The first 200 lines.
،پس فقط با من صحبت کردی و با افسره
قبل از این که بیایم، کس دیگهای رو ندیدی؟
میشه اینو بدی به من؟ ممنون
سلام، تامیکا
.چندتا سوال دیگه دارم الان برمیگردم
تو دادگاه گیر کردم
آه، گفتن طرف بچهست؟
پسر فرد و جوی پیترسون
اولی؟
نه، کوچیکتره، فرانکی
اوضاع خرابه، رالف
این همون کسیه که خبر داد؟
آره - خب، اون نباید اینجا باشه -
بگو یکی برش گردونه خونه
،بگو همونجا نگهش دارن بهش هم برسن تا من بیام
هی، جورج
بگرد ببین این اطراف دوربین نظارتی هست یا نه
،مغازه، خونه، چراغ راهنمایی
به خونهها هم یکی یکی سر بزنین ببینین کسی حرف به دردبخور داره یا نه
بله؟ - کارآگاه اندرسون -
یونیس سابلو، جیبیآی
هی، لوت، ممنون که انقدر زود اومدی
میتونیم تو بررسی محوطه و هر چیز دیگهای که لازم باشه بهت کمک کنیم
،ممنون میشم، فقط یه کارآگاه برام مونده
...و اون هم
آره. آشنا شدیم
،پزشکی قانونی میگه پارگیهای بافت سینه
دورش انگار جای دندون هست
یعنی حیوونه؟
نه
« تـرجمـه از نیـمـا و مریــــــم » .:: NimaAM & carelless_whissper ::.
داشتم سگ رو میگردوندم
از کجا؟ - از خونهی خودم -
خیابون مولبری 246 - اهمم -
چه ساعتی؟
.ساعت 5، مثل همیشه ،از تپه اومدیم پایین
،رفتیم تو خیابون بارنام راه افتادیم سمت پارک
انقدر اونجا میرفتیم که خودش میتونست تنهایی بره
جایی توقف کردین؟ - نه، قربان -
...خیلیخب، رفتین طرف پارک
حدودا پنج و پونزده
سر راه کسی رو ندیدی؟
نه
...چیزی، آم
چیزی به چشمت نیومد؟
...شاید یه چیزِ غیرعادی
...بعد از اون ملک رد شدیم
...که نزدیک ورودی پارکه
یه ون اونجا بود
فقط به این خاطر متوجهش شدم که اون ملک
...معمولا کمی بعد از 5 خالی میشه
و اون تنها ماشینی بود که اونجا بود
میشه برام توصیفش کنی؟
سفید بود
،دَر پشتش جفتی بود از اینا که باهاش محموله میبرن
نوشته یا شمارهای روی بدنَش نبود؟
نه
شماره پلاکشو برداشتی؟
متاسفم - باشه -
...حالا، وقتی پسره رو دیدی، آم
،به دلیلی بهش دست نزدی
...مثلا برای این که ببینی زندهست یا
به هر علت دیگهای؟
که هنوز زندهست؟
خیلیخب، بچهها
صبحونهی ویژهی روز مسابقه
تا عجیب غریبن بزنید به بدن
فکر کردم داری بنفش درست میکنی
،آخه بابا رنگ غذای آبیش تموم شد
و قرمز و آبی هم میشن بنفش، پس... سبز
زرد و قرمز میشه نارنجی
هیچوقت نمیفهمم آبی و زرد چطوری میشن سبز
با عقل جور در نمیاد
امروز کی میبره، دخترها؟
اژدهاهای تو - اژدهاها -
درسته، اژدهاها
.حداقل اینطور امیدوارم سعیمونو میکنیم
،هم اگه هر دو تیم قبل از بازی دعا کنن
خدا به کدوم کمک میکنه؟ - نمیکنه -
،هم مگه اینکه فلوریدای جورجیا باشه، عزیزم
...میدونی که، در این مورد - تری -
جورجیا انتخاب میشه - خدا انتخاب نمیکنه -
پس چرا دعا میکنن؟
آه... خب، چون بهشون کمک میکنه که بخوان
،بهترین بازیشون رو بکنن فارغ از هر نتیجهای که حاصل بشه
میدونی؟
واقعا شجاعانه بود که همه خانوادهها امروز خواستن بازی کنن
...خب دیگه، میدونی
،کار سادهای نیست ولی چند روزی میشه
فکر کنم مردم بخوان سعی کنن
یه جوری با این غم بسازن
خیلیخب
عزیزم، باید برم
پناهگاه گیر داده که کل صبح رو بذارم برای سنجش میزان داروهای مصرفی
حالت خوبه دیگه؟
اون دو سال زیر بال و پر دِرِک رو داشت
چند بار اونو باهاش سوار ماشین کردیم؟
...نصف اوقات
حتی بای بای هم میکردیم
...رالف
.دِرِک سرطان داشت اون مَرد هیچ ربطی بهش نداشت
برو به خاطر کاری که حالا کرده بازداشتش کن
از خدا میخوام مقاومت کنه
!خطای اول
مشکلی نیست
فقط یه دونه. تا اینجا رو بیا
اومدنت اندازهی زدنت مهمه
یالا، جیمی، منتظر نوبتت باش، رفیق
کانر، چوب بردار
"دادگاه استان چروکی"
برو سراغشون، کابوی
خیلیخب، برو بریم
مامان... مامور اومده
امیدوارم به خاطر دیرکرد تحویلِ کتابهای کتابخونه نباشه
!نه
چی باعث میشه یه نفر همچین کاری بکنه؟
راستش، اگه تو میدونی
من هم میدونم، مِری
،دقیقا بهم بگو چی دیدی مخصوصا دیروز بعدازظهر
داشتم با خوار و بار تو دستم از مغازهی جرارد بیرون میومدم
،به خوبی مال کروگر نیست ...ولی بهم نزدیکه، و
،بعد از آخرین تصادفم دوست ندارم اون همه رانندگی کنم
گفتی حدود ساعت 3 بوده
راس 3
،در حالی که میرفتم
صدای زنگ ناقوس برج میومد
و پسر پیترسون رو دیدم
چی تنش بود؟
چمیدونم، لباس پسرونه
...جین آبی، تیشرت، کلاه نقابدار
و بعدش چی دیدی؟
سلام، فرانکی
سلام، آقای میتلند
چقدر بد شده
اِه، وقتی بریم خونه اولی برام درستش میکنه
،خب، بذار بزنم کنار میرسونمت، خب؟
فقط فکر کردم داره پسره رو میبره خونه
وَن چطور؟ چیزی نداری بهم بگی؟
نوشتهای رو بدنش ندیدی؟
شماره پلاک برداشتی؟
راجع به پلاک فقط میتونم بگم
که مال خارجِ ایالت بود
رنگش مال جورجیا نبود
زرد. سفید
واقعا یادم نمیاد
...این یارو - رالف -
تری میتلند
از وقتی بچه بود میشناختمش
تی! یه کپی از اثر انگشت تری میتلند میخوام
درسته، مربی تری
با هیئت آموزش تماس بگیر
باید تو پروندهاش باشن. خب؟
!ضربه سوم
.برو تو حقوقشو قرائت کن. واضح و مبرهن
جوری که همه بشنون
بعد هم جلوی همه دستبند بزن که ببینن
...اینجوری خلاف پروتکله
همونجا دستبند میزنی
جوری که همه ببینن و بعد بیارش برای من
تو نمیای؟
فقط بیارش بیرون
خیلیخب - بدون سلاح -
اگه فرار کرد؟ - تعقیبش میکنیم -
اون بیرون دویست سیصدتا آدم هست
خیلیخب
هی، تی. آمادهای؟
منتظر مامور ایالتیام که مدارک رو بیاره
وایسا، الان رسید
سابلوئه؟ - آره -
خیلیخب، بهش بگو به محض این که
میتلند رو دستبندخورده ببینم زنگ میزنم
باشه
پس... داری از خونهات پیاده میری
به خونهی دوستت آملیا
آها - اهمم -
میشه یه نوشابهی دیگه بخورم؟
اهمم، جونی. یدونه کافیه
،میگه دندونهام خراب میشن
،ولی اونا دندونهای شیریان در هر حال میریزن
ولی میدونی چیه؟ رئیس، مامانته
شاید بعدش بتونیم دوباره ازش بپرسیم
...آم
خیلیخب، پس نزدیک پارک قدم میزدی
فقط بهم بگو چی دیدی
خونی مالی شدی
گفت یه شاخه درخت خورده بهش
ولی فکر کنم داشت الکی میگفت
چطور مگه؟
،چون یه بار که خوندماغ شدم
،فقط زیر بینیم بود
ولی مربی تری همه جاش خونی بود
یا خدا
فکر کنم داشته تو پارک ،با یه آدم ناجور دعوا میکرده
و ازش کتک خورده
میخواستم بچهام یه ذره مستقل بشه
!چمیدونستم؟
امکان نداشته بتونی بدونی، دی
!ضربه سوم
خیلیخب. مشکلی نیست. بیا تو
ترور، جای جیمی بزن، لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.