Becoming Elizabeth

Becoming Elizabeth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Becoming Elizabeth S01E03 WEBRip x264-ION10
A Commentary by sahar_frb

Tags

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
Published on: 2022-08-10
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.دیگه مراسم عشای ربانی برگزار نکن «...آنچـه گـذشت»

پادشاه برحقم پدر مقدس رو به سُخره گرفته

.این قلبم رو به درد میاره

.همه دنبال اینن که از هم سوءاستفاده کنن

انتخاب کن که می‌خوای کی با خودش فکر کنه داره ازت سوءاستفاده می‌کنه

این همه چیز رو به خطر میندازه... زندگیم رو

.گردنم رو

.و گردن منو، قربان

مثلا اون‌جوری بهم هشدار دادی؟

.با اون گوزن بیچاره

اصلا به من فکر می‌کنی الیزابت؟

.همیشۀ خدا

خواهرم ماری از دربار رفته .برگشته خونه‌ش در فراملینگهام

می‌خواد من طرفش رو بگیرم

.من بودم خودم رو قاتی بازی‌شون نمی‌کردم .طرفِ کسی رو نمی‌گرفتم

برای کی دعا می‌کنی الیزابت؟

.برای خواهرمون ماری

و برای چی دعا می‌کنی؟

برای اینکه دینش رو تغییر بده .تا روحش نجات پیدا کنه

«یا درس بگیر یا سکوت کن»

.شما باردارید

مطمئنی؟

به حرفِ من شک دارین خانم؟

...خیلی

.خیلی کارها دارم

.بچه خواست خداست

.این حکم مرگه

.برای من... برای اون بچه

چرا زن‌ها همیشه باید با همچین قطعیتی صحبت کنن؟

.با چنین خیالاتی

کدوم مَردی وقتی خبرِ جنگ رو می‌شنوه، مرگش رو پیش‌بینی می‌کنه؟

.پس مردهان که خیالاتی‌ان

باشه؟

.مادرِ من که زنده‌ست

.مادر خودت هم زنده موند

زنِ نایب لرد ده‌تا بچه صحیح و سالم به دنیا آورده

زنِ نایب لرد؟

.بعید می‌دونم چیزی بتونه اون زن رو بکشه

،هر جور مصونیتی که داره .بعید می‌دونم منم داشته باشم

.بچه‌ت خوشبختـه

...اگه تو و سر توماس مادر و پدرِ من بودین

...من به پدر و مادرم احترام می‌ذارم ها ولی

ولی بدم هم نمیومد اگه .شماها پدر و مادرم باشین

می‌دونم که من صرفاً یه ادمیرال حقیرم

جسارت هم نباشه

ولی یه مردی هست

که روی یکی از بدترین صندلی‌هامون نشسته

.میگه رابرت دادلی فرستادتش

.من که این پیام‌رسان رو ندیدم

.نمی‌تونم کمک‌تون کنم

.ولی می‌تونی

.و باید بکنی

.چون تو الیزابتِ مَنی

.هیچ‌کس دیگه‌ای حق نداره باهات بازی کنه

فهمیدی؟

مثل اینکه برای همه .یه برنامه‌ای هست جز پرنسس

کت، حواست هست که هنوز داری حرف میزنی؟

.صدایِ زنمه. داره نزدیک میشه

!زن

شوهر. دختر. اهالی منزل

...من و الیزابت داشتیم همین جور

از این پنجره آسمون رو تماشا می‌کردیم

...تو این فکر بودیم که آیا

ابرها آینده‌مون رو پیشگویی می‌کنن یا نه

چون اگه این‌طور باشه

می‌ترسم کلی گوسفند سر راه‌مون سبز بشن

هدف ایشون از اینجا موندن اینه که درس‌هاشون رو بخونن

.نه که به بیرون پنجره خیره بشن

برای همین مزاحمت ماست که اینقدر ناراحت شدی الیزابت؟

.مچت رو گرفتیم که تنبلی می‌کنی

کت اگه عقل تو سر کسی باشه

و یه نگاهی به این دو نفر بندازه

می‌دونه که مقصرش اونه

نه این فرشته کوچولوی متین و موقر و پرتلاش

بله البته، چرا امروز یه جوری لباس پوشیدی که انگار تازه بیوه شدی؟

خیلی وقت نیست که ما پادشاه و ایشون پدرشون رو از دست دادن؟

.بله ولی بهار اومد و رفت عزیزم

.همه‌چیز باید نو بشه

احتمالا این همون چیزیه که گوسفندها دارن بهمون میگن

.اونا برّه‌ن

.و بهاره

.باید از نو متولد بشیم

!قربان

.من و نامادریت این رو ممنوع می‌کنیم

.ادامه بده

.نمیشه که تولد دوباره‌ش رو نصفه و نیمه بذاری

باید درست و حسابی آزاد و رها بشه

!حتی اگه شده به زور

اگه واقعا هنوز عزادارشی

بدون که مُردگان از ما می‌خوان آزاد و رها باشیم

.چون اونا هم آزاد و رهان

.نگاهش کن

.یه خبری دارم

خبر؟ چه خبری؟

چه خبریه که بتونه همزمان با الیزابتی که اینجور سبک‌بار جلومون وایساده، رقابت کنه؟

!نه، نه، نه، نه

!نه، نه، نه

.نه، نه

...نه! نه، نه، نه، نه! آخ

!آخ

گیرم انداختی. گیرم انداختی. گیرم انداختی

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

مترجم: سـحـر

من بودم بارها و بارها همچین نامه‌ای که اینقدر دردناکه رو نمی‌خوندم

...کلماتش برام دردناک نیستن

.بلکه مفهومشه که دردناکه

چه فرقی می‌کنه؟

...پس

مثل اینکه الیزابت هم

...مثل پدرم

.بازیچه دست کاترین میشه

وگرنه چه دلیلِ دیگه‌ای داره

وقتی از خواهرم می‌خواستم کمک کنه صلح برقرار کنیم

جنگ رو انتخاب می‌کرد؟

برسه به دست نایب لرد سامرست

.نه کسِ دیگه‌ای

گاردنیر رو آزاد کنیم؟ واقعا؟

پس یعنی یه کاتولیک توی شورا‌مون داریم

...و این‌جوری - .آره -

و احتمالا این باعث میشه خیال پرنسس ماری راحت بشه که

.کشتار کاتولیک‌ها توی دستورکارمون نیست

.همون جا بمون

«بـرج لندن»

.و بالاخره تشریف‌فرما شدن

باور کن اگه مجبور نبودم ...پام رو هم اینجا نمی‌ذاشتم

.اسقف

...پادشاه

.عقاید سفت و سختی دارند

.مثل پادشاه قبلی دیگه

مگه وظیفه اعضای شورا این نیست که این عقاید سفت و سخت رو کم‌اثرتر کنن؟

با آزادی‌تون وضعیت بدتر هم میشه

.پروتستان‌های عصبی اعتراض می‌کنن

.اونا رو زندانی کنید

عصبی؟

.قربان، الان بحثِ دینِ انگلستان وسطه

.قربان، بحثِ دین پادشاه و دین من وسطه

.البته که کاترین پار اعتراض می‌کنه

کاترین پار؟

خب معتقدم به قدر کافی براش دلیل داره

می‌خواستی بدی به خاطر بدعت‌گذاری اعدامش کنن

می‌دونم کاری که کردی

.به خاطر خواستۀ روحت بوده

ولی ازت می‌خوام اگه روحت باز همچین خواسته‌هایی داشت

.شاید بخوای توی همین برج بذاریش

یعنی روح یه انسان رو از بدنش جدا کنی؟

.شاید بخوای سرش رو هم از تنش جدا کنی

...شاید همین طور باشه

.استفان

تو هم اجازه داری همراهم بیای؟

اومد. بیا تو

.ماری از دست‌مون عصبانیه

ماری؟

پس یعنی جواهرات زنم رو بهش دادین، راضی نشد؟

پس باید یه هدیه دیگه بهش بدیم؟

آزادی اسقف کاتولیک؟

.هدیه نیست

.تلاشی برای جبران خسارت نامه‌شه

نامۀ من؟

تازه بهم گفتن یه نامه برای .خواهرت، ماری نوشتی

ظاهرا خیلی بابت این موضوع نگران شده

اینکه چطور تو و برادرت یعنی پادشاه

...علیه‌ش

.متحد شدین

نه، نگفتم علیه‌ش

ماری احساس می‌کرد باید از خودش محافظت کنه

حالا اینکه پرنسس ماری فکر می‌کنه در برابر چی باید از خودش محافظت کنه رو

.دوست ندارم بدونم

اون یه کاتولیکه و حمایت زیادی هم ازش میشه

.و ممکنه تهدیدی برای سلطنت باشه

.خب من که کاری نکردم

!اینو به ماری بگین !من نخواستم اون همچین نامه‌ای بنویسه

دیگه خودت و اهالی این خونه رو دشمن کسی اعلام نکردی؟

خواهرم یه سوال ازم پرسید و من جوابش رو دادم

وای خدایا! توماس ما پرنسس رو عصبانی کردین

.اون حس می‌کنه ما بی‌انصافی کردیم

بی‌انصافیه که زندگی منصفانه نیست

مهم نیست من اعدام بشم یا شکنجه

نه، نه، چون من بی‌انصافی کردم

می‌دونم وقتی پدرم در حال مرگ بود

اسقف می‌خواست تو رو ...از دربار بیرون بندازه ولی

خب فکر کنم این جوری به گوشِت رسوندن

.بحث دینش بود

...می‌دونم از تو و چند زنِ دیگه بازجویی کردن

.اون نمی‌فهمه

...کاترین

.اون نمی‌فهمه

.پدرت اراده قوی داشت

مثلِ یه توپِ پُر بود و روال دربار این بود که

ببینه کدوم توپچی می‌تونه خشمش رو .در جهت درستی شلیک کنه

و بعد همه فهمیدیم که اون در حال مرگه

و اولین چیزی که به ذهن اسقف گاردنیر رسید

این بود که در نبود پدرت

کی بیاد تو گوش برادرت بخونه؟

شکی نیست که می‌خواست خودش این کار رو بکنه

و اینکه کاتولیسیسم دوباره در این کشور قدرت بگیره

و چون من مثل یه مادر

ادوارد رو دوست داشتم انگار که بگی بچۀ خودمه

و مثل یه پروتستان خدام رو دوست داشتم انگار که

...اون خدامه

اسقف دنبال این بود که محکومم کنه

More Farsi Persian subtitles for Becoming Elizabeth

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left