Alex Rider

Alex Rider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Alex Rider S03E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
XviD
Published on: 2024-04-14
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«اسکورپیا» رو پیدا کن. ببین که واقعاً کی هستی « آنچه گذشت »

‫داش‌بزرگه!

‫هرچی بیشتر کَندوکاو کنم،

‫بیشتر این‌طور به نظر میاد که ‫پای «اسکورپیا» همیشه وسط بوده

‫اسم رمز: «بیوه»

عامل عملیاتی «اسکورپیا». نام ناشناس

‫چندین نام مستعار

‫بهم دست نزن!

‫- شاید بهتره با «سازمان» تماس بگیریم ‫- عمراً!

‫دیگه به اَلن بلانت اعتماد نمی‌کنم

‫یه مطابقت پیدا کردم. اینجاست! توی «والِتا» ‫

‫- اسمش جولیا راتمنه ‫- «بیوه»

‫فقط کار وحشتناک احمقانه‌ای نکنی

‫الکس رایدر اینجاست. همین الآن. توی مالت

‫اسم رمز عملیات Invisible Sword (شمشیر نامرئی)ـه

‫زمانی که کارمون تموم بشه، ‫چیزی جز ویرانه از بریتانیا نمی‌مونه

« نخست‌وزیر - شماره ۱۰ خیابان داوْنینگ - لندن »

‫«اسکورپیا» صحبت می‌کنه

‫یک سلاح به‌سمت بریتانیای کبیر هدف گرفته شده

‫سلاحی که قادره بدون هشدار ‫در هر زمان و مکانی ضربه بزنه

‫سلاحی که قادره در یک چشم‌به‌هم‌زدن ‫موجب یک‌صدهزار مرگ بشه

‫اسم این سلاح «شمشیر نامرئی»ـه

‫اگر به خواسته‌های ما عمل نکنید، اون رو ‫روی مردم شما آزاد می‌کنیم

‫طرف‌حساب ما فقط «سازمان»ـه

‫وزیر کشور؟

‫اَلن بلانت رو خبر کن

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

« مالت »

‫پس جولیا راتمن، قطعاً خلاف‌کاره

‫نه فقط یه حامی هنر؟

‫و کسی که به من حمله کرد فرز بود

‫یعنی فرزِ ترسناک. اگه قفل‌بازکن کایرا نبود...

‫قفل‌بازکنِ شانس

‫هدفِ جولیا راتمن از دادن الماس ‫به‌عنوان دستمزد به یه دانشمند چیه؟

‫اسم این یارو رو فهمیدی؟

‫کوواچیچ... دکتر کوواچیچ

‫خیلی‌خب، شاید اگه بشه فهمید چه‌جور دانشمندیه،

‫بتونیم بفهمیم جولیا راتمن مشغول چه کاریه

‫- چیز دیگه‌ای درباره‌ش نشنیدی؟ ‫- جولیا بهش گفت به «کن-چی‌چی» برگرده

‫باشه. ته‌توی دکتره رو درمیارم

‫پس، ما چی؟

‫می‌گم برگردیم ویلای جولیا

‫هی. نه. فکر خوبی نیست، پسر

‫اگه از «اسکورپیا» باشه، توی سایه زندگی می‌کنه

‫موردتوجه‌قرارگرفتن اصلاً خوشایندش نیست

‫برمی‌گردیم. درِ ورودی رو می‌زنیم. کاملاً علنی

‫دیشب دوستت به من حمله کرد، حالا ‫می‌خوام برم پیش پلیس و مطبوعات

‫احضارش کنم

‫ببینیم چی می‌شه

‫خب ریسکیه، ولی...

‫به امتحانش می‌ارزه

‫آره

‫آره. بیا. بریم تو کارش

‫- چیزی لازم نداری؟ ‫- یه «کورنتو» لطفاً

‫حله

« لندن »

‫یک سلاح به‌سمت بریتانیای کبیر هدف گرفته شده

‫اسم این سلاح «شمشیر نامرئی»ـه

‫اگر به خواسته‌های ما عمل نکنید، اون رو ‫روی مردم شما آزاد می‌کنیم

‫طرف‌حساب ما فقط «سازمان»ـه

‫همون‌جا نگه دارید، لطفاً

‫توجه داشته باشید که مطلقاً هیچ ‫توضیحی از نحوۀ عملکرد این سلاح

‫یا فناوری به‌کارگرفته‌شده‌ش وجود نداره

‫آخه چرا باید باشه؟

‫تا تهدید باورپذیر باشه

‫طرح عقرب روی نامه باورپذیرش می‌کنه

‫وزیر کشور؟

‫خب، خیلی براشون سهل‌الوصوله، مگه نه؟

‫مطالباتشون رو مطرح می‌کنن،

‫ما هم به‌خاطر ترس از سربرگ اون‌ها ‫به خواسته‌شون تن می‌دیم

‫شما «اسکورپیا» رو مثل من نمی‌شناسی

‫این «سازمان» سال‌ها باهاشون دست‌وپنجه نرم کرده

‫البته قبل از دوران شما

‫اگه این‌طوره، چرا کارشون رو یک‌سره نکردید؟

‫۱۷ سال پیش، فرماندهی «اسکورپیا» ریشه‌کن شد

‫ما از پا درشون آوردیم

‫سال‌ها بدون هیچ خبری ازشون گذشت

‫سپس حادثۀ «پوینت بلنک» ‫تمام اثرهای «اسکورپیا» رو داشت

‫دیمین کرِی

‫پس باورمون اینه که تجدیدقوا کرده‌ان

‫با رهبری جدید

‫بسیار محتاط

‫از توی سایه‌ها فعالیت دارن

‫تا الآن

‫خواسته‌هاشون دقیقاً چیه؟

‫ادامه بدید، لطفاً

‫بریتانیا میلیاردها پوند بدهی خارجی داره

‫که بیشتر این بدهی در کشورهای جهان‌سومه

‫حرص‌وطمع بریتانیا مثل زالو به جان دنیا افتاده

‫شما از مطالبۀ این بدهی صرف‌نظر می‌کنید

‫و پول رو بی‌قیدوشرط می‌دید

‫قبول نکنید، «شمشیر نامرئی» ضربه خواهد زد

‫موفق به این کار نشید، «شمشیر نامرئی» ضربه خواهد زد

‫سعی نکنید این پیام رو ردیابی کنید ‫وگرنه عواقبی در پی خواهد داشت

‫خب، این غیرممکنه

‫بخش مالی درحال‌حاضر به‌قدر کافی ناپایدار هست

‫چنین اتفاقی شهر رو فلج می‌کنه، بانک‌ها سقوط می‌کنن

‫بدترین بحران اقتصادی تاریخ رو تجربه می‌کنیم،

‫اون هم یک‌شبه

‫خیلی‌ها فکر می‌کنن داشتنِ ‫بدهی جهان سوم غیراخلاقیه

‫خب، کسی از اون افراد اینجا هست؟

‫- بلوفه. باید باشه ‫- چرا این‌طور فکر می‌کنی؟

‫سلاحی مرموز که می‌تونن هر نقطه از جهان رو نشونه بگیرن

‫که می‌تونه صدهزار نفر رو بدون هشدار بکُشه؟

‫تقریباً باید یک موشک هسته‌ای باشه

‫و انتظارش رو داریم. ما اقدامات متقابل داریم

‫می‌گن فوری و توقف‌ناپذیره

‫وجود خارجی نداره

‫اگه داشت...

‫ازش خبردار می‌شدیم

‫خودمون می‌داشتیمش

‫ویدئو امروز صبح تهیه شده

‫پس هرکی که هست اینجا توی لندنه

‫خانم، به‌طور صریح گفتن که پیام رو ردیابی نکنیم

‫تو کی هستی؟

‫پریچارد، خانم

‫متخصص داده. تازه‌واردم

‫خب، خانم پریچارد تازه‌وارد

‫دولت بریتانیا با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنه

‫مهم نیست چه سلاح خیالی‌ای دارن به رخ می‌کشن

‫پیداشون کنید

‫مطمئنی این فکر خوبیه؟

‫فقط گوشی‌ت رو آماده کن

‫اگه اتفاقی افتاد، ازش فیلم بگیر، توی ‫تیک‌تاک پستش کن و زنگ بزن پلیس

‫گمونم لازم نیست در بزنیم

‫مطمئنی همین‌جاست؟

‫همین‌جاست

‫قطعاً دیروز به‌این‌راحتی نبود

‫سلام؟

‫سلام؟

‫اوه

‫راستش خیلی خفنه

‫آره

‫اینجا چی‌کار می‌کنید؟ ‫

‫اوه، سلام

‫ببخشید

‫باید خانم راتمن رو ببینیم

‫- جولیا ‫- امکانش نیست

‫می‌دونم صاحب اینجاست ‫و دو شب پیش اینجا بود

‫- باید با ایشون حرف بزنیم ‫- باید از اینجا برید

‫راستش...

‫اون شب به رفیقم حمله شد،

‫و کارِ یکی از دوستان خانم راتمن بود، پس باور کنید،

‫می‌خوایم باهاشون صحبت کنیم

‫بله، اما ممکن نیست. نه اینجا

‫خب، کجا می‌تونیم پیداشون کنیم؟ کجاست؟

‫جلسه دارن

‫جدی؟

‫شاید هم اینجا باشه

‫ببخشید!

‫اسم شما چیه؟

‫مهم نیست

‫گوشی رو بیار پایین. خاموشش کن

‫می‌خواید با خانم راتمن حرف بزنید، باید وقت بگیرید

‫همین‌جوری وارد منزل شخصی نمی‌شن، ‫گوشی رو دربیارن و دادوهوار راه بندازن

‫شاید وقتی کارشون با «کنسنتو» ‫تموم شد، شما رو ملاقات کنن

‫شاید هم نه

‫ولی این کارها بسه

‫باشه

‫حرف حسابه

‫ما می‌ریم

‫«کنسنتو»

‫اسم همون جایی بود که ‫به اون دکتره گفت بهش برگرده

‫خانم راتمن؟

‫همین الآن اینجا بود، دنبال شما می‌گشت

‫بله. «کنسنتو»

‫دقیقاً همون‌طور که بهم گفتید

‫پریچارد

‫نظرت دربارۀ اینجا چیه؟

‫همه‌چی خوبه. ممنون، خانم

‫سعی کن روراست باشی

‫من کل عمرم نفر اول کلاسم بوده‌ام. نفر اول سال

‫به جای جدید عادت نداری

‫- این چه حسی داره؟ ‫- نشاط‌آور

‫ولی وقتی چشم‌هام رو می‌بندم، ‫ارزیابی‌های تهدید می‌بینم

‫من هم وقتی تازه شروع کرده بودم، ‫از این‌ها داشتم ولی کم‌کم محو می‌شه

‫گوش کن، می‌خوام با اسمیترز ‫روی پیام «اسکورپیا» کار کنی

‫چشم، خانم. ممنونم

‫راستش ایشون یه‌جورایی قهرمانمه

‫مطمئنم خوش‌حال می‌شه

‫چی گفت؟

‫دیگه اینجا نیست

‫رفته یه جایی به‌اسم «کنسنتو»

‫فکر می‌کنم شاید یه شهرک یا شرکتی چیزی باشه

‫راستش نه

‫یه کشتیه

‫و ببین مالکش کیه، لوکا کوواچیچ

‫دکترای پزشکی، پی‌اچ‌دی، ‫دانشمند پژوهشی، مهندسی داروسازی

‫داروهای پزشکی، اساساً

‫«کنسنتو» آزمایشگاه سیارشه، ‫که ۱۲ سال پیش با بودجۀ خصوصی خریده

‫خب، پس یه دکتر، یه محقق پزشکی داریم،

‫و اون چیزی رو کشف می‌کنه که «اسکورپیا» می‌خواد

‫و حاضره براش هزینه کنه

‫آره، تحقیقات مخفیانه دربارۀ ‫دارو به‌ارزش ۸میلیون دلار

‫خیلی به «اسکورپیا» می‌خوره

‫به‌نظرت این آدم اصلاً می‌دونه ‫واقعاً برای کی داره کار می‌کنه؟

‫طرز صحبتش با جولیا راتمن ‫نمی‌خورْد از خودشون باشه

‫اساساً مثل یه سرمایه‌گذار ثروتمند با جولیا برخورد می‌کرد

‫باید بفهمیم به جولیا چی فروخته

‫هر کس دیگه‌ای بود می‌تونستم ‫پرونده‌های تحقیقاتی‌ش رو بررسی کنم،

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left