Oasis

Oasis

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Oasis 2026 S01E08 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-17
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ باید باور کنیم کاری که می‌کنیم‏ ‏بی‌تأثیر نیست ‏

‏ اینکه دست‌کم می‌تونیم‏ ‏کمی روی اتفاق‌ها اثر بذاریم ‏

‏ اما هیچ‌وقت این‌طور پیش نمی‌ره ‏

‏ یا دست‌کم برای همه نه ‏

‏ بعضی‌ها از بدو تولد صاحب نفوذن،‏ ‏ولی بحث اون بمونه برای یه روز دیگه ‏

‏ برای آدم‌هایی مثل تو و من‏ ‏این باور مهم‌تره… ‏

‏ آدم‌هایی مثل سلیا ‏

‏ وگرنه، ‏

‏ اتفاقی رو که براش افتاد‏ ‏چه‌طور می‌شه توضیح داد؟ ‏

‏صبح بخیر‏

‏همه‌چیز آماده‌ست، بازرس‏

‏راستش…‏

‏برای یه اتاق خصوصی‏ ‏کمی نامناسبه‏

‏لطفاً این رو از اینجا ببرین‏ ‏و یه تی هم بیارین‏

‏کارمن‏

‏- رفتن؟‏ ‏- آره‏

‏بازرس اورتگا آخرین نفری بود که رفت‏

‏لوئیس کجاست؟‏

‏- لوئیس داره هتل رو ترک می‌کنه‏ ‏- زود باش‏

‏ممنون‏

‏دارم خواهش می‌کنم. نه، گوش کنین‏ ‏شما سومین نفری هستین که باهاش حرف می‌زنم‏

‏لطفاً من رو به بازرس وصل می‌کنین؟‏

‏یعنی چی هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست؟‏

‏اگه چیزی فهمیدین زنگ بزنین‏ ‏التماستون می‌کنم‏

‏لوئیس‏

‏- چی شده؟‏ ‏- باید باهات حرف بزنیم‏

‏نه، ببخشید وقت ندارم‏ ‏اگه اجازه بدین‏

‏با پاسگاه تماس گرفتم‏ ‏هیچ‌کس نمی‌دونه بازرس کجاست‏

‏کار خودش بوده، لوئیس‏ ‏اون سلیا رو برده‏

‏این‌ها دیگه چیه؟‏

‏- ببینین، پرونده بسته شده، باشه؟‏ ‏- تا سلیا رو پیدا نکنیم نه، لوئیس‏

‏مجرم رو گرفتن‏ ‏فقط مسئلهٔ زمانه‏

‏لوئیس، اصلاً گوش نمی‌دی‏

‏همین الان با پاسگاه تماس گرفتیم‏ ‏هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست‏

‏معلومه که خودش توی ماجرا دست داره‏

‏یه مشت خرت‌وپرت بود‏ ‏که می‌خواستم دور بریزم‏

‏فکر کنم وقتشه استعفا بدم‏ ‏و از هتل دور بشم، موافق نیستین؟‏

‏- می‌تونیم توی جعبه‌ها کمکت کنیم‏ ‏- نیازی نیست‏

‏- فقط همین یکی رو می‌برم‏ ‏- گفتم لازم نیست‏

‏باشه،‏ ‏بی‌خیالش بشیم‏

‏ببخشید، لوئیس‏ ‏شاید عجولانه قضاوت کردیم‏

‏من هم متأسفم‏

‏بسیار خب‏

‏خب، این هم از همه‌ش‏

‏می‌شه لطفاً‏ ‏در رو برام باز کنین؟‏

‏البته‏

‏پس خائِن برای تحویل بارها‏ ‏با اون در ارتباط بوده‏

‏- هیچی نمی‌فهمم‏ ‏- دیوانه‌کننده‌ست‏

‏آخه دختر خودشه، لعنتی‏

‏- نمی‌تونیم بذاریم بره. بیا‏ ‏- بریم‏

‏اینجا رو تمیز کردن‏

‏با عقل جور درنمیاد‏

‏توی ضبط دوربین‏ ‏کس دیگه‌ای وارد نشده‏

‏می‌دونی راه دیگه‌ای‏ ‏برای ورود به این اتاق هست؟‏

‏چیزی نیست، نگران نباش. حلش می‌کنم‏ ‏ساعت ۱:۰۰ شب، جای همیشگی می‌بینمت‏

‏باید یه چیزی رو بررسی کنم‏

‏عزیزم‏

‏امیدوارم توی اتاق مهمون‌ها‏ ‏هم این‌طوری سرزده نری‏

‏وای‏

‏این رو ببین‏

‏اگه سرم به گردنم وصل نبود،‏ ‏احتمالاً اون رو هم گم می‌کردم‏

‏کجا بود؟‏

‏توی اتاق بازسازی‌نشدهٔ‏ ‏محوطهٔ ساخت‌وساز‏

‏خودت می‌دونی برای سرکشی اونجا می‌رم‏

‏- بخشی از کارمه‏ ‏- بی‌خیال، بابا‏

‏- چی؟‏ ‏- دیروز چه بلایی سر هلنا اومد؟‏

‏هلنا؟‏

‏نمی‌دونم دربارهٔ چی حرف می‌زنی‏

‏دوربین ثبت کرده نصفه‌شب‏ ‏وارد اون اتاق شده،‏

‏ولی خودش هیچی یادش نیست‏

‏هنوز ول‌کن این ماجرا نیستی؟‏ ‏پلیس که ردش کرد‏

‏نه، یکی همراهش توی اون اتاق بوده‏

‏یکی اونجا بوده‏ ‏بگو که تو از ماجرا خبر نداشتی‏

‏- سلیا، سلیا‏ ‏- خواهش می‌کنم‏

‏بسه‏

‏بگو‏

‏راستش داری نگرانم می‌کنی‏ ‏نمی‌دونم دربارهٔ چی حرف می‌زنی‏

‏- بیا، باید کار کنم‏ ‏- باشه‏

‏ببینیم پلیس هم‏ ‏همین نظر رو داره یا نه‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏- کلانتری منطقهٔ ۱۱… ‏ ‏- معاون بازرس خینس، لطفاً‏

‏- حتماً‏ ‏- سلیا، قطع کن‏

‏گوشیم رو… گوشیم رو بده‏ ‏هی، پسش بده‏

‏چه اتفاقی افتاد؟‏

‏من فقط…‏

‏فقط می‌خواستم به هلنا کمک کنم‏

‏لعنتی، سلیا…‏

‏امیدوارم یه روز بتونی من رو ببخشی‏ ‏من آدم داغونی‌ام‏

‏بابا؟‏

‏با من بیا‏

‏- کجا می‌ریم؟‏ ‏- فقط بیا‏

‏- کجا می‌ریم، بابا؟‏ ‏- ساکت باش‏

‏همون‌طور که احتمالاً می‌دونی،‏ ‏کل بازسازی مجموعه‏

‏و هر کاری که برای احیای هتل کردم‏ ‏فاجعه بوده‏

‏هزار جور تلاش کردم‏ ‏بودجه‌ش رو جور کنم‏

‏هر کدومش یه مشکلی درست کرد‏

‏- واقعاً داری توجیهش می‌کنی؟‏ ‏- چیزی رو توجیه نمی‌کنم‏

‏سلیا، گوش کن‏ ‏باید سعی کنی بفهمی‏

‏شوخیت گرفته‏

‏هلنا چه ربطی به این ماجرا داره؟‏

‏خائِن بارها رو از ساحل می‌آره‏

‏نمی‌دونم چه‌طور،‏ ‏ولی هلنا همون‌جا مچش رو گرفت‏

‏با هم درگیر شدن،‏ ‏بیشتر شبیه یه حادثه بود‏

‏بعد گذاشتیمش زیر دوش‏ ‏تا هر مدرکی روش بود پاک بشه‏

‏- دیگه هیچی نگو‏ ‏- نه، گوش کن. سلیا، گوش کن‏

‏سلیا، من اونجا نبودم‏

‏فقط دستور دادم‏ ‏دوستت رو سالم نگه دارن‏

‏هرچی، گور باباش‏

‏- به من گوش کن‏ ‏- تنهام بذار‏

‏باید حرفم رو باور کنی‏ ‏کجا داری می‌ری؟‏

‏فقط تنهام بذار و برو به درک‏

‏وایسا، سلیا، وایسا‏

‏- خواهش می‌کنم، سلیا. یه لحظه صبر کن‏ ‏- تنهام بذار‏

‏نباید ببینن با هم داریم می‌ریم‏

‏دروغ نگو. دوربین‌های اون محوطه‏ ‏فقط خروج هلنا رو ثبت کردن‏

‏نه، اشتباه می‌کنی‏ ‏همهٔ راهروها دوربین ندارن‏

‏صبر کن، خواهش می‌کنم. فردا باید بریم‏ ‏سلیا، یه زندگی تازه شروع می‌کنیم‏

‏یه زندگی تازه؟‏ ‏بعد کاری که با هلنا کردی؟‏

‏- من پدرتم. بهم اعتماد کن‏ ‏- من با تو نمیام!‏

‏این اینجا چه کار می‌کنه؟‏

‏هیچی، ساندرا. همه‌چیز روبه‌راهه‏

‏- واقعاً؟‏ ‏- آره‏

‏که روبه‌راه به نظر نمیاد‏

‏معلومه که خوبه. مگه نه، سلیا؟‏

‏با چه فکری دخترت رو آوردی اینجا؟‏

‏نه، ساندرا. ولش کن!‏

‏برو خونه‌ت و منتظرم بمون‏

‏دنی؟ دنی، منم‏ ‏می‌شه لطفاً جواب بدی؟‏

‏یه چیزی پیدا کردم‏

‏باشه، فقط…‏ ‏فقط به حرفم گوش کن‏

‏بهش صدمه نزن‏ ‏التماست می‌کنم‏

‏حتی اگه فکرش رو هم بکنی…‏

‏لعنتی!‏

‏- سلیا!‏ ‏- سلیا!‏

‏- سلیا!‏ ‏- سلیا!‏

‏سلیا! سلیا!‏

‏- سلیا؟‏ ‏- هی، چی شده؟ کجا می‌ری؟‏

‏سلیا!‏

‏کجاست؟ سلیا کجاست؟‏

‏یعنی چی سلیا کجاست؟‏ ‏فکر کردم پیش شماهاست‏

‏ولم کن!‏ ‏همین الان ولم کن، عوضی!‏

‏کمک!‏

‏کمک!‏

‏یکی کمک کنه!‏

‏دنی! کمک!‏

‏ کجاست؟ لعنتی کجاست؟ ‏

‏ آشغال عوضی! ‏

‏داره چی‌کار می‌کنه؟ کجا می‌ره؟‏

‏به نظر نمیاد‏ ‏داره می‌ره خونه‏

‏دخترش ناپدید شده،‏ ‏بعد خودش می‌ره سفر؟‏

‏اون چمدون… مال سلیاست‏

‏- چی؟‏ ‏- لوئیس! لوئیس! لوئیس، وایسا!‏

‏زود باش! بریم! سریع‏

‏سوار شو، زود‏

‏ ساحل‌های فانوس دریایی ‏

‏برو، برو، برو!‏

‏وایسا، صبر کن!‏

‏- کدوم‌طرف؟‏ ‏- حروم‌زاده! لعنتی! بپیچ راست!‏

‏بابای یون رو می‌شناسی، نه؟‏

‏- همون جذابه؟ آره‏ ‏- آره‏

‏- اسمش فلیپه‌ست‏ ‏- فلیپه؟‏

‏- چی شده؟‏ ‏- خب، فلیپه…‏

‏اِم… فلیپه…؟‏

‏همین الان این رو بهت داد‏

‏به من داد؟‏

‏چرا؟ این چیه؟‏

‏- آره، اِم… خب…‏ ‏- چی؟‏

‏چون تو و اون‏ ‏توی نمایشگاه برلین بودین‏

‏- ولی من که برلین نرفتم…‏ ‏- و بعد با هم وارد رابطه شدین‏

‏و شاید برای همین با تمام خانواده‌ش‏ ‏اومده این مجموعه‏

‏یعنی… اِم…‏ ‏هم با فلیپه رابطه داری هم با پسرش؟‏

‏- فقط می‌خواستم حسودیش بشه‏ ‏- باورم نمی‌شه‏

‏لئو، من نمی‌تونم… یعنی…‏

‏تمام مدت توی هتل‏ ‏داشتی این کارها رو می‌کردی؟‏

‏جدی می‌گی؟‏

‏خب؟ حالا چی؟‏

‏اگه یون با پدرش حرف بزنه چی؟‏

‏می‌ترسم فلیپه‏ ‏همه‌چیز رو به یون بگه‏

‏شاید اولین کسی که باید‏ ‏باهاش حرف بزنی خود یونه‏

‏- نه؟‏ ‏- فکر می‌کنی؟‏

‏- صدات رو بیار پایین‏ ‏- مامان توی دستشوییه‏

‏- این خانواده برام مهمه، قسم می‌خورم‏ ‏- نگام کن‏

‏فقط دربارهٔ گردنبند پرسیدم‏ ‏مامان چی فکر کرد؟‏

‏- جوابم رو بده. چی فکر کرد؟‏ ‏- آروم باش. بذار فکر کنیم‏

‏- بذار توضیح بدم‏ ‏- چی رو توضیح بدی؟!‏

‏- چی رو؟‏ ‏- گوشیم رو بده‏

‏نه! می‌دونم با ماکا، بهترین دوست لئو،‏ ‏به مامان خیانت می‌کنی‏

‏تو همیشه همین‌طوری‏

‏- نه!‏ ‏- نه؟‏

‏- نه، یعنی… آره، دروغه‏ ‏- دروغه؟‏

‏- پس نباید برات مهم باشه نگاه کنم‏ ‏- گوشیم رو بده‏

‏حداقل جرئت داشته باش اعتراف کنی، نه؟‏

‏یون‏

‏یون!‏

‏خانم مندوسا،‏ ‏روز خوبی داشته باشین‏

‏دارم با مادربزرگم می‌رم‏ ‏یه صبحانهٔ کاری‏

‏که تمام صبح وقتمون رو می‌گیره‏ ‏ولی بعدش می‌بینیم‏

‏بالاخره آزاد شدیم، نه؟‏

‏آره، کی فکرش رو می‌کرد‏ ‏به اینجا برسیم؟‏

More Farsi/persian subtitles for Oasis

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left