The first 200 lines.
Sonata for Solo Violin No. 3 in C Major, III. Largo J.S. Bach
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
...حالا
ما در عصری زندگی می کنیم که نیازهای مشتریان به شدت در حال تغییره
ما در حال اولویت بندی و ایجاد اجماع بین مشتریانمون هستیم
و ابزارها و طرح های بزرگی رو ارائه بدید که به ما این امکان رو میده سریع پاسخ بدیم
و نسبت به مسائل اونها انعطاف پذیر باشیم وگرنه زنده نخواهیم موند
!میزوشیما
اوه، ساتورو! صدای من رو میشنوی؟
رئیس احمقت دوباره داره به سخنرانی پر از کاتاکانا ادامه میده؟
کاتاگانا نوعی نوشتار است که برای کلمات خارجی غیرژاپنی استفاده میشود
امروز چه ساعتی کارت تمام میشه؟ یاماشیتا
ببخشید
اون شیطان خندان
هرگز تحت هر شرایطی فرصت خودنمایی رو از دست نمیده
به هر حال، ارشد،
به نظر میرسه که اون دوباره ایده شما رو مطرح میکنه و ادعا میکنه که ایده خودشه
چی؟
رستوران ایتالیایی در نیهونباشی
تمام شب رو کار کردی تا طرحهای بازسازی رو تمام کنی
اوه آره اشکالی نداره
ارشد، شما خیلی خوب باهاش رفتار میکنی
نه، اگر همینطور ادامه بدی برای همیشه روح رئیس میشی
بنده اش نباش کمی غرور داشته باش
!برو گمشو، تاکاگی
آه، بیا به اون رستوران یاکیتوری خوشمزه بریم
و امشب با یاماشیتا یک نوشیدنی بنوشید
کجاست؟
هیرو
آه، پس بیا جلو پیانو همو ببینییم
باشه
خوش اومدید
بله خوش اومدید
اوه، قهوه، لطفا - بله -
استفاده از بینش کاربر "Iwamoto تکنیکهای ساختمان"
در صورت تمایل میتونید اون رو داشته باشید
اوه متاسفم
گارسون بشقابها رو تمیز کرد
نگران نباش من الان میرم
متاسفم
ببخشید
فروشگاهی که من روی اون کار کردم اتفاقای در مجله بود
پس متاسفم
آه
اون این فروشگاه رو هم انجام داده
واقعا؟
آه، بله
اگرچه اینجا میگه
اوه، رئیس من ایواموتو انجام داده
به نظر من طراحیش خیلی قشنگه
متشکرم
به ایواموتو اطلاع میدم
نه، با تمام احترامی که برای ایواموتو قائلم
میزوشیما همه چیز رو در این فروشگاه طراحی کرده
در دیدارهایی که با اون داشتیم
همه حرفایی که اون گفت برای من معنی نداشت
استاد
...میگم
بله
من فکر میکردم که اون منطقه به خصوص زیبا است
ممنونم
اسم این فروشگاه "پیانو" است
من قصد داشتم از تصویر نماد تن استفاده کنم
تا اون رو به صورت ظریف وارد طراحی کنم
دستگیرههای پنجره به سختی قابل توجه هستن
اما اونها سعی میکنن خودشون رو اثبات کنن
وای، این واقعیتی که شما میتونید ببینید منو خیلی خوشحال میکنه
هاها
این مرد
یک روز کامل رو در یک مغازه لوازم قدیمی در شینباشی گذروند تا دنبال اونها بگرده
....خب....سرویس بهداشتی
دقت کردی!؟
جای دستمال توالت
این یک پلاک مداله که به برندگان مسابقات اسب دوانی فرانسه داده میشه
شگفت انگیزه
شما واقعا این چیزها رو میدونید
اوه
من واقعاً در مورد چیزی کنجکاوم میتونم در موردش بپرسم؟
اون کیف خیلی خیلی قشنگه
یادگاری از مادرمه
وقتی اون یک زن جوان بود که در ایتالیا تحصیل میکرد
این رو سفارشی ساخته بود
و ازش به خوبی نگهداری کرد تا
نیم قرن
خب،
زمانی که مادرتون با اون کیف گذرونده بود
نیم قرنه
هیچ چیز نمیتونه اون رو شکست بده، بله
دیگه باید برم
!آه
خیلی متاسفم که وقتتون رو گرفتم
نه اصلا
مرسی استاد بابت قهوه، خوشمزه بود
تا بعد
سلام استاد
خوش اومدید - سلام -
هی بهش زدی؟
خیلی خوب بود- !تاکاگی-
اون زن جوان رو از کجا پیدا کردی؟
اون میتونه معشوقه یاکوزا باشه، میدونی
آه بس کن
اگر مجبور شدی انگشتت رو قطع کنی،
بریدن انگشت یک مجازات رایج در بین یاکوزا است
خطوط توی طرحهات کوتاه تر میشن
بیا بریم، ساعت خوش تمام میشه
!ساعت خوش
استاد، اون خانم، اغلب اینجا میاد؟
آه آره، یه جورایی
که اینطور
باشه
همش رو خورد
هی! ممنون بابت نوشیدنی
ممنون از نوشیدنی استاد
ببخشید - بله -
من اشتباه بزرگی مرتکب شدم که قفسه کلید رو فراموش کردم
!این واقعا خنده داره
ها؟ چی؟ بعد چی گفتی که حلش کنی؟
گفتم کرایه یک ماه رو مجانی میدم لطفا چشم پوشی کنید
حتی گفتن "هییی" در حالی که من گند زدم
!هههه بد بود
ساتورو
سا-تو-رو
این چه قیافهایه؟
تو کاملا عاشقش شدی، درسته؟
چی؟
ما به زودی 40 ساله میشیم
برو بیرون و دنبالش برو
چی باعث میشه فکر کنی من اینطوریم؟
اوه، اون خانم قبلی؟
سرنوشته
حالت خوبه رفیق؟
شوخی کردم
ببخشید، لطفا یک بطری شوچو
اوه
اوه، دکتر گفت
پاها و پشتت ضعیف شدن
"چرا جراحی نمیکنی؟"
شنیدم قراره راه رفتن رو راحت تر کنه
دست از شوخی بردار
اینطور نیست که بتونی یک استخوان شکسته رو درست کنی
وقتی تمام بدنت شکسته
نه دوباره گفت "تمام بدنم شکسته"
اتفاق خوبی افتاده؟
نه اصلا
چرا؟
از صورتت مشخصه
هیچ اتفاقی نیفتاده
بگو
خب نه
یکی از مغازه هایی که طراحی کردم
یکی ازم تعریف کرد
از یک زن؟
آه؟
خب چجور خانمی بود؟
اتفاقی همدیگه رو دیدیم
هه
به چی میخندی؟
فقط بهم بگو، و بعد؟
اوه
نه
هر چیزی که بهش فکر میکردم رو هیچکس متوجه نمیشد، اما اون
اوه
خب، منظورم اینه که مثل اینه که ما به هم وصل شدیم
مثل اینکه ما توی یک صفحه بودیم یا همچین چیزی
باهاش ازدواج کن
چی!؟
اینطوری میتونی هر روز با اون صحبت کنی تا زمانی که خورشید غروب کنه
در مورد چی حرف میزنی؟
در همچین روزی، دوست دارم ساحل برم
آره
همیشه با بابا برای جمع آوری صدف میرفتم
یادته؟
البته که یادمه
آره
خب، وقتی حالت بهتر شد، بیا بریم ساحل
نوش جان - ممنون -
هوم؟
اونی که بابا دوست داره اون یکیه میدونی؟
چی؟
این؟
متوجه نمیشه
البته که متوجه میشه
توی کافی شاپ
هوم؟
یک نفر در این مورد به من تعارف کرد
این؟
حتماً آدم عجیبی بوده، نه؟
همونطور که شما پیشنهاد دادید
در زمان ناهار باید از پایه رنگ قرمز استفاده کنیم
چون باعث افزایش نرخ گردش مالی میشه
اما
شروع کردم به فکر کردن که ممکنه جمعیت عصر یک مقدار بی قرار بشه
اوه
خب، از دیدگاه بازاریابی درونگرا
شما باید یک طراحی داخلی اینستاگرامی با اون احساس «کنار دریا» داشته باشید
نمیفهمم در مورد چه چیزی صحبت میکنید
اوه....که اینطور
هوم
چرا در طول شبانه روز اسم رستوران رو تغییر نمیدید؟
آه، مثل میلان یا فیرنزه روز
No comments yet. Be the first to leave one.