The first 200 lines.
به دليل وجود صحنه هاي جنسي به افراد زير 18 سال توصيه نميشود
بهتره الان برم
"ژوا"
البته دوست ندارم
خجالت ميکشي؟
نه
اما ... نمي دونم
واقعا اشکالي نداره من مي دونم چه احساسي داري
ترسيدي؟
.نه
چشمهاي ترسيده هيچ وقت دروغ نميگه
...من ديدم
مي دوني، من يه نوريهايي ديدم
يه نقطهاي نوراني که اين اطراف مي چرخيد
،من هم اونا رو ديدم
من اونها رو مثل اينکه تو چشم من در حال سوختن باشن ديدم
...اما
من خودم رو زمانيکه تو مدرسه بودم ديدم
در حال پوشيدن يونيفرمم
تو خندهات ميگيره
من خودم رو با پدر "ميگول" تو محل اعتراف ديدم
بهتره من برم
، تو پشيمون شدي آره؟
نمي دونم
فردا ازم بپرس
ما بايد فرار کنيم
پس بهرحال تو مجبور نيستي ...باهاش کنار بياي
کي ميتونه باشه - نمي دونم -
من نميخام کسي بدونه من اينجام
... صورتش ... چشماش
چشماشو ديدي ؟
بالاخره ، يه خورده ساکتي و آرامش
در مورد زمانه ،آره؟
وقتي بچه ها خيلي ساکتن نقطه اغاز نگرانيه
چه اتفاقي افتاده؟ - . سارا زحمي شده -
چطور زخمي شد؟
نمي دونم .فقط يه هويي شروع کرد به خون ريزي
نگران نباش، من ميام
نه ، آدولف ، بيا انيجا پيشم بمون
چه اتفاقي افتاده سارا ؟
بهم بگو
نگران نباش، باشه؟
اين کاملا طبيعيه
تو حالت خوب ميشه
نگران نباش
اين غيرعادي نيست
مامانت هم اونجوري ميشه
،هر زني بعد از سن بلوغ
يه مقدار خون به صورت ماهانه از دست ميده
ماهانه ؟ هميشه؟
خــُب ، براي سالهاي طولاني اينطوره
به جز زماني که اونا حامله ميشن
زمانيکه اونا حامله ميشن؟
آره نگران نباش عاديه
ساريتا، من اونو سريع مي شورم
حالا اينا رو بگير، خودت رو تميز کن
همه چيز خوبه، باشه؟
چه خبرا ؟
بچه ها مي خوان يه مدت برن به اون تپه
جدي ؟
من نمي گم که بايد بريم مي گم اونا گفتن مي خوان برن
تو ميخاي يه چرتي بزني؟
بزار راجبش فکر کنم اينو بگير
ساريتا چي؟
اون چي ؟
اون ميتونه اونجوري بره؟
اين فقط پريودشه اون که معلول نيست
برو ، ماشين رو پارک کن
اوکي ، فقي پيش هم بمونيد ، باشه؟
ميخام يه ساعت ديگه برگشته باشيد
!مامان، بريم و اونجا و برگريدم همين قدر ميشه
باشه، يک ساعت و نيم
نه بيشتر داره دير ميشه
جدي ميگم، سارا وگرنه شما نيمريد
ساعتم رو بگير و حواست به زمان باشه !جدي ميگم ها
باشه مامان - باشه؟ -
باشه - با غريبه ها هم حرف نزنيد -
چيه ، "فلکس"؟
امروز خوشگل شدي
خـُـب ، باشه تو اين گرما درب و داغون به نظر ميرسم
اين درست نيست
"اينجا خيلي گرمه ، "فلکس بزار يه چرتي بزنيم
آخرين بار کي بود يه کارايي کرديم؟
باشه تقصير منه؟
به خودت نگير من فقط سوال پرسيدم
من يادم نيست بچه ها هميشه اطرافمون هستن
الان که اينجا نيستن
اينجا گرمه و ما تو استراحت گاه کاميونهايم
خيلي رومانتيک نيست
هميشه يه چيزي هست
يادت مياد دفعه آخر چه اتفاقي افتاد؟
آره ، يادته
... تو با کونِ لخت پشمالوت اونجا
اين اتفاق بزرگي نيست براي خيلي از بچه ها اتفاق مي افته
برا تو اتفاق افتاده؟
نه ، اما ديدم والدينت دارن عشق بازي ميکنن
اين که آخر دينا نيست
آدولف بچه باهوشيه
ربطي به هوش نداره
بچه ها احتياج دارن يه چيزي براي اون کاراي متفاوت پيدا کنن
،وقتي من سيزده سالم بود
پدرم يه مجله بزرگسالان بهم داد
...اون گفت که پيداش کرده
ازم خواست که نگاهي بهش بندازم
مي دونستم اونو برام خريده
اون هيچ وقت چيزي در موردش(سکس) چيزي بهم نگفت
اون احساس ميکرد که مجله تمام آموزشي که بهش /نياز دارم رو داره
پدرت هميشه يه بي رحم بود مثل خودت
چيزي که اون نمي دونست
اين بود که من راجع به سکس ميدونستم
قبل از 13 سالگي؟ از کي؟
از يه دختر همسايمون
اون ممه هاشو بهم نشون داد
بعدش من هم کيرم رو بهش نشون دادم
اونوقت اون کُسش رو نشونم داد
تو چيکارش کردي؟
من به کُسش دست زدم
خوشت اومد؟؟
آره ، خيلي نرم بود
با يه خورده پَشم
بعدش من بوش کردم بوي گُه ميداد
اونو کردي؟ - . معلومه که نه -
من نمتونستم کار زيادي بکنم من فقط دستماليش کردم
اما ما متوقفش کرديم چون نمي دونستيم داريم چيکار ميکنيم
.تو خيس شدي - نه ، فقط به خاطر گرماست -
تو چي ؟
کُست رو نشون کسي دادي؟
آره
کجا؟
تو يه کمپ
اون 15 سالش بود. من سيزده ساله بودم
چي کار کرد؟ - اون منو برد تو خلوت -
اون گفت يه چيز مهمي بايد بهم بگه
اون چي گفت؟
اون زبونش رو کرد تو دهنم
بعدش؟
اون کيرشو رو من فشار داد و شروع کرد به دستمالي
آره؟
ما کاري نکرديم چون نمي دونستيم چطوري بايد انجامش داد
بعدش؟
اون گفت يه چيزي بهم نشون ميده اگه من هم همونو نشونش بدم
چي نشونش دادي؟ - کُسم -
اون دستش زد؟ نه ، اون بوسش کرد -
باحال بود؟ - غلغلکي بود -
خـُـــب ؟
کيرش رو نشونم داد
من فکر ميکردم اون بزرگه
تو براش خورديش؟
نه عزيزم
اون ازم خواست، ولي من اينکارو نکردم
تو براش خورديش ، نه؟
آره
براش خوردمش تا آبش اومد
اوه، واينسا ، فلکس
،يه کمي هرزه بودي نبودي؟
آره
به اونا گفتي کي برگردن؟
ها؟
آدولف
سارا
آدولف
هيچ کس نبايد بره اون بالا
بعضي از محلي ها ،فکر ميکنن يه انژي اونجا هست
اما يه چيزي راجع به اونجا مشکل داره
هندي هايي که اينجا زندگي ميکردن
اعتقاد داشتن اون تپه يه نيرويي داره اما اونا هيچ وقت نزديک نشدن
اونا فکر ميکردن يه منطقه نفرين شدست
درسته
اونا ميگفتن اونجا کسي زندگي ميکرد که تو غارها ميخوابيد
يه موجودي که فکر ميکردن پوستي نداره
مي فهمم
باور کنيد ما هر کمکي از دستمون بر بياد انجام مي ديم
اما ما الان نميتونيم جستوجو رو شروع کنيم
ما بايد تا طلوع خورسيد صبر کنيم
ببينيد، يه هتل اين اطراف هست
شما بايد يه مقدار استراحت کنيد اين بهتره
چي ميشه اگه اونا برگردن و ما اينجا نباشيم؟
خانوم ، ما اينجا مي مونيم در صورتي که اونا برگردن
!آفا ، آقا
فردا روز سختي خواهد بود
پس شما نيازه يه مقدار استراحت کنيد
واقعا ميخاي تلويزيون نگاه کني فلکس؟
چي ؟
واقعا ميخواي تلويزيون نگاه کني ؟
نه ، نمي خوام اينجا خيلي ساکته، اوکي؟
خيلي ساکت؟
من فقط نمي خوام ساکت باشه اوکي؟
چقدر عجيب
تو يه قُرقُرويي
منو چي صدا زدي؟ - من گفتم قُرقُرو -
اما تو هميشه شکايت ميکني
تو نميتوني تو خونه کار کني
به خاطر اينکه بچه ها هميشه سر و صدا ميکنن
اونوقت من قُرقُروم؟
خُــــب اين تقصيره منه که اونا گم شدن، آره؟
آره تقصيره توئه - اوه ، واقعا؟ تقصيره منه؟ -
من اجازه دادم اونا تنها برن
چون تو هيچوقت نمي خواي با اونا کاري رو انجام بدي
اوه ، هيچ وقت؟ !براي همينه که ما اينجاييم
!هيچوقت همه خانواده نقشه ميريزن تا برات آسايش ايجاد کنن
No comments yet. Be the first to leave one.