The first 200 lines.
به نظر مياد اين اينترنت که ميگن همينجاست. نه؟
اشکالي نداره اگه حرف نزني
بچه ها ؛ حدس بزنين چي شده ؟
. بري و ميندي ؛ طلاق گرفتن - . خداي من -
تو چته ؟
. نه . بري و ميندي رو ميگه
معذرت ميخوام ، کلمه طلاق رو که شنيدم . ناخودآگاه فکر کردم منظور راس بوده
اين ، بري و ميندي کي هستن ؟
بري ، اون مرديه که تقريبا باهاش ازدواج کرده بودم . و ميندي هم بهترين دوستم بود
همون مردي نيست که با اين خانمي که ميگي بهت خيانت کرد ؟
آره ، معنيش اينه که به جاي اينکه روي من خوابش ببره ! روي اون زنيکه خوابش ميبرده
چرا دارن طلاق ميگيرن؟- خوب احتمالا با يکي ديگه به اين يکي خيانت کرده-
ميتونين تصورشو بکنين که اگه باهاش ازدواج کرده بودم چي ميشئ ؟ چقدر زندگيم عوض ميشد
ميفهمم چي ميگي . براي خودم هميشه . . اين سئوال مطرحه که
. اگه طلاق نگرفته بودم ، زندگيم چطور ميشد . .
کدوم دفعه رو ميگي ؟ - . دفعه اول -
تصورشو بکنين که کارول . نفهميده بود که يه زنِ همجنسبازه
. من که نميتونم تصورشو بکنم . هميشه به اين موضوع به ديد خوب نگاه ميکنم
. شرط ميبندم هنوز داشتم به کاراته ادامه ميدادم
وقتي نزديک طلاق گرفتن بوديم . . براي کم کردن فشار رواني
از اينکه فعاليت فيزيکي ديگه اي انجام نميدم . . ! به کاراته پناه برده بودم
شايد مشکل در تلفظ کاراته بوده
اگه من هنوز چاق بودم چي ؟
. حتما ديگه باهام قرار نميذاشتي
. حتما بازم باهات قرار ميذاشتم - . بس کن ديگه -
فکر کردين اينقدر سطحي هستم ؟
. نه ، ولي به نظرم مونيکا بيش از حد چاق بود
تصورشو بکنين که ! از سريال " روزهاي زندگي " اخراج نميشدم
. دوباره کارول اومد توي ذهنم
اگه اينقدر جرات داشتم که از شغل مزخرفم استعفا بدم ، چي ؟
احتمالا يکي از نويسنده هاي روزنامه نيويورکر ميشدم . و براي اينکه نوشته هام بامزه ان پول ميگرفتم
. منتها ، اين شغل الانم هم بامزه است . . فردا
. مجبور نيستم که کراوات بزنم . . .
اگه من اون شغلِ توي مريل لينچ رو گرفته بودم چي ميشد ؟
چي ؟ - مريل لينچ ؟ -
يکي از مشتريهام که ماساژشون ميدادم بهم گفت . استعداد خوبي توي بورس دارم و بايد اونجا کار کنم
پس چرا اون شغل رو قبول نکردي ؟
اونموقع ، فکر ميکردم هرچي که . قافيه اش جور باشه خوب و درسته و بايد اونکارو بکنم
. . فکر ميکردم اگه توي استاکس کار کنم
مجبور ميشم برم توي جعبه زندگي کنم و . فقط ماهي دودي بخورم و روباه داشته باشم
فکر ميکنين ، اگه همه اين اتفاقا افتاده بودن هنوزم باهمديگه بوديم ؟
The One That Could Have Been Part 1
تمام حقوق ترجمه اين فصل از سريال متعلق به سايت WwW . Free - Offline . CoM . ميباشد
ksjvk تنظيم از
خداي من ، ريچل گيرين ؟
! راب تلمَن
. نه ، نه ، منم ؛ راس
. متاسفم ، راس تلمن
. نه ؛ نه ، نه ، راس گلر - . البته ، برادر مونيکا -
. آره ، خودشه - حالت چطوره ؟ -
. خوبم ، خوبم ، ازدواج کرده ام
! منم همينطور
بهترين کاري نيست که آدم ميتونه بکنه ؟ - ! بهترين کار ،ازدواجه -
مونيکا چطوره ؟ - . واقعا ، حالش بهتر از اين نميشه -
. راستش ، پايين همين خيابون زندگي ميکنه . بايد بهش سر بزني و يه سلامي بهش بکني
. خوشحالم ميشم بهش سَر بزنم - . اگه اينکارو بکني خيلي هيجان زده و خوشحال ميشه -
. باشه - . بيا بريم -
صبر کن ، نبايد پول اين مجله ؛
خانمهاي سينه گنده " رو بدي ؟ " . . .
نه ، نميخواد ، يه بچه ازم خواست . . که اين مجله رو براش بگيرم
نميخواي پول بچه رو پس بدي؟-
بيا رفيق اين پولت. مجله پورن مناسب تو نيست
مونيکا هنوز با اون آقاي دکتر خسته کننده بيرون ميره ؟
. خسته کننده نيست . . اون ، فقط
. تُنِ صداش يه کم پايينه
. بفرمايين ، قهوه با طعم فندق - . متشکرم -
ميدونم ، ايني که آوردم ؛ . درواقع فندق نيست
. يه جور دانه است
کسي ميدونه يه جور دانه ديگه رو که مردم به عنوان فندق ميشناسن نام ببره ؟
. خداي من ، بذار فکر کنم
. سلام
چي شده ؟
. يه نامه ديگه که توش گفتن کارمو رَد کردن
. گفتن که طرز نوشتنم خنده داره . ولي براي مجله کمدي آرچي ، خنده دار به حساب نمياد
. بايد برگردم بيمارستان
. خيلي خوب - . باشه -
. خداحافظ - . خدانگهدار -
به هرحال ، جواب اون سئوال . فندق برزيلي " هست "
ببينم ، سئوالش اين بود که اون چيه که از خودش خسته کننده تره " ؟ "
. رفيق ، بابت مجله آرچي متاسفم
يه مقدار پول ميخواي بهت بدم ؟
شايد پول نداشته باشم ! ولي هنوز غرورم سرجاشه
جدا ؟
. شايد جويي مجبور نباشه همينطور بيخودي بهت پول بده
ستاره هاي تلويزيون ، معمولا دستيار دارن ، درسته ؟ - . اينم فکر خوبيه -
يعني ، حاضري اگه يه دستيار استخدام کنم از دستيارم پول بگيري ؟
. نه ، جويي . منظورم اين بود که چندلر ميتونه دستيارت باشه
ميتونه جواب نامه هاي طرفدارهاتو بده . و از اين جور کارها
! عالي ميشه ! بيا همين کارو بکنيم
. يه مقدار پول به دردم ميخوره
! به گروه فيلمبرداري خوش اومدي - . باشه -
. بايد برم دستشويي
از اونجايي که توي دستشويي به دستيار احتياجي ندارم ! ميتوني استراحت کني
. باشه
. سلام - . سلام ، فيبي -
. جويي ، چندلر رو استخدام کرد
. کار خيلي خوبي کردي
! گوشي دستت ! گوشي
! بگو
. نه ، نه ، نه ! گفتم به 50 که رسيد بفروش بره
! منظورم 5 و 0 بود ، يه عدده ! بعداز عدد 49 ، اين عدد قرار داره
. نه چيزي نيست ، ايرادي نداره . تا يه اشتباهو حق داري که انجام بدي
. شوخي کردم ! اخراجي
سلام ، مون ؟ ! مون ، ببين ، کي رو ديدم ؟
! خداي من ، ريچل
! فوق العاده به نظر ميرسي - ! توهم همينطور -
وزن کم کردي ؟ - . نظر لطفته که متوجهش شدي -
. درسته ، من 31.5 پوند وزن کم کردم
دوستم ، چندلر رو يادت مياد ؟ - . سلام -
. و ، اونم فيبي هست - . سلام -
. بشين از آخرين باري که همديگه رو ديديم چقدر ميگذره ؟
سال 1987 بود ، روز بعداز کيريسمس . توي مهموني جشن تولد شين مکمن
. يکي از آهنگهامو برات زدم . " به اسم " آداب معاشقه بين سياره اي
. آره ، درسته
هنوزم آهنگ ميزني ؟ - . بعضي وقتا -
. . ميتوني يه بار بياي تا برات آهنگ - ! خداي من -
جويي تريبياني از سريال روزهاي زندگي . همين الان به اين جا وارد شد
. ريچ ، اون دوستمونه - شماها با دکتر درک راموري دوستين ؟ -
. . دوستي با دکتر درک راموري سخته
به خاطر اينکه سرش خيلي شلوغه و ديگه اينکه . . ! اون واقعيت نداره
يا ميتونم يه بار که وقت شد ! کيبردم رو بيارم اينجا و برات آهنگ بزنم
. داره اينجا مياد - جويي ؟ -
. ميدونم ، بيا ؛ بگير
. نه ، اين ريچل هست . با همديگه دبيرستان ميرفتيم
. سلام - . سلام -
. عاشق نقشتون توي اون سريال هستم
. هر روز ، نيگاتون ميکنم
وقتي حاضر شدين که کليه خودتون رو بدين . . تا جونِ همسر قبليتون رو نجات بدين
. . اونم با وجود اينکه ميخواست بکشتتون . .
. هميشه ديدن يه طرفدار لذت بخشه
خل و چل که نيست ؟ - . نه -
حالتون چطوره ؟
. وايسا
. وايسا ؛ يه لحظه
! بگو
کي صحبت ميکنه ؟
اسمتون چيه ؟ بريندي ديگه چطور اسميه ؟
. حرف نزن
. خيلي خوب ، از حالا به بعد اسمت " جوآن " هست
. ميتوني فاميلتو ، خودت انتخاب کني
!!خودکارم نيست. اونم خوردي؟
. اينجايي - . رئيسم اومده -
. اين ، ليست کارايي هست که امروز بايد انجامشون بدي
. خيلي عالي ميشه . ازت خيلي متشکرم
ديگه بايد برم سرکار ، امروز قراره توي بيمارستان ! دوقلو به دنيا بيارم ، ولي فقط يکيشون مال خودمه
. لباسهامو ببر به خشک شويي تحويل بده . ويتامين هامو برام بگير
. بهم ياد بده که ويتامين رو چطوري مينويسن
. شلوار جين جديدم بپوش
حواست هست که چيکاره اش هستي ، آره ؟ - چيکاره اش هستم ؟ -
! نوکرشي
! نه ، نه ، نه
وايسا ببينم ! وري شکلاتهاي کيت کت من که نشستي ؟
نه ، يه سقوط سهام کوچيکي پيش اومد و
. باعث شد 13 ميليون دلار رو ازدست بدم . .
ولي ، شکلاتهاي کيت کتِ من که سالمن ؟
حالا چيکار کنم ؟ . اداره ميکشه منو
نميتونم چيزي به مشتريهام بگم ! چونکه اونوقت اوناهم خودشون ميکُشن
. خيلي خوب ، حالا سينه ام درد گرفته - چي ؟ -
. سينه ام درد ميکنه
. و حالا ، نميتونم نفس بکشم - سکته کردي ؟ -
اگه سکته کرده بودم ، الان بازوي چپم درد گرفته بود ؟
. آره - . پس ، آره ، سکته قلبي زدم -
! خداي من
!!خوب اين ديگه کار نميکنه. ميشه واسه من اورژانسو بگيري؟
. بي خيال فيبز ، اينقدرها هم بد نيست
بيشتر مردم از اينکه دو هفته نرن سرکار . خيلي هم خوشحال ميشن
. بيشتر مردم از شغلشون بدشون مياد . من شغلمو دوست دارم
اگه سه ساعت بيکار بشينم . بدجوري ديوونه ميشم
. دلم براي " جوآن " تنگ شده
عزيزم ، سکته قلبي ، نشونه اينه که . طبيعت داره بهت ميگه بايد کمتر کار کني
هميشه فکر ميکردم سکته قلبي ، روشيه که . ازش طبيعت ميخواد بهت بگه قراره بميري
. ولي ، تو قرار نيست که بميري
منطورم اينه که ، بالاخره ميميري . ولي ، امروز قرار نيست بميري
. کاشکي مُرده بودم
. بيا بريم يه قدمي بزنيم
شايد بايد اين چرندياتي که ميبافي رو . توي مجله کونِ خودت چاپ کني
تو اوضاعت چطوره ؟
. يه عالمه کاراته تمرين کردم
هنوز با کارول درگيري داري ؟ - . آره -
چند وقت از آخرين دفعه اي که باهمديگه سکس داشتين ميگذره ؟
. . آخر هفته گذشته - . اينقدرها هم بد نيست -
. . ميشه دوماه . .
. از آخرين دفعه اي که سعي خودمو کردم . .
. شايد شما دوتا به يه تجديد علاقه احتياج دارين
منظورت چيه ؟ - . نميدونم -
ميشه تو اونو ببندي يا اون تورو ببنده . ميتونين از روي همديگه چيز بخورين
ميتونين با همديگه چرک حرف بزنين يا سکس سه طرفه داشته باشين يا از اين اسباب بازيهاي سکيسي استفاده کنين
. ميتونين نمايش اجرا کنين . تو ميشي نگهبان ، اون ميشه زنداني
. يا تو ميشي دزد دريايي و اون ميشه خدمتکار - . خيلي خوب ، فکر کنم متوجه منظورت شدم -
يا ميتونين بيايين تو کار بورس و بيايين تو محوطه عرضه سهام . . و لخت بشين روي زمين و
! همه نيگاتون کنن . . .
. تا حالا همچين اتفاقي اونجا نيفتاده
خوب اوضاع با جويي چطور پيش ميره؟- الان ديگه با کد بهم دستور ميده-
يک يعني برام غذا بيار. دو يعني من يه دختر آوردم برامون غذا بيار سه يعني من گم شدم و نميتونم غذا پيدا کنم
....اوه عزيزم اينورا غذا نديدي؟
. . و اونجا هم کافه برادي هست
که بعد از يک روز طولاني و انجام عملهاي جراحي . . خسته کننده ، ميرم اونجا و خستگي درميکنم
. خيلي جالبه ديگه چي ؟
خوب ، اون يه قسمت بزرگ از . تجهيزات تلويزيونيه
. و اونم يه پيرمرده که اونجا وايساده . .
No comments yet. Be the first to leave one.