The first 200 lines.
پول زیادی تو دستمه ، دیو
فکر کردی می تونی بیای اینجا و با سگ گنده پاستور بازی کنی ؟
خب ، یکم اینو داشته باش
ادامه بده بهترینت برگت رو ، رو کن
اصلاً 9 داری ؟
گو فیش = ( بردم )
خب اینو ببین چهارتا 9
اینـــــــه
اُ .. اُ .. سگ گنده ، رفیقت بد جوری گذاشت تو کاست
سلام بچه ها چکار می کنید ؟
اوه ، سلام عزیزم ، دارم یکم مالکوم و کلوین رو می برم
اینـــــــه
مالکوم ، خوشحالم که اینجایی
نظرت در مورد "قرار ملاقات شانسی" چیه ؟
اوه راستش ، جما .... من واقعاً قرار ملاقات شانســ
عالیه
چون یه معلم انگلیسی جدید فوق العاده تو مدرسه هست
به اسم "سوفیا" و من فکر میکنم شما دوتا حرفای زیادی برای گفتن دارید
اوه ، خب اونم تو خونه زندگی میکنه و با اتوبوس می ره سر کار
ممنونم جما ، اما من زیاد اینجوری فکر نمی کنم
آخرین قرار ملاقات شانسی من ازش سه تا بچه بیرون اومد
خب ، تو ار بچه ها خوشت میاد
آره ، اما همشون رو آورده بود برای شام
و یکی شون از من بزرگتر بود
بهت قول می دم هیچ نگران کننده ای بوجود نمیاد
من بخاطر آشنایی دادن هام یه جورایی معروف شده ام
من یه رکورد عالی دارم
... خب
پارکر ها رو چی میگی ؟
اوه ، خب اون یه خانواده مخفی توی "وینیپگ" داشت و تقصیر منه ؟
به هر حال
قبلاً تو "کالامازو" به من می گفتن دکتر زنگوله عروسی
هی ببین جما ، ازت ممنونم
اما من هنوز از جونم سیر نشدم
سیر نشدی ؟
داری با دوتا آدم متعهل "گوفیش" بازی میکنی
و دیشب هم یواشکی دیدمت که داشتی با یه "تِی" می رقصیدی
اون می گیرتش
باشه ، خوب حدس می زنم می تونیم بریم یه نوشیدنی بخوریم
بیا پسر
وای، این چی پدر ؟
فقط یکم پول بیشتر برای اینکه یه موقع بچه هاش رو آورد
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی @majid.aliatashi
قسمت 9 خوش آمدید به قوانین آشنایی
کلوین ، شنیدم "ترنس واکر" مرده
باورت می شه ؟
حتماً اون مرد روی یه پا راه می رفت
اون یکی پاش رو توی کره از دست داده بود
خب ، ظاهراً اون وصیت نکرده
و حالا همه خانواده اش سر اموال اون دعوا می کنن
چه اموالی ؟
اون یه بیوک مدل 81 داره و یه کمد پر کفش پای چپ
نمی دونم کلوین
ما اونقدر جوون نیستیم که به دردمون بخوره
شاید ما هم باید به فکری در مورد وصیتمون بکنیم
اوه ، نه ، عزیزم ، ما اونقدر هم پیر نیستیم که نیاز به وصیت نامه داشته باشیم
هفته پیش بود که تو ورق بازی بردم
دلیلش این بود که اون یارو می خواست تخفیف زیادی بهت بده
که منم لایقش نبودم
کلوین ، مرگ مال همه هست
منظورم اینه ، تنها خواسته تو اینه که بچه ها سر اموال تــــو دعوا نکن
من بمیرم برم و تو بیشتر ناراحت پسرات هستی؟
وای تینا
وای
سلام داداش
قرار با یه نفر شانسی آشنا بشم و یه نوشیدنی بخوریم
و واقعاً نمی خوام اینجا باشم
بنابراین می تونی یه زنگ بهم بزنی مثلا نیم ساعت دیگه ؟
نممی خواد چیزی بگی . مامان بزرگت بیمارستانه یا خونت آتیش گرفته و از اینا ؟
بزار شانسی نگیریم حرفت رو
مامان بزرگم بیمارستانه چون خونه آتیش گرفته
بیا این شمارم
سلام ، مالکوم ؟
اوه ، لعنتی
سوفیا ؟
بزار حدس بزنم قرار بوده یه عمه مریضی داشته باشی ؟
چی ؟
چطوری فهمیدی ؟
چون منم یه تلفن از عمه مریضم دارم
مشکلی نیست ، اون نازه
هی صبر کن
ما یه میز لازم داریم برای دو نفرمون درسته ؟
بله ، چرا ؟
فقط داشتم چک میکردم
هی عزیزم چی رو می پایی؟
فقط دارم یکم هوا می خورم
این یه شب زیباست
ستاره ها در اومدن - ... آره -
منتظر مالکومی ؟
کدوم جهنمیه ؟
خب ، اگه هنوز اونا خونه نیستن
آشنایی شون خوب پیش رفته ، درسته ؟
فقط خوب نه . سوفیا بهم پیام داده و گفته عالی پیش می رن
مثل اینکه ما دکتر زنگوله عروسی هستیم
که یه بیمار هم از دستش در نرفته
.... خب
نمی دونم "کی هیلز" موافق این باشه
دوباره می گم ، تقصیر من نبوده
اگه اون خودش هم نمیم دونست که همجنسگراست ، چطوری من باید می دونستم ؟
سلام بچه ها - چرت و پرت کافیه -
همه چی رو بهم بگو
ببین ، چیز زیادی برای گفتن نیست
اون خوب بود
... چی
فقط خوب بود ؟ - آه -
زمان مرگ آشنایی: 9:32
چی... اما سوفیا گفت همه چی عالی پیش می ره . چی شد ؟
خیلی خب اون راست گفته
اون خنده های بچه گانه آزار دهنده ای داشت
و منظورم اینه ، اونا واقعا آزار دهنده بود
چقدر بد بود ؟
مردم هی تلفن شون رو چک میکردند
تا ببینن هشدار کودک ربایی دادن یا نه
ببین ، متاسفم جما
اما مطابق با قوانین آشنایی من نبود
ممنونم از تلاشت
نمی تونم باور کنم
این دیوونگیه بخاطر چیزی مثل قوانین آشنایی یه رابطه بهم بخوره
گرفتن مچ شوهرت توی جکوزی با یه نفر دیگه رو درک میکنم
اما اینو ؟ نه
خب ؛ ببین جما ، هر کسی برای خودش یه قوانین آشنایی داره
می دونی ، وقتی من مجرد بودم هیچ وقت نتونستم با کسی که زاییده قرار بزارم
یا مدل موش مثل مدل موی مادرم بود
یا در شرق بزرگراه 43 زندگی می کرد
اونجا شده بود مرکز یه مشت آدم کودن
دیو ، منم شرق بزرگراه 43 زندگی میکردم
اوه ، می دونم
اما وقتی تو رو بهتر شناختم
خیلی از خصوصیات خوب تو رو کشف کردم
که باعث شد قوانین آشناییم رو فراموش کنم
آه
بعلاوه ، تو تنها دختری بودی که از اونور بزرگراه باهاش آشنا شده بودم
که عضو باشگاه مبارزه نبود
شاید اگه من کاری کنم که مالکوم
خصوصیات بهتر سوفیا رو ببینه
اون قوانین آشنایش رو فراموش میکنه مثل تو
حدس می زنم
چقدر برای تو طول کشید ؟
مثلاً ، دو یا سه تا قرار ملاقات ؟
آره ، بیا بی خیالش بشیم
اوه ، سلام پدر - سلام ، سلام -
اوه ، شماها دارید دوباره یوتوپ نگاه میکنید ؟
اون یکی رو بزن که میمونه بستنی بچه رو می دزده
نه ، کلوین ، من از مارتی خواستم بیاد اینجا
تا کمکمون کنه وصیت نامه مون رو تنظیم کنیم
آره من یه وب سایت پیدا کردم
که تقریبا همه کاری واست میکنه
خب اساساً هر کاری که واسه مرگت باید انجام داد
پسر ... من موقع سیاه پوستی مایل جکسون زنده بودم
تا موقع سفید پوستی مایکل جکسون
و موقعی که اون تهمت لعنتی رو به مایکل جکسون زدن
من هیچ جا قرار نیست برم
باشه ، خب بدون تو انجامش می دیم
خب ، کامیونش رو برای دیو بزار
مگه اینکه از روی جنازه من رد شید
دقیقاً - دقیقاً -
باشه
یالا بزار انجامش بدیم پس
بزار ، بزار انجامش بدیم
ممنونم عزیزم ، و بهت قول می دم وقتی انجامش بدیم
می تونی ویدیویی اون میمونه رو ببینی
نظرت چیه ؟
خوبه
باشه ، بزارید شروع کنیم
اسم ، تاریخ تولد
اوه ، دوست داری دفن بشی یا جسدت رو بسوزونن
دفن شم - دفن شه -
باشه ، عالیه
اوه ، بریم سراغ اموال
در صورتی که یکی از شما دوباره ازدواج کرد
ها ... سوال بعدی پسر - چی -
دست نگه دار
کجاش خنده دار بود ؟
چون من بعد تو نمی تونم با هیچ زن دیگه ای ازدواج کنم
و قطعاً تو هم نمی تونی با یه مرد دیگه ازدواج کنی
خب کلوین اگه فردا افتادی مردی
انتظار داری من تمام عمر رو مجرد بمونم ؟
اوه ، بله
وینی ماندلا این کار رو کرد
کرتا اسکات کینگ این کار رو کرد
تینا باتلر هم می تونه انجامش بده
ماندلا ، دکتر کینگ
چرا خودت رو با حضرت عیسی مقایسه نمیکنی ؟
خب ، باشه ، وفتی من مردم
سه روز صبر کن من بر می گردم
با من شوخی نکن تینا
اجازه بهت نمی دم بعد مردن من ازدواج کنی
خب ، اگه اینکار رو ادامه بدی دیگه نیازی به این کار نیست
هی ، کی م یخواد فیلم اون میمونه رو ببینه ؟
خب ، دیدی گروور
حتی اگه "شارلوت" آخرش میمرد
فداکاری هایی که در حق "ویلبور خوکه" کرد
به ما نشون می ده که دوستی واقعی چیه
فقط باعث شد هوس گوشت کبابی خوک کنم
و به منم خاطر نشان کرد هرگز نزارم کتاب " نعره خوک پیر " رو بخونی
سلام مالکوم
او؛ سلام ، دیو اوه ، جما ازم خاست بیام اینجا
و به گروور کمک کنم تحقیقش رو در مورد کتابش بنویسه
این معمولاً کار من بود
... کارتو بود
No comments yet. Be the first to leave one.