The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

El Barco S03E11 Las cosas a escondidas 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 11 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

چرا ما؟

آخه چطور زنده‌ایم؟

ما انتخاب شدیم. بیشترمون...

من ناخواسته اومدم تو این کشتی.

من که درخواست بورس نداده بودم.

منم درخواست نداده بودم.

منم همینطور.

منم همینطور. منم همینطور.

پس چرا اینجاییم؟

یه نفر تو این کشتی هست که می‌تونیم ازش بپرسیم.

جولیا ویلسون.

پس جولیا با دونستن همه چیز سوار کشتی شده.

ما نمی‌دونیم جولیا کیه.

و اینکه دروغ می‌گه یا نه.

اگه سرنخی باشه، باید اینجا باشه.

یه رازی در مورد اینکه چرا و برای چی اینجاییم.

تو یه چیزی که مال من بود رو برداشتی.

یه پوشه قرمز. یادت میاد؟

نه، یادم نمیاد.

اینها عکس‌های این هتله.

استلاست، ببین.

قبلاً اینجا بودی.

چرا دروغ میگی؟

چرا هیچی نگفتی؟

مکس گفت تو سال ۹۹ گیر افتاده بود، درسته؟

آره. دروغه.

دروغ گفته.

اینها مختصات خشکیه.

تا مطمئن بشم که برمی‌گردی دنبال رفقای من.

دخترت تو ساختمون می‌مونه.

تغییر برنامه.

آینوا با استرلا به سمت خشکی حرکت می‌کنه.

و من اینجا منتظر می‌مونم تا بیای دنبالمون.

با من ازدواج می‌کنی؟ آره، باهات ازدواج می‌کنم.

زنده باد تازه‌عروس و داماد!

پیوند مبارک

"نیهاو." هیچی نمی‌فهمه، کاپیتان.

قرمز. قرمز.

قرمز. خیلی خوبه!

ویلما، تو خیلی خوشگلی

داره ضبط می‌کنه، منو می‌بینی؟ آره

اگه یه ذره شانس زنده موندن داشته باشه، اون دوربین پیداش می‌کنه

خشکی!

من الان تو این جزیره یه مأموریت دارم. اینکه کشته نشم

چه خطری توی این جزیره وجود داره؟

ما اولین کسایی نیستیم که رسیدیم

یه کشتی دیگه از اون پروژه قبل ما رسید

حالا این جزیره یه تله موشه

چی شده؟ اون چه کوفتیه؟ کوله‌پشتی مکس.

مکس ناپدید شده

اولیسس. کاپیتان، صدای منو می‌شنوی؟

اولیسس، صدات رو خوب نمی‌شنوم. پایان

چه خبره، اولیسس؟

باید زود برگردی. یه کشتی دیگه اینجاست

فکر کنم می‌خوان ما رو بکشن، کاپیتان

اولیسس؟ صدای منو می‌شنوی؟ پایان

۱۵ دقیقه دیگه به سمت ساختمان حرکت می‌کنیم

هر چی می‌خوای می‌تونی تو کتابا بنویسی

ولی فکر نکنم بتونی با مالیدن دو تا چوب آتیش روشن کنی

خسته شدم!

خسته شدم، فندک رو بیار، لطفاً. غیرممکنه.

ویلما، بس کن.

این تنها فندکیه که برای مدتی طولانی داریم.

اگه غذای گرم می‌خوای، برو مثل بقیه تمرین کن.

چو چطور؟ شما با هم هستین یا نه؟

خب، بستگی داره منظور از "با هم بودن" چی باشه.

اگه یعنی دست تو دست راه رفتن

و با سر خم کردن تشکر کردن،

آره، ما با همیم.

ولی، به جز این هیچ چیز دیگه‌ای نیست.

هیچی اصلاً؟ نه؟

حتی یه بوس کوچولو هم نه؟

حتی دست بردن زیر لباس یا یه بوسه؟

نه، گوش کن بهم.

مسواک زدن اروتیک‌ترین کاری بوده که انجام دادیم.

هر کدوم با مسواک خودشون.

خیلی ناعادلانه است. حیف شد. ویلما، عزیزم، اینقدر خشن نباش.

نجات پیدا کردن از یه کشتی، زندگی با غریبه‌ها و بدون بلد بودن اسپانیایی...

چی می‌خوای؟

نه، سالومه. یه زبونی هست که همه می‌فهمن

جهانیه. زبان نگاه، نوازش و بوسه

اینجا نگاه زیاده، ولی بوسه‌ای در کار نیست

منتظر چی هستی؟ یارو زیاد باهوش نیست، ولی تو...

اگه همین‌طور مثل پرنسس‌ها وایستی منتظر بمونی...

تو ببوسش. بجنب!

چرا روش ژله نمی‌زنی؟ این‌طوری بهتره، نه؟

من کلاً ژله دوست ندارم

برات یه کم آب بیارم

وقتی دهنت پره، نمی‌فهمم چی می‌گی

والریای عزیزم. صد دفعه بهت گفتم

نباید روی تخت صبحونه بخوری. ببین، پر از خرده‌های نونه

ببین. چند بار باید بهت بگم؟

فقط یه بار

آخه ما خرده‌ها رو دوست داریم

ولی نمی‌دونستیم کاپیتان ما دوستشون نداره

می‌دونی چرا دوستشون نداره؟

نه. چرا؟

چون باعث می‌شه قلقلکت بیاد

دیدن خرده نون‌ها خیلی اذیتم می‌کنه

فرمانده، امر بفرمایید

اما، از اونجایی که ما رو به خاطر چند تا خرده نون که اینجا موند دعوا کردن

فکر کنم بهترین کاری که می‌تونیم بکنیم، بداهه

اینه که همه جا رو پر از خرده نون کنیم، حتی تو رو.

من تو رو پر از... نه من رو نه! خواهش می‌کنم!

حتماً عصبانیه.

چو. خوشگل. خیلی ممنونم.

دیدی؟

برو دنبالش.

این موقع‌ها باید بری و

بس کن!

برو سراغش. چو. صبر کن

چو. خب

خیلی ممنون

بابت ماهی

چقدر بد بود!

بد!

دیدیش؟ آره

کی رو از پیشونی می‌بوسی؟

خواهرت، مادربزرگ، مادربزرگ مادربزرگت، نوه.

ولی اگه یه پسر ازت خوشش بیاد، دستش رو می‌ذاره رو باسنت و بهت می‌چسبه انگار فردایی وجود نداره.

چیکار کنم؟

ببندمش به تخت؟ تخت؟ ما که تخت نداریم

نه، ولی یه درخت نخل

انتخاب خوبیه

یه منور.

مکس تو خطره.

داری اتاق مریض‌ها رو بازسازی می‌کنی؟

اینقدر بیکاری؟

فرمانده دستور داد کمدها رو محکم کنیم.

امواج حرکت می‌کنن و اونا می‌افتن.

اگه بخوای، می‌تونم کمکت کنم

می‌دونستی دو سال تو نجاری کار کردم؟

دقیقاً مثل سنت ژوزف.

بیخیال، پدر، من فقط می‌خوام جو بینمون رو آروم کنم.

ما توی یه تیمیم. ما هیچ وقت توی یه تیم نخواهیم بود.

من هیچ وقت طرفدار یه قاتل نخواهم بود.

الآن این‌جوری فکر می‌کنی ولی فردا توی ساختمون خواهیم بود.

من نزدیک‌ترین چیز به دوستی خواهم بود که خواهی داشت.

این چیه؟ شبیه

خونه.

جزیره ماداگاسکار.

ممنون از کمکتون، بچه‌ها.

اقیانوسیه. اینجاست

هشت سال کاپیتان اِسترِلا پولار بودن برای این چیزا به درد می‌خوره

برای نگه داشتن چارت‌ها و نقشه‌های ناوبری که بی‌فایده‌اند.

شاید به درد چیزی بخورن، فرمانده.

عرشه.

فکر کنم کابل برق رو قطع کردم، قربان. این کابل برق نیست. در حقیقت نباید هیچ کابلی اونجا باشه

درسته. ممنوعه که سیم از تیرها رد بشه

و بیرون بمونه. ممنوعه.

ببینیم تا کجا می‌ره. بفرما، فرمانده.

بذار ببینم

یه وب‌کم کوچیک هست و داره پخش می‌کنه، فرمانده.

یکی داره شما رو تماشا می‌کنه، قربان.

خون انسانه. این غیرممکنه.

می‌خوای امتحان کنی؟ این شربت توت فرنگی نیست.

این اولین باری نیست که یه مسافر قاچاق از بین دنده‌ها سر می‌خوره.

کریستوباله.

پس به هر حال کسی رو کشتی، پدر.

الو؟ کسی اونجاست؟

صدام رو می‌شنوین؟ الو!

یکی داره شما رو تماشا می‌کنه که با شورت راه میرید

تو کابینتون، فرمانده.

با لباس خواب، لخت و با خولیا.

باشه، باشه

پیدا کردن مسئول این کار آسونه.

فقط باید اتصال رو تا ترمینال دنبال کنیم.

اون کابل رو بکشیم.

فرمانده، ما الان می‌دونیم این کابل توی کدوم کابین تموم می‌شه

و کی اون دوربین رو نصب کرده.

گامبوآ.

اگه حقیقت داشته باشه بهتون اطمینان می‌دم پشیمون می‌شه.

الو، الو

پشت این دیوار چیه؟ از لحاظ تئوری، هیچی.

یک کف دوجداره که اتاق مریض‌ها رو ایزوله می‌کنه.

عجیبه.

این دیوار زیادی سرده.

یه چیزی اینجاست.

ببینیم

ببینیم کی رو مجروح کردی، پدر.

درسته. سرده

یکی اینجا یه یخچال خونگی نصب کرده.

سؤال اینه که "برای چیه؟"

آماده؟

بانک خونه.

لبخند بزن!

جسارتم رو ببخشید.

هر وقت شما رو تو این راهرو می‌بینم،

تعجب می‌کنم چرا دختری به این خوشگلی همیشه اینقدر جدیه.

خیلی خوب می‌شد اگه همیشه لبخند می‌زدید.

این کار رو فقط برای اینکه من لبخند بزنم انجام دادی؟

خب، یه خواهشی هم ازتون دارم.

یه قرار.

نه با من.

من دیگه در اون سن و سال نیستم.

برای نوه‌ام، موشه.

داره از حرف زدن با شما می‌میره ولی خیلی خجالتیه.

نمی‌دونه چطور بهتون نزدیک بشه.

و من اینجام. یه پدربزرگ برای نوه‌اش چیکار نمی‌کنه؟

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left