The first 200 lines.
انچه فصل یک ««««««گذشت
تو آقای انتونیو هستی؟ کاپیتان من رو فرستاده اینجا
دفعه بعد که خودش اومد
. این آدما بیاهمیت ان . ولی تو کاملا فرق کردی
سخت کار کن و آرام بگیر. در موردش لاف نزن
خانواده داری؟ نه
یک خانواده خوب ه اما این نیز پاشنه آشیل شماست.
مال توئه ? پس کی شما دوتا دارید؟ به اجازه شما نیاز دارم؟
تو هنوز زنده موندی نمیتونم ادامه بدم
رشتهای که برای شما کار میکنید، همیشه یک دیلم آماده هست.
از حالا به بعد … ما خیلی بیسر و صدا هستیم
... اگه تو اون سطل آشغال رو . تو از شر سوسک خلاص نمیشی
تدی، پسرم او را با خودت ببر همینجا بمون
سلام
با اون ولگرد رفتی بیرون؟ کی؟
اگه یه چیزی به من بدهکاری، برات میفرستم پس باید پاهاتو بشکنی؟
من هیچ پولی نگرفتم - شما هم با هیچ کدام از اینها نبودید
من 28000 را از شما گرفتم و حالا شما 60000 را می خواهید. این خیلی زیاد ه.
. اون فقط یه سوراخ توی گلوش گیر کرده اون تو کما بود ولی الان حالش بهتر شده
اون رهبره و همیشه رودپاهای خودشه
ما از اینجا میریم. من ازدواج کردم و دوتا بچه دارم
برو پاپی پویو ما مشغول هستیم.
شب بخیر بچهها
. پاپ " گند زده "
اون 50250 یورو. تا جمعه وقت داری
، " کوکوها " رو بذار بیرون یه نفر تو پارکینگ تصادف کرده.
این کاپیتان بود. کاپیتان
اگه دروغ بگی خانوادتو میبریم
اینجا چه میکنی؟
حالا که او را بیهوش کرده، ما بیشتر از برادران هستیم..
. ما دوقلوهای بههمچسبیده هستیم
فصل دو=قسمت یک زیرنویس :محمد رضا
ممکنه منو یادت نیاد من پسر بیبی هست
شما کم خوراکی میخواهید ، آقای " رلستر؟ کلوچه؟
ممکنه منو یادت نیاد من پسر بیبی هست
بیبی کولی. وقتی با هم میرفتین باشگاه تایتان با هم آشنا شدین
من کوچکترین پسرشم، کالین
باید منو یادت باشه اونا به من میگفتم کالیناچی
آقای رلستر، فقط میخواستم بگم
اگر به یه پسر واسه پریدن نیاز داشتین...
. من می تونم یه راز رو نگه دارم و من یه گواهینامه رانندگی دارم
چه می گی؟
خاویار - ه؟ بله، اتاق ماهی
تو، از اینجا برو بیرون ! ! برو بیرون
Relu, Mr. Relu, Relu-Grab ...
به خاطر شوک تبریک میگم موفق باشی . تو بالاترین برنده رو بردی
منظورم این نیست که برنامه ریخته بودی که دخترتون اینجا پرسه میزنه
چی میخوای بگی؟ فقط همین، هیچی دیگه
من فقط دارم میگم که خوشحالم
حالا که هستی … اگه بفهمی
. یادت باشه که دوستات چی هستن و دشمنات رو
تو هم پسری نداری؟ من یه دختر دارم
من سهتا دختر دارم
اما یکی از آنها Adela کوچولو، اون ۱۳ سالشه.
پسرت چند سالشه؟ اون پتانسیل داره
اگر شما علاقهمند هستید او باهوش ه. او در المپیاد جغرافیا بود.
او ن می تونه هر تپه ای باشه این کشور. کوه ها و دشت ها
چه جفت گیری خواهد بود. تو، من و … کاپیتان
بذار بره عزیزم سهتا فامیل
بگذار او باشد.. خیلی وسایلت رو جمع کردی . " ببخشید، آقای " ریلو
. اونا زوج زیبایی هستن ! تبریک میگم
! سیزده بله؟
و به هر حال ، ما یه دختر داریم در همان سن و سال. پسرت
! تبریک میگم بچه
بنابراین، من افتخار بزرگی دارم
… و باعث افتخارمه که بعدا بیام
آیا خوشحال نیستی؟
منم.
داخل
خوب خوشحال باش.
خوشحال نشون بده
باید چیکار کنم؟ رو میز برقصم؟
... رقص روی میز، جنگیدن هرکاری دوست داری انجام بده
خوشحال باش به هر حال، این نظر شماست.
من پنج ساعت است که به اینجا اومدم. و شما نگفتید که
"ما میرقصیم، این عروسی دختر شماست. "
- میتونیم برقصیم؟ - نه ممنون.
تو گفتی که میخوایش پس چرا که نه؟
چون تو نپرسیدی
من ده ثانیه پیش چیکار کردم؟
تو همین الان گفتی فکر کردی میخوام بشنوم
یعنی چی؟ که دروغ میگی
زیرنویس******محمد رضا
گریه نکنید، او بیرون آمد. ما نمی توانیم هیچ کاری کنیم.
سلام آقا. آیا شما مشغول هستید؟
. سلام، الان اینجام
وقتی که من در مورد یک مثلث صحبت کردم این چیزی نبود که منظورم بود
پس حالا میخوای از شر من خلاص بشی ، دندانپزشکی؟
. توی سالن رقص
اگر کاری که من گفته بودم رو میکردیم الان حامله نبودی
آره ولی تا دو روز نمیتونستم راه برم
یعنی میگی الان میتونیم انجامش بدیم؟
میتونم خفه شم
میخوای امتحانش کنی؟ اینجوریم میشه
به من گوش کن
هیچ ترانه ای نیست این باعث شد که من اینجا بمانم..
در مورد دعوت فالافل صحبت می کنی و رفتن به سینما ها، و ببینید چه اتفاقی می افته!
از اینکار پشیمون هستی؟ که فیلم رو از دست دادیم؟
جواب بده
مسخره نشو
خیلی دیره
از هیچ کاری پشیمون نیستم.
دوست دارم
در موردش مطمئنی؟ - بله
- مطمئنا مطمئنید؟ - بله
چه کلشی!
یک کلیشه قدیمی. من قبر مادر م قسم می خورم
ی قبر؟
میخواهی من بمیرم؟
فقط بگو من این کار رو میکنم من این کار را میکنم !
آسیب جدی مغزی.....
نه نمیخوام
تو توی عروسی خیلی عالی هستی.
راستشو بخوای
ما باید تنها کسی باشیم که دعوت میشه .. چون من هم " coolast " هستم.
.. اگه باهاش خوب رفتار نکنی
من او را دزدیده و از اینجا دور میمونم.
- شما حلق آویز کردن؟ - من این کار رو نکردم
باور کن من داماد شما را در همه چیز دستهبندی میکنم.
ساشا بیا اینجا، این طور نیست . چه خماری. خودت را ناراحت نکن !
وقتی چنین عشقی را میبینم، " من از " فرمون " میزنم بیرون ( مادهای که در مغز انسان ایجاد میشود )
راستش
و از عشق
مبارکه
پس وقتی او ... او هفت سال چند ساله بود؟
... ده، ولی اینطور نیست بسه او ده سالش نبود.
ده ? خیلی خب، ده
ما او را با ویتامین ها پر کردیم به نظر می رسید که به آن نیاز داره
بعد با همه چیز شروع کرد ب باشگاهه مختلف پیوست
حتی تو باشگاه جمع آوذی تمبر
چندین زبان یاد گرفت، ایکه بانا و اوریگامی
یه چیزی شبیه کاراته
به روز اومد پیش من گفت حالا
میدونم، میخوام موسیقی بیازم
بعدش یه روز میوه شروع کرد صدا دادن
نه در مورد چیزی که می خواستم بشنوم اگر آن را بپذیرید
گفت: "ما به مدرسه تدیز می رویم."
"آنها یک نمایش را تنظیم کردند اون اونجاست
آنها دو ساعت دیر شروع کردند و من چیزهایی برای انجام دادن داشتم.
اما او گفت: " صبر کنید و ببینید، آنها بزودی شروع خواهند شد ."
ناگهان ایستاد
و در حالی که کل کمربند را در دست میفشرد. همه !
و آن مرد بوق زد. ترومپت !
و من قول می دم که واقعا باعث شد حرکت کنم.
، " فکر کردم " تا حالا دیدی ! ما یه هنرمند توی این خانواده داریم " ای "
میدیدی که ترومپت هم میزد. او این کار را بیش از پیش انجام داده بود.
زمانی که پاپ ژیمانو گربه می خورد
وقتی او شماره خودم را دیدم تماشا کردم و گودالهایی که زیر آن تشکیل شده بود دیدم.
اون خودش رو عصبانی کرد اما دست از نواختن نکشید.
رفیق
یادته وقتی خودت رو عصبانی کردی اون موقع؟
مدتی بود که منتظر بود. و نمیتوانست تحمل کند.
فقط چیز دیگه ای هم گفتم؟
بعد به طرف کارگردان رفتم.
شوخی میکرد. و من به او برخورد کردم.
او واقعا آنچه را که سزاوار داشت، به دست آورد.
اما وقتی آرام شدم و بعد از دیدن رنگ قرمز ایستاد.
به خودم گفتم: یک دقیقه صبر کنید ! پسرم شجاعه
" مهم نیست چه اتفاقی میافتد او کاری را که قصد انجامش را دارد انجام میدهد ."
" او تسلیم نمیشود تا زمانی که این کار انجام شود ."
"او قابل اعتماد است."
ما برای اعتماد به نفس تست می کنیم! خوب؟
تبریک میگم
مبارك باشه
من هیچ انگشتر نمیبینم.
حلقه ازدواج بله حلقه ازدواج
من همراهم نیست ولی من دارم
چیزی نیست که از آن شرمنده باشی
چی ؟ این
من و تو. هیچ چیزی برای شرمساری وجود ندارد
چرا می خوای وارد بشی؟ برای مدتی اینجا بمون
کجا؟
لعنت
Such drunkards!
باید کلی پول باشه
تو خونه نشستمو فقط ی لحظه برا خانومم
خیلی دوستش داشتم.
اما این را به هیچکس نگفتم.
آنها به من خندیدند و گفت که من آدم ترسویی هستم.
من هرگز به او نگفتهام. چقدر دوستش داشتم.
این شرم آوره بله
خودت میدونی که آنها چه میگویند:
" یا چه غلطی میکنی یا نمیکنی " زمان " cock's " داره تموم میشه
من هرگز این را نشنیدهام.
اما اینجا چ خبره اصلا شکست نمیخوره
منظورم عشق ه.
شما عشق رو در قبر می بینید
کفش هام دیگه شروع ب اذیت کردن
بچهها بهم گفتن اون جوانان فردا میرن.
که ماهعسل را به یونان میروند.
بله. . متاسفم، ولی من خیلی خستم
چطور می تونی بزاری خودشون برن؟ یه رانندگی، همین الان؟
اتفاقات وحشتناکی داره میفته این روزها
و اون دختر یه بچه داره که تو راهه
اگه من بودم اگه کسایی که دوستشون داشتم
من آنها را ترک نخواهم کرد.
چطور اجازه میدهید که تنها بروند؟
پاپ ژیمانو ...
تو باعث میشی من به اینجا حسادت کنم ... من
ریلو پسرم … منو ببخش
No comments yet. Be the first to leave one.