The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
تقریبا گرفتمش
حالا گوش کن رفیق
در مورد فردا، باشه؟
پول همه چیزو تو بده
اجازه نده اون پول هیچ چیزی رو بده
نه نه نه نه
من نمی تونم این کار رو بکنم چرا؟
من پولی برای این کار ندارم
بگیر آره ؛ نه ؛ نه ؛ نه
بله بله بله. نه نه نه
چون ما دوستیم، درسته؟
و این کاریه که دوست ها برای هم انجام میدند
تو آدم خوبی هستی
این دوتا هلندی هستند
مگه اینکه هلندی یکی از برگه های امتحانیت باشه
سرتو بیار پایین و تمرکز کن تا بتونم ازت امتحان بگیرم
من فقط اینجا نیومدم که گلن چیپس های منو بخوره
بنی داکس ؛ چه اسم احمقانه ای برای یک تبهکاره
واقعا؟
شبیه یک شخصیت کارتونیه
شاید جنایتکار شده
چون مردم اسمش رو مسخره می کردند
باید ثابت می کرد که آدم سرسختیه
اتفاقا قیافه اش خیلی خشنه
میشه یکم پول بهم قرض بدی هری؟
هفته آینده بهت پس میدم
من یک مرکز اسب قابل اعتماد سراغ دارم
به معنی واقعی کلمه همه اسب های دیگه رو می کشه
نه دقیقا
قسم میخورم چی؟
میخوای همه اونا رو با مسلسل تا سر حد مرگ بکشی؟
چطور میخوای با انگشتت ماشه رو فشار بدی؟
تو برای چی اینجایی؟
من از امیلی برونته متنفرم هری
تو اولیش نیستی و آخریش هم نخواهی بود
اما این انشا خیلی ساده است
گوش بده
یک جوک برااون تعریف کنم ؟
یک بار فرانکی دتوری رو دیدم
اون بهم گفت ممنون گلن ؛ ازت ممنونم
که همچین کاری رو انتخاب کردی
چون من امروز برنده نمیشم
اگه مجبور باشم با امثال تو رقابت کنم
اگه بهت پول بدم دیگه حرف نمی زنی؟
آره، باشه
پس فرگوس ؛ ما میتونیم این کار رو انجام بدیم
اگه از الان روی این قسمت تمرکز کنی
کمک
کمک
کمک
یالا بجنب
چارلی؟
ما یک موقعیت خاص داریم
برو اونا رو جمع کن
منطقه جستجوی استاندارد، 20 فوت
اون یکی که داخل آب هست رو بیار
هویتش معموله؟ کارت شناساییش قربان
چیز دیگه ای نیاز دارید قربان؟ نه ؛همین
ازت ممنونم
تو خوبی؟
بهتر از اونم
مطمئنم قبلا اینو جایی دیدم
اما نمی دونم کجاست
اسمش جان اوتوله کمکی بهت کرد؟
اون دیروز گم شد و همسرش گزارش داد
ما هویت اونو شناسایی می کنیم تا مطمئن بشیم
فکر کنم اون چند روزی در آب بوده
اون میخواست خودکشی کنه؟
تا وقتی که تست های پزشکی قانونی رو نبینیم نمیشه قضاوت کرد
من یک عمو در آبرستیت دارم که این کار رو کرد
بهترین کت و شلوار رو پوشید و رفت خودش رو از آپارتمان پرت کرد
چون خاله من گویینت
با پستچی بهش خیانت می کرد
البته مثال بود اون با همه به غیر از پستچی هم این کار رو می کرد
چرا این خنده دار بود؟
وقتی پستچی اومد دقیقا روی اون پرید
حالت خوبه پسر؟
آره آره
...یجورایی ذهنیه اما خوبه
سلام جیکوب هستم
لطفا پیام بزارید
میدونم که نمی تونست آسون باشه خانم اوتول
کمک خیلی بزرگی بهم کردی
مطمئنی کسی نیست که بتونم بهش زنگ بزنم؟
نه، نه، ممنون
خیلی لطف کردی
جما شما رو به خونه میبره
من در دسترس هستم
چارلی ؛ چارلی مامان ؛ مامان
ببین من نمی تونم صبر کنم من یک جلسه با تیم دارم
من میدونم اون کیه منظورم اون کسیه که مرده
میدونیم کیه اون جان اوتوله
من تازه از سردخونه برگشتم و اون همسرش بود
میگه که اونو شناسایی کرده؟
آره ...و حالا من واقعا باید
نه نه نه
اون نمی تونه جان اوتول باشه
اون مردی که داخل رودخونه بود اسمش جیکوب باکلو بود
اینا رو خونه به خونه تحویل میداد
یکی دو هفته پیش
باهاش حرف زدم
اون ازم پرسید که آیا کار عجیبی دارم
گفتم نه اما اونو به خاطر دارم
پس موبایلش رو اینجا پشتش نوشت
زنگ زدم مستقیم به پست صوتی رفت
اون لهستانی بود
وقتی اونو از رودخونه بیرون کشیدیم خیلی قیافه اش متفاوت بود
یعنی نمرده؟ مسخره بازی درنیار
منظورم اینه که اون لباس ورزشی نپوشیده بود
منظورم اینه که من کفش هاش رو به خاطر دارم
اونا ارزون قیمت بودند
اون کفش ها مال اون کت و شلوار نبودند
و مطمئنا مال یک لباس ورزشی هستند
اون توسط همسرش شناسایی شده
خب پس معلومه که اونم داخل ماجراست
...اگه میدونستم که توسط کلمبو بزرگ شدم
داخل چی؟
هرجای ممکنه باشه
اما این جان اوتول نبود
من کنار زنش وایسادم در حالی که اونو شناسایی کرد
اون دروغ نمی گفت
خب واضحه که درست می گفت
چیزی هست که به من نمیگی؟
از اونجایی که تو این کار رو انجام میدی ؛ میدونی
اون انقباض روی فکت
تو برای چی اینجایی؟
مثل وقتی که به اتاقت میرفتم
و تو وانمود می کردی که بی حال نیستی
خدای من هری
برو خونه
چارلی گفت همسرش اونو تایید کرده و اون جیکوب نیست
خب شاید تو اشتباه کردی
به احتمال زیاد دروغ می گفت البته که همینطوره
و چرا باید دروغ بگه؟
من نمی دونم ؛ کلاهبرداری از بیمه یا همچین چیزی
به هر حال کافیه
قراره در مورد بلندی های بادگیر صحبت کنیم
مجبوریم؟
من ترجیح میدم در مورد مرده ها صحبت کنیم
منظورم اینه بلندی های بادگیر خیلی کسل کننده است
کسل کننده؟
وای خدای من ؛ مگه به اون قسمتش نرسیدی؟
جایی که هیت کلیف قبر کتی رو می کنه
قبل از اینکه بتونه جسد اونو در آغوش بگیره
داری بهم طعنه میزنی؟ نه این طور نیست
اونا فکر می کنند برونته باکره بود
اما شور و شوق در نوشتن اونا ....اون حس افسار گسیخته
آره یکم ترسناک به نظر میرسه
که نیاز داره برای آخرین بار یکی رو بگیره
تقریبا یک حس اولیه است
و ظلمی که داخل کتابه
من همیشه فکر می کردم که هیت کلیف بچه حرومزاده ارنشاو باشه
و اون فقط گفت یتیمه تا بتونه ولش کنه
من فقط همون قسمتی که با اون سر و کله میزنه رو خوندم
بلندی های بادگیر مرده های متحرک رو ملاقات می کنند
درسته هری؟
گوشت چرخ کرده
عملیات گوشت چرخ کرده
این یک عملیات اطلاعاتی ارتش بریتانیا بود
در جنگ جهانی دوم
آره
ارتش یک ولگرد رو پیدا کرد
که بر اثر مسمومیت موش یا همچین چیزی مرده بود
لباس یک افسر رو تنش کردند
بعدش اونو در سواحل اسپانیا رها کردند
با کیفی که به بازوش زنجیر شده بود
وقتی آلمانی ها اونو گرفتند فکر کردند که نقشه هایی رو کشف کردند
که بفهمند متفقین کجای اروپا فرود میان
اما اطلاعات داخل کیف یک طعمه بود
متفقین جای دیگه ای فرود اومدند و کاملا نازی ها رو فریب دادند
باید نکته ای داشته باشه؟
چی میشه اگه جان اوتول بخواد که
دنیا باور کنه که اون به دلایلی مرده
شاید کلاهبرداری از بیمه نباشه
شاید یکی دنبالش باشه
اون بدهکاره ؛ میتونه هر چیزی باشه
اما بعدش با جیکوب آشنا میشی
باشه
چطور؟ نمی دونم
شاید جیکوب در خونه اش رو بزنه ؛ مثل من
و اونا خیلی شبیه هم به نظر برسند
که اون متوجه میشه میتونه جیکوب رو جای خودش بزاره
به خصوص بعد از چند روز داخل رودخونه
دقیقا
و با یک تابوت بسته
و فقط زن اونو دیدم
و ما از قبل ثابت کردیم که داخل این قضیه بوده
نه من مطمئن نیستم که ثابتش کرده باشیم
تو همین الان گفتی
فکر کنم فردا باید به دیدن بیوه بیچاره اون بریم
تا احترام بزاریم
ما نمی دونیم کجا زندگی می کنه من میدونم
گواهینامه رانندگی در میخونه
عالیه
اون منو یادش نمیاد
چی؟
در ایستگاه گردا از کنار هم رد شدیم
فقط خیلی سریع
No comments yet. Be the first to leave one.