The first 200 lines.
...یه زندگی آروم و کاملاً عادی
.یا حداقل من اینجوری تصور میکردم
وقتی به خودم اومدم ...دیدم تو یه دنیای دیگه تناسخ پیدا کردم
،دوست پیدا کردم ...یه شهر ساختم
و الان به عنوان یه اسلایم .در صلحوصفا دارم حموم آفتاب میگیرم
...یه تعداد کاغذ اعلی گیر آوردم
و با خودم گفتم تجربیاتم رو .به صورت خاطرات بنویسم
...برای عنوان... بذار ببینم
".به عنوان یه اسلایم تناسخ پیدا کردم"
...ای قدرتمند
".من یه اسلایم بد نیستم"
!گابیرو! گابیرو
!لگدمال کنید! لگدمال کنید! لگدمال کنید
!خودت رو به ما نشون بده، ماجین اهریمنی
!رعد آسمان و زمین
.ریمورو ساما، اینکه هنوز سفیده
.دیدم خیلی زیاد میشه، بیخیالش شدم
خاطرات یک اسلایم پایان
خاطرات یک اسلایم ؟ پایان
روز اول: ساکنین شهر هیولاها
بیشتر از یک ماه از ماجرای .به آشوب کشوندن جنگل توسط "اورک فاجعهزا" میگذره
،قبلاً توی یه روستای کوچیک .فقط من و گوبلینها زندگی میکردیم
...ولی تعداد دوستامون زیادتر شدن
.والان جمعیتمون از 10,000 نفرم رد کرده
!به هیچ عنوان نمیپذیرم
!این موضوع در حوزۀ تصمیمات منشیه
!به هیچ عنوان کوتاه نمیام
خب منم نمیتونم !تو این موضوع کوتاه بیام
.خیلی خب بچهها، لطفاً خونسرد باشید
ولی وقتی جمعیت شهر ...به 10,000 نفر برسه
کمی زمان میبره تا هرکسی .در جایگاه خودش قرار بگیره
!همونطور که گفتم این بهتره
...ولی خب
پس ایدۀ من چطوره؟
!لطفاً صبر کنید
!من مخالفم
.ای بابا... اینجوری به جایی نمیرسیم
به نظرم بهتره این موضوع رو !بسپاریم به ریمورو ساما
.آره
!این موضوع به روحیۀ همه مربوط میشه
!شونا
همه چیز آماده است؟
.بله
...پس
...این لباس که پختهتر نشون میده
!یا این لباس که پر انرزژی و با نمک
به نظرتون کدوم یکی به ریمورو ساما میاد؟
...بگید ببینم
یعنی واقعاً این موضوع خیلی مهمه؟
!بله
1. استفادۀ اولیه
ساختمان مسکونی
2. نوع ساختمان
خانه مستقل
ناظر ساخت و ساز خانه
گلد
ساخت و ساز شهرم .به خوبی دار پیش میره
فکر کنم بد نباشه یه سری .به محل کار بقیه بزنم
.با اجازه
.اوه شیون، خسته نباشی
.شما هم خسته نباشی
.اینم از این
...خیلی خب
...امروزم به خاطر ریمورو ساما
!میترکونیم
!با تمام وجود
...هی شیون، اگه واقعاً به فکر منی
.راه بهتری هست
.اینکه اینجوری نترکونی
...ریمورو ساما، براتون چایی
زندگی طولانی
...معذرت میخوام
!انجام اقدامات اضطراری
خنثی سازی درد !و خنثی سازی شرایط بد فعال شد
!شروع احیای خودکار
،عیبی نداره .هرکسی یه وقتهایی اشتباه میکنه
!البته این کار هر روزت شده
...در ضمن این چایی که درست کردی
!چایی نیست، یه محلول سمیه
.ولی خدایی، تو یه مشی معرکهای، شیون کون
...عالی
!اگه از جات جُم نخوری
!فقط در ظاهر
...ریـ... ریمورو ساما
...چـ... چطور
واقعاً باعث افتخاره !که اینجوری ازم تعریف میکنی
...فایده نداره
،بنیمارو ساما !لازم نیست خودتون شخصاً برید
.مشکلی نیست، پس من دیگه میرم
جریان چیه؟ فرماندۀ کل میخواد خودش گشت بزنه؟
...خب این تنها استعداد منه
!ولی در عوض به هیچکی نمیبازم
...از این شهر و لبخند ریمورو ساما
!به هر قیمتی که شده محافظت میکنم
لعنتی، ببین چه طبیعی .همچین جملههایی رو به زبون میاره
واسه همینه که نمیتونم .با مردهای جذاب کنار بیام
.پس من رفتم
!معذرت میخوام
!اینا رو چند تا دختر به من دادن
حالا باید چیکار کنم!؟
!معلومه تو دردسر افتادی
...چه لبخند فوقالعادهای
!بنیمارو ساما، اینجا رو نگاه کن
.بهت مشاوره میدم
تابلوی اعلانات بچههای گم شده: 2 عدد اشیاء گم شده: 3 عدد
.انگار تعداد مردم بازم بیشتر شده
.آره
.هیولاها از سراسر جنگل به اینجا اومدن
اوه! اون از کدوم نژاده؟
ها؟ کدوم رو میگی؟
...دفعۀ بعد که یه دختر خوشکل دیدیم
...خب
.بیا شهر رو بهش نشون بدیم
...خب خب
تورش کردن
!تورش کنیم
قرار گذاشتن
!قرار بذاریم
!همینه
!آهای، شماها
یادتون نره که شما !مسئول گشت زنی هستید
.راست میگه
رفتار ما میتونه تفکر مردم شهر رو .نسبت به همه چی تغییر بده
...اگه بدون فکر کاری کنید
.براتون هزینه داره و خودتون آسیب میبینید
!اوه! چه حرفای پختهای میزنی، گوبوتا گون
حتی حالت چهرهات هم .کمی تغییر کرده
...مردم از کارشون درس میگیرن
!و باعث رشدشون میشه
همیشه پیشرفت کنید
ریمورو
.همیشه پیشرفت کنید
!سلام، کوروبه
.اوه! ریمورو ساما اومده
چیکار میکنی؟
داشتم روی چاقوی آشپزخونه .که شونا ساما سفارش داده بود کار میکردم
.دیگه داشتم تمومش میکردم
.که اینطور، ببخشید که مزاحمت شدم
!بازم بهت سر میزنم، بای بای
...بعد از ترک کردن دهکدۀ اوگرها
با خودم گفتم دیگه هیچوقت .دستهام به آهن نمیخوره
من نه قدرت زیادی دارم .و نه مغزم خوب کار میکنه
...ولی هنوزم میتونم آهن بکوبم
!برای ریمورو ساما! برای مردم شهر
!برای خودم
...تیکه آهنی که جلومه ...آهنی که شکلی نداره
...میتونم حس واقعی خودم رو ...توی اون قرار بدم
شونا ساما، یه بسته از طرف .کوروبه ساما براتون اومده
!اوه! چاقوی آشپزی
به همین زودی آمادهاش کرد؟
.پس وقتشه امتحانش کنم
...شونا ساما، معرکه بود
.امیدوارم از چاقو خوشش اومده باشه
.برای تمرین امروز، همین قدر کافیه
.برگردید سر پستـتون
!اطاعت
...سوئی ساما
...معمولاً
!مثل یه تیکه یخ سرده
!مثل یه شیطان سختگیره
!و مثل یه دیو بیرحمه
...ولی من اون رو خوب میشناسم
ببین حتی الانم، با یه حیوون کوچولو .با خوشحالی داره بازی میکنه
!تو همین الان مردی
.خنگه
!ای وای! چه جیگر
...تو هم که وضعت خرابه
اومدم به غاری که توی اون .با ولدورا ملاقات کردم
..."بعد از مبارزهام با "اورک لرد
به خاطر رطوبتی که داره ...این مکان محل زندگی لیزاردمنها شد
و همچنین محل پرورش گیاهان با ارزش هیپوکوته .که برای ساخت معجون درمانی استفاده میشن
!این دیگه چه جور حرکاتیه؟
میخواید اینجوری خودتون رو !به ریمورو ساما نشون بدید؟
!معذرت میخوایم، گابیرو ساما
اگه واقعاً میخواید خودتون رو ...به ناجی عزیزمون ریمورو ساما اثبات کنید
!نباید اینجوری از حرکت بایستیم
...گابیرو ساما، یه بار دیگه !یه بار دیگه به ما فرصت بدید
اونا... برخلاف ظاهرشون !افراد سخت کوشی هستن، ها
!بسیار خب، پس شروع کنید
...سه... دو
...توی جنگل جورا
...در اعماقش
!آره
...کسی که همه اون رو تحسین میکنن
...با اون ظاهرش
!درسته
!قدرتمند
!شفا دهنده
!زیبا
!اولین ستارۀ نورانی و درخشان ما
...خط) اگه واقعاً یه مردی)
...حتی اگه... خجالت بکشی
...نباید غرورت رو
!از دست بدی
!همگی) آه! آه! گابیرو! گابیرو ساما)
!همگی) امید همۀ دراگونیوتها)
!ایـــــست
...ای احمقها! اینجا باید بگید
"!آه ریمورو ساما، امید اتحاد ما"
مگه بهتون نگفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.