The first 27 lines.
اونا ميگن تنفر فرستاده ميشه
پس بزار آزادانه در مورد عشق حرف بزنم
قبل از اين که اونا بوسه رو هم ممنوع کنن
عزيزم آخرين آغوش روبهم بده
اين يه روياست که من دنبالش ميگشتم
اين قدر مي خواستمش تا به واقعيت برسه
و وقتي تو دستمو ميگيري
بعدش من متوجه شدم اين ملاقات از قبل قرار بوده انجام بشه
چون عزيزم وقتي تو با مني
مثله اين که يه فرشته اومده باشه و منو به بهشت ببره
انگار تو منو به بهشت ميبري دختر
چون وقتي تو چشات خيره ميشم نميتونه از اين بهتر باشه
من نميخوام تو بري
پس بزار موسيقي بنوازه تا ما برقصيم
شک و ترديد هاتو رها کن چون مشکلي با هيچکدومشون ندارم
چون زندگي خيلي درازه و عشق خيلي قدرتمنده
پس عزيزم قطعا بدون من هيچوقت نميزارم بري
من دختره مورده علاقمو پيدا کردم نه درد نه ترسي احساس نميکنم
هيچ مرحمي در دنيا ندارم
چرا داشته باشم وقتي تو اينجايي؟
مدت ها بود منتظره اين لحظه بودم
و بلاخره اين جا به دستش آوردم
عزيزم حالا هيچ دودلي
و ترديدي ندارم که تصميم بگيرم يا انتخاب کنم
اوه نه چون
مثله اين که يه فرشته اومده باشه و منو به بهشت ببره
انگار منو به بهشت ميبري دختر
No comments yet. Be the first to leave one.