The first 195 lines.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــم امــیــر جـیـریـایـی (Amir_Soap)
...آنچه در "شهر مردگان" گذشت
این گاز متانِ که از فاضلابهاست
تو به بچهت میرسی ما هم روانیه رو میکشیم
همه یه قاقالیلی گیرشون میاد
جینی
بریم
از اینور، بیاین
نیگان
میدونم کی رو میخوای
فکر کنم برای خودمون یکم زمان خریدیم
فاضلاب
میتونیم از راهه فاضلابها بزنیم بیرون
بریم
این جنازهها مال همین تازگیان
همینطور هم هستن
اینا سپردههای جدید، واسه بانک گاز متانشن
"اسمشون رو گذاشته "ارضای ولع و طمع سیری ناپذیر
پس داغ و تازه نگه داشتن جنازهها، این شکلیاست
آره و بوشون هم این شکلیاست
کسی دیدش چی سر نیگان اومد؟
نه
این بچههه کیه؟
اون با منه
هی، اسمی هم داری؟
زیاد اهل حرف زدن نیست
اهل حرف گوش کنی هم نیستش
فکر میکردم یه چراغقوه یدکی هم دارم
ما یکی داریم. بیا
یارو، یارو، خودم میدم، خودم میدم
بیا
اینا همش تقصیر منه - هی -
من سر حملهمون بهشون، پیله کردم - آمایا، آمایا، بس کن -
نه، لابد یه چیزی رو از قلم انداختم - هی -
باید فکر اینجاهاش رو میکردم
این کارو با خودت نکن، باشه؟
بورازیها"، اونا خبر داشتن"
هی، وقت نداریم بشینیم حیرون و ویرون باشیم چی شد رسیدیم اینجا
فقط باید حواسمون رو بذاریم روی
بیرون زدن از این جهنم دره، قبول؟
همینه. خوبه
،هی، قلبتون که شروع کنه به تند تند زدن
و حس کنید که انگار ...یه چکش مکانیکی داره سرتون رو سوراخ میکنه
بریم
چشماتونو که نتونید باز نگه دارین...
،یا حس کنین که انگار دارین بالا میارین
این تاثیر همون گاز متان هستش و اون موقع هستش که باید شروع کنین به دوییدن
کلا حواستون جمع باشه
مــردگــان مــتــحــرک شــهــر مــردگــان
- قــســمــت پـنـجـم - = داسـتـانهایـی کـه بـه خـورد خـودمـون میـدیـم =
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــم امــیــر جـیـریـایـی (Amir_Soap)
«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
قایقت تا الان غرق شده رفته
"اون یاروی تو "آوردگاه
از سر تا تهه جزیره رو قرق کرده
یادت هست که من اونجا لَشت رو نجات دادم دیگه
اون قضیه هر چی که بود من توش نه سر پیاز بودم و نه تهش
و از سر تا تهش به تو و دوستت مربوطه
اون مَرده دوست من نیستش
خب حالا
،این نجات دادنم اونجا
اون قاضی رو که کشتی برنمیگردونه
یا چهار تا مَرد دیگهی باهاش رو
اون پفیوس خانها چیزی نمونده بود زنم رو گور به گور کنن
اگه میدیدی وقتی پیداش کردم ،به چه ریخت و قیافهای دراومده بود
خب، تضمین میدم که تو هم همین کارو میکردی
هی
یالا بیا
بیا دیگه
از در پشتی
گندش بزنم
هی آمایا اینجا رو باش
اون دیگه چه کوفت و زهرماریه؟
والا اگه بدونم
فکر کنم اینا چربی و دمبهن
جینی
هوی
دریچهها مهر و موم شدن
میخوای بری دنبال نیگان؟ قضیه اینه؟
اون میخواست تو "خِشتها" بمونی
قد ارزنی نزدیک بودیم
تو حتی نمیدونی طرفت کیه
به خیالت واسه چی تحت تعقیبه؟
دزدیدن یه قرص نون؟
تو اون هیولایی که من میشناسم رو نمیشناسی
ولی اگه به قد کافی ور دلش باشی، چرا
بریم
میخوای افتخار بدی بگی رهسپار کدوم گوری هستیم
یا یه سورپرایزیه که کف و خون قاطی میکنی؟
میریم بارانداز چلسی
گفتم که قایقها غرق شدن
بارانداز بیقایق؟ اینجور بوش نمیاد که
یه چندتا تار موی کون، از یه پشم دَرهای کمه؟
نیازی به قایق نیستش همون اسکله بسه
"اسکلههای شناور"
رو آب شناورن
اوج کار ما هم جدا کردنشونه
تو بچه همینجایی
یه نیویورکی هستی
اهل "برانکس"ـم
واسه دولت کار میکردم
رو قایقهای جمعآوری زباله
همهجور زبالهای رو جمع میکردم
رودخونهها رو تمیز نگه میداشتم
تو چیکاره بودی؟
منم واسه دولت کار میکردم
مربی ورزش مدرسه بودم
بجنب ...باید از اینجا
از اینور - یالا -
نظرت چیه؟
،یه فلان هنرمند پیشگام در دوره خودش قبل این اوضاع بوده؟
یا یکی که عقلش رو بعد این اوضاع، به باد داده
راه بیفت
آمایا، فکر میکنی الان کجا باشیم؟
لابد تو منطقه "هلز کیچن"ـیم
یا چلسی
یا مادر جان
کپسول اکسیژن
لابد کپسولهای زاپاسه بورازیها بوده
روشون ماسک و این کوفت و زهرمارها هم هست
خر شانسیه که نگو، نه؟ الان دیگه میتونیم راحت نفس بکشیم
بیا
کار هم میکنن؟ - بیا بفهمیم -
یکیش مختص بچههه میشه اون یکیشم میتونیم بدیمش به همدیگه
بیا
چیه؟ همون ترجیح میدی با بوی "گوشتکخور"ها حال کنی؟
باشه، خود دانی
من که کلا سر درنمیارم
که بورازیها از کجا خبر داشتن
شاید لوتر بوده که شستشون رو خبردار کرده
اون ولمون کرد رفتش
نمیخواست صنمی با هیچیه این ماجرا داشته باشه
بیا - نه -
نه، نه، نه
نمیشه کار لوتر باشه
آخه چی ازش بهش میماسیده؟
کار اون بوده
چی زرت و پورت میکنی تو؟
دیشب دقیقاً میدونستی از کجا فرار کنیم
میدونستی باید بریم تو فاضلاب
حتی دقیقاً هم میدونستی که چگونه از مال اون داستان سس شعره بابا بزرگ جونت، بیایم تو آوردگاه
...سس شعر؟ زده به سرت
یارو، از فرط ترس قاطی کردی
،من اونجوری تونستم اون بار اول
وقتی شکنجهم میکردن، فرار کنم
یا یه معاملهای رو جوش دادی - یه معامله؟ -
یارو، این تاثیره گاز متانه که داره میره تو سرت
میشنوی حرفای اینو؟
پیشش جای مخفیگاهها رو مُقور اومده بودی
تا بتونه یورش ببره اونجا؟ شاید یه علامتی هم بهش دادی که
خبردار بشه ما داریم میایم
تو توهم توطئه داری، میدونی اینو؟
به هیچکی اعتماد نداری
چرا کولهت رو درآوردی؟
چی؟
قبل اینکه اون ،کپسولهای اکسیژن رو پیدا کنی
واسه چی کولت رو درآوردی؟
تو میخوای بگیش یا من بگمش؟
آمایا
آمایا، هی، هی
آمایا، تو که نمیخوای همچین چرندی رو باور کنی، درسته؟
...نمیشه که باور کنی
کُل این مدت اون کپسولها تو کیفش بودن
شرط میبندم گرفتن کپسولها همون علامته بودش
چرا؟
چون اون یه دروغگوئه
هیچکی جز خودش واسش مهم نیست
...آمایا، همش یه
خواب و خیال بودش
آمایا، آمایا، یه خواب و خیال بودش
آخه این جزیره رو پس بگیریم؟ خونهمون رو برگردونیم؟
خونهی ما رفته، آمایا رفته پی کارش
همه مُردهن
کاری که من کردم تنها راه چاره بودش
بخاطر تو کردمش - نه، نه -
مجبور بودم - نه -
آمایا
پناه بر خدا
راست میگفتی
قطعا بعده این بلبشو بوده
هی. بیا بریم
باشه
یالا
بازش نکنین" "مُردهها اون بیرونن
اِی بترکی
چه باورت بشه یا نه
خوش نمیکنم ملت رو ول کنم که بمیرن
حتی پفیوسهای دو عالم رو
و جریان از این قراره، باشه؟
من کمکت میکنم، و دیگه هم
این مسخره بازیه کِشونکِشون بردن من به "بابل جدید" در کار نباشه
نه - نه؟ -
فکر کردی من رو از بَری؟ اینجوریه؟
No comments yet. Be the first to leave one.