The first 200 lines.
24 قسمت
مشتري
.راننده گفت که ميره
.و کليدها رو،رو پيشخوان گذاشت
کدوم راننده؟ .من شخصا ميرونم
شما يو اين هاييد،درسته؟
ماشين به پلاکِ 3113مالِ شما نيست؟
3113?
.ناظر کانگ من ماشين رو گذاشتم بيرون
.من انجامش ميدم
.درسته
.شماره ماشين جي هو که اون روز روندم
!نميتونه اين باشه
بلافاصله بعد از اين که جي هو رفت ماشين اوراق شد،چطور ممکنه اينجا باشه؟
.هنوز تموم نشده
.هنوز تموم نشده
اين صحنه جرمِ شما هم ديدي،درسته؟
!هونگ وو جينِ
.اين ويدئو جعبه سياه تاکسي اي که يو جي هو روز حادثه سوارش شده بوده
جعبه سياه؟
از کجا پيداش کرديد؟
ميدوني چون راننده تاکسي از قصد ناپديد شد چقدر به خاطرش تو دردسر افتاديم؟
.يکي بايد از قصد راننده تاکسي رو پنهان کرده باشه
اگه جعبه سياه رو ببينيد،وقتي يو جي هو به صحنه رسيده
.وو جين قبلش از حال رفته بوده
.اين مدرک قطعي ايه که ثابت ميکنه يو جي هو متهم نيست
به بقيه مظنون شيد
ازتون ميخوام .دوباره تحقيق کنيد
اگه جعبه سياهي که پيدا شده حقيقت داشته باشه .اين يه مدرک جديد براي تحقيقاتِ دوباره است
.تلاشم رو ميکنم
.رئيس يه تماس از ايستگاه پليس دارشتيد
ايستگاه پليس؟
مشکل چيه؟
سونگ نام جو يه ويدئو از جعبه سياه تاکسي .به عنوانِ مدرک ارائه کرده
اون براي شروع تحقيقات دوباره در موردِ،موردِ هونگ وو جين .تقاضاي همکاري کردن
تحقيقاتِ دوباره؟
.فکر ميکنم خبرنگارا قبلا فهميدن
اگه يو جي هو بي گناهِ کي، به اشتباه .اونو متهم به اين جُرم کرده
.اونا در موردِ اين کنجکاوند
.وکيل چويي مراقبِ...خبرنگارا باش
فکر ميکنم بايد در مورد جزئيات يه نقشه .بيشتر فکر کنم
.....خُب اگه من با دستهاي خودم مراقبِ اين باشم
.باور دارم بين من و شما اعتمادِ بيشتري احتياجِ
.اين قراردادي که توش از پاساژ دونگتا دست ميکشين
.فقط بايد امضاش کنيد
حالا چطور ميتونم به وکيل چويي اعتماد کنم؟
.فقط اگه بوسئونگ خوب پيش بره،يه چيزي هست که ازش سود ببري
.به چيزاي ديگه فکر نکن و اول مراقبِ کارها باش
.وقتي کارها خوب پيش رفت درموردش فکر ميکنم
!رئيس
!من هنوز نمردم
،حتي اگه به يه گوشه رونده بشم
فکر کرديد توسط شما اين طرف و اونطرف برده ميشم؟
،گستاخ نباش
.و کارت رو درست انجام بده
پيدا کردن بچه چي شد؟ پيشرفتي کرديد؟
پرستار گفت که بچه رو به يه مردي داده
.اما يادش نمياد اون مرد کي بوده
.اگه فقط اون مرد رو پيدا کنيم،سرنخ بدست مياريم
،منم همه جا رو ميگردم .بايد زود پيداش کنيم
.معذرت ميخوام که دفعه قبل اونطور تهييج شدم و عصباني شدم
عجيب ميشه وقتي بشنوي بچه ات گم شده .عصباني نشي
.من به چنين چيزايي اهميت نميدم
...اما
جئونگ ووک،گروه خونيت چيه؟
اي
!آه
گروه خوني اي؟
.فقط فکر کردم خوب ميشه که بدونم
....گروه خوني يونگ رانگ اُ و مالِ جي هو اي
.حتي اينم دقيقا درسته
هر چي بيشتر نگاه ميکنم، يه جورايي .خيلي شبيه جي هوئه
.....آه!نه،نه حالا دارم به چي فکر ميکنم؟
اومدي؟
.من هديه سورپرايزت رو گرفتم
جعبه سياه مدرکي که ثابت ميکنه متهم نيستي؟
....خُب
.قانون در موردِ جزئياتش قضاوت ميکنه
به خاطر اين عصبي بودي که اين همه راه رو اومدي؟
.فقط يه چيزي تو ذهنت بمونه
هرچند ممکنه من غريبه اي باشم که .باهات نسبتِ خوني اي ندارم
.اما اين ها برادرِ کوچکترتِ
.اگه اين ها ناراحت باشه،تو هم نميتوني شاد باشي
اينطوريه؟
به نظر مياد اين ها باور داره که .ناراحتي من شادي اونه
درست نيست که اول چنين چيزي رو به اين ها بگي؟
.نميخوام ديگه باهات بجنگم
.نه
.فکر ميکنم الان جنگِ .نميتوني زودتر تسليم شي
.لطفا همين جا تمومش کني
چقدر ديگه بايد بهم آسيب برسونيم تا تو احساسِ رضايت کني؟
اگه به اين کارات ادامه بدي من نميتونم همينطوري بيکار .بشينم و کاري نکنم
هر چقدر که ميخواي .منم پيش ميرم
الان وقت ملاقاتِ .پس حالا بايد برم
.تو پسر گستاخ
.به زودي از انتخابت پشيمون ميشي
.مهم نيست که تو آينده چه اتفاقي ميافته
.از دستم عصباني نشو
بله کانگ مين هو ام .تو بخش جرايم با خشونت
چي؟ تو شاهد موردِ هونگ وو جيني؟
.ناظر کانگ
.لطفا فقط يه بار ديگه برام توضيح بده که اون روز چي شد
....اون شب......اربابِ بزرگ
.من واضح ديدم که ماشين رو بُرد بيرون
مطمئني؟
گفتي که يدفعه اي سال پيش ماشين ناپديد شد پس چرا داري حرفت رو عوض ميکني؟چرا؟
.هيچوقت تصور نميکردم اوضاع اينطوري بشه
نميتونستم جز با پنهان کردن کمکي کنم .چون اونوقت ارباب بزرگ تو دردسر ميافتادن
.متاسفم
....ناظر کانگ ميتوني مسئوليت چيزي که گفتي رو قبول کني؟
.بله همه اينا حقيقت داره
.ناظر کانگ و بقيه مستخدمين رفتن اداره پليس و شهادتشون رو تموم کردن
طبقِ نقشه انجامش دادن؟
.لازم نيست نگران باشيد
...کارگري که تو محلِ حادثه بود
.قبلا يو جي هو رو مجرم معرفي کرده
.به احتمال زياد،حالا پليس رفته که پسر بزرگتون رو ببينه
.خوبه
خوبي؟
چطور ميتوني تو روز اينقدر عميق بخوابي؟
.به عرقهات نگاه کن
احتمالا...کسي زنگ زده؟
چيزي نبوده.چرا؟
چيزي نيست .براي يه مدت ميرم بيرون
اين ها کجا ميري؟ !اين ها
بازرس کانگ؟
.متاسفم اما بايد براي يه مدت کوتاه با ما بيايد اداره پليس
من؟
چرا؟مشکلي هست؟
.يه شهادت بر ضدِ شما هست
.اول بيايد بريم اونجا و حرف بزنيم .من بيرون منتظرم
.اگه تا آخرش اينطوري رفتار کني،من بيکار نميشينم و رنج نميکشم
.منو به خاطرِ اتفاقايي که تو آينده ميافته سرزنش نکن
منظورت چيه که جي هو رفت اداره پليس؟
.يه شهادت جديد از يه شاهد جديد بود
.مثل اين که يو جي هو داره به يه گوشه کشيده ميشه
شاهد جديد؟
.مثل اين که چائه يونگ رانگ حرکتي کرده
.چون آلرژي دارم نميتونم اسفناج بخورم
،آلرژي به اسفناج
اينطوري بود
.عجيبه حتي يونگ رانگ هم نميتونه اسفناج بخوره
!سئونگ هي!سئونگ هي
.بله خانوم
هنوز وسايل جي هو تو طبقه دوم رو تميز نکردي؟
.نه گذاشتم همونطوري بمونند
خوبه
.ميتونم تاييد کنم که اينطوري نيست و بدونِ نگراني بخوابم
.يه جوري فکر ميکنم طرف چائه يونگ رانگ يه پيشگيريهايي کردن
.قطعي که شهادت دروغِ،نميتونيم اينطوري از بين بريم
.گفتيد شما هم مدارکي جمع کرديد
.لطفا اونا رو سريع بدين پليس
.ميگردم ببينم به شاهدها چقدر رشوه داده
.اگه عجول باشيم،به جاش برامون خطرناک ميشه
اگه اينطوري بشه،جي هو به خاطر اين که ما درخواست تحقيقات دوباره کرديم زمان سختي نداره؟
چي بايد بشه؟
چيزي که چائه يونگ رانگ روش نشانه رفته بوده .چنين چيزي بوده
اول،همه کاري که ميتونيم بکنيم اينه که صبر کنيم .جي هو از تحقيقات بياد بيرون
اين درست نيست .شما جعبه سياه تاکسي اي که سوارش شده بودم رو داريد
قبل از اين که من برسم .حادثه اتفاق افتاده بوده
چند بار بايد اينو بهتون بگم؟
.نه،ميتونستي صحنه رو ترک کني و دوباره با تاکسي برگردي که بهانه بياري
،هرچي،فقط جعبه سياه .نميتونه مدرکي براي بيگناهيت باشه
مدرک قطعي ديگه اي نداري؟
چه مدرکي ميتونه قطعي تر از اين باشه که من تو صحنه حادثه نبودم؟
.من پيامک رو گرفتم و بعدش رفتم صحنه حادثه
ميتوني زماني رو که من پيغام رو گرفتم و به .صحنه رسيدم رو محاسبه کني
همه کارگراي محل ساخت و ساز و همه مستخدمين خونه
.عليهت شهادت دادن
و علاوه بر اين،شهادت اين که تو از قصد .دوربين مدار بسته رو شکستي داده شده
.کاري نيست که من بتونم انجام بدم
چي؟
.دفعه قبل به خاطر کمبود مدارک مورد به دادسرا فرستاده نشد
.اما اين دفعه،ظاهرا قطعا به دادسرا فرستاده ميشه
چون موردي بوده که بدون مجازات مونده بوده حالا که مدرک و شاهد کافي هست
.راهي نيست که بگذره
.ميخوام از رابطه خوني مطمئن بشم
.اينو نميخواستم،اما اين همه راه رو تا اينجا اومديم
.فکر نميکنم اصلا بد باشه
....کدوم يکي سنگ سياهه و کدوم يکي سنگِ سفيد
.اين يه مرحله ضروري براي بررسي اينه
.مثل اين که خيلي مطمئني
.مطمئن نيستم که اين حقيقت رو آشکار ميکنه
.اما براي اين که حقيقت مشخص بشه
ميگن ميري دادگاه،انرژي خودت رو براي چيزايي .بي فايده هدر نده
.کسي که بايد کاملا هوشيار باشه تويي
،اگه يه جرم رو انجام ميدي .بايد حافظه خوبي هم داشته باشي
.تا خوب دروغ بگي طوري که قاضي گيج نشه
!بايستيد
!بنشينيد
.محاکمه شروع شده
.دير نميکنم
گفتي شاهد اول کيه؟
.ناظر رئيس چائه يونگ رانگ
....اون واقعا و کاملا طرفِ اونِ
.شاهد،تو دهم اکتبر،حوالي هشت بعد ازظهر
واضح ديديد که مدعي عليه يو جي هو ماشين خودش رو روند؟
.بله مطمئنم
.لطفا با دقت بيشتري تاييدش کنيد
...اون روز بارون شديد بود
No comments yet. Be the first to leave one.