The first 200 lines.
.ببخشید .ببخشید
.سلام
.من جیک پرالتا هستم
.خیله خب، خیله خب
.خیلی از بودن در اینجا هیجان زده ام
،همونطور که خیلی از شما می دونستید .من قبلا پلیس بودم
.خب فاسد بودم .کلی رشوه گرفتم
،اما به عنوان یک کاراگاه اسبق
من یکی، دو چیز در مورد حکم های .زندگی می دونم
"و، "انجی"، "مارکو
.شما الان از بهترین حکم زندگی یه چَک خوردید
.ازدواج
.به سلامتی انجی و مارکو
.سربلندمون کنید و یه بچه پسر بیارید
.سلامتی
.به سلامتی
،من عاشق این اسپری برنزه کننده ی توام .جویی
.بذار ازت یه عکس بگیرم
می خوام این رنگ رو به کسی که ک*یر .منو برنزه می کنه نشون بدم
.تبریک میگم، تونی
.شب زیباییه
.تو الان یکی از ما هستی
می دونی من چقدر منتظر بودم
.که یکی از شما پیرمردها منو ببوسه
.بچه ی خوبیه
باید اینو بگم. بین شما چهار نفر
.فکر کنم "ویتو" از همه بهتر لب می گیره
عجب عروسی ای شده، نه؟
.با اینکه کوفته ها یکم خشک ان
.کوفته های خشک
.علامت پرالتا !بریم
!بریم! بریم
.برو، برو، برو، برو، برو، برو
.بجنبید بریم
.هر جا که هستید بمونید .دستها بالا
.هر جا که هستید بمونید .دست ها روی سر
.هیچکس چیزی نگه .کسی حرفی نزنه
.دستت رو بکش
...کثاف
.هی، کاپیتان هالت
.خیلی وقت بود ندیده بودمت چطوری؟
.الان وقتش نیست، پرالتا
.آره، خودشه
.دلم برامون تنگ شده بود
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از: محمد و صادق Joey & BIG FELLAH
.اینجاست، اینجاست
.جیک اومده
.باشه، بیاین باهاش شوخی کنیم
.اصلا متوجه اومدنش نمی شیم
باشه؟
.همگی هیس
برگشتم به 9-9
واووو...هوو
.جیک، جیک، جیک، جیک
.نقشت رو عالی بازی کردی، چارلز
.خدایا، دلم برای اینجا تنگ شده بود
.بذارید فقط بکشمش تو
،هنوزم قهوه، جوهر انگشت نگاری
.هرچی که چارلز تو میزش گذاشته که ور بیاد
.لوبیا
.لوبیا، انگار اصلا نرفته بودم
.خیله خب. منو تو جریان بذارید .خبر هایی که نشنیدم رو بهم بگید
.زیاد طول نمی کشه .فقط سه چیز اتفاق افتاد
تری دندونش رو شکسته بود .و یه هفته سین شینش میزد
.گوٍث کن، فیون
ببثخید، من ثیز بامثه ای گفتم؟
.ثواب منو بده، بثه ثونی
دومی: سانتیاگو و بویل
.یه روز با لباس مثل هم اومدند سر کار
چطور به تو بیشتر میاد؟
و کاپیتان آوردن هدفون به اداره رو ممنوع کرد
.به دلیل رویداد جینا
.آپدیت عالی ای بود
.خوشامدی ، پرالتا
.کاپیتان
.همه کلی کار دارند
پس تو دقیقا دو دقیقه وقت داری که داستانت رو .تعریف کنی
.و اون دو دقیقه از زمان ورودت محاسبه شد
...تو الان
.12 ثانیه وقت داری
.باشه قبوله .نکات مهم ماموریت مخفی
.یه مسابقه ی بکس ردیف کردم
.یه سیگار کامل رو بدون بالا آوردن کشیدم
تو یه اتاقی بودم که توش 10 نفر .به اسم "سل" بود
.و خیلی دلم براتون تنگ شده بود
.همه برگردید سر کارتون .باشه جیک-
...خب
.فرصت نشد سلامی بکنم
.سلام
سلام
.میشه یه لحظه خصوصی صحبت بکنیم
.خیله خب
،خب حالا که تنهاییم
،باید بپرسم
"تو یه مجرم به اسم "جو یوترس دستگیر کردی؟
.خدایا، آره
.باید سریع بهت می گفتم
.خلافکاره که اسمش روی دیوار مشاهیر بود درسته؟
.آره. نفر اول
"یعنی کنار "سیلوستر استولز
"و "جنت استورکماچر
...اما همچنین، من
.می دونم که در شرایط ضایع ای رفتم
.می دونی؟ این که گفتم ازت خوشم میاد
.من هنوز با تد هستم
.تریپ های رمانتیک
.خوبه
،چون می خواستم بگم
،می دونم که تو وضعیت ضایع ای رفتم
،چونکه گقتم ازت خوشم میاد
.اما اون یه اشتباه بود
.می دونی...دستپاچه بودم
.به خاطر ماموریت مخفی
، و فکر کنم قاطی کردم
...و تو هم همون نزدیکی ها بودی
.از ته دل نگفتم
.اما خوبه
.خوبه
،"خب "جو یوترس چی کار کرده بود؟
.چند تا سگ ولگرد رو کشته بود
.اسم هاشون از داستانشون بامزه ترـه
یه پیرزن سرگردان اینجاست
.که می خواد با یه کاراگاه صحبت کنه
.بیخیال بابا
!یه تمرین دیگه؟
سلام، اسم من "ادلاید"ـه
.و می خوام گزارش یک جرم رو بدم
پس ما هر روز یکی از این کارها می کنیم؟
.فهمیدید .من میدونم که فهمیدید
.من پولم رو می خوام
تیک تیک تیک
تیک تیک تیک تیک
چرا داریم این کار رو می کنیم؟
.دستور کاپیتانه
.اسم من ادلاید ون هویته
89 سالمه
.و اومدم اینجا که گزارش یک جنایت رو بدم
.مشکلی نیست .ما می تونیم کمکتون کنیم
.ادلاید ون هویت
.89 ساله
.با ریش بزی به طول 6 فوت و 3 سانت
.140 کیلو وزن
.هی، این تهش 110 کیلو میشه
.به ادلاید یکم احترام بذار
،چارلز
خیلی در مورد برگشت جیک هیجان داری؟
آره،مثل وقتیه که بچه بودم
،و مادربزرگم از بیمارستان برگشت خونه
.تازه بهتر، چون جیک نگهداری لازم نداره
،هر باری که حرف می زنی
من صدایی رو میشنوم که وقتی پکمن میمره (پخش میشه.(صدای ناامید شدن
چارلز، من نگرانم که تو به جیک
.در مورد اون قضیه بگی
.هیچ کس نباید بفهمه که ما با هم سکس داشتیم
من سالها برای خودم آبرو کسب کردم
که بشم کسی که با نامه بر !دوچرخه ای می خوابه؟
.یا بهتر
.ببین، منم نمی خوام کسی بویی ببره
من نمی خوام به عنوان هوسباز اداره .شناخته بشم
بله، خب جیک برگشته
.و تو هم که همه چیز رو بهش میگی
.نه نمیگم
من دیشب وقتی داشتم راز بقای
.زنبور ها رو نگاه می کردم، شق کردم
.تا قبل از اینکه برن تو کندو مشکلی نبود
.تو درست میگی
.من بهش میگم
،ممکنه امروز نه ،ممکنه فردا هم نه
.از فردا بیشتر طول نمی کشه
.خب پس تقریبا امروز، فردا
پرالتا، مامور ویژه، آقای مارکس اینجا هستند که بازگشتت به پلیس نیویورک
.رو رسمی کنه
و به نیابت از دایره ی مرکزی
می خواستم شخصا به خاطر خدماتتون .ازتون تشکر کنم
...دایره مرکزی
FBI... ـه واسه ی FBI اصطلاحFBI ...
.بله، من 30 ساله که پلیسم
.و فیلم هم نگاه کردم
.متوجه شدم
خوشحال میشی که بدونی
که این عملیات یکی از بزرگترین
.دستگیری های مافیای ریکویی تاریخ شد
ریکو" مخفف"
!ردگیری کله گنده های...ابهت
.دیگه لازم شد بپرسم "تو فکر می کنی "ابهت
با "و" شروع میشه؟
.آره
.15 تا از 16 هدف بازداشت شدند
صبر کن ببینم، کی در رفته؟
."فردی مالیاردی"
.گروه ضربت گند زد چند دقیقه دیر کردن
.و متواری شد
.اما فردی بدترین اونها بود
.اخاذی، بوی گند دهن، قتل
.بوب گند دهن" رو زیادی تو لیست بالا بردم"
،باید به پوششم برگردم
.و ببینم رابط هام می تونن بهم بگن کجاست
.نه، اونها دارن دنبال جاسوس می کردن
، و امکان نداره که
No comments yet. Be the first to leave one.