The first 200 lines.
عجله کنيد، عجله کنيد
!ديرمون ميشه
يک حقيقت جالب... دفعهي اولي که
من نزديک بود بميرم در سن نُه سالگي بود
سلاح قتل؟
يک سوسيس جيمي دين
مامان، شلدون داره برا من ادا در مياره
!شلدون
...اگه بخوايم منصفانه باشيم با آقاي دين
!عزيزم - اين صبح من تصميم گرفتم که -
،قانون 20 بار جويدن بعد از هر گاز رو
که توسط سازمان بهداشت آمريکا توصيه شده زير پا بذارم
!جورجي، کمک
بيا اينجا، پسر. چيزي نيست فقط لازمه که بندازيمش بيرون
،براي بيشتر پيچيدهتر کردن مسائل
،در يک بحران واقعي
حالت ثابت خانوادهي من وحشت کردن بي فکره
!شلدون قراره بميره !شلدون قراره بميره
و يا خون سردي بي عاطفه
اوه، خدا
بفرما، اينجوري انجامش بايد داد
اينم از اين، و بعدش تکون ميديم - !عزيزم -
جالبه چيزايي که بهش فکر ميکنيد وقتي که
زندگي داره از بدنتون خارج ميشه
(براي مثال، لينولئوم (نوعي کفپوش کف اتاق اون چيه واقعا؟
پلاستيک، اگر که اينطوره فرقش دقيقا با فورميکا چيه؟
دارم زنگ ميزنم اورژانس
و کنت چاکولا چطور؟
اون يه کنت بوده؟
اين لقب به همراه تيکه زمين بوده؟
!جورجي، هايمليچ
!به دندههاي کوچولوش آسيب نزن
،اونا ماگن که، تو لحظات پاياني
زندگيات جلوي چشمات پخش ميشه
تمام چيزي که من ديدم اين بود که برادرم چاغوي مربا رو ليس ميزنه
و بعد دوباره داخل ظرفش ميذاره
!خيلي خب، حالا بهتر شد شلدون
عزيزم، حالت خوبه؟
!ميتوني نفس بکشي؟ يه چيزي بگو
شما بايد... اون مربا رو... بندازيد دور
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
من تاحالا هيچوقت دير نرفته بودم به مدرسه
من هميشه دير ميکنم چيز خاصي نيست
من هميشه تورو به موقع ميرسونم مدرسه چرا دير ميکني؟
خيلي آدما هستن که صبح بايد بهشون سلام بکنم
مامان
ميشه يه يادداشت برام بنويسي؟
البته
تو باحالترين بهانه رو داري
نرديک بود بميري. عيسي رو ديدي؟
من کنت چاکولا رو ديدم
ولي اون تقلاي من با مرگ رو توي يادداشت بنويس
خيلي خب، ديگه بسّه راجب مرگ و مردن حرف زدن
من اينقدر نزديک بودم تا اتاق خودم رو داشته باشم
يادتون باشه، اهداي غذا
جمعه تموم ميشه
تمام کنسروها خوشآمد هستند
ولي خواهش ميکنم... مطمئن بشيد که روي کنسروهاتو برچسب هست
افراد نيازمند به قدر کافي مشکل دارن
تا اينکه بخوان حدس بزنن شام چيه
ببخشيد من دير کردم من يه يادداشت دارم
بيچاره، يه مورد اورژانسي سلامتي داشتي؟
آره، خانم. من داشتم با خوردن يه سوسيس خفه ميشدم
چقدر بزرگ بود؟
تقريبا اينقدري بود
تا به امروز
من هنوز متوجه نيستم چرا اونا داشتن ميخنديدن
تو سر جاي من نشستي
چرا جاي توئه؟
پيچيدهاست، فقط حرکت کن
داري يه کميک ميخواني - آره -
متوجهاي که اونا براي بچهاست؟
تاحالا يدونه خوندي؟
من وقتي سه سالم شد کتاباي مصور رو گذاشتم کنار
فقط ناهارت رو بخور
موضوع چيه؟
فکر نکنم بتونم اينو بخورم
ميخواي عوض کنيم؟
مامانم دوباره برام سوپ ماهي درست کرده
چقدر ديگه مجبوريم توي اين کشور بمونيم؟
قبل از اينکه بتونم بولونا بگيرم؟
مم، نه، مرسي
من گرسنه نيستم
"من گرسنه نيستم"
سه کلمه که هيچوقت توي ويتنام نميشنويشون
خب، اين يه چيز خوب
آقاي روزنبلوم رو که
بغل استيک فروشي مغازه لوازم خانگي داره رو ميشناسي؟
فکر نکنم - البته که ميشناسي -
همون يارو عبرانيـه که موهاشو شونه ميکنه
منظورت يهوديهاست؟
من فکر کنم اونا دوست دارن که عبراني بگيم بهشون
به هر حال
اون منو به شام دعوت کرد
خوب، خوش به حالت، تو چي گفتي؟
گفتم که بايد راجبش فکر بکنم
چيه که بايد راجبش فکر بکني؟
خب، خيلي چيزا
منظورم اينه که، با در نظر گرفتن اينکه اون شام دوست داره، اون شايد بخواد
براي دسر يه قاشق مامانبزرگ بخوره
مامان، بچهها
"من گفتن "دسر
ميدونستيد من داشتم راجب سکس حرف ميزدم؟
نه
ديدين؟
چرا نميخوري؟
فکر نکنم بتونم
بعضي وقتا خوراکيهاي مختلف با هم ديگه تماس پيدا ميکنن شلدون
آخر دنيا که نميشه
نه، ميترسم دوباره خفه بشم
اوه، عزيزم، اين اتفاق نميافته
برو، شامت رو بخور
اين قضيهي خفه شدن چيه؟
شلدون امروز صبح تقريبا مرد
چي؟ - اوه، آره -
بابا داشت اونو برعکس تکون ميداد مثل يه بطري سس کچاپ
عالي بود
خوب، تو بايد يه چيزي بخوري، عزيزم
فقط يه چندتا گاز کوچولو
نميتونم، خيلي خطريه
تيتر تاتسش مال من
خيلي خب، اينو برات جمع ميکنم
،و اگر که نظرت عوض شد ميتوني بعدا بخوري
حداقل شيرت رو بخور
البته
مادر و پدرم ديدن
که من وحشت زده بودم و اونا صبور و فهيم بودند
دربارهي ترسم از خوردن غذاي جامد
اين يه روز ديگههم ادامه يافت
شلدون لي کوپر، اگر که تو
،اون گوشت خوک رو نخوري قسم ميخورم اونو ميجوم
و مثل يه پرندهي مادر تفش ميکنم تو دهنت
انجامش بده، مامان، انجامش بده
مري، ميتونم يه ثانيه باهات حرف بزنم؟ - نه، ديگه کافيه -
پسره بايد غذا بخوره
فقط يه ديقه بهم فرصت بده
شروع کرد به خوردن، آقا پسر
اشکالي نداره، درسته؟
چطوره اون گوشت رو از استخوان جدا کنم؟
و اونو با يکم آبگوشت مخلوط کنم؟
اگر که از يه ني رد بشه من ميخورمش
الان آماده ميشه
چرا اون يه شيک خوک ميگيره؟
اين تقصير منه
،من اون روز براي صبحانه حولش کردم
و حالا ببين... داره تلف ميشه
اوه، بيخيال، خودت رو مقصر ندون
اين دائمي نيست، اون موقعي که يه زنبور وارد خونه شد رو يادته؟
و اون براي چند ماه زير توري ميخوابيد
اين فرق ميکنه
چطوري؟ - اول از همه -
تو گذاشتي اون زنبوره بياد داخل
زنبوره تقصير تو بود
خيلي خب - دوم -
اين راجب سلامتشه
اون يه پسر بچهي لطيفه
اون نميتونه اينجوري ادامه بده
من باهات مخالفت نميکنم
بيا فقط، ميدوني، يکم ديگه بهش زمان بديم
حالا چيه؟
بنظر مياد که مامانت داره مارگاريتا درست ميکنه
اون چي داره ميخوره؟
گوشت خوک و آب گوشت
من يه چندتا بروکولي هم انداختم توش
...هيس
پنج هفته بعد
من خيلي خوشحالم که تو دوباره بيرون ميري
منم همينطور
يه شام خوب داشتيم، قدم زديم
اون يه طلاقيه، ميدوني
من نميدونستم
براي اون آدما چيز بزرگي نيست
،اگر که اونا يه وکيل نباشن يکي از فاميلاشون حتما هست
تو واقعا داري گوشههاش رو ميبري؟|
قبل از اينکه مخلوطش کني؟ - من برش نداشتم -
،از ساندويچ تن ماهياش ديروز اون گفت که ميتونه تشخيص بده
فقط نصفش رو خورد
مري، بنظرت اين به اندازهي کافي طول کشيده؟
مشکلي نيست
ولي خيلي بهتر ميشد اگر که دوتا مخلوط کن داشتم
بهتر ميشد اگر که اينقدر سوسول بارش نياري
خب، من ديگه نميدونم چيکار بکنم
من پيشنهاد دادم که اونو ،ببريم پيش يجور متخصص
ولي تو گفتي اون خودش درست ميشه
خب، اگر که دنبال يه روانپزشک هستيد
مطمئنم که رفيق جديد با يکي نسبت فاميلي داره
نظرت چيه؟
مطمئن نيستم
،اگر که ما اونو ببريم پيش يه روانپزشک يعني که ما اعتراف کرديم
اون يه مشکلي داره
اون پنج هفتهاست که غذاي جامد نخورده
خب، اگر که اون يه مشکلي داره
يبوست که نيست
باشه
بذار ببينيم که ميتونيم کسي رو پيدا کنيم
ممنونم
همم
يه چندتا ديگه چيتوز ميخوام
مادر من موفق شد تا يه روانپزشک خانوادگي رو پيدا بکنه
که پول ما بهش ميرسيد
No comments yet. Be the first to leave one.