The first 200 lines.
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
«:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» |^| Saman97 |^|
بابا، بینظیر بودی!
کی فکرش رو میکرد
یکی از پسرای مدرسه هوراستاک بره رو استیج "وست اند" بازی کنه؟
نگاش کن!
خیلی خوب بودی
هی! فکرشم نکن
- واسه آقا پرستارمون - نه، پرستار صدام نکن
نه ممنون. من نمیخوام. نمیخوام واسه تمرین فردا تو استودیو سرم سنگین بشه
خداوکیلی؟ نمیخوای شب قبل از تمرین با سارا مست باشی،
ولی توی یه هفته دو بار مست منو میبری مدرسه؟
حقیقت نداره. حقیقت نداره!
خیلیخب. بریم بچه جون، بجنب. برگردیم تو مهمونی
- دیوید بعداً میبینمت - خوش باشی رفیق
بسلامتیت یه نوشیدنی بزنیم
واسه فردا غمت نباشه ها. چیزی واسه نگرانی نیست
ممنون دختر جون. و اما خودت
بابات واسه این روز پدر دختری که میخواین داشته باشین خیلی هیجان داره
هزارتا خوش میگذره. همه چی رو برنامهریزی کردم
چی میگـی!
...به جز رو صحنه
سلام!
- سلام، ایناهاشش - سلام "ایتن"!
- آخ مضخرفترین آدمه - ازش متنفرم
- نظرت چی بود؟ نظرت چی بود؟ - حرف نداشت
- جدی؟ - آره
هالیوود واسه برگشتنت خدا خدا میکنه
در مورد این قضیه بیشتر فکر کردی که...
جلوی سارا در مورد کار حرف نزنیم، میشه؟
آره البته
ولی چجوری زودتر میتونم واسه یه جلسهی قراردادی
یه نقش تپل ببرمت لسآنجلس؟
یه تغییر اساسی تو پیشرفت کارته. واسه این نقش حرف نداری
آروم، آروم
چرا منتظر نباشیم که نمایشه یه پیشنهاد چرب و چیلیتری با خودش بیاره
شاید یه چی مثل نامزد اسکاری باشه؟
خیلیخب! بریم تو مهمونی باشیم
- یالا - بریم
خواهش میکنم بگو که تصمیم گرفتی تابستون رو توی ایبیزا بمونیم
دارم بهش فکر میکنم
اینم مثل همهی اون اقامتهایه که داشتی
امنیژائه بابا، معرکهست
وقتی گفتم دیگه تو نوسان نباشیم جدی گفتم. گبز به یه شرایط معمولی نیاز داره
بیخیال. مثل روزهای قدیممون میشه. دخترا توی تور موسیقی
همون روزهای قدیمی اونقدر خوب نبودن
من همش سر کار باشم و گبز بهونهگیری کنه
به من خوش گذشت
ببین، یکم شور و هیجان حق هممون که هست. زندگی اینجا مثل همون نمایشهس، چرت و مضخرف!
تو فقط میخوای بری پس راهتو کج کنی و بری سمت اسپانیا
به لطف شما که من توی اون ساختمون بسیار راضیم
طرف کیه و منم میتونم ببینمش؟
شخص خاصی نیست
مرد خوبیه
آویزون نیست و یه گندهش رو...
دوست دارم استی جون
میدونم اینکه ازت خواستم بیای اینجا قضیهی بزرگی بود،
و اندازه تورهای اروپایی خوش نمیگذره،
ولی بدون تو و اون هرزهگوییهات نمیتونستم از پسش بربیام
هرزهگویی؟
- پس میخوای راجع به آلت گندهش بدونی؟ - آره آره، بگو، بگو
خود گرز رستمه...
- بابا، خاله لیدیا چیکار داره میکنه؟ - عه وایسا!
این آدمای مایهدار
میذارن غذا حروم بشه
"جان شش" میگه که نذارین چیزی به هدر بره، هدر دادن از خدانشناسیه
میشه لطفاً حواسش رو ازم پرت کنی؟
باید با یکی صحبت مهمی داشته باشم
خیالت تخت بابا. گرفتم
خاله لیدیا، سلام چطوری شما؟
ارسلا! از دیدنت خیلی...
دیوید کوچولو خودمون، ها؟
روی صحنه خیلی... گنده به نظر میومدی
ولی... بدنت چه مرگشه؟
خاله لیدیا! ایشون ارسلا هستن، یه منتقد بسیار محترم
آهان ارسلا
فکر نمیکنی شبیه یه بچهی لاغر مردنیه؟
مریض شدی؟
زوفیا غذا کجاست؟
و ازت میخوام بحثی که داریم رو خاتمه بدی برامون، ها؟ یه بار واسه همیشه
کیا بیشتر رنج کشیدن؟ یهودیها یا سیاهپوستها؟
- چی؟ - زوفیا هستم. این اصرار داره که در تاریخ،
مردمش بیشتر از مردم من رنج کشیدن
زوفیا، انقدر بیخود حرف نزن
- کدوم بدتره، گاز چـ... - خاله لیدیا جان!
ارسلا، لطفاً توی نقدت اینو مطرح نکن
- گریس! - خیلی ممنونم
نمیدونم حرفم کمکی کنه یا نه، به نظر من بینظیر بودی
"تلاش بسیار بالایی میطلبد تا
دیوید هارتلی واقعاً بتواند نقش یک استنلی مردانه و تهدیدکنندهای رو ایفا کند"
خدای من
"هیچکسی دلش نمیخواهد یک ستارهی متوسط سینما را...
متوسط سینما را ببیند که روی صحنه حالت...
مردانگی سمی را به اشتباه بازی کند"
نقدهای جنسی زیاد فروش میره
این بیشتر به تواناییه روزنامهنگارها برمیگرده نه تو
من که نتونستم ازت چشم بردارم
نظرم با این تیشرتی که توی تنت بود خیلی جذاب شده بودی
لطفاً...
خواهشاً نکن، نکن بسه
مامان و بابا امشب دارن میان. حالم خیلی بده
واقعاً الان داری به پدر مادرت فکر میکنی؟
بعضی از ماها افکار پدر مادرشون خیلی براشون مهمه
آره ولی به هر حال که بابات ازت ناامید بشه،
چون بابات عوضیه
هشدار! دختر کوچولو داره میاد
شرایط جفتتون مناسبه؟ - اهوم
امروز باید چارلی رو تحمل کنی. دوست داره حق با اون باشه
وقتی که یه ایده بهش میدی، باید کاری کنی فکر کنه ایدهی اون بوده
باشه
هر چی آنتیاکسیداندار بود رو از کابینت ورداشتم. تا سندرم اختلال روده نگیری
خیلی مشتاقم که امروز باهمیم!
بابات هم خیلی مشتاقه!
نذار این ماسماسک روزی که با همین رو خراب کنه
هی چی داری میگی؟ خوبی؟
نه، نه. همهی صفحهها رو دارم. همشون رو جمع کردم
صداش رو ببر بالا. چی داری میگی؟
آره. یه کوچولو دیگه زیادش کن
بیس بیشتری داره؟ میشه...
فکر کنم یه ذره... نمونهس؟ آره
نه، فکر کنم... نمونهکاره؟
هدفون رو بده ببینم. آره
جوون، ناگت ماهی!
آره، جلسهی تمرین رو میام
آره، آره، شما خوبی؟ آره، خوبی؟ خوبه پس
نه، فکر کنم با پیرهن بهتره
داداش! واقعاً فکر نمیکنی قبلاً تو رو دیده
به عنوان پرستار گابریل دیده، میدونی، با کلی اکلیل روی سر و صورتم دنبال مشقهاش
ولی این اولین باریه که
به عنوان چارلی آیو، یه هنرمند میبینه!
چارلی، ظاهرت مهم نیست
مهم صدا و جنمته!
- باش! - آره، نگران نباش
سانتا سسیلیا، قدیس حامی موسیقی، قبل از تو اونجاست
کیه؟ رانندهمه؟
نه رانندهم نیست
به ننه بابات بگو دیگه واسه من کادو نفرستن!
- دارم ازدواج میکنم - میدونم
نامزدم فکر میکنه اینکه هنوز وانمود میکنی با منی عجیبه
منم همینطور
- ببخشید؟ - بله؟
شانس میاری اگه خانوم چارلی باشی
- داداش! - بد داره پیشرفت میکنه...
- آره، آره - بهش بگو با کی داری کار میکنی
قبلاً شنیدم
راستش همینطوره. مثل اینه که دارم با...
- باورت نمیشه آلیشا - به پشمم
بعداً میبینمت نه؟
این چیه؟ بذار ببینم
حلزون!
حیوون خونگیان؟
نه عزیزدلم. شامه
من که یه دونهشم نمیخورم
- میتونی این یکی رو بذاری کنار؟ - خوشم نمیاد ازش
به افتخار بچهها لندن
- چه خبره؟ - سلام
- حالت خوبه؟ - با اینها کجا داری میری؟
کنگره دیجیها؟
نه، گفتم با یکم اسکرچ شروع کنیم
مثل اسکرچ هیپ پاپ دهه 80؟
آره، حتی واسه صفحه زدن و این چیزها. میدونین که منظورم چیه؟
واسه آهنگ رقص؟
آره، میدونی مثل چی میمونه، میدونی منظورم چیه،
مثل یه ادای احترامه به... اصالتمون به عنوان دیجی، میدونی، و...
مثل یه... همآمیزی صدا، تا مردم حال کنن
غیرتت رو دوست دارم، ولی باید ساده پیش بریم
اسکرچ کردن یکم...
یادبودیه
آره، نمیخوایم ملت فکر کنن زیادی قدیمیه
نه خب، نه. معلومه که نه. درسته
- درسته - خوبه، تو رو با تامی تنها میذارم،
- که قطعههای اصلی رو جدا کنین و شروع کنین - میری و برمیگردی دیگه؟
- آره، یکم دیگه میبینمت - آره، باشه
- یکم جا میدی؟ - آره بابا، آره
ممنون
یادبودی یعنی چی؟
منو ببین. منو ببین. هیچکی نمیتونه بهتر از این باشه
آخ!
از وقتی که بچه بودم اون بال مرغها عوض نشدن
چارلی بهم گفت اینجا جایی بوده که مدرسه رو واسش میپیچوندین
دیگه چی بهت نگفته؟
من همهی رازهات رو میدونم
کلمات "بیامدبلیو بابا"، "دور دور" و "استهلاک کامل" برات معنایی ندارن؟
آره، بعد اون بابا مجبور کردم کل تابستون ماشینها رو بشورم
آره! خوشحالم که شما اینجوری باهام برخورد نمیکنی
یه بابای باحالی
آره!
ولی میدونی چی حتی باحالترت میکنه؟
باید قبلش از مامان اجازه بگیری
خسته نشدی انقدر همه چی رو باید با سارا هماهنگ کنی؟
همه فکر میکنن اوضاع رو اداره میکنه
ولی اگه تصمیمات پدرانهی شما بیشتر مؤثر نباشه،
کمتر هم نیست
جدی؟
جدی
ممنون بابا
خیلیخب، ثابت وایسا کارمو بکنم عزیزم
نباید درد زیادی...
No comments yet. Be the first to leave one.