The first 200 lines.
"هزاران"
"رويا"
.."که هر رويا"
"ارزش جان دادن دارند"
.."من کُلي"
"رويا داشتم"
" اما باز هم"
"کافي نيستند"
سال 1969
حزب ما زنده باد -
،گيتاي عزيز کلکته حيرتانگيز بود
،حال برگشتم به دهلي باورهام قدرتمند شدند
بايد دنيا رو تغيير بديم و از بنياد تغيير رو شروع کنيم
ميدوني، من هميشه واقعيت رو ميدونستم اما وقتي مادرها رو ميديدم
و بيوههاي هزاران دانش آموز ..که جونشون رو در
جنبش ناکزال از فدا کردند
احساس حقارت کردم
اونا بهترين و روشنايي بنگال بودند
اما بجاي رفتن در راه ساده
که پدر و مادرشون براشون فراهم کرده بودند
بايد موفق بشيم بايد باهاش رو به رو بشيم
از جاده گل آلود و کثيف رفتند به روستاها
تا ظلم و بيداد رو از بين ببرند
بايد موفق بشيم بايد باهاش رو به رو بشيم
خشونت حق مظلوم است
خشونت حق ظالم نيست
اخلاق بره به جهنم
منظورم اينه، مگه کارهاي باگات سينگ درست نبود؟
اون باعث شد به خودمون فکر کنم
يعني، فکر ميکنيم کي هستيم؟
..بيشتر حرفهاي افراطي تا سياسي
يکم راک اند رول !اما بيشتر شوکه
،شرم آور نيست که من ..سيدارت تيابجي
پسر يک پدر مسلمان و مادر هندوي بنگالي
نه اردو بلدم نه بنگالي؟
پدر و مادرم اون چيزي که داشتن رو به من ندادن
اين بايد تغيير کنه
گيتا، من ديگه عضوي از حرب شدم
بالاخره شما هم بايد بشين البته وقتي برگشتين
با عشق، سيدارت
،گيتاي عزيز، اول از همه من هنوز هم دوستت دارم
هنوز هم توي ميروت گير افتادم چونکه ..برنامه حرکت قطار
واس خاطر کل کل هندو و مسلمان که دوباره آتيشش داغ شده، لغو شد
جلوش رو بگيريد اينبار اونقدرا هم بد نبود، 38 نفر تلفات -
دوتاشون وقتي بقيه در حال آشوب بودن
توسط شير سيرک خورده شدند
اما بيشتر مردم به چپشون هم نيست
..براي بدست گرفتن کنترل شهر
حکومت نظامي برقرار شده
چيزي که مردم رو واقعا به وجد مياره "اخباره"
که دختر تاجر سخت افزار با آشپزشون فرار کرد
يه سري از اعضاي خانواده بالاخره پيداش کردند و انداختنش توي ديگ
!و پُختنش
!شوخي کردم، اختهش کردن
اين بيثباتي پدرم رو نگران ميکرد
سي نفر از همقطارانش که فدايي گاندي بودن ..و 70 سوسياليست
!و 102 نفر ديگه يه نفس ميرفتن
اما کار اصلي بابام نگراني بود
بايد نگران ما ميبود
..و ما نبايد به
.طبقه بالا نزديک ميشديم و ما چي؟ -
الان نه، گيرمون آوردي ها برو
بازي که درکش نميکنم
:بازي "بياين دنيا رو عوض کنيم"
وقتي شما دنبال راه فراريد من دنبال راه ورودم
منظورم به قلبتونه
به زودي ميبينمتون با عشق، ويکرام
هي، قهرمانت حاضره؟
عمو
بيا، يکم ماست براي خوش شانسي بيا بگير - عمو -
نگران نباش، چيزي نميشه
روي درست تمرکز کن
ويکرام چي شده؟-
زنت اول صبحي انداختت بيرون؟
داري ميري دهلي؟
فکر کنم نبايد پولم رو صرف ارسال اين نامه کنم
ميتوني برسونيش؟ بدهش راندير
بگو همه چيز اينجا رو به راهه قربان-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و سميرا
يالا، تکون بخور مرد
سلام ويکرام - سلام- سلام-
سلام رفيق سلام-
پاپو، زود باش بيا کيفم رو بردار
حرومي، اينجا اتاق من هم هست
هنوز وسايلت رو باز نکردي و مهمونات اينجا خراب شدن
وقتي بعد از مدت طولاني کسي رو ميبيني بايد سلام کني
!من حتي نميتونم تو اتاق خودم تنها باشم
خيلي به نفعته بري پيششون بشيني تا اينکه بخواي با خودت ور بري
!اونا جوان هستن و پر انرژي
بله
بهم زنگ زد - اقاي راندير- بله-
دو ساعت منتظرت بودم
کجا بودي؟ قطار تاخير داشت -
قطار به درک خونه همه خوبن؟
خوبه، شورش هم تحت کنترله اين که قابل پيشبيني بود-
يالا، نامه رو بده از کجا ميدوني؟-
..رهبر از اتفاقاتي که
اونجا داره اتفاق ميافته !خبر داره
جشن هم بخاطر کاراي ايشونه قطعا-
شنيدم تو هم توي آشوب دست داشتي چرنده-
اون نُه روز بيرون از شهر بود
حالا بگو، قضيه چيه؟
نه گاندي داريم نه نهرو يا سوباش اين چيه؟
هيچي اون پايين چه خبره؟-
..هماتاقيت بهم گفت
يه اجراي راک دارن
يه سري دختر با قيافه عجيب اونجا بودن
دخترا خيلي جذاب بودن
اگر مشکلي بود خبرم کن
!واو، چه جيپ خفني
خوشت اومد؟ - آره- مال تو-
ساني
هي، چيکار ميکني؟
تقديم به شما طرفداران جيمي هندريکس و باب ديلان
که در کشورشون عليه ناعدالتي جنگيدن
ميخواين فکر کنيد؟ سوال بپرسيد فقط گوش نديد، حتي به ما
نه، اما بابا چي ميگه؟ به بابا بگو زندگي فقط براي تفريح نيست-
بهش بگو تو بيهار قحطي اومده
بگو مردم دارن در حومه شهر ميميرن
بگو اون مسئول اين اتفاقاته
چون تو ايالت باهاشونه
ايالتي که مال اربابانه و طبقه سرمايه دارانه
..و به بابا بگو، زندگي فقط
ياد گرفتن زبان انگليسي، تحصيلات ...حقوق تپل گرفتن
،و عشق ورزيدن به مادر و پدر نيست کلي کشور تو دنيا هست
که مردم توش خواستههاي جديد ثبت ميکنند
چين - ويتنام - تلنگانا-
"حالا که بيداري"
"آماده مبارزه شو"
حالا که بيداري" "آماده مبارزه شو
..روزي روزگاري يک پرنسس
به تنهايي توي خيابون راه ميرفت
توسط شاهزاده طرد شده بود
وقتي يک شواليه دلير سوار بر اسب سلطنتي بهش نزديک شد
سوار اسبش کرد و به طرف غروب آفتاب بردش
تمام داستانها پايان خوشي ندارن، ويکرام
خب، چون هر داستاني "سيدارت" خودش رو داره، نه؟ خواهش ميکنم -
يالا، ميرسونمت
شواليه زرهپوش تو رو تا پناهگاه شير اسکورت ميکنه
مثل هميشه فقط سعي نکن و من رو از شير دور نگه دار، جناب شواليه
زنم غُر ميزنه که من خروپف ميکنم
بهش گفتم که هيچ زني قبل از تو چنين ادعايي نکرده بود
فعلا، ميبينمت خداحافظ، خوشحال شدم اومدي -
سلام عزيز، بيا
درواقع، چرا جفتتون نمياين و با ما مشروب بخورين؟
نه، فکر کنم بايد برم و سيدارت رو ببينم
واقعا؟ - بعدا ميام پيشتون - ممنون - اوکي -
شايد منم زياد نمونم
بايد بري؟ - هي، گوش کن - تو بايد من رو برسوني خونه - چشم خانم -
.."عشق من"
عشقم من نيومد" .."عشق من
عشقم من نيومد" .."عشق من
"صبح زود"
"صبح زود"
اگر قانع شده بوديم اگر واقعا تکون خورده بوديم
بيا، پس بريم و يکم کار مثبت کنيم
اگر واقعا بخوايم چيزي رو عوض کنيم
بايد به روستاها بريم کاسترو رو ببين -
.. کاري که در کوبا کرد
کوبا کوچيکه، کشور ما بزرگه سيدارت - خواهش ميکنم -
ما اينجا آقاي پوبير رو داريم اون تمام عمرش رو در روستاها کار کرده
جاي اين که بذاري حرف بزنه
داري وارد فاز روشنفکري ميشي
آقاي پروبير
گاندي اهميت روستاييان رو خيلي زودتر از مائو فهميد
به خوبي اين رو اثبات کرد که ...هيچ انقلابي
بدون کشاورزان در اين کشور ممکن نبوده
اما اون چه انقلاب اجتماعي رو آغاز کرد؟
آقاي چارو به مراتب بيشتر ..ارزش روستاييان رو
در انقلاب هند نشون داد، اون گفت ..به همراه ديگران
کارگردان، کشاورزان هم بايد مسلح بشن
تو اون روستاها تغييري شکل داد؟ ..تمام کاري که جناب گاندي کرد
اين بود که ميهمان تاجران مارواري بشه
و در قصرهاي مجللشون بشينه و در مورد روستاييان بيچاره صحبت کنه
"اون صبح خواهد رسيد"
"اون صبح خواهد رسيد"
چيزي نداري بگي، گيتا؟
چي ميتونم بگم؟ براي چي؟ -
من تمام عمرم رو بين انگليس و دهلي گذروندم
هرگز تو روستا نبودم
!اين که مشکلاتشون رو بفهمم ديگه هيچ
اما شما بنظر همه چيز رو ميدونيد
و چرا از من ميپرسي؟ اين عقيدهي درستي نيست، گيتا -
چطور ميخواي ياد بگيري؟ چطور ياد بگيري وقتي مسائل رو کاوش نميکني؟
وقتي بحث نکني چطور ميخواي ياد بگيري؟ ..چطور ميتوني اينقدر
من رو دوست داري، سيدارت؟
چي؟ جواب بده، دوستم داري؟ -
..بله، معلومه.. من
واقعا دوستم داري؟
!گفتم که بگو -
دوستت دارم عاشقتم
دوستت دارم
ببخشيد خواهش-
فردا به اعتصابات دانشگاه ملحق ميشم
با مياي، نه؟ فکر ميکنم اين يه گند اساسيه -
نميدونم ميخواين چيکار کنيد
تلاش نميکنيم و اگر جواب هم نده
سيدارت گفت که ارزشش رو داره حداقل ما اونجا هستيم
ما.. - گيتا، سيدارت با قاشق نقرهاي توي دهنش بزرگ شده
ميدوني، باباش قاضي بازنشستهست
No comments yet. Be the first to leave one.