The first 200 lines.
من توي فضا بدنيا اومدم
هيچوقت تابش خورشيد رو روي صورتم حس نکردم
يا هواي واقعي تنفّس نکردم يا تو آب شناور نبودم
هيچکدوم از ماها اينا رو تجربه نکرديم
الان 3 نسله که "آرک" تنها بازمانده هاي
،نسل بشر رو زنده نگه داشته
ولي حالا خونه ي ما داره از بين ميره
و ما آخرين اميد بشريت هستيم
صد زنداني به يه مأموريت بسيار سخت
به زمين فرستاده شدن
هرکدوم از ماها اينجاييم بخاطر اينکه قانون رو شکستيم
روي زمين، هيچ قانوني نيست
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که زنده بمونيم
ولي توسط زمين آزمايش ميشيم
توسط رازهايي که درش نهفته ست
و بيشتر از همه، توسط خودمون
...آنچه در "100" گذشت
،ميدونيم اونا فرود اومدن ولي راه هاي ارتباطي قطع شدن
اين مُچ بند علائم حياتي شما رو به "آرک" ميفرسته
اگه اونا رو در بياريد، اونوقت آرک" فکر ميکنه ما داريم ميميريم"
نکته همينه - اونا تو رو عين يه موش آزمايشگاهي -
،انداختن اين پايين که بميري
پس واسه چي ميخواي کمکشون کني؟
رئيس تير خورده
...ما تيرانداز رو شناسايي کرديم "بلامي بليک"
من يه کاري کردم که اگه اونا بيان پايين منو بخاطرش ميکشن
اون قلّه رو ميبيني اونجا؟
سکّوي "وتر" اونجاست
بين ما و وعده ي غذايي بعديمون يه جنگله
!که پر از تشعشعات هسته ايه - !ما موفق شديم -
ما تنها نيستيم
کلارک"! زود باش"
تـي وـي سنتر و فـــري آفــلاين » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـند » &
"مانتي"
!زود باش - !بايد بريم -
!مانتي"، پاشو"
اونا کيَن؟
اونا چيَن؟
دخلمونو ميارن
جاسپر" ـه، اون زنده ست"
!کلارک"، وايسا، وايسا"
وايسا. زياد بين درختا نرو
اون همونجا بود
نه. کجاست؟
اونا بُردنش
' M£HRZ@D & S!CAR!O' مـحـمـدرضــا و مهــــرزاد
"بگو ببينم "جکسون - شايعه پخش شده -
چندتا شاهد ديدن که يه سفينه پرتاب شده
زمان زيادي طول نميکشه تا مردم بفهمن
که اون 100 نفر رو فرستاديم رو زمين
بذار شورا نگران مردم باشه
ازت ميخوام روي دوباره ارتباط برقرار کردن با اون بچه ها تمرکز کني
چند تا کاشي سياه داريم؟
بيست و سه تا. تو کل روز داريم اونا رو با يه مقدار ثابتي از دست ميديم
اَبي"، اينا فرق دارن"
علائم حياتي قبل از اينکه يه خط صاف بشن مدت طولاني تري رو طي ميکنه؛ درست عين عکس العمل درده
اين چيزيه که انتظار داريم با در معرض تشعشع قرار گرفتن اونا ببينيم
،"من خودم ميدونم چطوريه، "جکسون
ولي يه توضيح ديگه براش هست
فقط هنوز نفهميديم چيه
رئيس تشريف آوردن
پسر من
ما اونا رو فرستاديم اون پايين تا بميرن - نه -
...ما اونا رو فرستاديم پايين تا زنده بمونن
که برن به زمين تا ببينيم قابل سکونت هست يا نه تا هممون توش زندگي کنيم
اَبي"، بسه"
،ميدونم سخته
ولي ما وقتي واسه اميد واهي نداريم
اين ايستگاه فضايي داره از بين ميره و زمين هم قابل سکونت نيست
اين چيزيه که مُچ بندها دارن بهمون ميگن
ما هنوز نميدونيم اونا چي بهمون ميگن
"تلونيوس"
گوش کن
لطفاً به من اعتماد کن
،با چيزايي که تا الان ميدونيم ،اون بچه ها همشون سالم ان
"از جمله "ولز
!بگيرينش
!برو
!گرفتمش. گرفتمش
!هي پسر، برگرد اينجا
!برو کنار - !بگيرش -
ديدي؟
هي، اون لباسا رو از کجا آوردي؟
اون دو تايي که موقع فرود کُشته شدن رو دفنشون کردم
،چه باهوشي. ميدوني چيه از اينجا به بعدش با من
...هميشه واسه اينجور چيزا
بر اساس نيازهامون چيزا رو تقسيم ميکنيم، درست مثل خونه
تو هنوز نفهميدي، درسته، رئيس؟
اينجا ديگه خونه نيست
قوانين پدرت ديگه اينجا قابل اجرا نيستن
اوه، نه، نه. "اتم"، "اتم"، وايسا
ميخواي پسش بگيري؟ بيا بگير
!اون چکمه ها رو بردار
اين چيزيه که ميخواي؟ هرج و مرج؟
يه ذره هرج و مرج چه اشکالي داره؟
"بلامي"
اينجا رو ببين. ما ميخوايم که "آرک" فکر کنه
زمين داره ما رو ميکُشه، درسته؟
فکر کردم اگه اولش يه ذره زجر بکشن بهتر باشه
!ولش کن
تو ميتوني جلوي اينو بگيري
جلوشو بگيرم؟
من تازه دارم شروع ميکنم
!بجنگ
نميبيني نميتوني کنترلش کني؟
!ميکُشمت
وايسا
جنگ عادلانه
!اين بخاطر پدرمه
!بندازش
!"ولز"
!ولش کن
!واو. هي
"بسه ديگه "مورفي
آکتيويا"، تو حالت خوبه؟"
آره
غذا کو پس؟
نتونستيم به سکّوي "وتر" برسيم
اون بيرون چه اتفاقي افتاد؟
بهمون حمله کردن
حمله کردن؟ چي حمله کرد؟
!چي نه، کي
معلوم شد، وقتي که آخرين بشرِ زمين ،توي "آرک" مُرد
آخرين زميني نبوده
درسته
هرچي که فکر ميکرديم درباره ي زمين ميدونيم، اشتباهه
،اينجا آدمايي هستن
کسايي که زنده موندن
خبر خوب اينه که، اين يعني مام ميتونيم زنده بمونيم
تشعشعات ما رو نميکُشه
!آره، خبر بد اينه که زميني ها ما رو ميکُشن
اون پسره که عينک داشت کوش؟
جاسپر" رو زدن"
با خودشون بردنش
مُچ بندت کجاست؟
از اون بپرس
چندتا؟
بيست و چهار تا و داره اضافه ميشه
اي احمقا
منابع تأمين زندگي مردم "آرک" داره تموم ميشه
بخاطر همين ما رو فرستادن اينجا
اونا بايد بدونن که زمين دوباره ،قابل سکونت هست يا نه
و مام به کمک اونا واسه ي مقابله کردن با هرچي که اون بيرونه نياز داريم
،اگه مُچ بندهاتون رو در بيارين فقط اونا رو نميکُشين
!خودمون رو هم به کشتن ميدين
ما قوي تر از اوني هستيم که فکر ميکني
به حرفش گوش نکنين
اون يکي از کسايي که امتياز دارن
،اگه اونا بيان اين پايين به نفعش ميشه
چند نفر از شماها همين حرفو ميزنين؟
ما ميتونيم از خودمون مراقبت کنيم
اون مُچ بند روي دستاتون رو ميبينيد؟ اون يعني شما زنداني هستين
!ما ديگه زنداني نيستيم
اونا ميگن که جُرم هاي شما رو ميبخشن
!من ميگم شما اصلاً مُجرم نيستين
!شماها جنگجو هستين، بازمانده
!زميني ها بايد نگران ما باشن
!آره - !آره -
حالا چيکار کنيم؟
"حالا ميريم دنبال "جاسپر
واسه چي اومدي اينجا، "اَبي"؟
ما هر دومون ميدونيم که ميتونستي يه کارآموز رو بفرستي اينکار رو انجام بده
کين" داره برنامه ي يه جلسه ي سرّي شورا ميذاره"
که واسه کم کردن جمعيت رأي موافق جمع کنه
من ميخوام بدونم تو کدوم طرفي هستي
من حق رأي ندارم، تو اينو ميدوني
"اونا به حرف تو گوش ميدن، "تلونيوس
ولي تو گوش نميدي
هروقت با من موافق بودي، به حرفت گوش ميدم
اَبي"، دستگاه هاي تصفيه دي اکسيد کربن" از کار افتادن
علائم کمبود اکسيژن همه جا هست
و بيشتر از همه تو بچه ها، اونا اول ميميرن
لازم نيست اينو به من بگي - واضحه که بايد بگم -
،اگه کاري واسه کم کردن جمعيت نکنيم
تمام کسايي که تو اين ايستگاه فضايي هستن، تا 4 ماه ديگه ميميرن
ما يه کاري کرديم، 100 تا بچه رو فرستاديم رو زمين
...بايد بهشون زمان بديم
"روي زمين فقط 76 تا بچه هستن، "اَبي
،بيست و چهارتا از اونا
از جمله پسر من، مُردن
من اينطور فکر نميکنم - ولي هيچ مدرکي نداري -
خواهش ميکنم... بسه
من ميفهمم که نياز داري بخاطر ،کلارک" اميد داشته باشي"
،ولي من رئيس "آرک" هستم
و اميد کافي نيست
نه وقتي که آخرين بازمانده هاي نسل بشر در خطرن
ميخواستين منو ببينيد؟
اميد همه چيزه
،و رئيسي که من واسه انتخاب شدنش رأي دادم
اينو ميدونست
من ديگه کارم اينجا تموم شده
"منو برانداز نکن، "کين
کي بهم شليک کرده؟
"بلامي بليک"
يه سرايدار از ايستگاه کارخونه
اون خودشو توي اون سفينه جا کرده
هنوز داريم تحقيق ميکنيم کي بهش کمک کرده
کي بيشتر از همه از مرگ من سود ميبره؟
،اگه چيزي ميخواين بگيد واضح بگيد
تو داشتي عجله ميکردي تا زني ،که جون منو نجات داد رو اعدام کني
No comments yet. Be the first to leave one.