Release info

Kaiko sareta Ankoku Heishi (30-dai) no Slow na Second Life - 06 [AioFilm com]
Kaiko Sareta Ankoku Heishi - E06 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Ben_Azad آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-03-06
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 182 lines.

Ben_Azad

آیوفیلم تقدیم می‌کند

...چجوري

اينجوري شد؟

من اومدم سونا

فكركردم گاشيتا اومد تو ولي ماليكا بود

...دستم

به يه كيك كوفته برنجي خورد

!ا-اين بده

راحت يه نفس

بعد از اخراج از تو سی سالگیم ارتش پادشاه شیطانی

Ben_Azad

آیوفیلم تقدیم می‌کند

ا-احتمالا اتفاقي بوده

ولی وقتي چيزايي كه تا الان ...ديدمو در نظر ميگيرم

...چيزي كه انتظارمو ميكشه

!مرگه

ز-زودباش برو..بعدش يه راست .زانو بزن و التماس كن

.حالا، تا وقتي عقلش سرجاشه

بدنم تكون نميخوره

چرا اونجور كه میگم عمل نميكنه؟

ممكنه كه دستم ترديد داشته باشه؟

...انتخاب بين زندگي

و اين كيك كوفته برنجي؟

داريل-سان؟

ع-عمر منم تا اينجا بود

...ا-اوم

...داريل-سان

ميخواي بري گيلد مركزي درسته؟

چي؟

وقتي فهميدم زمان بيشتري برامون نمونده

حتي يكم بيشتر وقت ميخواستم .كه باهات حرف بزنم

فكرشو ميكردم همچين اتفاقي بيوفته

چون تو آدم فوق العاده اي هستي داريل-سان

...از وقتي اومدي اينجا

همه چي تو روستاي لاكس بهتر شده

...و از وقتي ميتريلو برگردوندي

كلي آدم جديد اومده اينجا

بابا و بقيه هميشه لبخند ميزنن

منم همينطور

...اولين باره كه همچين حسي دارم

و اين حس چيزيه كه تو به من دادي

ممنونم

و-و ميدوني واسه همينه كه

...هرجا كه بري

من همراه بقيه و تا ابد تشويقت ميكنم

پس تو گيلد مركزي از جون مايه بذار باشه؟

...ماليكا

تو هميشه همينجوري اي، مگه نه؟

...تو هميشه به خاطر بقيه لبخند ميزني

و احساسات خودتو سركوب ميكني

ممكنه فكركني اونا فقط خودخواهيه

اما حقيقت نداره

داريل-سان؟

من نميرم

خيال دارم پيشنهاد رفتن .به گيلد مركزيو رد كنم

اما چرا؟

وقتي بعد از اخراج شدنم اینور اونور ول ميگشتم تو بودی که پيدام كردي

و منو با خودت (اینجا) آوردی

وقتی هیچ جایی واسه رفتن نداشتم

.روستای لاکس به من پناه داد .من عاشق این روستائم. به همین خاطره

...تازشم

اینکه نتونم تاس کبابای تورو بخورم دیوونم میکنه

خداروشکر

هنوزم میتونم با تو باشم

خداروشکر

...مالیکا

...و من یه دلیل دیگه هم

واسه موندن تو روستای لاکس پیدا کردم

قسمت 6

.احاطه شده بخار داریل با

پدر

...من

پس اومدی باشبارزا؟

چیکار میکنی پدر؟

توانبخشی

...این زخمی که قهرمان بهم زده

چندتا شلنگ تخته باید کمک کنه سریعتر خوب بشم

بیا تو

یه غذایی آماده کردم

پسرم

پیشرفتت تو کار با چهار ژنرال خوب بوده؟

ب-بله، قربان

که اینطور.خوبه

به حرفای داریل خوب گوش میکنی؟

ب-بله، قربان

وقتی تصمیم گرفتم بازنشسته شم

همه دوروبریا قشقرق به پا کردن

این حقیقت که من قوی ترینمون بودم

کاری کرد همشون به بازنشستگی .من بی میل تر بشن

و جوون بودن شما چهارتا اونارو ناراحت میکرد

...اگرچه

داریل جلوی همشونو گرفت

اون به عنوان یه دستیار به چهار ژنرال ...پیشین خدمت کرد. تا وقتی بود

میتونستیم دربرابر جریان ناملایمات بایستیم

یادته وقتی جایگاهم بین چهار ژنرالو به تو دادم بهت چی گفتم؟

"بزرگترین شانس زندگی من دیدن داریل بود"

"...سپردن همچین خوشبختی ای به دستای تو"

شادباشی بود که برای رسیدنت" ".به این موقعیت بهت دادم

داریل چطوره؟

تو که تو دردسر ننداختیش، انداختیش؟

ا-از خیالمم نمیگذره

داریل به صورت تحسین برانگیزی داره .به عنوان دستیار به چهار ژنرال خدمت میکنه

جای هیچ نگرانی ای نیست پدر

پس لطفا با آرامش خاطر استراحت کنید .و تمرکزتونو روی بهبودیتون بذارید

...پ-پدر

درخواستای زیادی از طرف شیاطین به دستم رسیده

پسرا و برادرزاده هاشون از خدمت به عنوان دستیارای چهار ژنرال مرخص شدن

و از من درخواست رحم و مروت دارن

ازم میخوان که میانجی گری کنم

فکرشم نمیکردم انقد احمق باشی

که فکرکنی انتخاب شدی تا از شر .گنجی مثل داریل خلاص بشی

همین الان داریلو برگردون اینجا

و بعدش برای بخششش التماس کن

تنها راهی که مونده تا بتونی به عنوان .یکی از چهار ژنرال باقی بمونی همینه

نه

اگه تنها راه باقی موندن بین چهار ...ژنرال اتکا به آشغالی مثل اونه

مفت نمی ارزه

من باید با توانایی های خودم موفق بشم

من پسر گرانبارزا، معروف به .قوی ترین تاریخ هستم

!پسر تو

به همه ثابت میکنم که شیرزاده هم شیر میشه

چرا سعی نمیکنید باهم کار کنید؟

الان کجایی و چیکار میکنی؟

داریل؟

کم پیش میاد این دختر خواب بمونه نه؟

...معمولا، اون

صبح بخیر

من باید غذای داریل-سانو آماده کنم

...وهنوزم...

مالیکا؟

صبحونه آمادست

خدای من

خب. خب

اونا خوب باهم کنار میان نه؟

شرمنده دیرکردم

و شرمنده ام که نتونستم واسه صبحونه درست کردن کمک کنم

ت-تو خوبی؟

.م-من شرمنده ام

چیشده داریل؟

خیلی خسته بنظر میای

...نکنه

دیشب زیاد تو سونا موندی؟

اصلا خوب نیست. باید میانه روی رو یاد بگیری

یادت نره دوش بگیری و استراحت کنی باشه؟

ی-یادم میمونه

آره. بیاید واسه بهترین تجربه ی .سونا برنامه ریزی کنیم

ب-بله قربان

...مالیکا

خیلی خب، داریل؟

جانم؟

برات خوشحالم

درباره ی اساتید آب گرم چیزی شنیدی؟

.م-ممنون

بله، آقا

جدی؟ اینیکی چیزایی که مشهورن چی؟

راحت يه نفس تو سی سالگیم بعد از اخراج شدن از ارتش پادشاه شیطانی

ا-این واقعا معذب کنندست

اون میدونه؟

داریل؟

ب-بله آقا؟

درخواستای جمع آوری گیاه دوباره روهم تلنبار شده. برام انجامشون میدی؟

ا-انجامشون میدم

پس اون نبود

داریل-سان؟

میتونم یکم کمک ازت بخوام؟

اوه. ب-بله خانم

عصای دستمونی

کاری نکردم

داریل-سان؟

امیدوارم که تو و مالیکا خوب کنار بیاین

اون دقیق خبرداره چیشده

...درسته که اون چیزا اتفاق افتاد ولی

نمیتونم دربارش ساکت بمونم

باید عجله کنم و یه چیزی بگم

اما چی؟

همشو؟

.نه، نه. خوبیت نداره

...اینجائه که باید بگم

مالیکا-سانو بدین برم

ازدواج؟

قراره ازدواج کنم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left