Swallow the Sun

Swallow the Sun (태양을 삼켜라)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Swallow the Sun E17 فارسی
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2014-12-15
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62

ما به زودي کازينو جونگ مون رو به دست مي آريم

چطور؟

رئيس يو و ميران به سادگي اونو ول نمي کنن

...اينکه من چطور اين کارو ميکنم رو

تو بايد بشيني و تماشا کني

روزي که کازينو جونگ مونو به دست مي آورم ...کيم جونگ وو

برنامه ام اينکه دست تو بسپرمش

چه اتفاقي برات افتاده ؟

امروز رفتارت عجيبه

من ميخوام با شما حرف بزنم

بگو بهم

شما جدا مي خوايد کازينوي جونگ مون رو به جونگ وو بسپريد

چرا اينقدر ناگهاني رفتارتون با کيم جونگ وو تغيير کرده ؟

مي خوام بدونم هدف از اين کار چيه؟

براي شماست

هيچ صاحبي مجبور نيست از زيردستاش ، بهتر باشه

صاحب کسيه که ميدونه چطور از آدماي زيردستش استفاده کنه و مهارتهاشون رو بدست بياره

بذار يادت بندازم که تو صاحبي

تو احمقي، که به يه کارگر حسودي ميکني

دقيقا اونطوري که گفتي ، گرفتن کازينو جونگ مون کار آسوني نيست

ما به کسي احتياج داريم که بدون هيچ ترسي وارد اين اجرا بشه

احتمالا، کيم جونگ وو کسي که اون کارو ميکنه

بشين و با دقت نگاه کن که من چطور از کيم جونگ وو استفاده ميکم تا کازينو جونگ مون رو بدست بيارم

خوب نگاه کن

اگه باهوش باشي و عميق نگاه کني

هيچ جاي سوالي بخاطر اين رفتار من نخواهي داشت

و هدف اصليمو ميفهي

درباره هدف پدر از اجازه دادن به جانگ وو براي بدست آوردن کازينو جانگ مون

تو چيزي ميدوني؟

يه کم

الان فهميدم که تصميم پدر چيه

احساس نااميدي کردم

هر وقت چيز غيرمنتظره اي در مورد اون ميفهمم

احساس ميکنم مثل ديواري ميمونه که نميشه ازش رد شد

نبايد اينطوري فکر کني

بعضي وقتا از راهي که انتخاب ميکنه ......تعجب ميکنم ولي

به هر حال راه رئيسه

راهي که تا الان رفته به اين معنا نيست که درست بوده

بعضي وقتها راهي هست که نبايد بري

معتقدم که مهمه تو راه خودتو پيدا کني

ممکنه پسرش باشي اما تو خيلي چيزا باهاش فرق داري

اگه ميخواي مثل رييس موفق باشي بايد بي احساس باشي

و قلبت مثل آهن باشه

.....مثل جونگ وو

بي احساس با قلب آهني

وقتي که ما با هم تو يتيم خونه بزرگ شديم من ازش ميترسيدم با اينکه ازش بزرگتر بودم

فکر کنم منظورتو ميفهمم

وقتي ما جوون بوديم ، پسري بود که ما رو تهديد ميکرد چون که ما يتيم بوديم

کسي که پسر شهردار بود

اُه سانگ هون نبود؟

مي شناسيش؟

البته اون يه بار در جيجو داره

به هر حال ، ما بعد چند ماه با يه برنامه درست و حسابي حالشو جا آورديم

....دنده هاشو شکستيم و استخوناشو خرد کرديم

هيچ کس نميدونست که اين جونگ وو بود که اينکارو کرده

نه معلم ، نه هيچ کس ديگه نفهميد

پس فکر کردم

بجاي اينکه دشمنش باشم خدمتکارش بشم

ولي ، اون هنوزم با تو مثل برادر بزرگتر رفتار ميکنه

وقتي تو زندان بودي ، ازت مراقبت نکرد؟

من سعي کردم خيلي وقتا آرومش کنم

ولي هر دفعه بايد اعتراف کنم که شکست خوردم

بله؟

بله اونجا خواهم بود

هي ! رييس ميخواد ما رو ببينه

....من گفتم که ميخوام کازينو جونگ مون رو بدست بيارم ولي

ميدوني که کار آسوني نيست

البته

دستور اينکه کاري کني اين اتفاق بيفته

بله ، چطور ميتونم کمک کنم؟

اول ، بايد وضعيت کاراي اخيرشون رو بررسي کني

بايد بفهمي سهامداراي اصلي کي ان و سهمشون چقدره؟

بله

وقتي اسامي مشخص شد ، با سهامدارا بايد به روش خودتون عمل کنيد با زور يا هر روش ديگه اي

بدست آوردن اسامي مهم کار آسوني نيست

من انجامش ميدم

پس ميتونيد بريد و به مدير هان بگين بياد

بله؟

چي شد؟

ما فهميديم که اونا 3سال پيش مردن

هيچ خانواده اي اينجا ندارن؟

نه

يکيشون از بيماري آلزايمر فوت کرد و پرستارآسايشگاه مراسم دفنش رو برگزار کرده

آسايشگاه کجاست؟

مدتي که اينجا بوده کسي باهاش ملاقات کرده؟

هيچ عضوي از خانواده اش نيومدن . ولي کاراگاه هيون ازش مراقبت ميکرد

نسبتشون چي بوده؟

مطمئن نيستم

ولي ميدونم نسبت فاميلي نداشتن اما اون خيلي مراقبش بود

اما ، قبل از مرگش ، کاراگاه نوه اشو به ملاقاتش آورد

دخترش که مرده پسر داشته؟

در اين مورد مطمئنم

کاراگاه هيون گفت اون نوه اشه

.... اون نوه

کجا ميتونم پيداش کنم؟

....متاسفم ولي

کاراگاه هيون چند روز پيش مرد پس نميدونم چي به شما بگم

آخرين بار که خونه شما بودم

ديدم داريد يه چهره رو ميکشيد

....تصوير يه خانم رو نمي کشيديد

آن مي يونه ؟

خيلي وقته از اون ماجرا ميگذره

فکر کنم صورتشو يادتون رفته باشه

حتي اگه فقط يه خواب بوده باشه

نه، اين واقعا يه خوابه

و اينکه بتونم از اين خواب بلندشم رو آرزو دارم

چشمامو مي بندم

وقتي تصوير تو به ذهنم مياد ، از اينکه صورتتو ببينم ، ميترسم پس چشمامو مي بندم تا نبينمت

دوباره چشمامو مي بندم

اگه اين فقط يه خواب باشه .....نه، اين واقعا يه خوابه

ميخواي تو خونه همينطوري بموني؟

سرکار نميري؟

نه

خيلي بدي

بايد به احساسات تي هيوک توجه کني

همه سرمايه گذاري هاش ممکنه از دستش بره

اون در موقعيت سختي قرار داره

ديگه به من مربوط نميشه

اگه ميخواد ادامه بده بره راهشو خودش پيدا کنه

برام همه نيست ، هرکاري ميخواي بکن

! اي حرومزاده

چطور همچين کاري با کارآگاه هيون کردي؟

همتون بس کنين

....عزيزم

من هنوز نميتونم با اين کنار بيام

چونکه هنوز دوست دارم

اشکام بخاطر اين عشق دردناکه

من بي هدف و تنها سرگردانم

من واقعا دليل اصليتو براي ترک خودم نميدونم

چرا منو ترک کردي؟

فقط يه نفره، اين خيلي دردناک نيست؟

خيلي تلاش نکن منو ترک کني

گوشام چه زنگي زد

فقط صداي تو توي گوشمه

حرفي که تو زمزمه ميکردي ، زمزمه ميکردي

وقتي که اسمم رو صدا کردي

گوشام چه زنگي ميزد

بيا تو

فقط صداي تو در گوشم بود

کلمه اي که تو زمزمه ميکردي، زمزمه ميکردي

........وقتي که اسممو صدا کردي

چرا اومدي اينجا؟

تماسمو جواب نميدي

چاره اي جز اومدم به اينجا نداشتم

بايد باهات حرف بزنم

متاسفم ، الان وقت اضافه ندارم

باشه، پس همين جا ميگم

تو ي مراسم تدفين کاراگاه ديدمت

تو اونجا ديدي

مثل کسي که انگار فاميلشو از دست داده ناراحت بودي

اشکم دراورد

چرا اينطوري زندگي ميکني؟

الان بايد برم بيرون

....شبي که کاراگاه هيون مرد

به من گفت پدر واقعيت کيه

نميتوني الان تمومش کني؟

هدفت از اين کينه توزي چيه؟

انتقام چي رو عوض ميکنه؟

اينکه اينقدر بخاطرش عذاب ميکشي ناراحتم ميکنه

اگه اينجوري ادامه بدي....خودت ميدوني که بيشتر صدمه مي بيني

واضح نيست؟

...سو هيون

چيزي براي از دست دادن ندارم

حتي اگه منصرف بشم الان ازش دور شدم

... اگه اين ماجرا رو الان تموم کنم ، پدرم

بدون اينکه بدونه چه گناهي کرده راحت زندگيشو ادامه ميده

اين هرگز اتفاق نمي افته

حتي اگه بهاش دادن زندگيم باشه ....توي زندگيش

ميخوام احساس پشيموني کنه

...جونگ وو

اميدوارم هيچکس از نسبتم با اون مطلع نشه

بهت التماس ميکنم

چيزي که از کاراگاه هيون شنيدي رو

لطفا فراموش کن

ما امروز باز نيستيم

منم

چي شده اومدي اينجا؟

براي دلداري دادن به شما فراموش کن

بهم بگو چرا اينجايي

تو ميدونستي کاراگاه از زن سالخورده اي چندين سال مراقبت ميکرده؟

اون از تعداد زيادي پرستاري ميکرد

اون آلزايمر داشت و همسايمون بود

چرا ميپرسي؟

اون يه نوه داشت

ميخواستم بدونم شما مي دونيد کيه؟

کي بهتون اين حرفا رو زده؟ کي ؟

رئيسي که من براشون کار ميکنم مايلن بدونن

اون رئيس اسمش جانگ هين هو هست؟

بله

من ميتونم ارزش دانسته هاتون رو پرداخت کنم

از اينجا بريد

من ميدونم کي به همسرم اين همه سختي و زحمت داد

من چيزي ندارم که بگم بريد

...و

اگه درباره اون زنه من نميخوام که شما ادامه بديد

چي گفت ؟ نمي دونست

بريم

متاسفم

سخته که بفهميم

Swallow the Sun subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Swallow the Sun

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left