Turn Up Charlie

Turn Up Charlie

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Turn Up Charlie S01E05 WEBRip x264-ION10
Turn Up Charlie S01E05 720p WEBRip x264-STRiFE
Turn Up Charlie S01E05 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Turn Up Charlie S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Turn Up Charlie S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
A Commentary by Saman97
►► ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مترجم: سامان کاکی ◄◄

Tags

web
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Published on: 2019-08-11
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ .:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫ ‫ «:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» ‫ |^| Saman97 |^|

‫بابا، بی‌نظیر بودی!

‫کی فکرش رو می‌کرد

‫یکی از پسرای مدرسه هوراستاک ‫بره رو استیج "وست اند" بازی کنه؟

‫نگاش کن!

‫خیلی‌ خوب بودی

‫هی! فکرشم نکن

‫- واسه آقا پرستارمون ‫- نه، پرستار صدام نکن

‫نه ممنون. من نمی‌خوام. ‫نمی‌خوام واسه تمرین فردا تو استودیو سرم سنگین بشه

‫خداوکیلی؟ نمی‌خوای شب قبل از ‫تمرین با سارا مست باشی،

‫ولی توی یه هفته دو بار ‫مست منو می‌بری مدرسه؟

‫حقیقت نداره. ‫حقیقت نداره!

‫خیلی‌خب. بریم بچه جون، بجنب. ‫برگردیم تو مهمونی

‫- دیوید بعداً می‌بینمت ‫- خوش باشی رفیق

‫بسلامتیت یه نوشیدنی بزنیم

‫واسه فردا غمت نباشه ها. ‫چیزی واسه نگرانی نیست

‫ممنون دختر جون. ‫و اما خودت

‫بابات واسه این روز پدر دختری که ‫می‌خواین داشته باشین خیلی هیجان‌ داره

‫هزارتا خوش می‌گذره. ‫همه چی رو برنامه‌ریزی کردم

‫چی میگـی!

‫...به جز رو صحنه

‫سلام!

‫- سلام، ایناهاشش ‫- سلام "ایتن"!

‫- آخ مضخرف‌ترین آدمه ‫- ازش متنفرم

‫- نظرت چی بود؟ نظرت چی بود؟ ‫- حرف نداشت

‫- جدی؟ ‫- آره

‫هالیوود واسه برگشتنت ‫خدا خدا می‌کنه

‫در مورد این قضیه بیشتر فکر کردی که...

‫جلوی سارا در مورد کار حرف نزنیم، میشه؟

‫آره البته

‫ولی چجوری زودتر می‌تونم واسه ‫یه جلسه‌ی قراردادی

‫یه نقش تپل ببرمت لس‌آنجلس؟

‫یه تغییر اساسی تو پیشرفت کارته. ‫واسه این نقش حرف نداری

‫آروم، آروم

‫چرا منتظر نباشیم که نمایشه ‫یه پیشنهاد چرب و چیلی‌تری با خودش بیاره

‫شاید یه چی مثل نامزد اسکاری باشه؟

‫خیلی‌خب! بریم تو مهمونی باشیم

‫- یالا ‫- بریم

‫خواهش می‌کنم بگو که تصمیم گرفتی ‫تابستون رو توی ایبیزا بمونیم

‫دارم بهش فکر می‌کنم

‫اینم مثل همه‌ی اون اقامت‌هایه ‫که داشتی

‫امنیژائه بابا، معرکه‌ست

‫وقتی گفتم دیگه تو نوسان نباشیم ‫جدی گفتم. گبز به یه شرایط معمولی نیاز داره

‫بیخیال. مثل روزهای قدیممون میشه. ‫دخترا توی تور موسیقی

‫همون روزهای قدیمی اونقدر خوب نبودن

‫من همش سر کار باشم ‫و گبز بهونه‌گیری کنه

‫به من خوش گذشت

‫ببین، یکم شور و هیجان حق هممون که هست. ‫زندگی اینجا مثل همون نمایشه‌س، چرت و مضخرف!

‫تو فقط می‌خوای بری پس ‫راهتو کج کنی و بری سمت اسپانیا

‫به لطف شما که من توی ‫اون ساختمون بسیار راضیم

‫طرف کیه و منم می‌تونم ببینمش؟

‫شخص خاصی نیست

‫مرد خوبیه

‫آویزون‌ نیست و یه گنده‌ش رو...

‫دوست دارم استی جون

‫می‌دونم اینکه ازت خواستم بیای ‫اینجا قضیه‌ی بزرگی بود،

‫و اندازه تورهای اروپایی ‫خوش نمی‌گذره،

‫ولی بدون تو و اون هرزه‌گویی‌هات ‫نمی‌تونستم از پسش بربیام

‫هرزه‌گویی؟

‫- پس می‌خوای راجع به آلت گنده‌ش بدونی؟ ‫- آره آره، بگو، بگو

‫خود گرز رستمه...

‫- بابا، خاله لیدیا چیکار داره می‌کنه؟ ‫- عه وایسا!

‫این آدمای مایه‌دار

‫میذارن غذا حروم بشه

‫"جان شش" میگه که نذارین چیزی به هدر بره، ‫هدر دادن از خدانشناسیه

‫میشه لطفاً حواسش رو ازم پرت کنی؟

‫باید با یکی صحبت مهمی داشته باشم

‫خیالت تخت بابا. ‫گرفتم

‫خاله لیدیا، سلام چطوری شما؟

‫ارسلا! از دیدنت خیلی...

‫دیوید کوچولو خودمون، ها؟

‫روی صحنه خیلی... ‫گنده به نظر میومدی

‫ولی... بدنت چه مرگشه؟

‫خاله لیدیا! ایشون ارسلا هستن، ‫یه منتقد بسیار محترم

‫آهان ارسلا

‫فکر نمی‌کنی شبیه یه بچه‌ی لاغر مردنیه؟

‫مریض شدی؟

‫زوفیا غذا کجاست؟

‫و ازت می‌خوام بحثی که داریم ‫رو خاتمه بدی برامون، ها؟ یه بار واسه همیشه

‫کیا بیشتر رنج کشیدن؟ ‫یهودی‌ها یا سیاه‌پوست‌ها؟

‫- چی؟ ‫- زوفیا هستم. این اصرار داره که در تاریخ،

‫مردمش بیشتر از مردم من رنج کشیدن

‫زوفیا، انقدر بی‌خود حرف نزن

‫- کدوم بدتره، گاز چـ... ‫- خاله لیدیا جان!

‫ارسلا، لطفاً توی نقدت اینو ‫مطرح نکن

‫- گریس! ‫- خیلی ممنونم

‫نمی‌دونم حرفم کمکی کنه یا نه، ‫به نظر من بی‌نظیر بودی

‫"تلاش بسیار بالایی می‌طلبد تا

‫دیوید هارتلی واقعاً بتواند نقش یک ‫استنلی مردانه و تهدید‌کننده‌ای رو ایفا کند"

‫خدای من

‫"هیچ‌کسی دلش نمی‌خواهد یک ‫ستاره‌ی متوسط سینما را...

‫متوسط سینما را ببیند ‫که روی صحنه حالت...

‫مردانگی سمی را به ‫اشتباه بازی کند"

‫نقد‌های جنسی زیاد فروش میره

‫این بیشتر به تواناییه روزنامه‌نگارها ‫برمی‌گرده نه تو

‫من که نتونستم ازت چشم بردارم

‫نظرم با این تیشرتی که ‫توی تنت بود خیلی جذاب شده بودی

‫لطفاً...

‫خواهشاً نکن، نکن بسه

‫مامان و بابا امشب دارن میان. ‫حالم خیلی بده

‫واقعاً الان داری به پدر مادرت ‫فکر می‌کنی؟

‫بعضی از ماها افکار پدر مادرشون ‫خیلی براشون مهمه

‫آره ولی به هر حال که ‫بابات ازت ناامید بشه،

‫چون بابات عوضیه

‫هشدار! دختر کوچولو داره میاد

‫شرایط جفتتون مناسبه؟ ‫- اهوم

‫امروز باید چارلی رو تحمل کنی. ‫دوست داره حق با اون باشه

‫وقتی که یه ایده بهش میدی، ‫باید کاری کنی فکر کنه ایده‌ی اون بوده

‫باشه

‫هر چی آنتی‌اکسیدان‌دار بود رو از کابینت ورداشتم. ‫تا سندرم اختلال روده نگیری

‫خیلی مشتاقم که امروز باهمیم!

‫بابات هم خیلی مشتاقه!

‫نذار این ماسماسک روزی ‫که با همین رو خراب کنه

‫هی چی داری میگی؟ خوبی؟

‫نه، نه. همه‌ی صفحه‌ها رو دارم. ‫همشون رو جمع کردم

‫صداش رو ببر بالا. ‫چی داری میگی؟

‫آره. یه کوچولو دیگه زیادش کن

‫بیس بیشتری داره؟ میشه...

‫فکر کنم یه ذره... ‫نمونه‌س؟ آره

‫نه، فکر کنم... ‫نمونه‌کاره؟

‫هدفون رو بده ببینم. آره

‫جوون، ناگت ماهی!

‫آره، جلسه‌ی تمرین رو میام

‫آره، آره، شما خوبی؟ آره، خوبی؟ ‫خوبه پس

‫نه، فکر کنم با پیرهن بهتره

‫داداش! واقعاً فکر نمی‌کنی ‫قبلاً تو رو دیده

‫به عنوان پرستار گابریل دیده، می‌دونی، ‫با کلی اکلیل روی سر و صورتم دنبال مشق‌هاش

‫ولی این اولین باریه که

‫به عنوان چارلی آیو، یه هنرمند می‌بینه!

‫چارلی، ظاهرت مهم نیست

‫مهم صدا و جنمته!

‫- باش! ‫- آره، نگران نباش

‫سانتا سسیلیا، قدیس حامی موسیقی، ‫قبل از تو اونجاست

‫کیه؟ راننده‌مه؟

‫نه راننده‌م نیست

‫به ننه بابات بگو دیگه ‫واسه من کادو نفرستن!

‫- دارم ازدواج می‌کنم ‫- می‌دونم

‫نامزدم فکر می‌کنه اینکه هنوز وانمود می‌کنی ‫با منی عجیبه

‫منم همینطور

‫- ببخشید؟ ‫- بله؟

‫شانس میاری اگه خانوم چارلی باشی

‫- داداش! ‫- بد داره پیشرفت می‌کنه...

‫- آره، آره ‫- بهش بگو با کی داری کار می‌کنی

‫قبلاً شنیدم

‫راستش همینطوره. ‫مثل اینه که دارم با...

‫- باورت نمیشه آلیشا ‫- به پشمم

‫بعداً می‌بینمت نه؟

‫این چیه؟ بذار ببینم

‫حلزون!

‫حیوون خونگی‌ان؟

‫نه عزیزدلم. ‫شامه

‫من که یه دونه‌شم نمی‌خورم

‫- می‌تونی این یکی رو بذاری کنار؟ ‫- خوشم نمیاد ازش

‫به افتخار بچه‌ها لندن

‫- چه خبره؟ ‫- سلام

‫- حالت خوبه؟ ‫- با این‌ها کجا داری میری؟

‫کنگره دی‌جی‌ها؟

‫نه، گفتم با یکم اسکرچ شروع کنیم

‫مثل اسکرچ هیپ پاپ دهه 80؟

‫آره، حتی واسه صفحه زدن و این چیزها. ‫می‌دونین که منظورم چیه؟

‫واسه آهنگ رقص؟

‫آره، می‌دونی مثل چی می‌مونه، ‫می‌دونی منظورم چیه،

‫مثل یه ادای احترامه به... ‫اصالتمون به عنوان دی‌جی، می‌دونی، و...

‫مثل یه... هم‌آمیزی صدا، ‫تا مردم حال کنن

‫غیرتت رو دوست دارم، ‫ولی باید ساده پیش بریم

‫اسکرچ کردن یکم...

‫یادبودیه

‫آره، نمی‌خوایم ملت فکر کنن ‫زیادی قدیمیه

‫نه خب، نه. معلومه که نه. ‫درسته

‫- درسته ‫- خوبه، تو رو با تامی تنها میذارم،

‫- که قطعه‌های اصلی رو جدا کنین و شروع کنین ‫- میری و برمی‌گردی دیگه؟

‫- آره، یکم دیگه می‌بینمت ‫- آره، باشه

‫- یکم جا میدی؟ ‫- آره بابا، آره

‫ممنون

‫یادبودی یعنی چی؟

‫منو ببین. منو ببین. ‫هیچکی نمی‌تونه بهتر از این باشه

‫آخ!

‫از وقتی که بچه بودم اون بال مرغ‌ها ‫عوض نشدن

‫چارلی بهم گفت اینجا جایی بوده ‫که مدرسه رو واسش می‌پیچوندین

‫دیگه چی بهت نگفته؟

‫من همه‌ی رازهات رو می‌دونم

‫کلمات "بی‌ام‌دبلیو بابا"، "دور دور" و "استهلاک کامل" ‫برات معنایی ندارن؟

‫آره، بعد اون بابا مجبور کردم ‫کل تابستون ماشین‌ها رو بشورم

‫آره! خوشحالم که ‫شما اینجوری باهام برخورد نمی‌کنی

‫یه بابای باحالی

‫آره!

‫ولی می‌دونی چی حتی باحال‌ترت می‌کنه؟

‫باید قبلش از مامان اجازه بگیری

‫خسته نشدی انقدر همه چی رو ‫باید با سارا هماهنگ کنی؟

‫همه فکر می‌کنن اوضاع رو اداره می‌کنه

‫ولی اگه تصمیمات پدرانه‌ی شما ‫بیشتر مؤثر نباشه،

‫کمتر هم نیست

‫جدی؟

‫جدی

‫ممنون بابا

‫خیلی‌خب، ثابت وایسا ‫کارمو بکنم عزیزم

‫نباید درد زیادی...

More Farsi Persian subtitles for Turn Up Charlie

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left