The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
بیرون چه خبره؟
افراد انبار شرقی هنوز دارن همه جا میگردن
وقتی زیر درخت منتظر بودم
فهمیدم کسی که یادداشت رو داد به اونا
گارد سلطنتی بود
کسی که گرفتش نقاب زده بود
دیدمش
و چندبار باهاش مبارزه کردم
شکلش رو میشناسم
اون کیه؟
اون مردی که نقاب زده هم از فرقه ماست
به نظر میاد که
شاگردهای ما توی گارد سلطنتی هستن
وودانگ توام توی دولت شاگرد داره
شاید
همونطور که میگن،یک دولت فاسد باعث سقوط سلسله میشه
باید با دقت تحقیق کنیم
یکی یه توطئه ای چیده که هیچکس ازش خبر نداره
یوجینگ کجاست؟
آقای مو،خانم شی من
با من بیاید
بیاید اینجا
یوجینگ
جینگ ار
اگه هی نگران باشی
میترسم نه تنها به قلبت آسیب بزنه
...بلکه
یوجینگ
یوجینگ
تقریبا یادم رفته بود
آخرین باری که
از صمیم قلبت خندیدی کی بود
یوجینگ
منم دلم برای چیائو ار تنگ شده
یعنی حالش چطوره
منظورش اینه که
چیائو ار خیلی باهوش
معقول
دوست داشتنی و سرزنده بود
چیائو ار هدیه ایه که خدا به من داده بود
ولی من ازش خوب محافظت نکردم
یوجینگ
بلندشو بریم
بیا بریم چیائو ار رو پیدا کنیم،خب؟
چیائو ار مرده
چیائو ار مرده
به نظر میاد
وقتشه بهش داروی قوی بدی
داروی قوی؟
چیزی نیست
باید کمکش کنیم هرچی زودتر حالش بهتر بشه
خانم شی من
چی تو فکرته؟
فقط بگو
هیچی
تضمین میکنم دارو بیماریش رو شفا میده
چیائو ار
اونقدری که من دلم تنگته تو دلتنگ من نباش
یوجینگ
یوجینگ
ببین
برات خوراکی آوردم
خوشمزست
خیلی خوشمزست
بوش کن
خوشبو نیست؟
یکم بخور
یکم بخورش
یکم بخور،یوجینگ
بلندشو یکم بخور،لطفا
خوراکی خوشمزه است
نگران نباش
میبرمت پیش طبیب
برادر زود بیا تو
یان ار
فکر میکنی میتونیم انجامش بدیم؟
چرا که نه؟ عجله کن
همیشه اینور اونور پرسه میزنی
نه
داریم میریم به یوجینگ کمک کنیم بیماریش درمان بشه
اگه تو راه کسی ازت پرسید
فقط بهش بگو
خیلی مشروب خورده
فکر نکنم خوب باشه
چشه مگه؟
نگران نباش
همه چیز درست میشه
لطفا با من بیا
زودباش
لطفا
یان ار
اینجا کجاست؟
واقعا همچین جای
معروفی رو نمیشناسی
اینجا ساکت و دنجه
انگار کالسکه ای که دم در ایستاده
همش مال نخبگان بالا مرتبه است
واقعا برام سخته
یه گفته معروف تو پایتخت هست که میگه
بیان ران توی بار پیدا میشه"
"درحالیکه شی شی بین گل ها
اگه میخوای مشروب خوب بخوری و زن های خوشگل ببینی
اینجا تنها جاییه که باید بری
...اون
...اون نیست
اون چی نیست؟
بریم
یان...یان ار
تو الان خدمتکار منی
باید بهم بگی ارباب جوان
...ولی
خوب نیست،نه؟
چشه مگه؟
حالا که باهام اومدی بیرون،باید به حرفم گوش بدی
بریم
ارباب جوان
بهت میگم
خراب کاری نکن
لطفا
لطفا
لطفا یه لحظه منتظر بمونید
بانومون به زودی میاد
عجله کن
منتظرمون نذار
یوجینگ
خوبی؟
نگران نباش
اومدیم بیماریت رو درمان کنیم
نگران نباش
شگفت انگیزه
شگفت انگیزه
برادر
اومدیم بیماری یوجینگ رو درمان کنیم
نه از نقاشی ها لذت ببری
تو نمیفهمی
از سر راهم برو کنار
یوجینگ،زودباش
زودباش بلندشو
این نقاشی رو ببین
زودباش
یوجینگ ببین
یوجینگ
این نقاشی ارکیده رو ببین
خیلی درخشان و خوشبوئه
تو باد تکون میخوره
روحشون از هم جدا نمیشه
خیلی خوشگل،برازنده
و دلپذیره
مثل اینکه وقتی به نقاشی نگاه میکنی بوش رو حس میکنی
شگفت انگیزه
نقاشی خوبیه
...ببین
انتظار نداشتم این نقاشی بتونه دوستام که
از مناطق غربی اومدن رو به خودش مجذوب کنه
شما لطف دارید بانو
همش به خاطر اینه که اربابم خوب آموزشم داده
همگی
لطفا برای صرف چای بیاید حیاط
باشه
بریم
یوجینگ بریم
بریم
راجع به عمارت ماه نیلوفر آبی خیلی شنیدم
امروز اومدم یه نگاهی بندازم
چایی لطفا
عمارت ماه نیلوفر آبی
برای افراد هنری جایی رو آماده میکنه
تا استعداد خودشون رو نشون بدن
چایی خوبیه
چرا خوبه؟
بهم بگو
زبان،دندان،دهان و حلق
چایی به هر قسمتی که میره
مزش عوض میشه
شیرینه
و بعد از خوردن یه جرعه
طعم خوبی در دهان به جا میگذاره
کارت رو تموم نکردی ولی شروع به چایی خوردن کردی
چون
اربابم خیلی چایی تو خونه اش نگه میداره
یکم راجع بهش میدونم
درسته
انواع مشروب و چایی های
با کیفیت رو خوردم
این روزا
آدمای زیادی وجود ندارن که
هم راجع به نقاشی میدونند هم چایی
برای چی اومدید به عمارت ماه نیلوفر آبی؟
خوردن مشروب،گوش دادن به موسیقی
سرودن شعر،یا نقاشی کردن؟
یه گفته ای رو شنیدم
بیان ران تو بار پیدا میشه" "درحالیکه شی شی بین گل ها پیدا میشه
امروز اومدم اینجا
تا با یکی
نوشیدنی بخورم
میخوای ران ران رو ببینی؟
آره،اومدیم ران ران رو پیدا کنیم
باشه
به ران ران میگم بیاد دیدنت
No comments yet. Be the first to leave one.