The first 200 lines.
هی، شما برای روز ولنتاین برنامهای دارین؟
سه ماه دیگه؟ نخیر
چی؟ نه؟- یعنی-
یه سری برنامهی سری و رمانتیک دارم که اگه بهت بگم خراب میشن
اوه
چه خبر شده، راج؟
خب، نظرتون چیه که
برای ازدواجم به هند بریم؟
!اوه، چه هیجان انگیز
پنی، هرگز نمیتونی حدس بزنی
برای ولنتاین چه برنامهای دارم- اوهوم-
میشه توی عروسیتون به فیلها بادوم بدم بخورن؟
!چقدر کلیشهای فکر میکنی- یعنی فیل نمیارید؟-
معلومه که فیل میاریم
کلیشهایه که فکر میکنی بهشون بادوم میدیم
واقعا میخوای توی سه ماه یه عروسی رو برنامه ریزی کنی؟
آره، خب بیشتر کاراشو خانوادهی نامزدم انجام میدن
خیلی فوق العادهن مدام با هم حرف میزنیم
چرا؟
چون قراره ازدواج کنیم
و اونا قراره خانوادهم بشن
من و ایمی هم ازدواج کردیم و من هرگز با خانوادهش حرف نمیزنم
جدی؟ والدین من عاشق لئوناردن
آره. مامان منم عاشق پنیـه که البته عجیبه
چون هرگز نمیدونستم بلده عشق بورزه
...و بابای منم داره کم کم از هاوارد
خوشش میاد
آره، خیلی رابطهی... جالبی داریم
هی، بچه ها قبل از اینکه آنو بیاد اینجا
میشه در مورد محل نشستن صحبت کنیم؟
واقعا دلم نمیخواد روی زمین بشینه
اوه. اشکالی نداره بابا برنادت، روی زمین بشین
!هی- آره، نمیتونی زنم رو مجبور کنی-
روی زمین بشینه- خیلی خب-
هاوارد، بشین رو زمین
خیلی خب بابا، من روی زمین میشینم
ممنون پنی، و لئونارد
یه جورایی امیدوار بودم بتونم کنار آنو بشینم
پس حالا منم باید روی زمین بشینم؟ مثلا خونهی منهها
چرا شلدون روی زمین نشینه؟
این میتونه احمقانهترین حرفی باشه که تابحال زدی
بچهها، بچهها
یه راه حل ساده وجود داره
عمرا باهاش بهم بزنم
خیلی خب. پس بیاین بیشتر فکر کنیم
هی بچهها، آنو اومده
سلام
!سلام! خوش اومدی
ارائهای از تیم ترجمهی دیبا موویز
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
!اوه، دارم میترکم
نباید اونهمه پیراشکی میخوردم
به نظرم باید سکس کنیم
منم همینطور
آره، فقط هنوز انجامش ندادیم
و به نظرم مهمه که
قبل از ازدواج مطمئن شیم که با همدیگه سازگاریم
کاملا موافقم
فقط یه سوال
موقع انجامش میشه پیرهنم تنم باشه؟
میدونی، پیراشکیها بدجور نمکی بودن
مجبور نیستیم امشب انجامش بدیم
این آخر هفته چطوره؟
میتونم توی هتلم برامون یه اتاق بگیرم
باشه. به نظر فکر خوبی میاد
میتونییم کلی غذا سفارش بدیم
چون از الان تا اون روز به هیچی لب نمیزنم
آخی. نگرن شدی؟
اصلا نگران نیستم
اتفاقا خیلی هم اعتماد به نفس دارم
که داره تبدیل به غرور میشه
مطمئنم خیلی خوب پیش میره
اوه، از خوب هم بهتر میشه
بهم اعتماد کن، تابحال هیچکس ایرادی نگرفته
چه خوب
خب، پرسش، نظر
و یه مقدار انتقاد سازنده داشتم
ولی... هیچکس ایرادی نگرفته
چه زود بیدار شدی
هان؟ میخواستم سحرخیز شم تا بتونم
برات یه روز باحال برنامه ریزی کنم
اوه، چقدر خوب. میخوایم چیکار کنیم؟
اوه، نه. فقط برای توئه من برنامههای دیگهای دارم
ترجیح میدی فیلم "گرینچ" رو دو بعدی ببینی یا سه بعدی؟
اصلا دلم نمیخواد ببینمش
خب، پس دو بعدی میگیرم دلیلی نداره الکی پول هدر بدیم
تو میخوای چیکار کنی؟
یه شوهر عالی بشم
یه خودی نشون بدی راه دوری نمیره
از دیشب به بعد با خودم فکر کردم
باید با خانوادهت رابطهی بهتری داشته باشم
به نظرم رابطهای که الان باهاشون داری عالیه
ولی من که هیچ ارتباطی باهاشون ندارم
که عالیه
اوه، ایمی. اونا برات مهمن
و توام برای من مهمی
در نتیجه، با توجه به ویژگی ترایا در ریاضی
اونا برای من هم مهمن دقیقا بخاطر همینه که
پای گنده و صافت رو هم دوست دارم
...خب، خودت میدونی که کنار اومدن با مامانم
میتونه خیلی سخت باشه- بخاطر همینه که-
با بابات شروع میکنم و کم کم میرم سراغ مامانت
خیلی خب. فقط نگرانم که
روز ناخوشایندی داشته باشی
آره، منم نگران روز توام. همین الان
تریلر "گرینچ" رو تماشا کردم افتضاح بود
سلام، شلدون- اوه، چه خوب. به موقع اومدی-
سلام، بابایی- سلام، کدو تنبل من-
کدو تنبل؟ منم "کدو اسپاگتی" صداش میزنم
چقدر خارق العاده که
یه زن میتونه برای 2 تا مرد سبزیجات متفاوتی باشه
خداحافظ
خداحافظ
حالا این روابط داماد و پدرزن چطورن؟
یعنی باید بابا صدات کنم؟
چون دلم نمیخواد
مجبور نیستی- "اوه. ممنون، "لری-
اینم زیاد جالب نیستا
شاید منم باید روت یه اسم سبزیجات بذارم
هی لئونارد، میشه یه لحظه بازی رو متوقف کنی؟
یه لحظه وایسا، چیزی نمونده هاوارد ببازه
!چی؟ هی
چیه؟
ناسلامتی رفیقمونه
چی شده، داداش؟
نمیدونم چطور بگم
من و آنو قراره امشب سکس کنیم
...آرررررررره
میدونی چقدر چندش گفتی؟
...آرررررررره
خب، پس اولین بارتونه؟
آره
چه حسی داری؟- آه-
حقیقتش، خیلی نگرانم
خب، اون زنیه که قراره باهاش ازدواج کنم... اگه سکس بد باشه چی؟
...جدا میشیم؟ قبول میکنیم که
تا آخر عمرمون سکس معمولی داشته باشیم؟
انقدر روش حساس نشو
همیشه اولش یه کم بده
اولین باری که با پنی خوابیدم رو یادمه
بد بود؟
!اوه، فوق العاده بود
!اونو تا روزی که بمیرم توی ذهنم بازپخش میکنم
خب، اگر بهت کمک میکنه اینو بدون که منم برای اولین دفعهم با برنی
خیلی نگران بودم
البته بیشتر نگران این بودم که مامانم یهو بیاد داخل
اومد؟
آره
از من به تو نصیحت
در رو قفل کن
راج، هیچ مشکلی پیش نمیاد
"همون حرکتهای کتاب "کاما سوترا که عشقبازی یاد میده رو انجام بده
من هچکدومش رو بلد نیستم
فقط ادا در میارم بلدم تا زنها رو تحت تاثیر قرار بدم
و راستی
آنو اهل هندوستانه
مسلما میفهمه که هیچ پوزیشن سکسیای به اسم "جیغ نیلوفر آبی" وجود نداره
جیغ نیلوفر آبی؟
گاهی ماهیچهی پاهام یهو میگیره برای لاپوشونی اینو میگم
ببینف حتما اونم نگرانه
آره، اگه تو عالی باشی و اون بد باشه چی؟
چطور ممکنه بد باشه؟
راج، زنها هم میتونن توی سکس بد باشن
نه، بابا. مسخره نباش
هی، تاریخ انقضای اینا رو دیدی؟
تاریخ همهشون گذشته
وقتی از یه مغازهی کامیک فروشی آبنبات بگیری، همینی که هست
اسمش "اسلحهی مرگبار"ـه
حشو نیست؟
مگه طبیعت اسلحهها مرگبار نیست؟
به گمونم حق با توئه
آره، کاری نکن در مورد "معماهای حل نشده" شروع کنم
من کاری نکردم در مورد "اسلحهی مرگبار" شروع کنی
خیلی خب، اینجا یکی دیگه از مکانهای محبوبمه
مغازهی کامیک فروشی میتونی همین اطراف بگردی
کامیکهای عتیقه اون پشتن آبنباتهای عتیقه همینجان
دارین چیکار میکنین؟
پدرزن و داماد دارن صمیمی میشن عالی پیش میره
ببین از فروشگاه قطار فروشی برام چی خریده
آره، توی ماشین صداش بلندتر بود
چه باحال. میشه بینمش؟
هان؟ البته
اوه. جالبه
فکر کنم این از اون سوتهاست که غیب میشن
از چی حرف میزنی؟
!بفرما
حیرت آوره
کجا رفت؟
جیبت رو نگاه کن
چطور این کارو کردی؟
شرمنده، یه شعبدهباز هرگز حقهش رو لو نمیده
بهت صد دلار میدم
!فروخته شد
باشه
هی
کیف پولم کجاست؟- !بفرما-
هی، پنی. به کمکت نیاز دارم
دارم دیوونه میشم
خیلی خب، آنو اونجا رسیده؟
No comments yet. Be the first to leave one.