیز دلم. چطوری؟

‫کِی اینقدر بزرگ شدی؟

‫- تو باید بویزی باشی ‫- خانم می

‫و تو هم حتما کلی هستی

‫کل، این اسم بویزی ـه

‫بویزی، اینم خوشگلترین دختر دنیاس

‫خب، بعدا برمی‌گردم تا ‫برای چای خوردن ببرمت

‫نگران نباش، یه عالمه چای براش داریم

‫همبرگر و هات‌داگ داریم

‫- هنوزم هات‌داگ دوست داری، نه؟ ‫- معلومه که داره

‫کی هات‌داگ دوست نداره؟

‫خداحافظ، کلی

‫- خداحافظ، ممنونم. ‫- بذار تا جلوی در همراه‌تون بیام

‫ممنونم

‫خوبه

‫خب، امروز قراره بریم ‫خاله نانسی رو ببینیم...

‫و یه جایزه خیلی بزرگ برات داره!

‫و بچرخ! آفرین، کلی!

‫هی!

‫کل. کلی، بگو پنیر

‫- پنیر. ‫- آخ‌جون!

‫کلی! هر چی دوست داری بردار

‫اینقدر شلوغ نکن

‫نیاز دارم خوب پیش بره

‫داره خوب پیش میره

‫دلم می‌خواد پسش بگیرم، بویزی

‫باید راه راست رو بریم

‫به این سادگی نیست

‫چرا هست. ‫باید برای کلی این کار رو بکنم

‫- اینو که متوجه میشی، نه؟ ‫- آره. می‌فهمم

‫پس از شر اون نقاشی خلاص شو، باشه؟

‫شکلاتی رو برداشتم! ببین

‫خدای من

‫می‌دونی این یعنی چی؟

‫مامانی از الماس خوشش میاد؟

‫دختر باهوشیه

‫ولی این معنی رو هم داره که از مادرت ‫خواستم باهام ازدواج کنه

‫و بعدش میای پیش ما زندگی کنی...

‫و دوباره یه خونواده درست و حسابی میشیم

‫یه شروع دوباره

‫منم به عروسی میام؟

‫البته

‫مشخصه که تو ساقدوش اصلی من میشی

‫تو و خاله نانسی. ‫لباس‌های خوشگل و گُل دارین

‫میشه توی موهام گُل بذارم؟

‫خب، نمی‌تونی ساقدوش عروس باشی...

‫بدون اینکه توی موهات گُل بذاری، میشه؟

‫خب، ببین...

‫شاید بتونم یه کم پول ‫نقد به سمتت بفرستم...

‫اگه دوست داشته باشی؟

‫برای یه چیزی خریدار لازم دارم

‫- خیلی سریع ‫- باشه

‫- از چی حرف می‌زنی؟ ‫- یه تابلو از استابز

‫تو اونو کش رفتی؟

‫آره، من و جوآن

‫پلیس داره کلی سوال در موردش می‌پرسه

‫برای همین یه خریدار لازم دارم

‫هیچکدوم از مظنونین همیشگی به چیزی ‫که اینقدر خطرناکه دست نمی‌زنن

‫کسی به ذهنت می‌رسه که ‫مظنون همیشگی نباشه؟

‫- شاید ‫- جدی؟

‫در ازای...

‫- ۲۵ درصد ‫- ۲۵؟!

‫- خطرناکه. ‫- یه لطفی بهم بکن

‫خطرناکه، این یکی خطرناکه، بویزی ‫خیلی خطرناکه

‫باشه، باشه، قبوله، رفیق...

‫می‌دونم آه در بساط نداری. ‫کی رو در نظر داری؟

‫عزیزم؟

‫ایرلندی

‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند؟

‫همیشه پول برای خرج کردن دارن

‫یه مشت تروریست...

‫یه تابلو از یه اسب کوفتی رو می‌خوان ‫چی کار؟ به دیوارشون بزنن؟

‫همیشه نیاز دارن یه چیزهایی ‫رو از اونطرف آب بخرن، باشه؟

‫آره، اسلحه و مواد منفجره

‫ببین، برای انتقال پول ‫به اونطرف آب مشکل دارن

‫ولی آثار هنری قضیه‌ش متفاوته

‫فکر می‌کنی بتونیم به چنین ‫آدم‌هایی اعتماد کنیم؟

‫فکر کنم به این واقعیت می‌تونیم ‫اعتماد کنیم...

‫که همیشه به جابه‌جایی چیزها نیاز دارن

‫و تابلوی استابز حرف نداره

‫پس بله یا نه؟

‫چی کار می‌کنی؟

‫نیاز به نوسازی داره، ولی قبل از اون...

‫نباید یه ذره خاک داشته باشه ‫وگرنه گیر می‌کنه

‫چرا ست چایخوری رو تمیز نمی‌کنی. ‫چند تا پارچه مخصوص داریم

‫آره

‫کار کردن توی فروشگاه ایده تو بود، یادته؟

‫اوهوم

‫آره، برای اینکه مطمئن بشیم کلی برگرده

‫می‌دونی باید چی کار کنیم؟

‫سر تا پا گوشم

‫باید اینجا رو به جواهرفروشی تبدیل کنیم

‫برای جواهرفروش شدن کافی نیست ‫که فقط از الماسها خوشت بیاد، جوآن

‫باید ازشون اطلاعات داشته باشی

‫و نمیشه به راحتی چنین چیزی رو یاد گرفت

‫- دانش عمیق و زیادی می‌خواد ‫- باشه، یاد می‌گیرم

‫ولی چطور می‌خوای یاد بگیری؟

‫می‌خوام کاملا شایسته بشم

‫پس باید کلاس پایه رو شرکت کنی...

‫که هزینه‌ش میشه ۲۲۵۰ پوند

‫پول نقد هم قبول می‌کنین؟

‫برای روز بزرگ فردا آماده‌ای، بویزی؟

‫آره، جوآن همه چیزو تحت کنترل داره

‫- عجب جای خوبی داریو ‫- رفیق البی میذاره ازش استفاده کنیم

‫تا وقتی اوضاعم راست و ریس بشه

‫- زیاد طول نمی‌کشه ‫- امیدواریم

‫اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتی ‫صدامون کن

‫مرسی، ول

‫باورم نمیشه برای یه حلقه ‫عروسی پنج هزار تا خرج کردی

‫و ۴۰ تا برای یه حلقه نامزدی

More Farsi Persian subtitles for Joan

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left