The first 200 lines.
قسمت پنجم
کیم دُ هیونگ
میتونم بگم تو مدرسمون خیلی بدنام بود
خیلی جسور و معروف بود اسم مستعارش "جونگ گئون" بود
مثل یه خط کشِ 12 اینچی کاملاً دقیق بود
محکم و استوار
حتی اراذل و اوباش مدرسه هم جلوش کم می اوردن
سیگار کشیدنت برام مهم نیست
اما بعد از کارت اینجاها را تمیز کن
اگه کیم دُ هیونگ رو تحریک میکردی، همیشه اینرو بعنوان پایان کارت در نظر میگرفت
واسه همین همه از تحریک کردنش اجتناب میکردن
یکی از دخترهای سال اولی جدید هم خیلی مشهور بود
زیباییش...
حتی بچه های مدرسه کناری هم میشناختنش
و همیشه دور و بَرِش کلی پسر بود
خیلی شیرینه
نمیدونی چقدر خوشمزه و خوبه
سه هزار وون بفرمایید
ممنون باز هم تشریف بیارید
جو یونگ...
اگه مشتری بیاد چی؟
چرا اینجا؟ بچه های مدرسمون همشون این اطرافن
جای خوبی واسه فروشِ
فکر میکنی میتونم هرجایی واسه فروش برم؟
صاحب ساختمون به اندازه کافی مهربون هست که...
واقعاً که
مشتری دارم
خوش اومدید
چی دوست دارید؟ نارنگی لطفاً
فکر کنم به مدرسه جو یونگ میرید
دخترم اونجا میره...
یه سبد میخوای؟
بله
اینم از طرف من
چی شده؟
جاییت درد میکنه؟
یه سبد دیگه برمیدارم آخه یدونه مجانی بهم دادید
فکر کنم عادلانه باشه
آدم عادلی هستی
کاش در آینده دامادم میشدی
هی دوچرخه ای
دیدیش، درسته؟
منُ اونجا دیدی؟
میشناسیم؟
تو مدرسه ما هستی؟
نمیشناسیم؟
دانش آموز سال اولی، یون جو
فراموشش کن
به کسی نگو امروز دیدیم
نری دور و اطراف شایعه پخش کنیا، گرفتی چی گفتم؟
این دیگه چه کاریه؟
بهتره راه نیفتی و پرت و پلا سر هم نکنی
لعنتی
توإ لعنتی به چی نگاه میکنی؟
اونا دوستای مناسبی براش نبودن نباید با اونا میگشت
بدو خوبه
هوا عالیه
چرا ذل زده بودی بهم؟
یجوری وانمود میکردی که نگاه نمیکنی اما مطئنم داشتی همینکارو میکردی
درسته؟
آره
چرا؟
پرسیدم چرا؟
خودم هم نمیدونم
برخلاف شایعات تو اصلاً آدم روراستی نیستی
نمیدونم، اما..
داشتم بهت نگاه میکردم
و ...
و فکر کنم همچنان به این کار ادامه بدم
سونبه تو هم هیچ فرقی با بقیه نداری
فراموشش کن
میخوام بخاطر شایعه درست نکردن، ازت تشکر کنم
چرا داری تشکر میکنی؟
اگه دوستات بفهمن، خجالت میکشی؟
نباید بخاطر مادرت شرمنده باشی این دوستات هستن که باید بخاطرشون خجالت بکشی
تا حالا درمورد دوستات به مامانت گفتی؟
چونکه ... شرط میبندم اینکارو نکردی
میدونی اونا مثل چی میمونن؟
نزدیکترین آدمها بهت هم، درست تو رو نمیشناسن
و این به این دلیلِ که تو از خودت خجالت میکشی
نباید از خودت خجالت بکشی
داری چی بلغور میکنی واسه خودت؟
شرمنده؟
تو اونی هستی که باید خجالت بکشه
تو همه چیز رو با پول حل میکنی
تو و اون دوستات
اینطور نیست؟
بیشتر از این بهم نگاه نکن
نمیتونم تحملت کنم
ولم کن
تا حالا از نارنگی هایی که مامانت میفروشه، خوردی؟
امتحان کن. خیلی خوشمزه است
جو یونگ
سلام مادر. من کیم دُ هیونگ، سونبه سال سومی جو یونگ هستم
تو همون دانش آموز منصفی؟ یون جو یونگِ؟
یون جو یونگ
اونا مادر و دخترن؟ یون جو یونگ
بیا اینجا
زود باش بیا اینجا
غیر ممکنه
هی
جو یونگ کجا داری میری؟
ازش بدم میاد
از همه چیز متنفرم
اینکه کلی پول داشته باشی ...
دیگه شرمنده نیستی؟
سونبه، حق با توإ
بخاطر همه چیز خجالت میکشم
خیلی هم شرمنده ام
انقدر که حس میکنم دارم میمیرم
میخوام برم جایی زندگی کنم که هیچکس نشناستم
میخوام همه چیز رو پاک کنم
اگه پاک بشه، فکر کنم بتونم دوباره همش رو از نو بنویسم
من...
نمیشناسمت
چرا به یه مدرسه دیگه منتقل شده بود؟
همینرو بگو وقتی دبیرستانی باشی معمولاً منتقل نمیشی
بخصوص دانش آموز درس خونی مثل دُ هیونگ
البته یه اتفاقی افتاده بود
هی
این چیه؟
بدش به من
همش به لطفِ منِ که از دوران مدرست لذت میبری
تو چیزی جز دخترِ یه دستفروشِ خیابونی نیستی
بهت گفتم پسش بده عوضی
تا حالا هوات رو داشتم ...
بگیرینش
ولم کنید
هنوز هم یه رازِ...
که چرا کیم دُ هیونگ به اون دختریه بازیگر کمک کرد
و چطوری میدونسته که اون، اونجاست؟
پلیسها همه جا بودن
مدرسه بهم ریخته بود
اسم اون دختر رو یادته؟
راستش نه
دیدمش
عشق اولم رو میگم
احتمالاً
اسمش یون جو یونگ نبود؟
درسته
یون جو یونگ خودشه
اونروز اولین باری بود که یون جو یونگ شی رو میدیدی؟
اولین ملاقاتتون بود؟
چون از خیس شدن زیربارون خوشم میاد، چترم رو بهش قرض دادم
اونموقع، دفعه اولی بود که میدیدیش؟
درسته
اونروز، واسه اولین بار بود که میدیدمش
کیم دُ هیونگ شی داری دروغ میگی
چرا بهم چیزی نگفت؟
چرا داشت مخفیش میکرد؟
واسه اینکه جو یونگ میخواست گذشتش رو مخفی نگه داره؟
چرا ذل زده بودی بهم؟
نمیدونم
داشتم بهت نگاه میکردم
و ..
و فکر کنم همچنان به این کار ادامه بدم
اون دختریه بازیگر و اون بچه ها ...
بعضیهاشون جدا شدن و بعضی هاشون هم منتقل شدن
همشون پراکنده شدن
اما واسه کیم دُ هیونگ هیچ اتفاقی نیفتاد
چرا؟
خیلی شرمنده شدم. تو یه دانش آموز سال سومی ای
کارت خوب بود
چی شده؟
بهت فرصت میدم تا توضیح بدی
هر اتفاقی که واسه اون دختره افتاده بود رو شنیدم
فکر میکردی باید منصف بودنت رو نشون بدی؟
چه پوچ و بی فایده
وقتت رو تلف نکن و تمرکز کن
از شرِ همه اون بچه های دردسرساز خلاص شدم
پس نگران نباش
نباید از خودت خجالت بکشی
شرمنده؟
تو اونی هستی که باید خجالت بکشه
تو همه چیز رو با پول حل میکنی
تو و اون دوستات
نگفته بودی کیم دُ هیونگ شی هم از مدرسه منتقل شده بود؟
گفتم، اما به انتخاب خودش بود
از وقتی بچه بودم...
اینجا رو دوست داشتم
بهترین جای روی کره زمین
میتونی کلی پول اینجا ببینی
حتی وقتی پدرم مُرد
میومدم اینجا
آرزو میکردم همه اون پولها واسه من بود
فقط اگه ...
از این به بعد میخوام پول در بیارم
کلی پول
بیشتر از بانک
اونموقع حتی نمیتونی بشناسیم
نگران نباش
استثنا قائل میشم و تو رو یادم میمونه
مهم نیست چقدر تغییر کنی هرچقدر هم که تغییر کنی، بازهم میشناسمت
لطفاً اینکارو نکن
میخوام تغییر کنم
پس لطفاً اینکارو نکن
دیگه میرم
چطوری ...
اینجا کار میکنم
اینجا کار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.