The first 200 lines.
!اوناهاش !اونجاست! نذارید فرار کنه
چطور جرئت میکنه که به زمینهای مقدس بره؟
.این منطقه ممنوعه است
!اون طرف
.این جوری موفق نمیشم
...این
!وایسا
!تسلیم شو
!ویتولائو لاهیکه لیسویورا چیدای
!نه! نباید از اونجا بری
.سلام
.به تولد پدرم بارترا، پادشاه لیونس، نزدیک شدیم
.فقط سه روز مونده
،مراسم هم به غذاهای خوشمزه نیاز داره
که بهخاطر همین اومدیم اینجا
.تا مواد غذایی فوق العادهای پیدا کنیم
.اگه همهی سفرهامون اینقدر آرامش داشتن عالی میشد
!خیلی سریع برگشتید
کاپیتان کجاست؟
.همم، هوای اینجا عطر خوبی داره
!ملیوداس ساما
!واکنشت عالی بود الیزابت
!داری چه غلطی میکنی مرتیکهی منحرف
مگه کاپیتان نگفته بود که میخواد ماهی پرنده بگیره؟
!ماهی آسمونی
!واقعا؟ دلم میخواد ببینم
این ماهی آسمونی کجا هست؟
...خب
.نمیتونم پیداش کنم
!اونجا پیداش نمیکنی
.ماهی آسمونی
.موجودی که فقط در افسانهها بهش اشاره شده .ماهی بالدار
.چون کاپیتان گفت اینجا پیداشون میکنیم اومدیم
اون شایعات ظاهرا مربوط به افسانهای .از هزار سال پیش هستن
.کاپیتان فقط میخواست خوش بگذرونه
.کاپیتان همین مدلیه دیگه
.کاپیتان، بیا زودتر بریم تو کارش
.درسته، وقت تمرینه
تمرین؟
!امیدوارم آماده باشی بارترا !تو رو به بهترین غذام مهمون میکنم
تویی که فقط میتونی آشغال بپزی؟ تو میخوای آشپزی یاد بگیری؟
!لطفا بهم یاد بده استاد بان
.خوب حساب کار دستته کاپیتان
.خب، با پای سیب شروع میکنیم - !عالیه -
!تو میتونی دستیارم باشی الیزابت
!جیرینگ
!تو که گوثری
!بازم لباس فرم ما رو کش رفتی
.بهتره پولش رو بدی
.اول پوست میگیریم
!پوستش بگیر، نابودش نکن
!اونا رو جمع نکنید
...آرد
!و یه ذره نمک
!اون یه ذره نیست
...بعد هم میزنیم
!اول باید آب اضاف کنی
.بعد خمیر رو پهن میکنیم
!اون که پیتزا نیست کاپیتان
.بعد سیبها رو توش میپیچیم
!هنوز اونا رو نبریدید
!خب دیگه وقت پختنشه
...ای بابا - .این آخرشه -
اینجا چه خبره؟
!ظاهرش خوشمزه است
.غیرممکنه
.از لحاظ ظاهری بینقصه
.حواسم بود که روی این مورد تمرکز کنم
.باید روزی همهاش تمرکز کنی
!حالا وقت امتحان مزه است
چی میگی کینگ؟
هان؟
.اومم... امروز صبح حالم خوش نیست
دیان؟
.اوه... من همین الان غذا خوردم
استاد بان؟
.میکشمتا
!تو که حس چشایی نداری
تو چطور مرلین؟
بهم میگی اون چیز رو بخورم؟
.من میخورم
.محافظت از مرلین سان جزء وظایفمه
چه خبره؟
.یه چشمه پشت بوتههاست
چطوره برید اونجا؟
چرا منم درگیر شدم؟
.پسر، افتضاح بود
!مشنگ بازی در نیار
.این وسط اسکانور بیشترین ضرر رو کرد
!اوه، اون باید چشمه باشه
.بیا زودتر بریم اینا رو بشوریم
چرا مثل همیشه نمیخوریش؟
!نمیتونیم چیزی که روی کونمه رو بخورم
هان؟ اون چیه؟
!پسر
!یه چیزی داخل چشمه داره میدرخشه
چه خبره؟
اون رو دیدی هاک؟
!ماهیها داشتن تو آسمون پرواز میکردن
...نکنه
!ماهی آسمونی
!خیلی خب! بریم بگیریمشون
!شیرجهی خوکی باشکوهم رو نشونت میدم
اینجا کجاست؟
!باورم نمیشه
!یه دشت پهناور
.اوشیرو ساما باید اینجا باشه
!هی
!زودتر برگردید
وایسا، داری کجا میری؟
.باورم نمیشه که تا اینجا دنبالم اومدن چرا نمیفهمن؟
تسلیم شدی؟
.خودت گفتی میخوای تمرین کنی کاپیتان
کاپی... تان؟
وای، داری بدون بال پرواز میکنی؟
خـ...خب که چی که بال ندارم؟ به تو چه کاپیتان؟
!مگه چیه
اون دنبال من نیست؟
نکنه... قبیلهی شیطان؟
هان؟
این همه سر و صدا برای چیه؟
کاپیتان، این لباس رو از کجا گیر آوردی؟
!خیلی نازه
!هیولا
...کاپیتان، تمرین رو ادامه میدی
چطور تونست؟ !کاپیتان بهم گفت هیولا
.بهش فکر نکن دیان
.برگشتن روی زانوهات شروع خوبیه
اینجا چه خبره؟
هان، من از کجا بدونم؟
اینا چه مرگشونه؟
.رنگ مو، قد، هیکل .همهاش شبیه کاپیتانه
.ولی در صدا، قدرت و نحوهی دویدن خیلی فرق داره
.راست میگی
.معمولا امکان نداشت بتونیم به این راحتی بهش برسیم
درسته کاپیتان؟
هان؟
...چی
.بیخیال
...کاپیتان
بال در آورده؟
!هی، وایسا
.امیدوارم خیلی محکم نبوده باشه
...خب خب خب
من کجام؟
.بیفایده است. نمیتونیم برگردیم
رفتیم داخل چشمهی جنگل، درسته؟
...ولی اون به کنار
!گشنمه - !گشنمه -
.این طرف
واقعا وارد چشمهی ممنوعه شد؟
!اوناهاش
برگشت؟
.یه موجود عجیب همراهشه
هی، اونا کین؟ - .چمیدونم -
.زوریا ساما
چرا سولاد؟
هان؟ سولاد؟
.بگیریدش
!چشم
!بیا
.ممنون
!بکشید عقب مرتیکههای خوک
خـ...خوک؟
زوریا ساما، با این موجود چیکار کنیم؟
.این چیز رو ول کنید
!چی؟ من که چیز نیستم
.ظاهر این مجسمهها عجیبه راستی، ما کجاییم؟
داری چیکار میکنی؟
!چه منظرهی خفنی
.هی، اونجا رو
اونا چین؟
!ددم وای
!ماهی آسمونی
!هی وای
...این باید
نکنه؟
!ما بالای آسمونیم
.اوه، بیدار شدی. خیلی خوشحال شدم
اللاته؟ تو چرا اینجایی ال؟
اللاته؟
و چرا این جوری لباس پوشیدی؟
هی، با کاپیتان چیکار کردی؟
!لعنتی
!ال، یالا، فرار کن !من جلوی قبیلهی شیطان رو میگیرم
.گمونم اشتباه برداشت کردی
مایی که اینجاییم
درسته که از قبایل مختلفی هستیم .ولی هیچ کدوممون از قبیلهی شیطان نیستیم
.اون انسانه
.اون قبلا انسان بود
.و، خب، منم یه همچین چیزیم
.اون یه عروسکه و اونم از قبیلهی پریه
.اونم از قبیلهی غوله
!امکان نداره
فکر میکردم انسانها، قبیلهی پری و ...قبیلهی غول روی زمین
همگی در طی جنگ باستانی به دست .قبیلهی شیطان نابود شدن
پس افسانههامون اشتباه بودن؟
...پس تو
.من الیزابتم
.پیشخدمت این بار
No comments yet. Be the first to leave one.