The first 200 lines.
= شمشیر بهشتی و دشنه قاتل اژدها =
= قسمت چهار =
!ارشد - مواظب باش -
لب رودخونه بیهوش شدی
من تا اینجا کولت کردم
ژانگ سوی شان؟
تو ژانگ سوی شانی؟
من ژانگ سوی شانم
اینجا کجاست؟
اینجا یه جزیره متروکه و خالی از سکنه تو جنوبه
کل سال اینجا برفیه و یه آتشفشان همیشه فعال هم داره
من و سوسو اسمش رو گذاشتیم جزیره یخ و آتش
پس داری میگی که
نمیتونیم به دشت مرکزی برگردیم؟
برگشتنمون
دست خدایانه
!تف
خدایان دیگه چیان؟
!خدایان احمق! خدایان سگ
!خدایان بوگندو! لعنتی ها
برو یکم غذا براش بیار
ارشد شیه
اینجا یکم غذا داریم
یه چیزی بخور
بخور
...شماها
شماها میخواین باهام چیکار کنین؟
ما زن و شوهر، چیکارت میتونیم بکنیم؟
شماها الان زن و شوهرین؟
باید ازت تشکر کنم که بانی خیر شدی
اگه مارو نگرفته بودی
هیچوقت نمیتونستیم زن و شوهر بشیم
...شما زن و شوهر
دقیقا میخواین باهام چیکار کنین؟
ارشد شیه
ما چشمات رو کور کردیم
ولی تحت شرایطی مجبور شدیم
واقعا احساس گناه میکنیم
حالا که این اتفاق افتاده
حتی اگه هزاران بار هم ازت عذرخواهی کنیم بی فایده است
حالا که خدایان میخوان
باهم دیگه تو این جزیره زندگی کنیم
شاید تا آخر عمرمون نتونیم به دشت مرکزی برگردیم
چطوره بهمون فرصتی بدین
تا بقیه عمر مراقبت باشیم؟
یعنی دارین میگین
که مجبورم قبول کنم؟
ارشد
ما زن و شوهر یک دلایم
باهم زندگی میکنیم و باهم میمیریم
اگه یه روز ناگهانی دیوونه بشی
و یکیمون رو بکشی
اون یکیمون هم
تنها زندگی نمیکنه
خلاصه که
اگه شماها بمیرین
منم نمیتونم زنده بمونم؟
خوبه که متوجهی
شکم برجستهاش رو ببین
حتما حامله است
رحم کن و نکشش
بلکه برای بچه مون شانس خوب بیاره
بچه؟
چه بچه ای؟
حتما خدایان فکر کردن ما دوتا خیلی اینجا تنهاییم
و یه نفر دیگه واسمون فرستادن
تا جمعمون یکم پرشور بشه
جدی میگی؟
من دارم پدر میشم
!من دارم پدر میشم
ساکت باش، الان همه میفهمن
جز من و تو
فقط خدایان میتونن بشنون
خیلی خوشحالم
!زیادی خوشحالم
!دارم پدر میشم
!خدایان ازتون ممنونم
!آروم باش
بزار گوش کنم
الان چی میخوای بشنوی آخه؟
سوسو
خیلی خوشحالم
بیا این خبر خوش رو به ارشد شیه هم بدیم
تا اونم خوشحال بشه
چی شده؟
شاید من دارم زیادی فکر و خیال میکنم
ولی این چند روز گذشته همش حس میکنم
چهره ارشد شیه خشن تر میشه
شاید بعد از گذروندن چندین روز تو جزیره
هنوز نتونسته راز دشنه قاتل اژدها رو کشف کنه
بنابراین یکم آشفته است
ولی از اینکه دوباره کی میخواد دیوونه بشه میترسم
قبلا ممکن بود مارو هم با خودش ببره اون دنیا
ولی حالا که بچه داریم
باید بیشتر مراقب باشیم
دیگه نمیتونیم همراهش خطر کنیم و بمیریم
خیالت راحت
من پیشتم
قبلا فقط تو رو داخل قلبم داشتم
ولی الان دو نفر رو تو قلبم دارم
هر طور شده
ازتون محافظت میکنم
چرا دوباره داری کار میکنی؟
مگه نگفتم حسابی استراحت کن؟
یکم تحرک که عیبی نداره
بدش من
از حالا به بعد اینجور کارها رو بسپار من
خیلی خب
خرگوش کوچولو
دیگه دم به دقیقه نیا بیرون
فقط اومدم آب پر کنم
حرف گوش کن
چی شد؟
بچه دوباره داره لگد میزنه
بزار گوش کنم
داره تکون میخوره
میشنوی؟
میدونی چیه؟
امروز غیر از مخروط کاج قارچ لینگ ژی هم پیدا کردم
برادر پنجم، فکر میکنی
بچه مون دختره یا پسر؟
اگه پسر باشه به من میره
اگرم دختر باشه به تو میره
دختر و پسر هردوشون خوبن
ولی من پسر دوست دارم
میتونی بعد از تولد براش اسم بذاری؟
حتما
بزار حسابی فکر کنم
وقتی بزرگتر شد
تو بهش هنرهای رزمی و شکار یاد میدی
منم بهش خوندن و نوشتن یاد میدم
خوبه؟
خیلیم عالی
در آینده میشیم یه خانواده سه نفره برای شکار از کوه بالا میریم
و ماهی گیری میکنیم
هروقت بزرگ شد
یه جای خوش منظره پیدا میکنیم
و یه کلبه چوبی میسازیم
بیا اینجا
! خدایان لعنتی
!شماها باهام ناعادلانه تا کردین
چرا منو تک و تنها تو این دنیا رها کردین؟
!میکشمتون
!میکشم
استاد!؟
!تف
تو لیاقت نداری استادم باشی
چنگ کون
! میکشمت
حالت چطوره؟
الان بهتری؟
ارشد شیه
دوباره افسار پاره کرده؟
نگران نباش من پیشتم
هیچی نیست، عصبی نباش
خیلی درد دارم. فکر کنم داره بدنیا میاد
!خودتو نشون بده
اگه نیای کل خانواده ات رو میکشم
!کل خانوادهات رو میکشم
چنگ کون، کل خانوادهات رو میکشم
سوسو
سوسو
من میرم سرشو گرم کنم
تا یکم زمان بخرم
نرو برادر پنجم
خیلی خطرناکه، نباید بری
سوسو
شده جونم رو فدا کنم از شما مادر و بچه مراقبت میکنم
اگه... اگه ای در کار نیست
هر طور شده باید به زندگیت ادامه بدی
و بچهمون رو بزرگ کنی
نه
!برادر پنجم
چنگ کون
!بیا بیرون
ارشد شیه
چنگ کون اینجا نیست
چنگ کون
زیر سنگ هم که باشی پیدات میکنم
ارشد شیه، دشمنت اینجا نیست
من ژانگ سوی شانم
!چنگ کون، امروز کل خانوادهات رو میکشم
!سال آینده، همچین روزی سالگرد مرگته
جونتو بده من
!برادر پنجم
!برادر پنجم
!شیه شون، تمومش کن
!برادر پنجم
چنگ کون، ببینم اینبار چطور میخوای در بری
!من چنگ کون نیستم
تو تمام اعضای خانواده ام رو کشتی
!خون دربرابر خون
!شیه شون، تمومش کن
!بس کن
بچه ما
پسره یا دختر؟
پسره
به کی رفته؟
بیشتر شبیه مامانشه
چشم هاش درشته
No comments yet. Be the first to leave one.